یک روز، مردی به یک درمانگر مراجعه کرد و گفت: بین من و خانمم دیگر علاقه ای وجود ندارد. درمانگر پاسخ داد: پس تو باید عشق بورزی ! مرد گفت: من دارم به شما می گویم که بین ما هیچ‌گونه محبتی نیست، عشقی وجود ندارد و تو به من می گویی عشق بورز؟!

دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
اگر عاشق نیستید پس عشق بورزید!
دکتر فریبا علاسوند: یک روز، مردی به یک درمانگر مراجعه کرد و گفت: بین من و خانمم دیگر علاقه ای وجود ندارد. درمانگر پاسخ داد: پس تو باید عشق بورزی ! مرد گفت: من دارم به شما می گویم که بین ما هیچ‌گونه محبتی نیست، عشقی وجود ندارد و تو به من می گویی عشق بورز؟! یعنی این که عشق و محبت، «ورزیدنی» است و صرف این که انسان در قلب خودش احساس محبت کند، کافی نیست. این محبت را باید در اعمال، رفتار و گفتارش نشان دهد تا خانواده را رو به رشد ببرد؛ یعنی اگر یک زن و شوهر و والدین و بچه ها، در ابتدای امر به هم احساس وابستگی و محبت بکنند، اما این را به سمت ابراز و اظهار نبرند، این علاقه افول می کند؛ البته بین والدین و فرزندان چون نوع رابطه نسبی و از نوع خونی است، طبیعتاً رشته های محبت خیلی رشته های محکمی است ولی زن و شوهر که براساس یک پیوند قراردادی با یکدیگر، قرین و همراه شده اند، اگر محبت را بین خودشان ابراز نکند، طراوت ندهند و روز به روز و زنده، تحویل همدیگر ندهند و عشق را نورزند و ابراز نکنند، طبیعی است که آن ماکسیمم محبتشان و حداکثر علاقه شان کم کم رو به افول می گذارد؛ بنابراین مساله محبت ورزیدن و به تعبیر قرآنی مودّت داشتن، ابراز محبت کردن، یک اصل مهم است. در رابطه بین فرزندان و والدین نیز ما سفارش شده ایم که نگاهمان به بچه، یک نگاه از روی محبت باشد؛ چون این نوع نگاه کردن تأثیرگذار است، روایات اسلامی می گوید در این نگاه باید محبت موج بزند یعنی خودش یک نیرو و انرژی رد و بدل می کند که مخاطب ما یعنی بچه و فرزندها، این را درک می کند؛ همان طور که ما غضب خودمان را در نگاهمان نشان می دهیم و همان طور که شرم و سایر روحیات ما در نوع نگاه دیده می شود؛ یعنی خانواده دائماً باید مرکز تبادلات عاطفی باشد. من مشاور نیستم ولی خیلی مواقع هست که از دخترهای دبستانی که در دوره ی انتقالی هستند، تقریباً چهارم و پنجم دبستان هستند تا دخترهای دوره های بالاتر خیلی وقت ها که صحبت می کنند می بینیم از یک مساله ای رنج می برند که آن مساله، مساله ی خیلی مهمی نیست، بعد که با آنها صحبت می کنم می بینیم مشکل اصلی جای دیگر است، یعنی این که این بچه این قدر شکننده شده، این قدر درون گرا شده و احساس تنهایی می کند و این قدر محبت را از جاهای دیگر و کانون های دیگر مثل معلم خودش التماس می کند، چون کانون خانواده خودش از محبت تهی است. این در حالی است که خانواده مرفه و همراه با آسایش و احترامی دارد، اما عاطفه در آن زیاد نیست. این‌ها با همدیگر فرق می کند. عاطفه از یک جنس است و احترام از جنس دیگر، ما خیلی وقت ها ممکن است که روابطمان همراه با احترام باشد اما عاطفی نباشد. منبع : ماهنامه خانواده شاد

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها