سوتیترهایی از سخنان علامه در آثارشان حیات را نباید قربانیِ وسیله ی حیات نمود. زندگیِ بی محور و فاقد اصل، نتیجه ای جز فرو رفتن در تناقضات و مبارزه با خود در بر ندارد. بیایید اوراقِ كتابِ هستیِ خود را از عكس و امضای دیگران پر نكنیم. جامعه ای كه در بلای مرگزای فقر روزگار می گذراند، متشكل از انسانها نیست، بلكه از تابوت های متحرك شكل گرفته است. بخندیم، اما سرمایه ی خنده ی ما گریه ی دیگران نباشد. اندیشه قیافه ی رو به طبیعتِ ذكر است و ذكر قیافه ی رو به ماورای طبیعتِ اندیشه. خداوندا، دست ما ناتوانانِ گلاویز با مادیات را با تواناییِ مطلقِ خود بگیر و در حركت به سوی هدفِ اعلای حیات، ما را یاری فرما. انسانیت، دموكراسی، آزادی، و عدالت منهای شخصیت غیر از یك مشت اصطلاحات مسخره چیزی نیست! هیچ عملی بدون عكس العمل در صحنه هستی به وجود نمی آید خواه خوب و خواه زشت. اساسی ترین عاملِ شكستِ انسانیت در دوران ما به شوخی گرفتن و بی اعتنایی به موضوع تعهد است. معمای حیات قابل حل نیست مگر اینكه ابدیت در برابر آن باشد. بخندیم، اما سرمایه ی خنده ی ما گریه ی دیگران نباشد. عظمت و ارزش تكلیف بالاتر از آن است كه حتی به رضایت وجدان فروخته شود. زندگی پیوسته باید در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد، والاّ باری است بر دوش انسان. كار، گردونه ی منحصرِ حیات آدمی است. تا وقتی كه قانون و وظیفه ای فرض نشود، گمراهی و رستگاری قابل تصور نخواهد بود. بیایید اوراقِ كتابِ هستیِ خود را از عكس و امضای دیگران پر نكنیم. یك خنده ی بی موقع و یك ضربه ی روانی برای انتقام جوییِ بی مورد حقوقِ بی نهایتِ جان های آدمیان را پایمال می سازد. كسی كه حیات را نمی شناسد، نمی تواند از حیات واقعی برخوردار شود. منبع: مجله ی نامه جامعه، شماره چهاردهم، ص36


