دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 209134
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

ساعت 9 صبح بود که مأمورین آمدند و اسم محمد باقر صنوبری و حسن طباطبایی و دو نفر دیگر را خواندند و گفتند چون اینها سن شان زیر 18 سال است باید به دارالتأدیب بروند . ما می دانستیم که این محل در اصل دارالتخریب است و نه دارالتأدیب و اثرات سوء برای افراد دارد . با طرح این موضوع سخت برآشفتیم و از خود عکس العمل شدید نشان دادیم .
حاج یوسف رشیدی (3) که فردی بلند قامت و زورمند بود به سمت یکی از مأمورین که ستوان بود هجوم برد و او را گرفت و بلند کرد تا به زمین بکوبد ، ما جلو او را گرفتیم و نگذاشتیم چنین کند . با این اقدام مأمورین با سرعت از اتاق ما دور شدند .
آنها شرح ماجرا را به مسئولین زندان گزارش دادند ، آنها تصمیم می گیرند که برای متقاعد کردن ما متوسل به زور شوند . سرهنگ کوهرنگی ( رئیس کل زندان قصر ) و سرگرد تیموری ( رئیس زندان شماره 3 و 4 قصر ) قبل از اعمال زور و فشار به نزد ما آمدند و گفتند : " دست از ان کارها بردارید ، شما مسلمانید ما هم مسلمانیم ، نگذارید اینجا جنجال بشود ، ما به اعتقادات و افکار دینی شما کاری نداریم ، ما دلمان می خواهد شما را هم به زندان سیاسی ببریم ، ولی جا نداریم ، چه کار کنیم ؟ ما برای کشتن شما نیامده ایم ، ما فقط زندانبان هستیم و ساواکی نیستیم ... "
آنها در این زمینه خیلی صحبت کردند ، ولی وقتی با روحیه شهادت طلبانه و اصرار و اعتراض بچه ها مواجه شدند با توجه به فشار و اجتماع خانواده ها در بیرون از زندان ، پذیرفتند که تعدادی از افراد به زندان شماره 3 بروند .
ولی باید چند نفر می پذیرفتند که به زندان شماره 1 بروند تا برای آنها نیز جا و فضایی در زندان سیاسی باز شود ، ما بین خود صحبت کردیم و قرار شد بیشتر بچه های جوان را به زندان شماره 3 بفرستیم ، در آخر حدود 13 نفر هم به زندان شماره 1 رفتیم .
در زندان شماره 1 ما را به بند شماره 2 بردند ، این بند از کثیف ترین و بی اخلاقی ترین بندهای زندان قصر و به بند " قوم لوط " مشهور بود که در آن خبری از اخلاق و ارزش های انسانی و اسلامی نبود .
در ابتدا آنها از ما خواستند که در دو اتاق جداگانه مستقر شویم ، ولی ما با توجه به شرایط کثیف اخلاقی این بند تصمیم گرفتیم با وجود سختی و تنگی فضا و مکان همه در یک اتاق جای بگیریم و به هیچ وجه از هم دور نشویم .
در بند شماره 2 علاوه بر تعرض های اخلاقی و اعمال منافی عفت ، سرقت اموال افراد متداول بود ، به طوری که با ورود ما به اتاق ظرف چند ساعت اول چند جفت دمپایی را سرقت کردند ، اتاقی که ما 13 نفر در آن جای گرفتیم حدود 16 متر مربع مساحت داشت که برای خواب و استراحت با کمبود جا و فضا مواجه بودیم .
حاج یوسف رشیدی که مردی قوی و پر قدرت بود برای حفاظت از بقیه غالباً دم در اتاق می نشست و شبها هم برای مصون ماندن از تعرض و تعدی به نوبت در پشت در کشیک می دادیم .
اوضاع اسفبار و ضد اخلاقی این بند ما را به شدت متأسف و متأثر کرده بود ، هر روز صبح شاهد صحنه عجیبی بودیم ، مأمورین چند نفر را که شب قبل عمل کثیف لواط را مرتکب شده بوده به صف کرده و موی سر آنها را می تراشیدند .

ادامه دارد...

منبع:سایت ساجد


دسته ها :
دوشنبه هفتم 11 1387 18:54
X