یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
نقش انگلیس در واگذاری فلسطین به صهیونیسم
نقش انگلیس در واگذاری فلسطین به صهیونیسم در سال 1903 بعضی از رهبران یهودی درباره تأسیس كشوری برای یهودیان در منطقه صحرای سینا با حكومت انگلیس مذاكره كردند. پس از آن، هرتزل بنیان گذار صهیونیسم، به انگلیس اعلام كرد كه تنها راه حل مشكل یهودیان، ایجاد وطنی برای پناه دادن به مهاجران یهودی است. این اندیشه در غرب به ویژه در شخص بالفور، تأثیر فراوان گذاشت. بخش تاریخ ایران و جهان تبیان اهمیت فلسطین برای استعمار انگلیس در ابتدای قرن بیستم میلادی در حالی كه هدف سیاست استعمار انگلیس تثبیت وجود خود در هند، مصر و بخش های بزرگی از آفریقا و نیز حمایت از راه های مهم منتهی به این مستعمر ها بود، اوضاع جدیدی در صحنه سیاست جهانی پدیدار شد. استعمار انگلیس، اهمیت فراوان و ارزش سوق الجیشی فلسطین و نقش بزرگی كه می توانست به یاری موقعیت خویش در آینده استعماری آن ایفا كند را درك كرد. فلسطین جایگاهی اساسی برای حمایت از صحرای سینا و كانال سوئز بود كه این كانال مهمترین مصالح استعمار انگلیس و راه هند و آفریقا را تشكیل می داد. فلسطین، پیوندگاه سه قاره و مركز سوق الجیشی مهمی برای چیرگی بر كرانه های جنوبی دریای مدیترانه و دریای سرخ و پایگاه عمده ای برای تمام طرح های توسعه طلبانه ای بود كه بعدها پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، در سوریه، اردن، عراق و جزیره العرب رخ داد و لذا انگلیسی ها برای دست اندازی به فلسطین از یكسو در چانه زنی با فرانسوی ها در پیمان موسوم به «سایكس پیكو»2 این كشور را در جریان تجزیه مستملكات عثمانی سهم خود ساختند و از سوی دیگر امتیازات فراوانی به یهودیان كه انگیزه زیادی برای هم پیمانی با انگلستان در مهار مقاومتهای اسلامی و ضداستعماری مردم فلسطین داشتند واگذار نمودند. در این راستا وایزمن، رئیس وقت جنبش صهیونیسم، تلاش های بی وقفه ای برای همسو كردن مواضع انگلیس با دیدگاههای صهیونیستی انجام داد. بعد از تبلور این اندیشه، حكومت انگلیس پیش نویس مستندی را در ژوئن 1917 م آماده كرد و در آن دیدگاه های وزیر خارجه اش، «آرتور جیمز بالفور»را مد نظر قرارداد و تجربیات قدیمی او را درباره اسكان مهاجرین یهودی منعكس، و بر مفهوم احداث پناهگاه برای ستم دیدگان آنها تأكید كرد. اما صهیونیستها با این دیدگاه مخالفت كردند. زیرا آنان نه یك سرپناه تحت نظارت انگلیس بلكه یك كشور مستقل برای خود به منظور تأسیس دولت یهود ر آن می خواستند.این تأكید با مخالفت و عدم انعطاف انگلیسی ها روبرو شد آنان از یكسو برای خواسته صهیونیستها احترام قائل بودند و از سوی دیگر نمی خواستند حاكمیت خود را بر فلسطین از دست بدهند. از این رو در دراز مدت با واگذاری فلسطین به یهودیان موافقت كردند. صدور اعلامیه ی «بالفور» این توافق در نهایت منجر به صدور اعلامیه ی «بالفور» شد. لرد بالفور در جلسه مورخه 31 اكبتر 1917 م كابینه انگلیس اعلام كرد: «... دولت اعلی حضرت پادشاه (انگلستان) به موضوع تأسیس وطن ملی یهودیان در فلسطین با نظر موافق می نگرد، و برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاش های خویش و مساعی خود را به كار خواهد برد تا راه رسیدن به اهداف را هموار سازد. مشروط بر این كه هیچ نوع اقدامی صورت نگیرد كه به حقوق ملی و مذهبی جماعت غیر یهودی در فلسطین و اصل حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در كشورهای دیگر لطمه بزند...» در روز دوم نوامبر 1917 م، لرد بالفور این اعلامیه را همراه یك نامه برای لرد روچیلد بدین مضمون فرستاد: دوست عزیزم لرد روچیلد بسیار خوشحال شدم از این كه اطلاع پیدا كردم به شما نیابت حكومت سلطنتی اعطا شد و اظهارات ذیل را كه خواسته صهیونیستها و مورد تأیید شورای وزیران است، تقدیم می كنم.» سپس در آغاز ژانویه، 1919 م. كنفرانس پاریس گشایش یافت. تا در جوی مالامال از خوش بینی، در خصوص نزدیك شدن موعد اجرای اصل تعیین سرنوشت، نقشه ای تازه برای جهان بكشد، و پایه های نوین روابط بین ا لمللی پس از جنگ جهانی را پی بریزد. از همان آغاز معلوم بودكه صهیونیست ها از قدرت فراوانی در كنفرانس برخوردارند، چندان كه به ایشان امكان می داد به تمام اهداف خود دست یابند. این در حالی بود كه فیصل، نماینده عرب ها (پادشاه حجاز)، در كنفرانس حضور داشت. وی از همان آغاز با فشارهایی از طرف فرانسویان روبه رو شد. از طرفی انگلیسی ها نیز راحتش نمی گذاشتند نتیجه این شد كه فیصل به پیمان «فیصل وایزمن» تن داد و در برابر صهیونیسم، موضع ملایمی گرفت. زیرا از یك طرف بر وحدت و استقلال عرب ها، از اسكندرون تا اقیانوس هند، تأكید می كرد و از طرف دیگر، از قرابت خونی آنان و یهودیان در فلسطین سخن می گفت و تقاضا داشت كه یكی از كشورهای بزرگ، سرپرستی فلسطین را بر عهده بگیرد و حكومتی برای آن انتخاب شود كه نماینده واقعی مردم آن سرزمین باشد. در همین كنفرانس شورای عالی متفقین درتاریخ بیستم آویل 1920 م مقرر داشت كه فلسطین تحت الحمایه انگلیس قرار گیرد، به شرط آن كه این كشور به اجرای اعلامیه بالفور متعهد شود. سازمان ملل در تاریخ بیست و چهارم جولای 1922 م، در اجلاس خود مقرر داشت تا فلسطین در اجرای مصوبه شورای عالی متفقین، صادره در بیستم آوریل 1920م، زیر قیمومیت انگلیس قرار گیرد. سازمان ملل در همان اجلاس سند قیمومیت انگلیس بر فلسطین را تصویب، و آن را منتشر كرد. حكومت انگلیس نیز از سند قیمومیت به صورت اهرمی برای سیاست استعماری خود در یهودی كردن تدریجی فلسطین استفاده كرد. اجرای این نقشه در تابستان 1920 م، كه حكومت انگلیس اداره غیر نظامی فلسطین را به «هربرت ساموئل» واگذار كرد، شكل دیگری یافت. او كه یك یهودی انگلیسی و فعالیت هایش در جنبش صهیونیسم زبانزد بود، فرماندار عالی انگلیس در فلسطین لقب گرفت. علاوه بر این ها، حكومت قیمومیت انگلیس، جانبداری از منافع صهیونیست ها بر ضد عرب ها را از حد گذراند. به طوری كه همواره در زیان رساندن به آنان و تضعیف آنها از همه جهت به نفع صهیونیست ها تلاش می كرد. او عرب ها را از تمامی حقوق مربوط به مشاركت در اداره كشور و صدور قوانین و احكام محروم كرد و هرگز در حمایت از حقوق دهقانان و كشاورزان عرب در زمین هایی كه به صهیونیست ها منتقل شد، اقدامی نكرد، در صورتی كه مدارس و آموزش گاه های صهیونیست ها را به خودشان واگذار كرد. در سال های 23 1922 م، حكومت انگلیس طرحی برای تأسیس مجلس قانون گذاری عرضه كرد، ولی عرب ها آن را (چون بر پایه اعلامیه بالفور و قیمومیت استوار بود) رد كردند. سپس طرح شورای مشورتی را عرضه كرد، ولی عرب ها به همان علت آن را نیز رد كردند. بعد تأسیس «دفتر آژانس عرب» را پیشنهاد كرد كه آن نیز رد شد. اگر مردم فلسطین، هر یك از طرح ها را می پذیرفتند، دولت صهیونیستی، همان گونه كه میان انگلیس و جنبش صهیونیسم توافق شده بود، در سال 1934 م برپا می شد. «حاییم وایزمن» در كتاب خاطرات خود می گوید: «مقاومت شدید فلسطینی ها و ایستادگی «مفتی امین الحسینی» و شورش ها بود كه اجرای برنامه ها را در فلسطین تا سال 1948 م به تعویق انداخت. در حالی كه مقرر شده بود حداكثر تا سال 1934 م به اجرا درآید.» در زمانی كه ملت فلسطین، طرح های پیشنهادی انگلیس را براساس اعلامیه بالفور و سند قیمومیت را رد می كرد و همواره بر تأسیس حكومت ملی در كشور تأكید می ورزید تا عربها و یهودیان به تناسب جمعیت خود در آن شریك باشند.، انگلیس این درخواست را قاطعنانه رد می كرد، نخستین نظریه منفی در كتاب سفیدی آمد كه «وینستون چرچیل»، وزیر مستعمرات آن زمان درسال 1923م، منتشر كرد. در آن گفته شد: «حكومت بریتانیا نمی تواند با تأسیس حكومت ملی موافقت كند، چون تأسیس چنین حكومتی اجرای برنامه تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را به تعویق می اندازد.» پس از شدت یافتن مقاومت فلسطینی ها در برابر حكومت انگلیس و هجوم صهیونیست ها، انگلیسی ها یقین پیدا كردند كه بهترین وسیله برای سركوب فلسطینی ها و تشكیل دولت یهودی، نیروی مسلح است. از این رو، آنها به طور آشكار به مسلح كردن و آموزش دادن صهیونیست ها پرداختند و در زمان انقلاب 1939 1963 م، مقادیر زیادی اسلحه به صهیونیست ها دادند. تاسیس لشکر یهود پس از شروع جنگ جهانی دوم، حكومت انگلیس تلاش های خود را برای سازماندهی نظامی صهیونیست ها و مسلح كردن آنها افزاش داد و «لشكر یهود» را تأسیس كرد و پس از پایان جنگ جهانی به نیروهای آن اجازه داد كه با اسلحه خود وارد فلسطین شوند. در دهه 1930م، نیز عده ای از افسران خود را مأمور كرده بود به اعضای سازمان صهیونیستی «هاگانا» آموزش نظامی بدهند تا شیوه های مقابله با اعراب را بیاموزند. انگلیس همواره ادعا می كرد كه در اداره كردن فلسطین، از سیاست بی طرفی پیروی می كند، اما جنگ جهانی دوم از ماهیت سیاست و اهداف استعماری آن كشور پرده برداشت. در این سال، انگلیس اجازه داد تا انتقال صهیونیست ها به فلسطین ادامه یابد. در دسامبر 1944م، كمیته مركزی حزب كارگر انگلیس، ضمن جلسه فوق العاده ای در لندن، اعلام كرد: «تبدیل فلسطین به كشوری یهودی و بیرون راندن مردم عرب آن به كشورهای مجاور لازم و ضروری است.» و سرانجام در سال 1946م، هنگامی كه حكومت انگلیس اطمینان پیدا كرد كه زمینه لازم در مجامع بین المللی برای تأسیس دولت یهودی در فلسطین آماده شده است، با تفاهم و همدستی آمریكا و جنبش جهانی صهیونیسم مسأله را در سازمان ملل متحد، برای یافتن