گفت و گو با فرهاد نجفی در آستانه پایان فصل اول سریال «آسپرین». این سریال در ژانر معمایی ساخته شده و داستان آدم های مخوفی است که در تهران دست به قاچاق دارو، آدم کشی ، اتانازی و ... مشغول هستند.

چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
 «آسپرین» از رویا تا واقعیت

 «آسپرین» از رویا تا واقعیت

 گفت و گو با فرهاد نجفی در آستانه پایان فصل اول سریال «آسپرین». این سریال در ژانر معمایی ساخته شده و داستان آدم های مخوفی است که در تهران دست به قاچاق دارو، آدم کشی ، اتانازی و ...  مشغول هستند.

مصاحبه: احمد رنجبر-بخش سینما و تلویزیون تبیان
اسپرین

«آسپرین» در ژانر معمایی ساخته شده و از این منظر تجربه ای متفاوت در میان سریال های شبکه نمایش خانگی بحساب می آید. آن ها که مشتری دائم «آسپرین» هستند می گویند با این سریال سرگرم می شوند و منتظر قسمت بعد می مانند. با فرهاد نجفی کارگردان سریال درباره این تجربه انجام شده که می خوانید. سریال «ماتادور» و فیلم های «حرکت» و «چارسو» ساخته های پیشین نجفی هستند.
اگر موافقید از ایده ساخت «آسپرین» شروع کنیم.
در سن10 سالگی به سرم تیر خورد. موقع عمل بی هوش هم نبودم. 14 ساله بودم پدر و مادرم برای سفر زیارتی به سوریه رفته بودند، موتور برادرم را برداشتم که مثلا تفریح کنم! در سرازیری ترمز موتور نگرفت و با صورت وارد شیشه عقب ماشین پلیس شدم. خاطره این اتفاق از فردای آن روز یادم می آید؛ یعنی حافظه کوتاه مدتم را از دست داده بودم و دکتر هر چه می پرسید به خاطر نمی آوردم. درضمن به هر کسی اطمینان می کردم و اصلا احساس ترس نداشتم. از آن موقع چالش از دست دادن حافظه کوتاه مدت با من بود.
و چرا اسم سریال را «آسپرین» گذاشتید؟
من روی اسم فیلم و سریال هایم خیلی حساس هستم. یک مقاله خواندم درباره «اتانازی» (مرگی  است که در آن، بیمار بنا به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد.) اتانازی را خیلی از کشورها ردکرده اند و خیلی از کشورها آن را پذیرفته اند. مقاله، نامه یک دختر شیلیایی بود به رئیس جمهورش که خواسته بود او را اتانازی کنند. رئیس جمهور گفته بود من هزینه تو را تا هفت نسل می دهم ولی اتانازی ات نمی کنم. می گویند کسانی که حافظه بلند مدت شان را از دست می دهند یا خودکشی می کنند یا روانی می شوند. یک سری دکترها می گویند بجای این که آن ها را نابود کنیم، بهشان حافظه جدید بدهیم و از آن ها استفاده کنیم. این تئوری رد شده اما گروهی پیرو آن هستند. «آسپرین» هم همین است و با این نگاه چند پزشک چنین پروژه ای را کلید زده اند. مدتی بعد یک مقاله دیگر خواندم که محققان کشف کرده اند در آسپرین ماده ای هست که برای بازگشت حافظه مفید است.سریال من درباره حافظه است؛ پس نام «آسپرین»را برایش انتخاب کردم.

اسپرین

چرا از بازیگر چهره استفاده نکردید؟ 
بازیگری«آسپرین»،مثل مقوله فیلمنامه نویسی آن، کار گروهی است. یعنی ممکن است یک بازیگر در سه قسمت سه سکانس بازی کند و در چند قسمت اصلا حضور نداشته نباشد. نکته دیگر این که توانایی بازیگر هم در چنین کاری مهم است؛ علیرام نورایی بیش از 14 بار سوزن را از دستش درآورده. از آن طرف انگیزه بازیگر هم مهم است؛ من کسانی را انتخاب کردم که عِرق فراوانی به سریال داشتند. شما موفق ترین سریال های جهان را کنار هم بگذارید یه یک میانگین می رسید و می بینید بازیگر معروف نداشته اند. این خودش نکته ای است که به سریال کمک می کند. در کشور ما بازیگرها عمدتا در یک قالب مانده اند و شکستن آن ها سخت است. در چنین شرایطی برای نقش های خاص باید سراغ چهره های بکر رفت تا مخاطب بدون پیشینه ذهنی سریال را ببیند. ضمن این که بازیگر به تنهایی عامل موفقیت یک سریال نیست؛کم این که ما سریال های در شبکه خانگی داشته ایم که در عین داشتن کلی ستاره فرجام خوبی نداشته اند. 
بازیگران غالبا خوب هستند و فراتراز انتظار بازی کرده اند؛ این کیفیت اگر با چهره بودن ممزوج می شد اتفاق بهتری نمی افتاد؟ 

