اگر جوامع اسلامى بخواهند عزت و احترام و سربلندى و استقلال خویش را باز یابند باید از طریق همكارى با یكدیگر به استفاده از تمام منابعى كه خدا به صورت فراوان در اختیار آنان گذاشته است با فقر مبارزه كنند

سه‌شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
واکاوی سیرۀ اقتصادی امام باقر(علیه السلام) از منظرآیت الله العظمی مکارم
یادداشت روز: واکاوی سیرۀ اقتصادی امام باقر(علیه السلام) از منظرآیت الله العظمی مکارم اگر جوامع اسلامى بخواهند عزت و احترام و سربلندى و استقلال خویش را باز یابند باید از طریق همكارى با یكدیگر به استفاده از تمام منابعى كه خدا به صورت فراوان در اختیار آنان گذاشته است با فقر مبارزه كنند حضرت آیت الله مکارم شیرازی به واکاوی سیرۀ اقتصادی امام باقر(علیه السلام) پرداخته اند که به این شرح است: سعادت و پیروزى معنوى یك جمعیت بدون «اقتصاد غنى و سالم» ممكن نیست، اسلام به عنوان یك مذهب پیشرو و مترقى این مسأله مهم را در متن برنامه هاى خود گنجانیده است.[1] لذا شناخت مسائل روبنائى اقتصاد اسلام ، و ضمانت اجرائى آنها در یك بحث جامع و كلى [2] و توجه به جنبه هاى عملى مكتب اقتصادى اسلام با استفاده از سیرۀ اقتصادی ائمۀ معصومین(ع) همچون سیرۀ اقتصادی امام باقر(ع)، مخصوصا در شرائط كنونى و امروز دنیا، و جوابگوئى به نیازها و ضرورتها امری انکار ناپذیر است.[3] اقتصاد؛مولفه ای کلیدی در تقویت معنویت گرایی بی تردید با اقتصاد كلاسیك و نئوكلاسیك و نظام دولت رفاه نمى توان به عدالت و اخلاق و معنویت رسید.[4]بلکه شاخصه مهم تحقق معنویت توجه به اقتصاد اسلامى است. [5] در نگاه اسلام امور مالى و اقتصادى، صرفا بر مبناى تفكر مادى پى ریزى نشده، بلكه بر اساس مبانى الهى و اهدافى مقدس و متعالى بنا شده است.[6] لذا اقتصاد در اسلام برخلاف تفسیرهاى ناآگاهانه و برداشت هاى نادرست افرادى كه بدون داشتن صلاحیت علمى، احكام اسلام را به غلط تفسیر مى كنند و به امور مالى همچون شى ء پلید نظر دارند؛ لیکن از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است به گونه اى كه در نگاه دین، قوام سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى، در گرو قوام و ثبات اقتصادى آن است و زندگانى دنیا مقدمه و زمینه ساز حیات آخرت است.[7] اینگونه است که امام باقر(ع)در روایتی به این نکته اشاره می فرماید كه یکی از مؤلفه های معنویت که نقش فراوانی در آخرت گرایی و توجه به رستاخیز دارد، زندگی خوب و دنیایی برآمده از اقتصادی نیکوست.:«نعم العون الدنیا على طلب الآخرة؛[8] چه کمک خوبی است [برخورداری از] دنیا برای طلب آخرت».[9] بیكارى و تن پرورى ، مانع اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی یكى از عوامل پیشرفت اقتصادى جوامع، كار و تلاش است. كار در اسلام عبادت شمرده شده و تلاش براى زندگى در رتبه جهاد فى سبیل الله قرار گرفته است. سیره عملى ائمه اطهار علیهم السلام نیز بر كار و تلاش بود.[10] لذا در فرهنگ اسلامى، كار و تلاش و فعالیت در زندگى، مورد توجه و تشویق فراوان قرار گرفته و از هرگونه تن آسایى و به كار نگرفتن نیروها و توانایى هاى طبیعى و علمى، نكوهش شده است.[11] امام باقر علیه السلام در این زمینه مى فرماید: «إنى لأبغض الرجل أن یكون كسلانا عن أمر دنیاه، و من كسل عن أمر دنیاه فهو عن أمر آخرته أكسل ؛ من دشمن مى دارم آن كس را كه در ارتباط با امر دنیا (و تلاش براى سامان دهى امور زندگى) تنبل و وارفته باشد؛ هر كس كه درباره امور دنیایش تنبل و سست باشد، در ارتباط با امر آخرتش سست تر است».[12]،[13] با تأمل در این روایت نورانی باید گفت یك اقتصاد سالم باید بر اساس حكومت «كار» بنیان شود، نه بر اساس حكومت سرمایه!