دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 208462
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

 

 

عملیات ال . عال :

در سال 1347 مسابقه ای بین ایران و اسرائیل در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) برگزار شد ،(1) اسرائیلی های زیادی به ایران آمده بودند ، ما در جریان نبودیم ، اما برخی گروه ها در اعتراض به برگزاری مسابقه و ورود اسرائیلی ها تظاهراتی به راه انداختند و مطالب سطح پایینی را مطرح کرده بودند و شعارهایی مثل " با اره بریدند سره موشه دایان را ، عجب ختنه سورانی " را سر داده بودند و عروسک هایی از موشه دایان یک چشمی را درست کرده به نمایش گذارده بودند .

برخی خانه ها و منازل جهودها و یهودی ها هم در تهران مورد حمله قرار گرفت و آتش کشیده شد ، ما این کارها را سطح پایین می دانستیم و قبول نداشتیم ، اما در سال 1349 در بازیهای آسیایی فوتبال که در ایران برگزار شد (2)، قرار بود بازیکنان اسرائیلی هم به ایران بیایند .

ما دو ماه جلوتر با خبر شدیم ، از آنجا که احساسات ما به خاطر آتش زدن مسجد الاقصی (3)جریحه دار شده بود ، این مسابقه فرصت خوبی بود تا انتقام خود را بگیریم و نسبت به ارتباطات دولت ایران با اسرائیل اعتراض کنیم . در این اندیشه بودیم که کاری شبیه به حادثه فرودگاه مونیخ به وجود آوریم که در آن یازده اسرائیلی کشته شدند .(4)

خلق چنین صحنه و حماسه ای شد هدف و آرزوی ما ، برای این منظور لازم بود ما که به دنبال مسابقه و قیل و قال بازی نبودیم ، چندین مرتبه به استادیوم امجدیه برویم و موقعیت آنجا را با امکانات و استعدادهای خود بسنجیم .

در ارزیابی و شناسایی های خود از محل های استقرار و دروازه های ورود و خروج به این نتیجه رسیدیم که عملیاتی چون عملیات مونیخ در امجدیه در حد ظرفیت و امکانات ما نیست و ما فاقد تیراندازان و تفنگداران مجرب و ماهر هستیم . نتیجه این کار فقط از بین رفتن خومان است ، لذا از ترور و عملیات تروریستی منصرف شدیم و شروع کردیم به پخش اعلامیه هایی علیه اشغالگری اسرائیل و تبلیغ به نفع فلسطین .(5)

مسابقات حدود ده دوازده روز طول کشید و ما از شب اول که مسابقات شروع شد در امجدیه هر شب حدود ده هزار تراکت و اعلامیه چاپ و پخش می کردیم ، برای پخش اعلامیه در امجدیه با چهار گروه در چهار طرف امجدیه مستقر شدیم ، طریقه پخش هم به این صورت بود که هر فرد به اندازه مصرفش اعلامیه می برد ، صد یا دویست اعلامیه را یکباره می انداختند تا اگر گیر افتاد و بازرسی بدنی شد دیگر مدرکی همراهش نباشد .

با رد و بدل شدن هر شوت حساس در مسابقه صدای تماشاچی ها به آسمان بر می خاست و ما در این لحظه ها دسته ، دسته اعلامیه بر سر آنها می ریختیم که مردم اول فکر می کردند که تکه های کاغذ را برای شادمانی پخش می کنیم .

بچه های مجاهدین قاپ برخی دوستان ما را دزدیده بودند ... کلمه " خلق " در قرآن بسیار به کار رفته ، اما مارکسیست ها اصطلاحاً از آن برای بیان ایدئولوژی کمونیستی خود استفاده می کردند ، این دوستان فریب خورده ما هم بدون بیان حرف دل خود ، اصرار داشتند که از این واژه در اعلامیه های خود استفاده کنیم و مثلاً بگوییم خلق ایران از خلق قهرمان فلسطین حمایت می کند .

ما با این خواسته آنها موافق نبودیم و کلمات متناسب با منش و بینش خود را به کار می بستیم ، در ابرام این نظر من حتی یک شب از انتشار اعلامیه دست کشیدم و گفتم تا تکلیفم مشخص نشود این کار را نمی کنم ، تا این که دو تن از دوستان آمدند و گفتند هر طور که فکر می کنی صحیح است ، اعلامیه ها را بنویس و تکثیر کن .

در روز اول مسابقه پرچم کشورهای مختلف از جمله پرچم اسرائیل دور تا درو استادیوم در اهتزاز بود . برای آتش زدن پرچم های اسرائیل ، هر چهار دسته وارد عمل شدیم ، برای این کار تافت (آب پاش) هایی را پر از بنزین کرده با خود به استادیوم بردیم ، در لحظه ای که هیجان و شور مردم شدت می گرفت ، پرچم های مزبور را در همان حالت اهتزاز به آتش می کشیدیم ، از فردای آن روز تمام پرچم ها را به غیر از پرچم ایران جمع کردند ، البته در جایگاه مخصوص مقامات که به شدت محافظت می شد و در دسترس ما نبود ، پرچم هایش را دست نزدند .

ادامه دارد...

منبع:سایت ساجد


دسته ها :
دوشنبه هفتم 11 1387 17:59
X