راه حلی مطرح كرد. به این ترتیب بود كه قطعنامه تقسیم فلسطین درتاریخ 29 نوامبر 1947 م صادر شد. وقتی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره تقسیم فلسطین رأی گیری می شد، انگلیس، علی رغم داشتن نقش اول و اصلی در طراحی و زمینه سازی تقسیم و سپس اجرای آن، رأی ممتنع داد. زیرا اطمینان داشت كه این طرح اكثریت آرای لازم را به دست خواهد آورد. انگلیس این موضع گیری را برای فریب عرب ها و مسلمان ها اتخاذ كرد، تا به آنها بقبولاند كه در جنایت تقسیم فلسطین دست نداشته است. پس از آن كه انقلاب فلسطین بر ضد طرح تقسیم شروع شد، انگلیس با سرعت هر چه تمامتر نیروهای در زمانی كه ملت فلسطین، طرح های پیشنهادی انگلیس را براساس اعلامیه بالفور و سند قیمومیت را رد می كرد و همواره بر تأسیس حكومت ملی در كشور تأكید می ورزید تا عربها و یهودیان به تناسب جمعیت خود در آن شریك باشند.، انگلیس این درخواست را قاطعنانه رد می كرد. مسلح خود را در فلسطین به كمك صهیونیستها فرستاد، تا از انقلاب جلوگیری كند، نیروهای انگلیس، همواره برای حمایت كاروانهای صهیونیستی با آنها همراه می شدند و اسلحه و مهمات برای صهیونیستهایی كه در بیت المقدس و سایر جاهای دیگر محاصره شده بودند، می فرستادند. این نیروها، همراه با نیروهای «هاگانا» و دیگر سازمانهای مخفی تروریستی صهیونیستی در مقابله با عربها شركت می كردند. انگلیس برای آنكه جنبش صهیونیسم بتواند به موقع تشكیل دولت اسرائیل را اعلام كند، تاریخ خروج خود از فلسطین را تا 14 می 1948 م جلو انداخت. هدف از این اقدام آن بود كه هر نوع مقاومتی كه از طرف اعراب در برابر نقشه های آن صورت می گیرد، به كلی سركوب شود و هرگونه مخالفتی را از بین ببرد و ریشه مبارزه علیه هجوم صهیونیستها را بخشكاند. از سال 1897 تا1948 (تأسیس اسرائیل) در مجموع 22 كنگره صهیونیستی برگزار گردید كه در هر كدام از این كنگره ها كه نقش پارلمان دولت صهیونیستی را داشت، تصمیمات اساسی و قوانین مهمی تصویب گردید. تشكیل یك ارتش یهودی و برداشتن هرگونه محدودیتی برای خرید زمین در فلسطین در جریان كنگره بیست و دوم (1946) در شهر بال سوئیس، «برنامه بالتیمور» (محور سیاست صهیونیستی) تدوین گردید. این برنامه، تشكیل دولت یهودی را كه هدف اصلی بیانیه بالفور (قول مساعد انگلستان برای تشكیل دولتی یهودی در فلسطین) و سند قیمومیت است و همچنین تشكیل یك ارتش یهودی و برداشتن هرگونه محدودیتی برای خرید زمین در فلسطین توسط موسسات صهیونیستی را تضمین می كند. شورای عمومی صهیونیستی با تشكیل كمیته اجرایی، «دیوید بن گوریون» را به عنوان ریاست این كمیته منصوب كرد. بن گوریون تلاش صهیونیست ها را برای تشكیل دولت یهودی رهبری كرد. سرانجام در روز 14 می 1948 یعنی اندكی بعد از به رسمیت شناخته شدن حضور صهیونیستها در فلسطین توسط سازمان ملل و كمی بعد از كشتار دیریاسین، درست یك روز قبل از اتمام قیمومیت انگلستان بر فلسطین، بن گوریون، تأسیس دولت اسرائیل را اعلام نمود و نخستین كابینه این دولت را به ریاست خود تشكیل داد. منبع: پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران

پربازدیدها

پربحث‌ها