ضمان در لغت به معنای تقبل کردن، پذیرفتن، بر عهده گرفتن, دین دیگری و ملتزم شدن به اینکه هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد در پرداخت دین ضامن از عهده خسارت بر آید

چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۰
ضمانت، مسئولیتی که در ورای یک امضا وجود دارد
ضمانت؛ مسئولیتی که در ورای یک امضاء وجود دارد! ضمان در لغت به معنای تقبل کردن، پذیرفتن، بر عهده گرفتن دین دیگری و ملتزم شدن به اینکه هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد در پرداخت دین ضامن از عهده خسارت برآید بخش حقوقی تبیان «حسین شکری»، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری : در موضوع و بحث ضمانت که تحت عنوان عقد ضمان مطرح می شود ابتدا باید به تشریح لغوی واژه ضمان بپردازیم، هر چند بیشتر منظور از ضمان همان معنای خاص حقوقی این واژه است، ضمان به معنی اخص همان ضمانی است که در قانون مدنی از مواد 684 تا 723 بدان پرداخته شده است. ضمانت در ماده 648 قانون مدنی در ماده 648 قانون مدنی از آن بدین صورت تعریف شده است که عقد ضمان عبارتند از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده می َگیرد. یعنی تعهد به مال است. بدین شکل که شخصی مالی را که بر گردن دیگری است به عهده می گیرد. پس از تعریف خاص این واژه آنچه موضوعیت دارد آشنایی با معانی واژگان ضمان، مضمون له، مضمون عنه، مضمون به، اهلیت، عقد لازم است. ضمان (منظور همان عقد غیرقابل فسخ)، مضمون له (طلبکار)، مضمون عنه (مدیون اصلی)، مضمون به (مورد ضمانت)، اهلیت (ضامن باید برای معامله اهلیت داشته باشد) اهلیت به این دلیل است که ضامن در عقد ضمان، تعهد به دین (مالیت مورد ضمان و در ذمه بودن مورد ضمان) می کند و اهلیت طبق ماده 190 قانون مدنی از شرایط اساسی صحت کلیه معاملات است، بنابراین ضمان صغیر و مجنون باطل است زیرا آنان دارای اهلیت معامله نمی باشند. مجنون ادواری در حال افاقه و همچنین سفیه به اذن قیم خود می تواند ضمانت کنند. البته قیم می تواند ولی باید مصلحت او را در نظر بگیرد. ضمانت در ماده 701 در نتیجه اینکه در عقد ضمان رضایت ضامن و مضمون له فایده اثر است و بس. آنچه در این عقد در برابر تعهد ضامن قرار می گیرد به سود مدیون اصلی است که برائت می یابد. به موجب ماده 701 قانون مدنی: «ضمان عقدی است لازم و ضامن یا مضمون له نمی تواند آن را فسخ کنند نکته مهم دیگر در موضوع ضمانت این است که در صورتی که بطلان دین اصلی به دلیلی اثبات شود ضمان نیز باطل است. ولی هرگاه قراردادی که مبنای آن دین بوده است فسخ شود، ضمان باطل نیست، چون فسخ ناظر به آینده است و هنگام ضمان دین بر ذمه ی مضمون عنه بوده است. این وصف ضمان تنها جنبه اخلاقی ندارد و از نظر حقوقی هم در احکام آن اثر دارد. چنان که قانونگذار در ماده 694 ق.م می گوید: علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرایط دینی که ضمانت آن را می کند شرط نیست. بنابراین ممکن است شخصی از درمانده ای ناشناس ضمانت کند. البته چون ضمان تعهد است و موضوع تعهد حقوقی است و اطراف آن باید معین شود، موضوع دین و طلبکار آن نباید به کلی مجهول و مردد باشد. بلکه شناخت اجمالی به طرفین کفایت می کند. به موجب ماده 701 قانون مدنی ضمان عقدی است لازم و ضامن یا مضمون له نمی تواند آن را فسخ کنند ولی در مواردی استثنایی از جمله جهل مضمون له به اعسار ضامن عقد ضمان را می توان به دستور ماده ی 701 ق.م فسخ نماید، در صورتی که مضمون له در حین عقد به اعسار ضامن جاهل باشد یا وجود حق فسخ نسبت به دین مضمون به و تخلف از مقررات عقد نماید بر اساس ماده 690 ق.م اگر مضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل باشد می تواند عقد ضمان را فسخ کند. همجنین نیازی نیست در حین عقد، ضامن مالدار باشد زیرا ضمان، تعهد به تأدیه دین است و مانند اقتراض می باشد که معسر و مفلس نیز می توانند قرض کنند. اثر اعسار ضامن، آن است که در موعد معین نمی تواند از عهده ی ایفاء دین خود برآید و این امر موجب ضرر مضمون له خواهد بود، بنابراین مضمون له باید در حین عقد از وضعیت مالی ضامن آگاه باشد، و در صورتی که به اعسار او آگاه باشد عقد ضمان غیر قابل فسخ است. لذا می توان گفت که ملئ بودن ضامن شرط لزوم عقد ضمان است. در صورتی که ضامن در زمان عقد ضمان ملی بوده و بعدا معسر و یا مفلس شود مثلا دارایی او دچار حریق شود مضمون له خیار فسخ نخواهد داشت، زیرا شرط لزوم در حین عقد موجود بود و اعسار موخر نمی تواند در عقد مقدم تاثیر کند. همچنان که هرگاه در زمان عقد ضامن معسر بوده و مضمون له از آن آگاه نباشد و پس از عقد ملئ شود خیار مضمون له ساقط نمی شود، زیرا خیار در اثر اعسار محقق شده و چنان که در بقاء آن پس از پیدایش ملائت تردید شود بقاء خیار استصحاب می شود. مضمون له هم نمی تواند قبل از سررسید آن، طلب خود را از ضامن بخواهد در اثر ضمان بین ضامن و مضمون له: ماده 698 قانون مدنی مقرر می دارد که بعد از اینکه ضمان به طور صحیح واقع شد ذمه مضمون عنه برئ و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود. برائت ذمه مضمون عنه اثر مستقیم انتقال دین است که مبنای ضمان به معنی مطلق می باشد که البته این امر منافات ندارد به اینکه مضمون له بتواند به هر یک از ضامن و مضمون عنه رجوع کند. موضوع دیگر بحث زمان تعهد ضامن است که ضامن باید دین خود را در موعدی که در عقد ضمان مقرر است به مضمون له تادیه کند و مضمون له هم نمی تواند قبل از سررسید آن، طلب خود را از ضامن بخواهد اگر چه زمان تادیه دین اصلی گذشته باشد.حال شدن دیون موجله در اثر فوت مدیون از مسلمات حقوق امامیه است. زیرا در اثر فوت، ذمه ی میت که قائم به شخصیت حقوقی او است زائل می شود و دین او به ترکه تعلق می گیرد. اگر مضمون له ذمه ی مضمون عنه را بری کند ضامن بری نمی شود. زیرا در اثر ضمان دین از ذمه ی مدیون اصلی به ذمه ی ضامن منتقل می شود و به خودی خود ذمه ی مدیون اصلی بری می شود. بنابراین بری کردن ذمه مضمون عنه جز تاکید، اثر دیگری ندارد مگر این که مقصود مضمون له از ابراء، ابراء از اصل دین باشد و در حقیقت طلبکار قصد ابراء ذمه ضامن را داشته باشد که در این صورت باید مقصود خود را اعلام کند. ضامن؛ مدیون مضمون له در بحث دیگر تحت عنوان ضمانت از ضامن نیز موضوعات حقوقی مطرح شده از جمله اینکه ضامن به موجب ضمانتی که از مضمون عنه می نماید، مدیون مضمون له می شود. ممکن است مجددا شخص دیگری از او ضمانت کند. این مطلب در ماده 688ق.م مورد تصریح قرار گرفته است این ماده می گوید: ممکن است از ضامن ضمانت کرد بدین شکل که چند نفر به صورت تسلسل از یکدیگر ضمانت نمایند مثلا حسین که به تقی مدیون است ،حسن از حسین ضمانت می کند و«حسین» از «حسن» ضمانت می نماید.بنابر نظریه نقل ذمه به ذمه با تحقق ضمانت، هریک از ضامنین، دین ضامن قبلی، به ضامن بعدی منتقل می َشود و آخرین نفر ضامن است که مدیون مضمون له تلقی می گردد و مضمون له فقط حق رجوع به او را دارد. حال پس از پرداخت دین توسط آخرین ضامن، فقط حق دارد به مضمون عنه خود رجوع نماید و به همین ترتیب هر ضامن به مضمون عنه خود رجوع می نماید. در این مورد ماده 722ق.م می گوید ضامنِ ضامن حق رجوع به مدیون اصلی را ندارد و باید به مضمون عنه خود رجوع کند و به همین طریق هر ضامنی به مضمون عنه خود رجوع می کند تا به مدیون اصلی برسد. حالات مختلف پرداخت دین از سوی ضامن چنانچه مدیون اصلی در پرداخت دین خودداری نماید، مضمون له می تواند به هر کدام یا به همه ضامنین جهت انجام تعهد رجوع نماید و هر کدام از ضامنین به تنهایی در مقابل کل دین مسولیت تضامنی دارند مگر ضامنین بقدر تسهیم ضمانت نموده باشند که در این صورت فقط به اندازه سهم تعهدی حق رجوع به آنها وجود دارد. چنانچه دین مدت داشته باشد و ضامن بخواهد زودتر دین را پرداخت کند تا زمان سر رسید حق مطالبه از مدیون اصلی را ندارد . نکته مهم دیگر اینکه گاهی مضمون له فوت می کند ولی ضامن کسی جز ورثه او نیست در این حالت ورثه حق رجوع به مضمون عنه را دارند چرا که ضامن جای مضمون عنه را می گیرد، رجوع می تواند یا از طریق غیر قضایی و یا از طریق قضایی با تقدیم دادخواست علیه ضامنین باشد. لذا در صورت رجوع قضایی ضامنین که خوانده دعوا می باشند محکومیت به پرداخت دین می نمایند و در صورت عدم پرداخت محکومیت قطعی با درخواست خواهان توسط اجرای احکام تا استرداد دین ضامنین (محکوم علیها) حبس می شوند . منبع: ایسنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها