یكى از عوامل مهم ناامنى و ایجاد بحران ها و نزاع هاى بین المللى، تمایل بعضى از كشورها به دیگر سرزمین هاست. حملات كشورهاى استعمارگر اروپایى به كشورهاى ضعیف از بارزترین آنهاست. استعمارگران اروپایى با تسلط بر مناطق دیگر، هم چون آفریقا، آسیا و آمریكاى لاتین، ثروت هنگفتى از طلا، نقره و نفت را به دست آوردند.

جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
راهکارهای صلح و هم زیستی مسالمت آمیز بین ملت ها و دولت ها از نظر اسلام
راهکارهای صلح و هم زیستی مسالمت آمیز بین ملت ها و دولت ها از نظر اسلام چست لطفا توضیح دهید؟
صلح و هم زیستى مسالمت آمیز بین ملت ها و دولت ها از ضرورى ترین نیازهاى بشر است; آن چه كه ملت ها و دولت ها باید در روابط بین الملل خود در مقابل دیگران رعایت نمایند عبارت است از:

1. ترویج اخوت بشرى و مساوات انسانى

تردیدى نیست كه یكى از عوامل مهم جنگ ها در طول تاریخ، نژادپرستى، قوم گرایى، برترى جویى و تعصب هاى مذهبى است. با توجه به این مشكل، در روابط حقوقى انسان ها با یك دیگر راه حل اسلام چیست؟ آیا انسان از آن جهت كه انسان است معیار حقوقى روابط انسان ها با یك دیگر است، یا از آن جهت كه داراى فلان نژاد، مذهب و... مى باشد؟اسلام به جامعه ى بشرى به عنوان یك مجموعه ى واحد نگاه مى كند. جمیع انسان ها به اصل واحد منتسب اند; بنابراین، هیچ جنس، نژاد و گروهى بر دیگر نژادها و گروه ها برترى و فضیلت ندارد. همه در اصل خلقت و پیدایش یكسان اند و كرامت الهى و تكریم انسان شامل جمیع افراد بشر مى گردد:« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِیر مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً» ; و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشكى و دریا بر مركب ها بنشاندیم و از چیزهاى پاكیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده هاى خود برترى آشكار بخشیدیم. بدون تردید چنین امرى اثر زیادى در پى ریزى امنیت بین المللى خواهد داشت و تفاوت انسان ها از حیث رنگ، نژاد و ملیت، خود یكى از نعمت هاى الهى و وسیله اى براى شناخت انسان ها از یك دیگر است:« یا ایُّهَا النّاس انّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»; اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یك دیگر شناسایى متقابل حاصل كنید. در حقیقت، ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى تردید خداوند داناى آگاه است.

2. تحریم اسباب نزاع و جنگ

جنگ و نزاع بین افراد به واسطه ى منافع و انگیزه هاى مادى صورت مى پذیرد. اسلام براى ایجاد صلح و امنیت بین دولت ها و ملت ها، تلاش مى كند و با تمام انگیزه ها و برترى جویى هاى مادى مبارزه مى كند و همه را به سوى تمدن انسانى سوق مى دهد. مثلا اسلام با تعصبات قومى، نژادى و مذهبى كه منشأ بسیارى از ناامنى هاى بین المللى است شدیداً مخالف است. دو قبیله ى «اوس» و «خزرج» براى مدت صد سال جنگ و نزاع داشتند، كه مهم ترین دلیل آن، قوم گرایى و برترى جویى بود. با ورود پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)، بین آن دو قبیله پیمان وحدت و برادرى ایجاد گردید. در یكى از روزها نزدیك بود با دسیسه ى یكى از یهودیان، بار دیگر به واسطه ى قوم گرایى، جنگ آغاز شود; پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خود نزد آنان رفت و فرمود:« ابدعوى الجاهلیة و انا بین اظهركم» ; آیا با وجودى كه من در میان شما هستم ادعاهاى زمان جاهلیت را مطرح مى سازید؟یكى از آفاتى كه ممكن است ملتى بدان دچار گردد، برترى جویى دینى و تعصبات مذهبى است كه در این حالت خود را برترین ملت و مهم ترین مردم تلقى خواهد نمود و خود به خود با تمام ملل سر ناسازگارى و جنگ خواهد گذاشت و خواهان برترى، تسلط و سیطره بر تمام ملت ها مى شود; مثلا قوم یهود خود را «ملت برگزیده ى خدا» مى دانند و قایل اند كه تمام ملت ها باید به این دین بگروند و در مقابل یهود، خاضع و ذلیل باشند. « كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ.. .. »; شما بهترین امتى هستید كه براى مردم پدیدار شده اید; به كار پسندیده فرمان مى دهید و از كار ناپسند باز مى دارید و به خدا ایمان دارید... ممكن است گفته شود خداوند با توجه به این آیه، مسلمین را بهترین امت معرفى نموده است. آیا این خود نوعى قوم گرایى و تعصب مذهبى نیست؟در جواب باید گفت: ادامه ى آیه ى شریفه، شبهه ى تعصب را نفى مى كند. برترى یك امت مشروط به تحقق سه امر است: 1. امر به معروف; 2. نهى از منكر; 3. ایمان به خدا. یك امت با عمل به این سه امر مهم مى تواند بهترین امت باشد.

