خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: « وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنّي جاعِلٌ فِي اْلأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ»(بقره/30) الف) پرسش ملائکه براي کسب اطلاع و آگاهي بوده نه از روي اعتراض و انکار و نافرماني. به بيان ديگر از اعتراف فرشتگان به علم و حکمت خداوند در پايان آيه 32 «انک انت العليم الحکيم»، برمي آيد که آنان اصل حکمت در جعل حکمت و مصلحت در زمين را قبول داشتند و پذيرفته بودند که اين عمل خداوند بي حکمت و مصلحت نيست، اما نمي دانستند آن مصلحت چيست لذا براي اطلاع و آگاهي از آن از خداوند پرسش حقيقي نمودند. به بيان ديگر اينکه گفته مي شود ملائکه عقل محض اند يعني مجرد و غيرمادي هستند ولي به اين معنا نيست که آنها عقل کل و مطلق هستند. ملائکه نيز داراي محدوديت هاي وجودي هستند و بنابراين پرسشگري آنها منافاتي با عقل محض بودن آنها ندارد. ب) ثانيا خداوند تنها از يک واقعيت خبر داد-خبر داد که در زمين جانشيني قرار مي دهد- نه اينکه ملائکه را امر و فرمان به کاري دهد و ملائکه از دستور خداوند تخلف و نافرماني کنند،اساسا امر و دستور و فرماني در کار نبود تا عصيان و طاعت، محقق شود. اطاعت مربوط به مقام عمل است و پرسشگري مربوط به مقام نظر و علم و بين اين دو مقام بايد تفکيک کرد. ج) بر فرض که پرسش ملائکه از روي اعتراض بوده و پرسشي نابجا مطرح کرده باشند که با عصمت آنها منافات داشته و در پاسخ بايد گفت: آيت الله جوادي در تفسير تسنيم ج3 ص69، چنين مي فرمايند: يا بايد گفت گناه و اعتراض ملائکه در حد ترک اولي بود که منافاتي با عصمت آنها ندارد چنانکه در مورد پيامبران چنين گفته مي شود. يا اينکه بين طوايف و طبقات فرشتگان تفصيل داده شود. به اين معني که آنچه در قرآن وارد شده مبني بر مکرم بودن و معصوم بودن فرشتگان «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ؛ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»(انبياء/26و27) مربوط به فرشتگان مقرب است و نه فرشتگان متوسط و نازل، آنچه در آيه مورد بحث(آيه 30 بقره) وارد شده، مربوط به گروهي از فرشتگان متوسط و نازل است.» « د.عقل محض» بودن فرشتگان به معني عقل كل بودن نيست و پرسش ملائکه منافاتي با عقل محض بودن آنها ندارد.زيرا عقل محض يعني وجود عقلي وغير جسماني كه ذاتا خود آگاه است. نه عقل مطلقكه همه دانا باشد. منبع :پرسمان/معارف