سال‌هاست که قیمت دلار بخش مهمی از مکالمات روزمره‌ی مردم را تشکیل می‌دهد. قیمتی که مستقیماً بر سفره‌ی مردم تاثیر می‌گذارد اما چگونه دلار به ارز رایج جهانی تبدیل شد؟

سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
از چه زمانی دلار مهم شد؟

  «خبر داری دلار چند شده؟» شاید در دهه اخیر یکی از رایج‌ترین جملاتی که در بحث‌های اقتصادی درباره‌ی آن صحبت می‌شود، قیمت دلار است. دلاری که علاقه‌ای به کاهش قیمت ندارد و هر روز بالا و بالاتر می‌رود. اما چرا دلار مهم است و از چه زمانی دلار مهم‌ترین ارز جهانی شد؟

این سوالی است که در این مقاله به آن پاسخ می‌دهیم، پس تا پایان مقاله همراه ما باشید.

ارز ذخیره‌ی جهانی چیست؟

پول به خودی خود ارزشی ندارد! در واقع این‌که یک واحد پولی ارزش داشته باشد یا نه، به میزان اهمیتی که مردم به عنوان وسیله‌ی مبادله، واحد اندازه‌گیری و انبار کردن ثروت برای آن قائل هستند، بستگی دارد. غیر از ارزش داخلی، گاهی مواقع واحدهای پولی باید برای امور بین‌المللی به کار روند. در این مواقع است که ارز بین‌المللی اهمیت پیدا می‌کند.  

اصطلاح «ارز ذخیره‌ی جهانی یا Worlds Reserve Currency» به ارزی اشاره دارد که به مقدار زیاد توسط یک دولت یا موسسه نگهداری می‌شود تا تجارت بین‌المللی، سرمایه‌گذاری یا سایر تعاملات در بازار جهانی را انجام دهد.

ارز ذخیره به عنوان یک مخرج مشترک جهانی بین کشورها برای شرکت در تجارت و امور مالی بین‌المللی عمل می‌کند. این مفهوم عملیات‌های مالی فرامرزی را ساده می‌کند و یک واسطه‌ی مبادله‌ی پایدار و پذیرفته شده را فراهم می‌کند.

مروری سریع بر تاریخچه‌ی ارزهای جهانی

ایده‌ی ارز ذخیره‌ی جهانی پدیده‌ی جدیدی نیست. از نظر تاریخی، چندین ارز این جایگاه را داشته‌اند. یکی از اولین نمونه‌های آن، دناریوس رومی بود که در سراسر امپراتوری روم به عنوان ارز رایج مورد استفاده قرار می‌گرفت. در تاریخ معاصر نیز پوند استرلینگ بریتانیا (Pound sterling) در قرن‌های نوزدهم و بیستم ارز ذخیره‌ی پیشروی جهان بود که بازتابی از قدرت امپراتوری و صنعتی بریتانیا بود. این ماجرا تا جنگ جهانی دوم ادامه داشت.

کمی پیش از جنگ جهانی اول و با اجرای سیاست‌های مالی، اقتصاد ایالات متحده از بریتانیا پیشی گرفت. اگرچه تجارت جهانی هنوز حول محور بریتانیا متمرکز شده بود و معاملات با پوند بریتانیا انجام می‌شد.

هم‌چنین بیشتر کشورهای توسعه‌یافته، برای تثبیت مبادلات ارزی، ارزهای خود را به طلا وابسته کردند. هنگامی که جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ آغاز شد، بسیاری از کشورها برای پرداخت هزینه‌های نظامی خود با پول کاغذی، استاندارد طلا را به حالت تعلیق درآوردند. همین موضوع هم باعث کاهش ارزش ارزهای آنها شد.

البته بریتانیا برای حفظ جایگاه خود به عنوان دارنده‌ی ارز پیشروی جهان، به استاندارد طلا پایبند ماند. اما این موضوع هم فایده‌ی چندانی برای بریتانیا نداشت. همین‌گونه هم شد که بریتانیا برای اولین بار در طول سال سوم جنگ، مجبور به قرض گرفتن پول شد.

در همین حین، ایالات متحده به وام‌دهنده‌ی منتخب بسیاری از کشورهایی تبدیل شد که می‌خواستند اوراق قرضه‌ی آمریکایی (با پشتوانه‌ی دلار) را خریداری کنند. سرانجام بریتانیا استاندارد طلا را در سال ۱۹۳۱ کنار گذاشت. این موضوع باعث شد که حساب‌های بانکی بازرگانان بین‌المللی که با پوند معامله می‌کردند، با کاهش قابل توجهی روبه‌رو شود.

به همین دلیل و دلایل دیگری چون هزینه‌های زیاد دو جنگ جهانی، بدهی سنگین بریتانیا به آمریکا و رشد اقتصادی آمریکا، نوبت به انتخاب یک ارز ذخیره‌ی جهانی دیگر رسید: دلار!  

