منازعه از آن دسته رفتارهایی است كه به شدت امنیت و احساس امنیت افراد جامعه را دستخوش نگرانی می كند، به همین دلیل قانونگذار جمهوری اسلامی ایران نیز برای جلوگیری از بروز چنین پدیده های نابهنجار برای آن ضمانت اجرای كیفری در نظر گرفته است.

پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
 جرم منازعه در حقوق كيفری
حفظ نظم اجتماعی و انسجام عمومی در گرو تعامل و نه تقابل رفتارهای اعضای جامعه با یكدیگر می باشد. قانونگذار در راستای ایجاد هماهنگی و تعامل چاره ای ندارد جز اینكه برهم زدن تعامل اجتماعی را با ضمانت اجراهایی مواجه كند. منازعه جرمی است كه تحقق آن منوط به درگیری و زد و خورد بوده و در گرو ارتكاب دیگر جرایم علیه تمامیت جسمانی می‌باشد و از این حیث باید آن را جرمی وابسته لحاظ كرد. در این تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. منازعه در لغت به معنای نزاع كردن و ستیزه كردن آمده است و كسی كه دست به چنین رفتاری می زند منازع به معنای نزاع كننده یا ستیز كننده نامیده شده است. مفهوم حقوقی منازعه در مفهوم حقوقی (حقوق كیفری) منازعه را دیگر باید تحت عنوان جرم منازعه و نه صرف منازعه بررسی نمود؛ چه آنكه رفتار وارد شده در قلمرو حقوق كیفری با عنوان جرم معرفی می شود و لذا شایسته است كه این رفتار ممنوعه با عنوان جرم ترسیم گردد. منازعه از حیث ركن مادی حالتی است كه طی آن چند نفر مثلا ده نفر به زد و خورد با یكدیگر می پردازند. حال اگر فردی از این ده نفر، نفر دیگر را بكشد، درست است كه او قاتل است و بایستی در ارتكاب قتل، هم سونیت عام و عم سونیت خاص را داشته باشد تا قاتل عمدی محسوب شود ولی برای تحقق ركن روانی منازعه در مورد سایرین و حتی خود او كافی است كه همه آنها قصد شركت در منازعه را داشته باشند. در حال حاضر ركن قانونی جرم منازعه را تشكیل می دهد: هرگاه عده ای با یكدیگر منازعه نمایندهریك از شركت كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محكوم می شوند: 1- در صورتی كه نزاع منتهی به قتل شود از یك تا سه سال 2- در صورتی كه منتهی به نقص عضو شود به حبس از شش ماه تا سه سال 3- در صورتی كه منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یك سال جرم منازعه رفتاری است دو جانبه و متقابل از سوی عده ای مشخص و معین كه در نهایت منجر به جرایم قتل نقص عضو و ضرب و جرح گردد. لذا باید گفت كه جرم منازعه ارتباط بسیار عمیق و معناداری با جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص داشته و تحقق آن در گرو رخ دادن جرایم خاص (و نه هر جرمی) است و از این منظر باید جرم منازعه را « جرمی وابسته » به شمار آورد. منازعه جرمی علیه اشخاص یا جرمی علیه امنیت و آسایش عمومی بدیهی است عامل اساسی وارد كردن یك رفتار مباح در قلمرو حقوق كیفری و جرم پنداشتن آن برقراری نظم و انضباظ اجتماعی و حفظ آسایش و آرامش در سطح جامعه است و قهرا ارتكاب هر جرمی مستلزم برهم خوردن نظم عمومی و امنیت همگانی می باشد؛ حتی جرایمی كه در فقه امامیه تحت عنوان جرایم حق الناسی و در حقوق عرفی با اصطلاح جرایم قابل گذشت شناسایی شده اند به طور غیرمستقیم نظم اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد. ماهیت جرم منازعه جرایم را از حیث نحوه ارتكاب جرم می توان به دو دسته تقسیم كرد: اول جرایمی كه به طور انفرادی قابلیت رخ دادن دارند مثل سرقت و دوم جرایمی كه تحقق آنها مستلزم دخالت بیش از یك نفر می باشند مانند زنا و به عبارتی "جرایم مشاركتی"و به عبارتی دقیق تر" جرایم اشتراكی" هستند. بدون تردید نمی توان منازعه را در زمره جرایم دسته اول قرار داد چه آنكه همانطور كه در جای خود خواهد آمد تعدد مرتكبین در جرم منازعه جز شرایط اساسی ركن مادی است . بنابراین جرم منازعه از قسم جرایم اشتراكی است. نزاع همچون آشوب و اغتشاش با الفاظ به تنهایی اعم از كتبی یا شفاهی واقع نمی شود مگر با عمل بنابراین رفتار فیزیكی لازم برای تحقق این جرم فعل مثبت شركت در منازعه به فعل عملی و نه لفظی یا نظایر آن می باشد. در نتیجه چنانچه درگیری لفظی و مشاجره كلامی بین دو طرف به وجود آید كافی برای تحقق جرم منازعه نیست . وقوع صدمات بدنی در حین منازعه اولاً بایستی صدمات مد نظر بند های سه گانه یعنی قتل یا نقص عضو یا ضرب و جرح واقع بشود. بنابرای چنانچه نزاع منجر به تخریب یا صرفا توهین و فحاشی گردد برای تحقق جرم منازعه كفایت نخواهد كرد. در بند 3 آمده است كه "در صورتی كه منازعه منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یك سال". ثانیاً: این صدمات بایستی در اثناع منازعه یعنی از زمان آغاز تا پایان منازعه محقق بشود به عبارت دیگر ضرب و جرح یا نقص عضو یا قتل بایستی در این فاصله صورت بگیرد. در عین حال ممكن است نتیجه صدمه پس از پایان منازعه محقق گردد مثلا در حین منازعه چوبی به سر دیگری زده شه یا چاقویی به او زده شود كه پس از دو روز پایان منازعه مجروح در اثر آن صدمات بمیرد. آیا در این حالت هم می توان گفت كه منازعه مذكور منتهی به قتل شده است. به نظر می رسد چون سبب قتل یعنی همان زدن چاقو یا چوب در حین منازعه واقع شده بایستی منازعه را منتهی به قتل دانست. در بررسی ركن روانی منازعه بایستی از خلط این جرم با ججرم ایراد ضرب و جرح یا قتل كه در حین نزاع واقع می شود خودداری كرد. نتیجه اینکه جرم منازعه یک جرم خیابانی است ونه آپارتمانی، با زد و خورد و صدمات بدنی همراه است؛ این جرم از جمله جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی است و نباید با جرایم علیه اشخاص اشتباه شود. این جرم از نمونه جرایم اشتراکی است چرا که تعدد مرتکبین از شرایط اساسی رکن مادی است؛ و با شرکت در جرم متفاوت است که با دقت در این ماده نمیتوان منازعه را از خانواده شرکت در جرم دانست. منازعه تنها با عمل (فعل) واقع میشود و رفتار فیزیکی لازم برای تحقق این جرم فعل مثبت شرکت در منازعه فعل عملی و نه لفظی و نظایر آن میباشد؛ و باید حتما یکی از افرا شرکت کننده در منازعه مرتکب یکی از آسیبهای جسمانی مذکور در بندهای سه گانه گردد، و بالاخره اینکه عده ای از حقوقدانان معتقدند که شرط تحقق جرم مشخص نبودن عامل صدمه میباشد. منبع: بانک مقالات حقوقی نشر عدالت

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها