هنگامی که آیت الله بهجت (ره) به عیادت ایشان رفت بودند، درباره مقام والای ایشان فرموده بودند: « باید قدر چنین شخصیت هایی را دانست، زیرا قبلاً اگر مثل ایشان صد نفر بودند اکنون نادرند و از عدد انگشتان دست تجاوز نمی کنند،

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
 وارستگی آیت الله کوهستانی
وارستگی آیت الله کوهستانی هنگامی که آیت الله بهجت (ره) به عیادت ایشان رفت بودند، درباره مقام والای ایشان فرموده بودند: « باید قدر چنین شخصیت هایی را دانست، زیرا قبلاً اگر مثل ایشان صد نفر بودند اکنون نادرند و از عدد انگشتان دست تجاوز نمی کنند، انسان تا زمانی که به لذت معنوی نرسیده است، تصور می‌کند لذتی بالاتر از لذات مادی نیست، اما چون حلاوت و شیرینی یاد خدا و مناجات با او را درک کند، در می‌یابد که لذات مادی، لذات واقعی نیستند، در نتیجه به سهولت دل از آنها می‌کَند. مروری کوتاه در زندگی رسول گرامی اسلام (ص) و امیرالمۆمنین علی (ع) هر انسانی را دستخوش حیرت و اعجاب می‌کند که با وجود کارهای سنگین روزانه، شبها به نماز می‌ایستادند و به مناجات و راز و نیاز با پروردگار خویش می‌پرداختند. این بدان جهت بود که آن بزرگواران آنچنان در یاد خدا و انس با او به آرامش و لذت می‌رسیدند که هیچ چیزی نمی‌توانست آنان را از این حضور باز دارد و توجه‌شان را به خود جلب نماید، و لذا چنان وارسته از دنیا و مافیها بوده و هیچ چیزی آنها را از یاد خدا غافل نمی کرد و همواره در هر کاری، تنها رضایت خدواند را مهم می دانستند. « من کتب بسیاری از علمای کافر و انبیا و همچنین کتب عهد عتیق و جدید را خوانده‌ام و با جدیت و مجاهدت فراوان کوشیده‌ام تا بدانم که‌ بهترین و عالی‌ترین فضیلتی که انسان به مدد آن‌ می‌تواند با خدا متحد شده و به لطف او، آن چیزی‌ شود که خداوند چنان است، با چه چیز انسان خواهد توانست به آن صورتی که در(علم)خدا بوده است، بیشترین شباهت را پیدا کند؛ آنگاه که تمایزی میان‌ او و خدا نبوده و قبل از آنکه خداوند جهان را آفریده‌ باشد. و چون متون مقدس را تا بدان حد که عقل‌ من می‌توانست بسنجد و بداند، جست‌وجو کردم، به درستی دریافتم که وارستگی محض، بالاتر از هر چیزی است، زیرا جمیع فضایل به نحوی از انحاء، متوجه مخلوقات هستند و حال آنکه وارستگی،آزاد از تمامی مخلوقات است.(1) بدین جهت بود که مولای‌ ما به«مارتا» فرمود: « از یک چیز چاره نیست و آن‌ این است که آن کس که آرزومند راحت و خلاص‌ است باید یک چیز داشته باشد و آن وارستگی‌ است‌«(2) وارستگی حقیقی چیزی جز این نیست که «روح‌ در برابر هجوم اندوه و شادی و عزت و ذلت یا اهانت‌ همچون کوهی از سرب که در برابر باد ملایمی‌ بی‌حرکت ایستاده است، از جای خویش هیچ‌ نجنبد. این وارستگی و بی‌حرکتی در انسان، موجد بزرگ‌ترین شباهت‌ها با خداوند است.....»(3) یکی از بزرگانی که به حق می توان وی را دارای صفت وارستگی به معنای حقیقی کلمه دانست، مرحوم آیت الله کوهستانی است که بسیاری از علما و اولیای الهی، وارستگی ایشان را معترف بوده و هستند. به عنوان نمونه، هنگامی که آیت الله بهجت (ره) به عیادت ایشان رفت بودند، درباره مقام والای ایشان فرموده بودند: « باید قدر چنین شخصیت هایی را دانست، زیرا قبلاً اگر مثل ایشان صد نفر بودند اکنون نادرند و از عدد انگشتان دست تجاوز نمی کنند، هر یک به جای ده نفر نشسته اند، از این رو مزاحمتشان جایز نیست و نباید وقت آن ها را گرفت. »(4) یا اینکه روزی که مرحوم کوهستانی پس از بهبودی، از بیمارستان آیت الله گلپایگانی خارج شد، آیت الله گلپایگانی ضمن تودیع فرمودند :« زهد و تقوا و بزرگی شما برای من علم الیقین بود و الان به مرحله عین الیقین رسید. »(5) همچنین حاج شیخ محمد ابراهیمی نقل کرده، از علامه طباطبایی (ره) شنیدم که درباره آقای کوهستانی فرمود : « از وقتی که آقای کوهستانی را در منزل آیت الله میلانی (ره) دیدم، هیچ شبی نشد که ایشان را فراموش کنم. »(6) بنابراین به اذعان بسیاری از علما و بزرگان که خود نیز در عرصه وارستگی زبانزد خاص و عام بودند، آیت الله کوهستانی دارای صفات برجسته ای بودند که وجهه ویژه ای به ایشان بخشیده بودند. تنها به عنوان شاهدی بر این مدعا، می توان گفت، ایشان از جمله پرهیزکارانی است که به نحو شایسته خود را به صفت زیبای عفو بخشش آراسته و در برابر آزار و اذیت های جاهلان صبر و حلم را پیشه خود ساخته بود و در برابر همگان حتی دشمنان خود، سعه صدر داشت و کسی را از گذشت و رحمت خویش دور نمی ساخت. یکی از شاگردان ، از قول ایشان نقل می کند: « من هر سال شب عید فطر همه کسانی را که در حق من ظلم و جفا نمودند می بخشم. » چرا که خود در مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام پرورش یافته و بهتر از هر کس سزاوار داشتن صفت عفو وگذشت بود. حجت الاسلام رحمانی از شاگردان ایشان می گوید: « ایامی که در حوزه کوهستان مشغول تحصیل بودم بر روی مسئله ای بین برخی از اهالی محل نزاع و کش مکش رخ داد. یکی از جاهلان به آقا بی ادبی روا داشته و این نزاع را به ایشان نسبت داده و گفت: این دود از کنده شما بلند شده است! آقا در پاسخ آن فرد جاهل چیزی نفرمود و سکوت اختیار کرد، اما صبر و حلم آقا اثر وضعی خود را گذاشت، من همان شب داخل حسینیه خوابیده بودم آقا جان نیز در آن شب در حسینیه استراحت کرده بود، نصف شب متوجه شدم که درِ حیاط حسینیه را کسی می کوبد، خواستم بروم در را باز کنم ولی آقا جان اجازه نداد و فرمود: « من خودم در را باز می کنم. » هنگام بیرون رفتن، درِ اتاق را بست که من از چیزی آگاه نگردم ولی من بیدار بودم وقتی آقا جان در را باز کرد دید مادر همان شخصی است که به ایشان جسارت کرده بود، یک استکان آب آورده که پسرش سخت مریض شده برای شفای وی آقا جان بر آن دعا بخواند. آقا جان هم با بزرگواری آب را برداشت و شاید در حدود بیست دقیقه در حالی که در حیاط قدم می زد بر آب دعا خواند و به آن مادر برگرداند که آن شخص در اثر دعای معظم له شفا یافت .(7) شاید بتوان به صراحت اذعان نمود ، که بسیاری از پیشرفت ها و هدایت ها، تحت تاثیر همین علما ربانی صورت گرفته و بحق می توان آنها را میخ های خدا در روی زمین دانسته که حافظ و نگاهبان دین خدا در میان خلق هستند. پی نوشت‏ها: 1. مایستر اکهارت،وارستگی (عالی ترین غایت استعداد آدمی)،مترجم؛ محمد رضا جوزی، مجله خردنامه همشهری » خرداد 1387 ، شماره 26 ،،ص27 2. انجیل لوقا، تهران؛ انتشارات ایلام ، ص24 3. مایستر اکهارت، همان 4. پایگاه خبری میهن 5. همان 6. همان 7. راسخون منابع: قرآن کریم تهیه و فرآوری: حق دوست، گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها