دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 209994
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

از طرفی هم در اردیبهشت ، شبهای آنجا هوا خیلی سرد می شد ، لباس گرم و مناسبی همراه نداشتیم . فکر نمی کردیم در چنین مخمصه ای گیر بیفتیم ، هرازگاهی نور ماشینی دل شب را می شکافت ، ما خود را به میان مرغزار می انداختیم و مخفی می شدیم و ماشین زوزه کشان رد و در سیاهی محو می شد .

گویا عصر در کشتزار گندم آب انداخته بودند ، تمام لباس های ما خیس و گلی شده بود ، سرما هم حسابی عرصه را بر ما تنگ کرده بود ، تا آنجا که برای گرم شدن همدیگر را بغل می کردیم و به هم نفس می دادیم تا گرم مان شود .

گاهی هم برای آن که خوابمان نبرد به یکدیگر سیلی می زدیم ، تمام لباس هایی را که در ساک داشتیم به تن کرده بودیم ، با این حال سوز حاصل از ترکیب سردی هوا با خیسی زمین تا مغز استخوان ما رسوخ کرد ، امان مان را بریده بود ، نه می توانستیم سرما را تحمل کنیم و نه می توانستیم بخوابیم .

هرازگاهی صدای پارس یا زوزه حیوانی در فضا طنین انداز می شد ، برای خالی شدن دل ما همه چیز تکمیل بود ، اگر خود را می باختیم کار تمام بود ، نبایستی توقف می کردیم ، به هر ترتیبی که بود باید پیش می رفتیم ، حین رفتن گاهی یکی از کفش هایمان در باتلاق گیر می کرد و از پایمان در می آمد ، برای یافتن آن باید در میان گل و لای و لجن می خلیدیم و به زحمت آن را می یافتیم .

از بینی و چشم هایمان بی اختیار آب و اشک سرازیر بود ، نوک انگشتان دست و پایمان بی حس شده بود ، گوش ها و نوک بینی هم یخ زده بود ، صداق شق شق ناشی از بهم خوردن دندان هایمان را می شنیدیم .

یک بار دوستم کاملاً خود را تسلیم شرایط کرد و در گل و لای غوطه خورد و دیگر نمی خواست بلند شود که من به زور دستهایش را کشیدم و زیر پهلویش را گرفتم و سرپایش کردم ، پس از مدتی تلاش برای وا کندن از باتلاق به یک گودال رسیدیم ، به کنار آن رفتیم ، دیدیم که رودی بزرگ از وسط باتلاق می گذرد ، به نظر می آمد خیلی گود باشد ، نمی توانستیم به میان آن برویم و یا از رویش بپریم ، تقریباً به بن بست رسیده بودیم .

برای دقایقی مأیوس و سرخورده و مستأصل ایستادیم ، گویا به ته خط رسیده بودیم ، در آن سیاهی و دل شب رو کردم به آسمان ، ستاره ها می خندیدند ، بی صدا به خدا التجاء کردم و نشان راه و مفری جستم ، آیا در این سیاهی و سکوت راهی بود ؟ ....

ادامه دارد...

منبع:سایت ساجد


دسته ها :
دوشنبه هفتم 11 1387 17:53
X