،[14]زیرا در عرصه كار و تلاش، وجدان كارى در بهترین شكل ممكن وارد صحنه اقتصاد مى‌شود، در نتیجه محصول كار در چنین محیطى در نوع خود مرغوب ترین و بهترین وضعیت را خواهد داشت.[15] اینچنین است که امام باقر علیه السلام در هواى گرم تابستان در مزرعه كار مى كرد و در حالى كه عرق از سر و رویش مى ریخت، مى فرمود: من از كسى كه كسب را رها مى كند و مى گوید خداوندا به من روزى ده، متنفرم! چنین كسى چرا براى معاش تلاش نمى كند؟ او حتى از مورچه اى كه از لانه خود براى به دست آوردن روزى بیرون مى رود، كمتر است.[16]،[17] لذا باید هم تن به كار و تلاش داد و هم به كار مفید و سودمند روى آورد و هم كار را به درستى و اتقان به سرانجام رساند ؛ همه این موارد، به رونق اقتصاد جامعه اسلامى، رشد ناخالص ملى، قوت و قدرت كشور و وجود پشتوانه هاى مطمئن مالى، منتهى خواهد شد.[18] عدالت اقتصادی،تولید محوری؛ مهمترین شاخصه تخقق اقتصادی مقاومتی بدیهی است از جمله اهداف والاى فعالیت هاى تولیدى، رسیدگى به محرومان و نیازمندان جامعه است. به نظر مى رسد مهم ترین هدف پیشوایان دین از تولید، به همین امر برگردد.[19] گفتنی است در بینش دینى برخلاف نظام سرمایه دارى، هدف از تولید، كسب حداكثر سود نیست، بلكه افزون بر آن، اسلام به منافع جامعه نیز توجه ویژه نموده است، لذا دست یابى به عدالت اقتصادى و برطرف شدن فاصله طبقاتى، از اهداف و انگیزه هاى مهم و اساسى «تولید» به شمار مى رود.[20] به همین جهت، در نگاه دین برخلاف دیگر نظام هاى اقتصادى، هر چیزى را نمى توان تولید كرد، بلكه با توجه به مسائل ارزشى و معنوى، «تولید» در یك چارچوب تعریف شده اى مجاز است.[21] از سوی دیگر «عدالت اقتصادى » به معناى تساوى سهام نیست بلكه مقصود «برابرى فرصت ها» ست. به تعبیر یكى از اندیشمندان اهل سنت: «عدالت یعنى برابرى فرصت ها براى همه و رعایت تعادل میان همگان. از این رو، به فراخور كوشش و كار، هر كس بهره اى بیش تر یا كم تر مى برد. اسلام منكر این نیست كه به دلیل تفاوت هاى معقول مبتنى بر تلاش یا استعداد، بهره هاى مالى مردم با یكدیگر متفاوت باشد.[22] لیکن مساوات شعارى، هیچ معنایى ندارد زیرا كسب مال در نتیجه بروز استعدادها صورت مى پذیرد و استعدادها با هم متفاوتند. پس عدل واقعى آن است كه بهره ها (بر اساس تفاوت تلاش ها و استعدادها) مختلف باشد و برخى بر برخى دیگر افزونى یابند در عین حال فرصت مساوى در اختیار همگان نهاده شود. معناى این سخن آن است كه عواملى همچون اصل و نسب و نژاد و جنسیت نمى توانند و نباید قید و بندى بر پاى انسان زند».[23]،[24] در روایات اسلامى به مانند قرآن کریم، اصل عدالت اقتصادى بسیار پررنگ و برجسته است. [25] به عنوان نمونه ابو حمزه نقل مى كند كه از امام باقر علیه السلام پرسیدم:«ما حق الإمام على الناس»، حق امام بر مردم چیست؟ فرمود: «حقه علیهم أن یسمعوا له و یطیعوه»، «حق امام بر مردم این است كه به سخنانش گوش فرا دهند و فرمانش را اطاعت كنند».[26] سپس مى گوید: پرسیدم: «ما حقهم علیه». «حق مردم بر امام چیست؟» فرمود: «یقسم بینهم بالسویة و یعدل فى الرعیة»، «همه چیز را در میان آنها مساوى تقسیم كند (و تبعیض در میان مردم قائل نشود) و عدالت را در میان آنها رعایت كند.[27] فقر ستیزی؛ رهایی از وابستگی، تقویت اقتصاد مقاومتی فقر در اسلام بسیار مورد مذمّت قرار گرفته است چراکه انسان را آلوده به درآمدهای نامشروع، ظلم، ستم، رشوه خواری، تقلب و انواع کارهای خلاف می کند؛ اگر فقر آمد دربهای گناهان بسیاری هم گشوده می شود.[28]به همین دلیل جوامع اسلامی باید بکوشند فقر را از میان خود دور کرده و با آن مبارزه کنند .[29] جامعه فقیر افزون بر آلوده شدن به انواع گناهان و مفاسد اخلاقى، ناچار است به دیگران وابسته باشد. که از جمله آن آسیب ها می توان به وابستگى اقتصادى اشاره نمود ، به بیان دیگر کشور فقیر عملا مستعمره اقتصادی كشورى است كه به آن وابسته شده و تدریجاً هویت خود را از دست مى دهد.[30] مخصوصاً باید مراقب دام هاى دشمن در این زمینه بود؛ دشمن با انواع حیله ها سعى مى كند جوامع اسلامى را به وابستگى و فقر بكشاند و از طریق تشویق به مصرف گرایى وروى آوردن به زندگى تجملى و عقب نگه داشتن از علم و دانش و ایجاد آسیب خود كم بینى، نقشه شوم خود را پیاده كند.[31] حال با این تفاسیر در فرازهایی از دعای امام باقر علیه السلام می خوانیم:«أسألك اللهم الرفاهیة فی معیشتی أبدا ما أبقیتنى، معیشة أقوى بها على طاعتك، و أبلغ بها رضوانك ... و ارزقنى رزقا حلالا یكفینی، و لا ترزقنی رزقا یطغینی، و لا تبتلنی بفقر أشقى به[32]؛ خدایا آسایش در زندگانى را مادامى كه زنده ام از تو مى خواهم، زندگانی اى كه به واسطه آن، توان بندگیت را یافته و به خشنودیت دست یابم،و به زندگانى آخرت رسم، و روزیى كه مرا به طغیان وا دارد نصیبم مكن و به فقرى كه مرا بدبخت كرده دچارم مکن».[33] مفهوم دعا این نیست كه ما دست از تلاش و جهاد برداریم و این امور را از خدا بخواهیم، بلكه دعا به ما تعلیم مى دهد كه خودمان حداكثر تلاش را داشته باشیم و در آنجا كه از توان ما بیرون است از خدا بطلبیم.[34] جامعه انفالی در ساختار اقتصاد اسلامی از جمله راهكارهایی كه در نظام اقتصادى اسلام براى رفع فقر و كم كردن شكافهاى طبقاتى در نظر گرفته شده بسط یدى است كه به حكومت اسلامى در رابطه با استفاده از سایر منابع بیت المال مثل «فى ء» داده شده است. مطابق روایت امام باقر علیه السلام:« الفى ء والأنفال ما كان من أرض لم یكن فیها هراقة الدماء وقوم صولحوا أو أعطوا بأیدیهم وما كان من أرض خربة او بطون أو دیة فهو كله من الفى ء[35]؛ فی‌ء و انفال ، هر زمینى است كه بدون خونریزى تصرّف شده باشد، یا [اموال] مردمى كه [در وا گذارى آنها به مسلمانان با ایشان ]مصالحه كرده باشند، یا [آنچه] كه مردم با دست خود تسلیم كنند و هر زمین ویرانه اى، یا بستر رودها. اینها هم جزء فی‌ء است» .[36]،[37] لذا انفال مصادیق زیادى دارد كه تمام منابع بیت المالى خواهد بود كه در اختیار حكومت اسلامى مى باشد.[38]نتیجه این مى شود كه براى برداشتن فقر و فاصله ها و شكاف هاى طبقاتى علاوه بر خمس و زكات، از منابع دیگر بیت المال یعنى «فى ء» و انفال نیز مى توان بهره گرفت.[39] کشاورزی؛ پیشرو در تولید و اشتغال با سلاح اقتصاد مقاومتی تشویقها و ترغیبهائى كه در منابع اسلامى در رابطه با مسأله كشاورزى شده نشان مى دهد كه زراعت در اقتصاد اسلامى از چه اهمیت ویژه اى برخوردار است.[40] باید این حقیقت توجه نمود كه حتى در دنیاى امروز پایه اصلى اقتصاد، كشاورزى و تولیدات كشاورزى است چرا كه تنها ثروت طبیعى و فناناپذیر و دائمى كه همیشه مى توان روى آن حساب كرد همین ثروت است.[41] تمام معادن و منابع زیر زمینى پایان پذیرند ولى كشاورزى چنین نیست، بعلاوه كشاورزى ضرورى ترین وسیله زندگى یعنى غذاى انسان را تهیه مى كند، در حالى كه منابع دیگر چنین نمى باشند.[42] بنابراى احیاى كشاوررزى باید از اولویت فوق العاده اى برخوردار باشد و حتى آن رشته از صنایع كه در ارتباط با امر كشاورزى است باید مشمول این اولویت باشند.[43] وسایل ارتباط جمعى باید لایزال جوانان را به امر كشاورزى ترغیب كنند، و این فریضه بزرگ اسلامى را به آنها گوشزد نمایند كه موظفند تا بسرحد خودكفائى، كشاورزى را زنده كنند.