دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 210100
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

من معتقد بودم که این کنترل و مراقبت امکان پذیر نیست و بهتر است که از اول پی اش نرویم ، هر چه در مخالفت با این عمل صحبت کردیم نتیجه ای نداد ، تا این که یک روز اعلام کردم که من هم موافق خرید تلویزیون هستم .
دوستانی که متعجب بودند علت تغییر رأیم را پرسیدند ، گفتم : " شما چه کار دارید ، من منتظرم که تلویزیون وارد زندان شود ، آن وقت با زور و با پاره آجر مسئله را حل می کنم و این کار نیاز به این همه بحث ندارد ، فقط باید خود را برای چند روز انفرادی آماده کنم ، اهل خسارت دادن هم که نیستم . "
حرف های من به گوش هواداران و موافقان رسید ، آنها جا زده و چند روز خرید خود را به تعویق انداختند ، آنها به سراغم آمدند و گفتند که این نظر جامعه اسلامی است و ما باید از آن تبعیت کنیم ، به آنها گفتم که تبعیت من از جامعه اسلامی تا جایی است که به وظایف شرعی و اعتقاداتم تعرض نشود .
مأمورین زندان که از تعویق خرید تلویزیون با خبر شده بودند از نیکخواه ، منصوری مقدم و فیروزی علت را سؤال می کنند ، آنها هم شرح مخالفت و تهدید مرا به آنها می دهند ، منصوری که بین آن سه مارکسیست وضع بهتری داشت و به مسلمان ها نزدیک بود پیش ما آمد و گفت که مأمورین گفته اند این حق زندانی است که تلویزیون داشته باشد ، شما بروید تلویزیون را بخرید ، ما حمایت تان می کنیم ، اگر درگیری هم پیش آمد ما وارد صحنه می شویم و از شما پشتیبانی می کنیم .
منصوری توضیح داد که اگر شما به مخالفت خود در ارتباط با خرید تلویزیون ادامه دهید آنها ( مأمورین ) از این اختلاف سوء استفاده خواهند کرد ، خلاصه پس از کلی آمد و شد و ارائه صحبت ها و تحلیل های مختلف و توجیهات گوناگون مرا متقاعد به سکوت و آرامش کردند و به این ترتیب برای خرید تلویزیون اقدام کردند .
رفت و روب ، نظافت اتاق ها و بندها ، سفره گستردن ، شستشوی ظرف و ... به صورت نوبتی انجام می شد ، این نوبت توسط هیئت 5 نفره تعیین می شد ، جالب این که در این تقسیمات و امور هیچ کسی بر دیگری برتری نداشت ، همه در نوبت های مقرر خود در این امور مشارکت می کردند با این که برای ما پذیرفته نبود که افراد روحانی چون آقای انواری و حجتی کرمانی به این کارها بپردازند ، ولی آنها با اصرار خود عهده دار این وظایف می شدند .
نوع نگاه به زندگی در جامعه اسلامی و تجربه موفق آن در زندان موجب ماندگاری و پایداری شاخصه ها و خصایص آن در این زندان و سایر زندان ها شد ، به طوری که در هر زندان که چند مسلمان حضور داشتند چنین جمعی را تشکیل و چنین برنامه هایی را دنبال می کردند .

