تحصیل علوم عقلی و دینی علاقه داشت كه شبها كمتر به خواب می رفت و كتب متنوع و گوناگون در نزد خود می گذاشت و اگر از یكی خسته می شد به دیگری می پرداخت و برای آنكه كسالت را از خود دور سازد همیشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع كسالت و خواب میكرد. و در این شبه
زماني که من طلبه بودم تحصيل و تدريس در معارف دين : تعليم و تعلم از محوريترين برنامههاي اساسي مکتب الهي اسلام است. نخستين نغمههاي آسماني وحي در اسلام بيان کننده ارزش قلم، آموزش علم و دانش و فراگيري آن است، که آن را يکي از نعمتهاي پروردگار بر بشر معرفي مي کند. « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِي خَلَقَ ... اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ »[1] بخوان به نام پروردگارت که عالم را خلق کرد،... بخوان در حالي که پروردگارت بخشنده است، او که به وسيله قلم به بشر تعليم داد.» امر آموزش در قرآن کريم يکي از اهداف بعثت انبياء معرفي شده است: « وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ »[2] خداوند رسولي از ميان شما برايتان فرستاد تا کتاب و حکمت به شما بياموزد». از نظر اسلام علم آموزي و تعليم آن نه تنها امري پسنديده است بلکه از واجبات دين به شمار مي رود. امام صادق(ع) فرمودند: «طلب العلم فريضه علي کل مسلم...»[3] فرا گيري دانش بر هر مسلمان امري واجب است . و اين وجوب تحصيل علم و لزوم تعليم آن بر دانشمندان محدود به زمان و مکان خاصي نيست از اينرو اميرمؤمنان (ع) فرمودند : « اطلبوا العلم ولو بالصيّن »[4] شما دنبال دانش برويد و لو اينکه در دورترين نقاط همچون چين بدست آيد .» و «طلب العلم فريضه علي کل حال»[5]در هر زمان و موقعيتي فراگيري علم واجب است (امام صادق(ع) ). در اين ميان آن علمي که بر تحصيل و تعليم آن تأکيد بيشتري شده است به حدي که بر مسلمين واجب شده که از هر قومي عده اي براي فراگيري آن هجرت کرده ، همه سختيها را تحمل نمايند و سپس به ميان قوم خود برگشته به تعليم ديگران بپردازند علوم و معارف دين است خداوند در قرآن کريم مي فرمايد « فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ طائِفَهٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ»[ 6] چرا از ميان هر قومي از شما گروهي کوچ نمي کنند تا با تفقه در دين و آموختن معارف آن به ميان قوم خود برگشته و آنها را انذار نمايند». در عصر حضور ، ائمه (ع)بر تعليم علوم دين و پرورش عالمان دين تأکيد فروان داشتند و در عصر غيبت نيز علماء رباني با تحمل تمام سختي ها و فشار ها، گاه با پيمودن فرسنگ ها راه و کشيدن مشقتهاي طاقت فرسا همان راه را ادامه داده و با آموختن علوم دين و بسط و گسترش آن از اين ميراث گرانبها به خوبي پاسداري نموده و خود به درجات عاليهاي از علم و معرفت دست يافتند.»[7] تحصيل و تدريس در کلام بزرگان: حضرت امام خميني (ره): «بايد چه طبقه جوان، روحاني، و چه دانشگاهي ، با کمال جديت به تحصيل علم هريک در محيط خود ادامه دهند. اين زمزمهي بسيار ناراحت کننده که اخيراً بين بعضي جوانان شايع شده که درس خواندن چه فايده اي دارد مطلبي است انحرافي و مطمئنأ يا از روي جهالت و بي خبري است و يا با سوء نيت و از القائات طاغوتي شيطاني است که مي خواهند طلاب علوم ديني را از علوم اسلامي باز دارند... . اگر علوم اسلامي مرداني متخصص نداشت تا کنون آثار ديانت محو شده بود و اگر پس از اين نداشته باشد اين سد عظيم مقابل اجانب منهدم مي شود و راه براي استثمار گران هر چه بيشتر باز مي شود و اگر دانشگاهها خالي از مرداني دانشمند و متخصص شوند اجانب منفعت طلب چون سرطان در تمام کشور ريشه دوانده و زمام امور اقتصادي و علمي ما را به دست مي گيرد و سر پرستي مي کنند .»