3. مبارزه با استعمار

یكى از عوامل مهم ناامنى و ایجاد بحران ها و نزاع هاى بین المللى، تمایل بعضى از كشورها به دیگر سرزمین هاست. حملات كشورهاى استعمارگر اروپایى به كشورهاى ضعیف از بارزترین آنهاست. استعمارگران اروپایى با تسلط بر مناطق دیگر، هم چون آفریقا، آسیا و آمریكاى لاتین، ثروت هنگفتى از طلا، نقره و نفت را به دست آوردند; با آن كه زمانى این قاره ها از مناطق غنى و دست نخورده بودند، امروزه از فقر، جهل و محرومیت به شدت رنج مى برند. اسلام با هرگونه جنگ كه با هدف استعمار و بهره كشى از دیگر ملل باشد مبارزه مى كند و آن را غیر مشروع و از مصادیق آشكار ظلم و فساد روى زمین مى داند. « الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»; آنانى كه پیمان خدا را پس از بستن مى شكنند و آن چه را خداوند به پیوستن امر فرموده مى گسلند و در زمین به فساد مى پردازند، زیان كاران اند.

4. احترام به پیمان ها و عهدها

از مهم ترین عوامل ایجاد روابط دوستانه و مسالمت آمیز میان كشورها، وجود عهدنامه و پیمان هایى است كه دو یا چند كشور با رضایت خود منعقد ساخته اند. مهم ترین سرمایه ى جامعه ى جهانى، اعتماد دولت ها و ملت ها به یك دیگر است و این اعتماد موجب مى شود دولت ها و ملت ها، همانند رشته هاى زنجیر به یك دیگر پیوند داشته باشند. عهد و پیمان تأكیدى است بر حفظ این هم بستگى و اعتماد متقابل; از این رو، در قرآن كریم و احادیث اسلامى تأكید زیادى بر وفاى به تعهدات شده است و شكستن آن از گناهان كبیره محسوب مى شود. « وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْكِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْكُمْ كَفِیلاً إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ»; و چون با خدا پیمان بستید به پیمان خود وفا كنید و سوگندهاى خود را پس از استوار كردن آنها نشكنید، با این كه خدا را بر خود ضامن و گواه قرار داده اید; زیرا خدا آن چه را انجام مى دهید مى داند.

5. پرهیز از جدال دینى مذموم

بدون تردید جدال هاى دینى و نزاع هاى مذهبى، عملى غیر علمى و غیراخلاقى و یكى از اسباب جنگ ها است. انسان وقتى به یك دین ـ چه حق یا باطل ـ اعتقاد داشته باشد، طبیعى است كه از دشنام گویى دیگران نسبت به دین خود ناراحت مى گردد; از این رو، اسلام به پیروان خود دستور مى دهد كه در گفتوگو با مخالفین دینى، از حكمت، موعظه و جدال احسن سود جویند و از الفاظ زشت و دشنام پرهیز نمایند. « وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم كَذلِكَ زَیَّنّا لِكُلِّ أُمَّة عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» ; و آنهایى را كه جز خدا مى خوانند دشنام ندهید كه آنان از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام خواهند داد. این گونه براى هر امتى كردارشان را آراستیم; آن گاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ایشان را از آن چه انجام مى دادند آگاه خواهد ساخت. « ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ.. .. » ; با حكمت و اندرز نیكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به شیوه اى كه نیكوتر است مجادله نما... از این آیات استفاده مى شود كه اقناع «عقل و فكر» به تنهایى كافى نیست، بلكه «عواطف و احساسات» نیز اقناع گردد. مباحثه ى علمى و دینى با اهل كتاب، با مباحثه ى با مشركین و بت پرستان تفاوت دارد. آیه ى ذیل روش اختصاصى گفتوگو با اهل كتاب را بیان مى دارد:« وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» ; و با اهل كتاب، جز به شیوه اى كه بهتر است مجادله مكنید ـ مگر با كسانى از آنان كه ستم كرده اند ـ و بگویید: به آن چه به سوى ما نازل شده و آن چه به سوى شما نازل گردیده ایمان آوردیم و خداى ما و خداى شما یكى است و ما تسلیم اوییم.