پاورقی _________________________
1- دکتر محمد رضا منصوری فرزند ماشاءالله در سال 1330 در تهران متولد شد ، او فعالیت مذهبی و سیاسی خود را از سنین کودکی در سال های 40 و 41 با حضور در هیئت محبان الحسین آغاز کرد ، علاقه او به فعالیت های سیاسی با دستگیری برادرانش ( جواد و احمد ) مضاعف شد .
وی در سال 1349 در دانشگاه تهران پذیرفت شد و در رشته پزشکی به تحصیل پرداخت . وی فعالیت های خود را در انجمن اسلامی دانشکده پی گرفت ، در بهمن ماه سال 1353 در حالی که دانشجوی سال چهارم پزشکی بود به خاطر اعترافات فردی مبنی بر ارتباط او با علیرضا سپاسی آشتیانی توسط ساواک دستگیر و حدود چهار ماه در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری شکنجه شد .
او پس از محاکمه در دادگاه به زندان ابد محکوم و به زندان قصر منتقل گشت ... سرانجام در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در 21 دی ماه سال 57 آزاد شد ، او پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحصیلات خود را ادامه داد و توانست در رشته چشم پزشکی متخصص شود .
2- آقای دکتر رضا منصوری در خاطرات خود در این زمینه می گوید : " .... در عید سال 1345 به خانواده های زندانیان اجازه ملاقات دادند ، آنها می توانستند بچه های زیر 12 سال را با خود به همراه ببرند ، در این روز خانواده ها از صبح تا شب اجازه داشتند پیش زندانیان باشند . من در آن موقع با وجود این که شانزده سال و در سال چهارم دبیرستان بودم توانستم به خاطر جثه کوچک و ریزه ای که داشتم به جای بچه زیر 12 سال پیش برادرهایم به زندان بروم ، در آنجا با افراد حزب ملل اسلامی بیشتر آشنا شدم . " ( آرشیو واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی )
3- ابوالقاسم سرحدی زاده فرزند علی اکبر متولد 1324 تهران ، او فعالیت های مذهبی سیاسی خود را با حضور در مجالس سخنرانی و وعظ در مساجد شروع کرد ، او ضمن ارتباط با دوستان و معلمین مذهبی ، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان رساند ، قبل از واقعه 15 خرداد 42 به حزب ملل اسلامی دعوت شد . او پس از دستگیری در مهر سال 44 در دادگاه تجدید نظر به زندان ابد محکوم شد و بعدها با یک درجه تخفیف محکومیت او به 15 سال زندان تبدیل شد و در سال 1357 آزاد شد .
او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مسئولیت ها و سمت های مختلف قرار گرفت از جمله : همکاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، عضو شورای سرپرستی و قائم مقام بنیاد مستضعفان و جانبازان ، ریاست شورای سرپرستی زندان ها ف عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، سرپرستی روزنامه صبح آزادگان ، وزیر کار در کابینه مهندس میر حسین موسوی ، به مدت 6 سال نماینده مردم تهران در دور سوم و پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی ، عضو مرکزی خانه کارگر ، رئیس هیئت مدیره اتاق تعاون جمهوری اسلامی ، رئیس هیئت مدیره اتحادیه امکان ، مشاور رئیس جمهور در امور کار و کارگری و ...
4- احمد منصوری فرزند ماشاءالله در سال 1326 در شهر کاشان متولد شد ، او پس از مهاجرت خانواده به تهران تحصیلات ابتدایی را در دبستان نوشیروان به پایان رساند و برای طی تحصیلات متوسطه وارد مدرسه علوی شد و از سال 1340 در جلسات انجمن اسلامی دانش آموزان که در منزل آقا لطف الله میثمی تشکیل می شد شرکت کرد . او مدت کوتاهی نیز به کلاس های انجمن حجتیه رفت ولی به خاطر حضور در فعالیت های سیاسی از آنها کناره گیری کرد ، بعد به همراه برادرش جواد به حزب ملل اسلامی دعوت می شود ، پس از کشف حزب در مهر سال 44 دستگیر و به 4 سال زندان محکوم شد و توانست در زندان دیپلم خود را بگیرد .
او پس از مدتی در 29 اسفند سال 47 از زندان آزاد شد و در سال 48 در رشته علوم اداری در دانشگاه تهران قبول شد و به تحصیلات عالیه پرداخت ، او در خرداد سال 52 توسط کمیته مشترک ضد خرابکاری مجدداً دستگیر و پس از حدود 20 روز آزاد شد .
احمد منصوری در بهمن سال 52 از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و در تیرماه سال 54 برای بار سوم دستگیر گشت و چون دعوت ساواک را برای همکاری نپذیرفت زندانی شد و سرانجام در آبان سال 57 آزاد شد . احمد منصوری چون دیگر برادرهایش ( جواد و رضا ) زحمات و رنج های بسیاری برای مبارزه با رژیم طاغوت متحمل شد و در این راه ثابت قدم و استوار ماند ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز خود را وقف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ساخت .
5- گروه نیکخواه ، موسوم به " یوش " شامل افرادی چون پرویز نیکخواه ( رهبر گروه ) ، مهندس احمد منصوری مقدم ، مهندس منصور پور کاشانی و ... با مرام و رویه ای مارکسیستی مائوئیستی به بهانه دخالت در حادثه 21 فروردین سال 1344 و ترور شاه دستگیر شده بودند . اما حقیقت قضیه این نبود ، چرا که رضا شمس آبادی سرباز گارد شاهنشاهی از اعضای حزب مردم ایران شاخه کاشان بوده است و تحت تأثیر افکار افراد دیگر حزب چون حسن شریف و احمد کامرانی تصمیم فردی بر ترور شاه می گیرد .
و چون احمد کامرانی با گروه یوش ارتباطاتی داشته آنها را هم از این عمل مطلع می کند که با مخالفت نیکخواه مواجه می شود ، ولی با این حال رژیم پهلوی به خاطر مرام کمونیستی گروه نیکخواه با اتصاف این حادثه به آنها و در یک اقدام تبلیغی سعی بر بهره برداری سیاسی می کند . " یوش " نام روستایی در شمال ایران است که زادگاه نیما یوشیج نیز به شمار می رود ، گروه نیکخواه شرکتی را به این نام ایجاد کرده و تحت لوای آن به فعالیت های سیاسی خود می پرداختند .
6- چاقوی در اختیار مسلمان ها از بیرون زندان و در داخل گونی برنج و یا حلب روغن و نظایر آن به داخل زندان وارد شده بود .

7- زندانیان با سائیدن سنگ و شیشه و حتی آهن ، اشیاء تیز و برنده ای درست می کردند که اصطلاحاً به آن " تیزی " می گفتند که گاه بسیار خطرناک بود .

پایان

منبع:سایت ساجد


دسته ها :
دوشنبه هفتم 11 1387 18:54
X