[8] شهيد ثاني(ره): بايد معلم و شاگرد در اشتغالات علمي ـ اعم از خواندن، مباحثه، تدبر و... همواره ساعي و کوشا باشند و ملازمت و همبستگي خود را در اشتغالات علمي استمرار دهند اشتغالاتي که مطلوب است و سرمايه زندگي آنها را فراهم مي سازد آنها نبايد حتي الامکان خويشتن را با مسائلي سرگرم سازند که با علم و دانش ارتباط و پيوندي ندارد ، نبايد در کنار علم به امور دنيوي به عنوان دل مشغولي بپردازند ، در صورت لزوم ، بايد اشتغالات غير علمي آنها در حد ضرورت باشد ».[9] آيت الله سيد حسن نجفي قوچاني(ره): ايشان درباره قصد تحصيل يک طلبه اينگونه مي نويسد ( طلبه بايد درس را لله بخواند و براي دستگيري و هدايت و ارشاد جهال درس بخواند ، که بندگان خدا را از ورطه جهالت و ضلالت برهاند ، که خدا چنين طلبه را دوست خواهد داشت»[10] آيت الله بهاءالديني(ره): ايشان در ضمن توصيه هايي به طلاب مي فرمايند: (در تحصيل) بايد از سرعت بي مورد و تندخواني مضر پرهيز کرد ؛ زيرا خوب خواندن ودقت لازم کردن موجب تشويق شخص در ادامه تحصيل اوست ... اگر دقت و حوصله در مطالعه باشدمطالب ارزندهاي نصيب انسان مي شود ... نشاط درس براي تحصيل انسان خيلي مفيد و ضروري است انساني که با نشاط است خوابش کم، اتلاف وقتش کم و صحبتهاي غير ضروريش کمتر است، تمام همتش درس و تحصيل است.[11] تحصيل و تدريس در سيره عملي بزرگان : خواجه نصيرالدين طوسي(ره): نوشتهاند ايشان آنچنان به تحصيل علوم عقلي و ديني علاقه داشت که شبها کمتر به خواب مي رفت و کتب متنوع و گوناگون در نزد خود مي گذاشت و اگر از يکي خسته مي شد به ديگري مي پرداخت و براي آنکه کسالت را از خود دور سازد هميشه شبها نزد خود آب داشت و با آن رفع کسالت و خواب ميکرد. و در اين شبها و مواقع بود که به کشف معظلات و مشکلات علمي فائق مي آمد واز شدت فرح و انبساطي که در آن حالت به وي رخ ميداد فرياد ميزد « اَين ابناء الملوک من هذه اللّذّه » کجا فرزندان پادشاهان چنين لذتي را مي برند.»[12] مرحوم ملا صالح مازندراني: ايشان دچار فقر و تنگدستي شديدي بود اما با وجود فقر شديد علاقهي وافري به تحصيل علوم ديني داشت. در يکي از مدرسههاي علميهي شهر اصفهان ساکن شده بود و شبها براي مطالعه به بيت الخلاء مي رفت و تا مدت مديدي از شب گذشته در روشنائي چراغ آن مطالعه مي کرد. نوشته اند زماني آنقدر تنگدست بود که از فرط کهنگي لباس خجالت مي کشيد وارد مجلس درس علامه مجلسي (ره) شود ودر بيرون پشت در مي نشست و مسائل درس را بر روي برگ چنار مي نوشت اما با همهي اين سختيها در راه تحصيل استقامت کرد تا جايي که يکي از شاگردان برجسته ي علامه شد و مرتبت خاصي نزد ايشان يافت و از بزرگترين علماي عصر خود گرديد.»[13] مرحوم ملا احمد مقدّس اردبيلي(ره): در روضات الجنات مينويسد: «ايشان پشتکار و همّت بسياري در تحصيل و تدريس علوم ديني داشت، و در اين امر آن قدر دقت داشت که هرگاه از نجف اشرف به زيارت کربلا ميرفت نمازش را احتياطاً جمع ميخواند و ميگفت تحصيل علم فريضه است و زيارت امام حسين (ع) سنت است، چه بسا که بواسطه انجام امر مستحب که زيارت باشد، فريضهاي ترک شود بنابراين احتياط در جمع خواندن است، با آنکه ايشان در حال سفر هم مطالعه را ترک نميکرد[14]. مرحوم شيخ عباس قمي(ره): ايشان آنچنان به فرا گرفتن علم و نشر آن اهتام و علاقه داشتند که فرزند ايشان نقل ميکند:«در اول کودکي هر وقت که با مرحوم والدم از شهر خارج ميشديم ايشان از اول صبح تا به شام مشغول نوشتن و مطالعه بودند.» و ديگران نيز از ايشان نقل کردهاند: که دائما و حتي در مسافرتها مطالعه و کتابت و تأليف ايشان ترک نميشد و در کنار آن به تعليم معارف دين نيز به ديگران ميپرداختند. از اين روست که چنين آثار ارزشمندي از خود به يادگار گذاردهاند.[15] آيت الله شهيد مدرس (ره): ايشان در اوائل جواني که در حوزه علميه اصفهان تحصيل مينمود براي تأمين هزينه تحصيل خود روزهاي پنجشنبه و جمعه را کارگري ميکرد و مزد آن را صرف هزينه تحصيل خود مينمود.[16] آيت الله العظمي حائري يزدي(ره ): حضرت آيت الله اراکي(ره ) به نقل از استادشان حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي نقل کردهاند «زماني که من طلبه بودم در سرمن رأي، در مدرسه مرحوم آقا ميرزا حسن شيرازي در طبقه فوقاني حجره داشتم. چون تابستان و هوا گرم بود. همه ميرفتند داخل سرداب. من يکي توي بالاخانه ميماندم. عرق از سر و صورتم ميريخت. لباسهايم را کنده بودم و يک لنگ ميبستم تا گرما خيلي اثر نکند. در عين حال که عرق مي ريختم مشغول فکر بودم و خوشوقت بودم از اين عرقها که ميآيد. يک مسألهاي خيلي برايم مشکل شد هر چه فکر کردم حل نشد. در عالم خواب بودم که حل شد.» چقدر بايد شوق باشد که در خواب مشکل علمي حل شود[17]. آيت الله سيد حجت کوه کمري(ره): ايشان عشق فراواني به مطالعه کتب داشت و در اين زمينه احساس خستگي به او راه نمييافت و عادت ايشان چنين بوده که هر سه چهار سال يکبار تمام کتب درسي حوزه را از مقدمات گرفته تا کفايه به دقت مطالعه ميکردند[18]. مرحوم ميرزاي شيرازي (ره): ايشان در پاسخ دادن به استفتائات روش خاصي را اتخاد کرده بودند، هرگاه مسئلهاي از ايشان پرسيده ميشد ابتداء آنرا به شاگردان و اهل علم حاضر در مجلس ارائه ميکردند و نظريات و نقد و ابرامهاي آنها را جويا ميشدند و سپس خود نتيجه گرفته و پاسخ ميدادند و به اين وسيله هم شاگردان خويش را پرورش ميدادند و هم اينکه اگر نکتهاي از نظر خودشان مخفي مانده بود در اين گفتگوها روشن ميشد ولذا تکبري نداشتند که از شاگردان خويش استفاده کنند.[19] -------------------------------------------------------------------------------- [1] . سوره علق/ 1ـ5. [2] . سوره جمعه/ 2. [3] . الاصول من الکافي ـ ج1، کتاب فضل العلم، باب فرض العلم ، ص30، شيخ کليني، با تصحيح علي اکبر غفاري ناشر مکتبه الصدوق تهران / دوم / 1381 هـ .ق [4] . بحارالانوار ج 2 ص 32 ،. علامه مجلسي ، دارالکتب الاسلاميه تهران ، چاپ چهارم / 1362 [5] . الحياه ج 2 ص 40 محمد رضا ، محمد و علي حکيمي ، مرکز نشر وآثار فرهنگ اسلامي / 1399 هـ ق [6] . توبه /122. [7] . ده گفتار ـ مقاله فريضه علم ص 129 ـ شهيد مرتضي مطهري ـ انتشارات صدرا ـ طهران / 1398 هـ ق [8] . صحيفه نور ج 2 ص 21 و22 / 24/ 11 / 56 ( مجموعه 22جلدي ) ناشر سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي / 1369 [9] . آدب تعليم و تعلم در اسلام ـ ( ترجمه کتاب منيه المريد ، شهيد ثاني ) ص 185 ـ ترجمه : سيد محمد باقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي خرداد / 1359 [10] . سياحت شرق ص 210 سيد حسن قوچاني معروف به آقا نجفي قوچاني ، چاپ اول مشهد ، انتشارات طوس ، 1351 هـ ش . [11] . حاج آقا رضا همداني آيت بصيرت، ص130 سيد حسن شفيعي چاپ قدس ـ 1375/ اول [12] . مردان علم در ميدان عمل ـ ج 1 ص 60 ، سيد نعمت الله حسيني، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين ، 1375 / چاپ ششم [13] . همان ص 83 و 85 [14] . روضات الجنات في احوال العلماء و السادات» ج 1، ص 82، ميرزا محمد باقر موسوي خوانساري، 8 جلد ، قم، مکتبه اسماعليان- 1390ه ق . [15] . مردان علم در ميدان عمل- ج1 ص 96-97. [16] . همان ص 65. [17] . مجله حوزه، شماره 12، ص21دي 1364، سال دوم، دفتر تبليغات اسلامي قم. [18] . مردان علم در ميدان عمل ج 1 ص 70. [19] . مردان علم در ميدان عمل ج 1 ص 95.