6. تأكید بر نقاط اشتراك میان پیروان ادیان الهى

اسلام به عنوان آخرین رسالت آسمانى، پیام گفتوگو و هم زیستى مسالمت آمیز را براى جامعه ى بشرى به ارمغان آورد كه در آن به مبانى اخلاقى، اصول عدالت و اصول مشترك، توجه زیادى شده است. « قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ» ; بگو اى اهل كتاب بیایید بر سر سختى كه میان ما و شما یكسان است بایستیم، كه جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریك او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد; پس اگر از این پیشنهاد اعراض كردند بگویید: شاهد باشید كه ما مسلمانیم. قرآن كریم گروهى از مسیحیان و یهودیان را یاد مى كند كه در گفتوگو با دیگران، راه تمسخر و تكفیر را در پیش گرفته اند:« وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى عَلى شَیْء وَ قالَتِ النَّصارى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیْء وَ هُمْ یَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما كانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ»; و یهودیان گفتند: «ترسایان بر حق نیستند» و ترسایان گفتند: «یهودیان بر حق نیستند» ـ با آن كه آنان كتاب آسمانى را مى خواندند. افراد نادان نیز سخنى همانند سخن ایشان گفتند; پس خداوند روز رستاخیز در آن چه با هم اختلاف مى كردند میان آنان داورى خواهد كرد. چنان چه پیروان ادیان از بغض، عداوت و تكفیر یك دیگر دست بردارند و به اصول و اهداف مشترك توجه نمایند، وحدت و هم زیستى مسالمت آمیز، امرى دور از دست رس نخواهد بود.

نتیجه:

با این كه ما اسلام را تنها آیین رسمى خداوند در این زمان مى دانیم ولى معتقدیم باید با پیروان مذاهب آسمانى دیگر<همزیستى مسالمت آمیز»داشته باشیم، خواه در كشورهاى اسلامى زندگى كنند خواه در بیرون آن، مگر كسانى از آنها كه در مقام مبارزه با اسلام و مسلمین بر آیند:« لاینهاكم الله عن الذین لم یقاتلوكم فى الدین و لم یخرجوكم من دیاركم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین» ترجمه: خدا شما را از نیكى كردن و رعایت عدالت نسبت به كسانى كه به خاطر دین با شما پیكار نكردند و شما را از خانه و وطنتان بیرون نراندند، نهى نمى كند، زیرا خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد» (سوره ممتحنه، آیه 8).
ما معتقدیم: با بحث هاى منطقى مى توان حقیقت اسلام و تعلیمات آن را براى سایر مردان جهان، تبیین و آشكار كرد، و جاذبه اسلام را به قدرى قوى مى دانیم كه اگر به خوبى تبیین گردد، گروه هاى زیادى را به خود متوجه خواهد ساخت، به خصوص در دنیاى امروز كه گوش شنوا براى شنیدن پیام اسلام، بسیار است. به همین دلیل ما معتقدیم: نباید اسلام را از طریق جبر و فشار به دیگران تحمیل كرد: « لا اكراه فى الدین قد تبین الرشد من الغى» در قبول دین اكراهى نیست زیرا راه درست از نادرست آشكار شده است ». (سوره بقره، آیه 256) ما معتقدیم: عمل كردن مسلمین به دستورهاى جامع اسلام مى تواند عامل دیگرى براى معرفى اسلام باشد پس حاجتى به اجبار و تحمیل نیست.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها