امام سجّاد علیه السلام فرمود: هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زیر نظر گرفته، و مىگوید: چگونه هستید؟ شب را چگونه به صبح رساندید؟ پاسخ مىدهند اگر تو ما را رها كنى خوب هستیم، و مىگویند، خدا را، خدا را نسبت به ما یاد بیاور، سوگندش دهند و گویند ما ب
هم صحبتی با خضر نبی!!!
برخی از کارها نه فایده دنیوی دارند و نه فایده اخروی و برخی کارها نیز نه ثواب دارد و نه عقاب. اما آنچه حائز اهمیت است، این است که تمامی اعمال و افعال آدمی اثرات منحصر به فرد خویش را در زندگی دنیوی و اخروی انسان خواهد داشت و این اصلی انکار ناشدنی است. سخن گفتن نیز از این امر متمایز نبوده و می توان گفت: برخی از سخنان ما نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی اما تأثیر منحصر به فردی بر سایر اعمال انسان دارد و یکی از این تأثیرات را می توان غفلت از یاد خدا دانست.
ثمره سخن گفتن
حقیقت این است که برای شناخت باطن و افکار و عقاید هر انسانی نیاز به هم صحبتی با وی را داریم. تا فردی عقاید و افکار خویش را بیان نکند مطلع شدن از باطن وی امری سخت و دشوار خواهد بود.
تا مرد سخن نگفته باشد درّ و گهرش نهفته باشد
قال الصّادق علیه السّلام: الكلام اظهار ما فی قلب المرء من الصّفاء و الكدر، و العلم و الجهل.
حضرت امام صادق علیه السّلام مىفرماید كه: گویائى و تكلّم، ظاهر مىكند هر چه در باطن متكلّم است از صفا و كدورت، و از علم و جهل. یعنى: از كلام هر كس حال او ظاهر مىشود. و اگر صفاى باطن و ربط به مبدأ دارد، كلام او جز ذكر الهى و هدایت مردم و نقل حدیث و نشر مسائل علمى نخواهد بود. و اگر كلام او اكثر لغو و هجو و شعر و خبث است، دلیل قساوت قلب و عدم ربط به مبدأ است. و به همین قیاس است علم و جهل.
قال امیر المۆمنین علیه السّلام: المرء مخبوء تحت لسانه
حضرت امیر المۆمنین علیه السّلام مىفرماید كه: هر كسى پنهان است به زیر زبان خود.
یعنى: تا حرف نزده است و متكلّم نشده است، معلوم نمىشود كه عالم است یا جاهل؟ صالح است یا طالح؟ (مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان)
امام سجّاد علیه السلام فرمود: هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زیر نظر گرفته، و مىگوید: چگونه هستید؟ شب را چگونه به صبح رساندید؟ پاسخ مىدهند اگر تو ما را رها كنى خوب هستیم، و مىگویند، خدا را، خدا را نسبت به ما یاد بیاور، سوگندش دهند و گویند ما به وسیله تو پاداش و كیفر مىبینیم
سخن و دشواری سخن گفتن
اگر قصد آن را داشته باشیم که در زندگی خویش راه و رسم خوبی را پیش بگیریم ، نیازمندیم اعضاء و جوارح و قوای نفسانی خویش را کنترل کنیم و در این میان کنترل کردن زبان از دشواری منحصر به فردی برخوردار است.
حضرت علی ( علیه السلام ) می فرمایند:
از جمله بدى كلام این است كه هیچ معصیتى در ترتّب مفاسد، بدتر از كلام نیست. چه، گاه باشد كه به یك گفتن، جان و مال جمعى در خطر باشد. و دیگر آنكه وبال و عقاب گفتن، زودتر از سایر معاصى به آدمى مىرسد. چه به یك كلمه ردّه، یا استخفاف شرع، استحقاق خلود جهنّم بهم مىرسد، و سایرمعاصى و فسوق چنین نیست. چه در سایر فسوق، انتظار توبه و احتمال قبول رجوع هست.
دیگر آنكه كلام، سختترین معاصى است از روى ملامت بر نفس. امّا ملامت اخروى، مثل ملامتى كه مترتّب شود بر گفتن ردّه و مثل او، و امّا ملامت دنیا، مثل آنكه كسى در حضور جمعى، حرفى گوید كه شنوندگان بر او استهزا و سخریّه كنند و خفیف شود و این خفّت و الم، مستمرّ است از وقت گفتن تا انقضاى عمر، كه هر گاه به خاطر بیاید متأثّر مىشود و ملامت خود مىكند و بسا باشد كه شدّت الم و غصّه، به كوفتهاى مهلك منجرّ شود. و نیز الم كلام و اثر او، زودتر به متكلّم مىرسد از الم كارهاى دیگر. چرا كه معاصى دیگر، الم آنها به حسب ظاهر منحصر به آخرت است و الم كلام، هم در دنیا است و هم در آخرت.و بیشتر حساب خلایق در روز قیامت، متعلّق است به زبان و منوط است به گفتار زبان. (مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان)
هم صحبتی و غفلت از خدا
لحظات زندگی آدمی را که در آن یادی از خدانباشد، نمی توان زندگی حقیقی نام گذاشت. هم صحبتی و سخن گفتن تا زمانی که انسان را از یاد خدا غافل کند مذموم و ناپسند بوده و نمی توان ارزشی برای آن قائل شد. اما در این میان افرادی هستند که هم صحبتی با آنان انسان را یک پله به خدا نزدیکتر میسازد اما جای بسی تأسف است که تعداد این افراد بسیار کم است و یافتن و هم صحبت شدن با آنان بسیار دشوار.
خضر علیه السّلام پیامبر مرسلى بود كه حقّ تعالى او را به سوى قومش فرستاد، وى ایشان را به توحید و وحدانیّت حقّ و اقرار به انبیاء و فرستادگان و كتب آسمانى او جلّ و علا دعوت نمود، از نشانهها و معجزات آن حضرت این بود كه هیچ گاه بالاى چوب خشك یا زمین ساده بىگیاهى نمىنشست مگر آن كه بلافاصله آن چوب یا خاك سبز مىشد و به خاطر همین او را خضر نامیدند.( علل الشرایع / ابن بابویه)ابوبکر ورّاق مدتی آرزومند صحبت خضر بود، هر روز به این امید به گورستان رفته و در حال رفت و آمد قرآت تلاوت میکرد. روزی حضرت خضر علیه السلام با او همراه شده و حکایت کنان در گورستان رفتند و بازگشتند. خضر فرمود: مدتی آرزومند هم صحبتی با خضر بوده ای، اینک من خضرم. امروز که با من صحبت یافتی از خواندن قرآن باز ماندی. چنین گوید: جایی که صحبت نبی چنین باشد، صحبت دیگری چه خواهد شد.
حضرت امیر المۆمنین علیه السّلام مىفرماید كه: هر كسى پنهان است به زیر زبان خود. یعنى: تا حرف نزده است و متكلّم نشده است، معلوم نمىشود كه عالم است یا جاهل؟ صالح است یا طالح؟
حال ما باشیم و سنجش برخی از گفتارهایمان، خواهیم دید زمانی زیادی از عمر خویش را صرف سخن گفتن از اموری میکنیم که جز غفلت از خدا فایده ای به دنبال نداشته و سرانجام نیکی نیز به دنبال نخواهد داشت. سخن گفتن با نبی خدا اینگونه باشد سخن گفتن با خلق خدا که سرتا پا آلوده به گناه است چه ثمری میتواند داشت باشد؟
احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که به زبان و نقش کنترل زبان در زندگی آدمی اشاره میکند که از آن جمله به موارد زیر می توان اشاره کرد:
امام سجّاد علیه السلام فرمود: هر روز صبح زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زیر نظر گرفته، و مىگوید: چگونه هستید؟ شب را چگونه به صبح رساندید؟ پاسخ مىدهند اگر تو ما را رها كنى خوب هستیم، و مىگویند، خدا را، خدا را نسبت به ما یاد بیاور، سوگندش دهند و گویند ما به وسیله تو پاداش و كیفر مىبینیم .
شخصى به امام موسى بن جعفر علیه السلام عرض كرد: یا ابن رسول اللَّه مرا نصیحت فرمایید، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزیز شوى، اختیارت را به دست مردم نده، تا خوار و زبون نگردى.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در غیر ذكر خدا زیاد سخن نگویید زیرا سخن گفتن زیاد در غیر ذكر خدا قساوت قلب مىآورد، و دورترین مردم از خدا كسانى هستند كه قساوت قلب دارند (آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام)
ببین این عضو به ظاهر کوچک چه جایگاه گستردهای در زندگی انسان دارد . در نهایت باید گفت: سخن گفتن نیز همانند سایر اعمال انسانی محاسبه خواهد شد و گوینده آن عاقبت اسیر گفته های خویش شده و نتیجه آن را مشاهده خواهد کرد.
مریم پناهنده
بخش نهج البلاغه تبیان
منابع:
1) معراج السعاده / نراقی
2) پیشه پیشینیان/ دکتر عبدالمجید سجادی
3) آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام /شیخ حر عاملى، محمد بن حسن- فارابى، محمد على و عباسى على كمر، یعسوب
4) مصباح الشریعة / جعفر بن محمد علیه السلام، امام ششم- گیلانى، عبد الرزاق بن محمد هاشم
5) علل الشرایع / ابن بابویه