[44] بدیهی است رسیدن فرد و جامعه به حد كفاف و لااقل به حد اقل لازم براى زندگى، تأثیر بسزایى در تحقق این آرامش دارد در روایتى از امام رضا علیه السلام مى خوانیم: « انسان وقتى قوت سالانه اش را ذخیره مى كند سبكبار مى شود و آرامش مى یابد و امام باقر (ع) علیهما السلام زمینى را براى زراعت نمى خریدند (و درهم و دینارشان را در این راه هزینه نمى فرمودند) مگر پس از آنكه قوت سالانه خویش را تحصیل مى كردند (البته این مربوط به زمان هایى بود كه مقید بودند به دلایل خاص اجتماعى آذوقه سالانه خود را ذخیره كنند)».[45]،[46] سخن آخر در خاتمه باید گفت اگر جوامع اسلامى بخواهند عزت و احترام و سربلندى و استقلال خویش را باز یابند باید از طریق همكارى با یكدیگر به استفاده از تمام منابعى كه خدا به صورت فراوان در اختیار آنان گذاشته است با فقر مبارزه كنند.[47] لذا مسؤولان باید به فکر حل مشکل های اقتصادی مردم باشند[48]و مسئله فقرزدایى را در رأس كارهاى خود قرار دهند و با دعوت مردم به ساده زیستن... فقر را ریشه کن سازند.[49] پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی [1] اسلام در یك نگاه ؛ ص85. [2] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص10. [3] همان. [4] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص76. [5] همان ؛ ص75. [6] همان ؛ ص41. [7] همان. [8]كافى، ج 5، ص 72. [9] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج 15 ؛ ص179. [10] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص182. [11] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص483. [12] كافى، ج 5، ص 85، ح 4. [13] تفسیر نمونه ؛ ج 10 ؛ ص206. [14] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص130. [15] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص491. [16] وسائل الشیعه، ج 12، ص 17، ابواب مقدمات التجارة، باب 6، حدیث 4( با تلخیص و اقتباس). [17] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص182. [18] همان ؛ ص493. [19] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص328 [20] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص335 [21] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص335 [22] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص135 [23] ( 4). ر. ك: مقاله« نظام اقتصاد اسلامى ویژگى ها و عناصر اصلى» برگرفته از كتاب البنوك الاسلامیة ودورها فى تنمیة اقتصادیات المغرب العربى تألیف دكتر على یوعلا، مترجم سید ابوالقاسم حسینى( ژرفا)، 1416، چاپ شده در كتاب ماهیت و ساختار اقتصاد اسلامى، ص 260. [24] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص135. [25] همان؛ ص133. [26] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج 2 ؛ ص349. [27] همان. [28] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛3/4/1394. [29] همان. [30] همان. [31] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص197. [32] بحارالانوار، ج 94، ص 379. [33] كلیات مفاتیح نوین ؛ ص1111. [34] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص198. [35] همان ؛ ص158. [36] ر. ك: وسائل الشیعه، ج 6، ص 368، ح 12641. [37] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص158. [38] همان. [39]همان. [40] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص94. [41] همان. [42] همان. [43] همان. [44] همان. [45] وافى، ج 3، ص 17. [46] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 2 ؛ ص148. [47] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج 13 ؛ ص333. [48] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛حرم حضرت معصومه(س)؛1/1/1395. [49] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج 13 ؛ ص333. منبع: حوزه نیوز

پربازدیدها

پربحث‌ها