طرح دعوا و یا دفاع در مقابل دعوایی که علیه ما مطرح شده، نیازمند تسلط داشتن بر قوانین گوناگون و جزئیات دادرسی است. به طوری که اگر دعوا یا دفاع از پشتوانهی چنین دانشی برخوردار نباشد، میتواند به شکست بینجامد.
برای اینکه وکیل در برابر موکل خود مسئول شناخته شود، ابتدا باید ثابت شود که در نتیجهی فعل زیانبارِ وکیل، زیانی متوجه موکل شده است. علاوه بر این باید ثابت شود که وکیل در انجام وظایف خود در برابر موکل، مرتکب تقصیر شده است. به همین دلیل وکلا در اکثر موارد تنها تعهد میکنند که برای کمک به موکل خود در جریان دعوا، از مهارتهای حقوقی خود استفادهی مطلوب کنند و همچنین به تکالیف حرفهای خود عمل نمایند اما تعهد نمیکنند که حتما به نتیجهی مورد نظر موکل یعنی پیروزی در دعوا خواهند رسید. به همین دلیل باید توجه داشته باشید که در هر موردی که در دعوا شکست میخورید، نمیتوانید از وکیل خود بخواهید که ضرر و زیان شما را جبران کند. اما هرگاه وکیل شما در استفاده از مهارتها و عمل به تعهدات حرفهای خود کوتاهی کند، مرتکب تقصیر شده و زمینهی مطالبهی خسارت از وی فراهم میشود. فعل زیانبار و تقصیر از سوی وکیل ممکن است دادگاه عالی انتظامی قضات برخلاف دادگاه انتظامی وکلا شکایت شما را وارد بداند و رأی را به نفع شما صادر کند. از این رأی نیز میتوانید برای اثبات تقصیر وکیل در دادگاه عمومی حقوقی استفاده کنید. اگر بخواهید علیه وکیل خود دعوای مسئولیت مدنی مطرح کنید، دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای شما به طور کلی دادگاه عمومی حقوقی است که در محل اقامت وکیل واقع شده است. پس شما میتوانید با مراجعه به دفتر این دادگاه و تقدیم دادخواست، دعوای خود را علیه وکیل طرح کنید. اما همانطور که گفتهشد در این دعوا دادگاه از شما میخواهد که تقصیر وکیل را ثابت کنید. توجه داشته باشد برای اینکه بتوانید تقصیر وکیل را اثبات کنید، لازم است قبل از مراجعه به دادگاه عمومی و طرح دعوای مسئولیت مدنی، ابتدا از دادگاه انتظامیِ وکلا یا دادگاه انتظامی عالی قضات رأیی مبنی بر تخلف وکیل از تعهدات خود بهدست آورید. برای بهدست آوردن چنین رأیی، شما باید به کانون وکلایی که وکیل شما تابع آن است مراجعه کنید و به صورت کتبی یا شفاهی شکایت خود را از وکیل اعلام کنید. این شکایت به دادسرای انتظامی وکلا ارسال میشود. اگر دادسرا تعقیب وکیل را ضروری بداند، شکایت شما را به دادگاه انتظامی همان کانون میفرستد. اگر دادگاه انتظامی وکلا نیز شکایت شما را وارد بداند، رأیی مبنی بر تخلف وکیل صادر خواهد کرد و شما میتوانید از این رأی برای اثبات تقصیر وکیل در دعوای مسئولیت مدنی استفاده کنید. حال فرض کنید که دادسرای انتظامی قضات تعقیب وکیل را لازم نمیداند. در این صورت نظر خود را در قالب قرار منع تعقیب اعلام میکند. شما میتوانید از این قرار ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، به دادگاه انتظامی وکلا شکایت کنید. اگر دادگاه مذکور تعقیب وکیل را لازم بداند، به شکایت شما رسیدگی کرده و حکم میدهد اما اگر دادگاه قرار منع تعقیب را تائید کند، در این صورت دیگر امکان شکایت از قرار مذکور وجود ندارد. حال فرض کنید که دادگاه انتظامی شروع به رسیدگی به شکایت شما علیه وکیل میکند اما در روند رسیدگی به این نتیجه میرسد که وکیل مرتکب تخلفی نشده و رأیی مبنی بر بیگناهی وکیل صادر میکند. ورود ضرر مسلم به موکل حتما با توضیحاتی که در مقدمه گفته شد، متوجه شدهاید که اثبات فعل زیانبار و تقصیر وکیل، به تنهایی به معنای این نیست که او باید خسارتی را جبران کند بلکه علاوه بر آن، باید وجود خسارت مسلم را هم اثبات کنید. یعنی دادگاه از شما میخواهد ثابت کنید که برای مثال در نتیجهی شکست در دعوا حق مشروع خود را از دست دادهاید یا در نتیجهی افشای اسرارتان توسط وکیل، ضرری به حیثیت شما وارد شده است. بنابراین باید چنین خسارتی وجود داشته باشد و شما قادر به اثبات آن باشید. در مورد خسارت این دو نکته کاربرد زیادی دارد: ۱. اگر در دعوایی، قانون شما را محق نشناسد و وکیل در دعوا شکست بخورد، شما نمیتوانید از او بخواهید که خسارت وارد شده به شما را جبران کند. چون شما حقی نداشتهاید که با شکست در دعوا از آن محروم بمانید و در نتیجه زیاندیده محسوب شوید. اگر وکیل شما در دفاع در مقابل خریدار شکست بخورد، شما نمیتوانید از او مطالبهی خسارت کنید. چون قانون نمیپذیرد که کسی دلایل شخصی خود را وسیلهی خودداری از انجام تعهداتش قرار دهد. درنتیجه شکست وکیل حق مشروع و قانونی شما را از بین نبرده است و ضرر محسوب نمیشود. ۲. ضرری که به شما وارد میشود باید مسلم باشد. برای مثال فرض کنید که پس از صدور رأی علیه شما در مرحلهی اول، وکیل در مهلت قانونی که برای تجدیدنظر وجود دارد (مهلت بیستروزه از تاریخ ابلاغ رأی) درخواست تجدیدنظر نمیکند و در نتیجه رأی قطعی شده و شما مکلف به اجرای آن میشوید. در این مورد وکیل مرتکب فعل زیانبار شدهاست و شما فرصت تجدیدنظر را از دست دادهاید. با این حال مسلم نیست که اگر تجدیدنظرخواهی انجام میشد، شما حتما در دادگاه تجدیدنظر پیروز میشدید. به همین دلیل این ضرر قطعی محسوب نمیشود بلکه تنها احتمالی است و در وضعیت فعلی حقوق ایران در قابل جبران بودن آن تردید وجود دارد. البته در بین حقوقدانان این نظر مطرح شده که با وجود اینکه پیروزی در مرحلهی تجدیدنظر قطعی نیست، اما همین فرصتی که برای تجدید نظر وجود دارد، ارزشمند و مسلم است و درنتیجه از دست دادن آن، ضرر مسلم محسوب میشود. با این حال لازم است یادآوری شود که در رد یا تأیید این نظر نیز ظاهرا رویهی قضایی تا امروز اظهارنظری نکرده است. رابطۀ سببیت بین ضرر و فعل زیانبار تشخیص رابطهی سببیت به نظر قاضی است. یعنی او باید با در نظر گرفتن عرف و عادات مسلم تعیین کند که بین فعل زیانبار وکیل و ضرری که به موکل وارد شده رابطهی علیت وجود دارد یا خیر. با احراز این رابطه، آخرین رکن مسئولیت مدنی نیز برای وکیل محقق خواهد شد و با حکم دادگاه، او مکلف به جبران خسارت شما خواهد بود. منبع: وبسایت چطور