ما که در فیلم های مان الفاظ رکیک نداریم آیا توانسته ایم جامعه موفقی باشیم؟ خیر. چون درگیر شعارزدگی هستیم. من در سریال «آسپرین» دوز بد دهنی را پایین آورده ام اما واقعیت این است که در جامعه بدتر از این با هم حرف می زنند.

تعبیر من این است که سریال یک ماراتن است و ما باید در این مارتن موفق باشیم. ستاره ها حتما در فروش یک اثر تاثیر دارند اما من می گویم اگر کلیت سریال خوب نباشد، آن تاثیر برای چند قسمت اول است. بوده اند سریال هایی در شبکه خانگی که سوپراستارهای زیادی داشته اما موفق نبوده و بعضی های شان اصلا ادامه پیدا نکرده اند. «آسپرین» اولین سریالی است که بدون وقفه و هفت روزه توزیع شده.
سریال «آسپرین» شروع خوبی نداشت، داستانش گنگ و مبهم بود و مخاطب را در فهم قصه گیج می كرد. به همین نسبت آدم ها هم مبهم و غیر سمپات بودند. اگر كمی از غافلگیری و جذابیت قسمت های اخیر را به دو قسمت اول تزریق می كردید شرایط «آسپرین» به مراتب بهتر از چیزی است كه الان می بینم. قبول دارید؟
من اگر می خواستم دوباره «آسپرین» را توزیع کنم، قسمت یک و دو را در یک دی وی دی پخش می کردم. ببینید سریالی مثل «برگینگ بد» در فصل اول مورد توجه قرار نمی گیرد . فصل دوم ساخته می شود اما باز هم هیچ کمپانی حاضر به توزیع آن نیست. در فصل چهار اما تبدیل به بهترین سریال 10 سال اخیر جهان می شود. سازندگان به جای این که نومید شوند، روی کیفیت کارشان اصرار می کنند. شخصیت پردازی را از یاد نمی برندو ... شروع «آسپرین» گنگ بوده اما بعد از قسمت سیزده جواب می دهد. تازه داستان اصلی سریال بعد از پایان فصل دوم شروع می شود.

اسپرین

سریال«آسپرین» از نمونه های خوب و قابل دفاعی است كه در ژانر معمایی ساخته شده. این ژانر یا کلا با سلیقه مردم همخوان نیست یا به دلیل سریال های بی كیفیت نسبت به همه تولیدات وطنی بدبین شده اند. از آن طرف تجربه نمایش خانگی ثابت كرده آثار كمدی و ملودرام پتاسنیل بیشتری برای موفقیت دارند. 
به نظرم من این تاثیر منفی موضعی و موقتی است. ما در مسابقه دو ماراتن هستیم و خیلی از رقبا را کنار خواهیم زد. سعی می کنیم از تمام نظراتی که مردم درباره سریال در سایت ها و شبکه های مجازی درباره سریال داده اند، برای بالا بردن کیفیت کار استفاده کنیم. مطمئنم نظر مردم درباره ژانر جنایی عوض خواهد شد.
 سریال زمانی به بازار آمد كه مخاطبان سرخوش از «شهرزاد» بودند و عده ای از مخاطبان دنبال سریالی با همان طعم بودند. این قیاس به فروش «آسپرین» لطمه نزد؟

سریالی مثل «برگینگ بد» در فصل اول مورد توجه قرار نمی گیرد . فصل دوم ساخته می شود اما باز هم هیچ کمپانی حاضر به توزیع آن نیست. در فصل چهار اما تبدیل به بهترین سریال 10 سال اخیر جهان می شود. سازندگان به جای این که نومید شوند، روی کیفیت کارشان اصرار می کنند.

من برای فروش، سریال نمی سازم دنبال یک دغدغه هستم. در حالی که فرمول تکراری سریال عاشقانه با یک سوپراستار فروش شما را تا حدود زیادی تضمین می کند. حالا اگر بازیگر آن سریال شهاب حسینی باشد و کارگردانش نابغه ای به نام حسن فتحی که حتما نتیجه موفقیت آمیز است. من اما می گویم باید ذائقه مخاطب را باید عوض کرد. چرا نباید ژانر وحشت و معمایی  در کشور ما نباشد و اکشن منحصر شود به ناجی هنر؟ ما باید از این دایره بسته خارج شویم. قیاس دو ژانر درست نیست ، شاید مجموع آدم هایی که ملودرام دوست دارند بیشتر باشد اما آدم هایی که روی «آسپرین» تعصب دارند زیاد است. 
شما هنوز اول راه هستید و سال ها طول می کشد که نام تان روی یک اثر سایه بیفکند. این اتفاق در سینما و تلویزیون ما برای معدود کارگردان هایی رخ داده و نامم شان بِرند است. به نظر شما ناشناس بودن نام کارگردان روی فروش «آسپرین» تاثیر منفی نداشت؟
من همیشه می گویم شهرت داریم تا شهرت. تیم ملی فوتبال مالدیو در ایران معروف است برزیل هم؛ اما این کجا و آن کجا. برای من نوآوری در ساخت فیلم و سریال هایی که می سازم مهم است. ما در ساخت درام مشکل نداریم؛ اما در اکشن، ترسناک و ژانرهای دیگر ضعیف هستیم و یکی باید شروع کند.البته همین الان فیلمی که می خواهم بسازم درام است ولی هر کمکی بتوانم به ژانر معمایی می کنم. فصل های بعد «آسپرین» به شکل محصول مشترک با امریکا برای ساخته خواهد شد و بنظرم کمک زیادی به سریال سازی ایران خواهد کرد. فعلا توضیح بیشتری نمی دهم ولی این همکاری قطعی است.در «آسپرین» شاید اندازه هواداران فرهاد نجفی خیلی زیاد نباشد اما همین مقدار هم دلگرمی بزرگی است.

اسپرین

«آسپرین» تا این جا خوش قولی کرده است و به موقع به دست مخاطبان می رسد. فصلی بودن آن اما برای برخی این نگرانی را ایجاد می کند که شاید به سرانجام نرسد. فیلمنامه فصل بعد آماده است؟ کی کلید می زنید؟ جمع کردن دوباره بازیگرها سخت نیست؟ 
نگارش فیلمنامه فصل دوم شروع شده. بازیگران می دانند تولید سریال دو سال زمان می برد؛ یعنی حتی اگر ضرر مالی داشته باشیم «آسپرین» به فصل چهار خواهد رسید. فقط شاید عدم حمایت مردم، کیفیت را پایین بیاورد. به هر حال برنامه ریزی ما این طوری بوده که شش ماه ساخت فصل اول طول می کشد، حدود شش ماه توزیع می شود، مخاطب شش ماه استراحت می کند و دوباره این پروسه تکرار می شود. به هر حال ما تا الان خوش قولی خودمان را ثابت کرده ایم و این اطمینان را می دهیم که هر چهار فصل ساخته خواهد شد. 
در طول توزیع «آسپرین» مهم ترین ایرادی که از آن گرفته شده، استفاده بیش از حد از الفاظ منشوری است. این دیالوگ ها لازم بود؟
« ادب از که آموختی از بی ادبان». متاسفانه ما جامعه ای بی تربیت داریم ؛ چه قبول کنیم چه نه. من چند روز پیش در پارک ورزش می کردم چند بچه دبیرستانی مواد مخدر مصرف می کردند و به هم فحش می دادند! این واقعیت جامعه است؛ ما که در فیلم های مان الفاظ رکیک نداریم آیا توانسته ایم جامعه موفقی باشیم؟ خیر. چون درگیر شعارزدگی هستیم. من در سریال «آسپرین» دوز بد دهنی را پایین آورده ام اما واقعیت این است که در جامعه بدتر از این با هم حرف می زنند. تازه من خودم را بشدت سانسور کرده ام. شخصیت سینا (پیام احمد نیا) الگوی خوبی نیست اما این جوان در قسمت دوازده به آریا (ارمیا قاسمی) می گوید من فکر می کردم مهم پول و قیافه است ولی خانواده مهم است. این گونه است که می توان آموزش داد.  




پربازدیدها

پربحث‌ها