چگونه دلار به عنوان ارز ذخیره‌ جهانی امروز انتخاب شد؟

ایالات متحده قبل از ورود به جنگ جهانی دوم، به عنوان تامین‌کننده‌ی سلاح و سایر کالاها برای متفقین خدمت می‌کرد. بیشتر کشورها هزینه‌ی این کالاها را با طلا پرداخت می‌کردند. به همین دلیل، ایالات متحده تا پایان جنگ جهانی دوم، صاحب حدود دو سوم طلاهای موجود در سایر کشورها شد.

حال کشورها با یک چالش اساسی مواجه بودند: ارزش ارزشان به شدت کاهش یافته بود ولی نمی‌توانستند که دوباره آن را به طلا متکی کنند. چون ذخایر طلای آن‌ها با کسری قابل توجهی مواجه شده بود یا این‌که تمام شده بود.

بنابراین، نمایندگان ۴۴ کشور متفقین در ۱۹۴۴ در برتون وود، نیوهمپشایر، گرد هم آمدند تا سیستمی برای مدیریت ارز خارجی ایجاد کنند. قرار بود که این سیستم مدیریت ارزی به گونه‌ای طراحی شود که به هیچ کشوری ضرر نرساند. با توجه به قدرت اقتصادی آمریکا، این هیئت تصمیم گرفت که ارزهای جهان، به صورت مستقیم به طلا مرتبط نباشند. در این حالت، ارزهای کشورها به دلار گره می‌خوردند و خود دلار هم به طلا وابسته بود.  

این توافق که به عنوان توافق برتون وودز (Bretton Woods) شناخته می‌شود، نرخ ارز ثابت بین ارزهای کشورهای مختلف و دلار را حفظ می‌کرد. در عوض، ایالات متحده در صورت تقاضا، دلارهای آمریکا را با طلا مبادله می‌کرد. کشورها در شرایطی که ارزش ارزهایشان نسبت به دلار خیلی ضعیف یا خیلی قوی می‌شد، تا حدی بر ارزها کنترل داشتند. آنها می‌توانستند برای تنظیم عرضه‌ی پول، ارز خود را بخرند یا بفروشند.

چگونه دلار بر اقتصاد سایر کشورها تاثیر می‌گذارد؟

از سال ۱۹۴۴، دلار آمریکا (USD) به لطف توافق‌نامه‌ی برتون وودز، ارز ذخیره‌ی جهانی شد و توسط بزرگترین ذخایر طلای جهان پشتیبانی می‌شد. به جای ذخایر طلا، سایر کشورها ذخایر دلار آمریکا را انباشته کردند. کشورها که به مکانی برای ذخیره‌ی دلار خود نیاز داشتند، شروع به خرید اوراق بهادار خزانه‌داری ایالات متحده کردند که آن را ذخیره‌ی امن پول می‌دانستند.

تقاضا برای اوراق بهادار خزانه‌داری، کسری بودجه برای تأمین مالی جنگ ویتنام و برنامه‌های داخلی آمریکا، باعث شد ایالات متحده بازار را با پول کاغذی پر کند. با افزایش نگرانی‌ها در مورد ثبات، کشورها ذخایر دلار را به طلا تبدیل کردند. تقاضا برای طلا به حدی بود که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، مجبور به مداخله شد. او سیاست جدا کردن دلار از طلا را اجرا کرد که منجر به پدید آمدن نرخ ارز شناور شد.

با وجود این تغییرات، دلار همچنان جایگاه خود را به عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی پیشرو حفظ کرد. طبق جدیدترین داده‌های موجود از صندوق بین‌المللی پول (IMF)، دلار آمریکا در سه ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۲۵ تقریباً ۵۷٪ از ذخایر ارزی کشورها را به خود اختصاص داده است. این عدد بسیار بالاتر از یورو با ۲۰٪ و ین ژاپن با تقریباً ۶٪ است. بسیاری از این ذخایر به صورت نقدی یا اوراق قرضه‌ی ایالات متحده وجود دارند.

برای ایالات متحده، موضوع آقایی دلار، دو مزیت فوق‌العاده داشته است:

  • امکان استقراض ارزان‌تر
  • فراهم کردن اهرم فشار قابل توجه در دیپلماسی بین‌المللی.

دلارزدایی برای بازارهای جهانی به چه معناست؟

دلارزدایی فرآیندی را توصیف می‌کند که در آن وابستگی جهان به دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره‌ی اصلی کاهش می‌یابد. با این‌که دلار همچنان در صدر قرار دارد اما سهم دلار از ذخایر ارزی کشورها در چند دهه‌ی گذشته، کاهش یافته است.

کشورهایی که هدفشان کاهش نفوذ دلار بر اقتصادشان است، ممکن است رویکردهای مختلفی را اتخاذ کنند. برای فرار از سایه‌ی دلار، بانک‌های مرکزی به یک ارز ذخیره جایگزین نیاز دارند. این ارز ذخیره‌ی جایگزین باید به آنها اجازه دهد تا سیستم مالی محلی خود را تقویت کرده و در تجارت بین‌المللی شرکت کنند.

سوال کلیدی این است: چه ارز دیگری، برای بانک‌های مرکزی مناسب است تا به عنوان ذخایر رسمی نگهداری شوند؟ جایگزین‌های سنتی دلار شامل یورو، ین و پوند استرلینگ انگلیس است. با این حال، همانطور که صندوق بین‌المللی پول خاطرنشان می‌کند، این ارزها سهم خود را از تخصیص ذخایر متناسب با کاهش ارزش دلار افزایش نداده‌اند.

البته در این سال‌ها، چین به عنوان محرک دلارزدایی وارد عمل شده است. هدف چین قرار دادن رنمینبی خود به عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی است. رنمینبی (Renminbi) یکای پول رسمی کشور چین است که واحد اصلی آن هم یوآن است. اگرچه بانک‌های مرکزی دارایی‌های رنمینبی خود را افزایش داده‌اند، سهم این ارز از ذخایر جهانی تا سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ کمتر از ۲٪ باقی مانده است.

البته افزایش ذخایر رنمینبی حدود یک چهارم کاهش تخصیص دلار را تشکیل می‌دهد. هم‌چنین روسیه در حال حاضر تقریباً یک سوم کل ذخایر را به ارز چینی در اختیار دارد.

در بحبوحه‌ی تردیدها در مورد قابلیت استفاده از رنمینبی به عنوان ارز ذخیره‌ی جهانی، بعضی کشورها نیز ذخایر خود را به ارزهای اقتصادهای کوچک‌تر اختصاص داده‌اند. حدود سه چهارم تغییر ذخایر از دلار آمریکا به سمت ارزهای ذخیره‌ی غیرسنتی، از جمله دلار استرالیا، دلار کانادا، کرون سوئد و وون کره‌ی جنوبی، بوده است.

دلارزدایی چه تاثیری بر اقتصاد آمریکا خواهد گذاشت؟

دلار آمریکا با وجود کاهش سهم خود از کل دارایی‌های بانک‌های مرکزی، همچنان ارز ذخیره‌ی غالب است. تعیین اینکه یک حرکت پایدارتر برای فاصله گرفتن از دلار برای سیستم مالی جهانی چه معنایی خواهد داشت، کمی دشوار است.

اگر دلار جایگاه خود را در صدر ارزهای جهان از دست بدهد، احتمالاً اثرات آن بر اقتصاد ایالات متحده چشمگیر خواهد بود. هزینه‌های استقراض در ایالات متحده ممکن است بالاتر برود. در نتیجه، دسترسی به سرمایه را دشوارتر و انجام تجارت در این کشور را گران‌تر کند. در شرایطی که دلار دیگر پادشاه نیست، بازار سهام ایالات متحده نیز احتمالا کاهش ارزش قابل توجهی را تجربه خواهد کرد.

و البته مهم‌تر از آن، ایالات متحده مدت‌هاست که به نقش دلار به عنوان ارز ذخیره برای پشتیبانی از کسری‌های بزرگ در هزینه‌های دولت و تجارت بین‌المللی وابسته بوده است. اگر بانک‌های مرکزی در سراسر جهان دیگر نیازی به پر کردن خزانه‌های خود با دلار احساس نکنند، ایالات متحده این انعطاف‌پذیری را هم از دست خواهد داد.

آیا دلارزدایی واقعا در حال رخ دادن است؟

به نظر می‌رسد که روند دلارزدایی به آرامی در حال افزایش است. بحث دلارزدایی به دلیل جنگ اوکراین و روسیه شدت گرفته است. ماجرا از جایی شروع شد که ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری جو بایدن، با تحریم‌ها و مسدود کردن ذخایر ارزی روسیه، قصد داشت به روسیه آسیب مالی وارد کند. همین موضوع هم قدرت تنبیهی دلار را به نمایش گذاشت. به همین دلیل بعضی کشورها برای پیدا کردن راه‌هایی برای دور زدن ارز ایالات متحده ترغیب شده‌اند.

فراتر از تغییر ذخایر خود به طلا یا سایر ارزها، کشورها با کنار گذاشتن ارز ایالات متحده در معاملات بین‌المللی خود، وابستگی خود به دلار را کاهش می‌دهند. به عنوان مثال، چین برای خریدهای عظیم کالاهای خود از روسیه، به جای دلار، از رنمینبی استفاده می‌کند. همچنین چین قراردادهایی را برای استفاده از ارز خود در تجارت با عربستان سعودی و برزیل امضا کرده است.

البته ماجرا کمی پیچیده‌تر است. همین پیچیدگی هم باعث شده است که روند دلارزدایی با سرعت آرامی پیش رود. مهم‌ترین چالش‌هایی که بر سر راه دلارزدایی وجود دارد، عبارت است از:

  • محدودیت‌های مالی چین (به عنوان بزرگ‌ترین رقیب آمریکا)
  • نبود بازار اوراقی به بزرگی بازار اوراق آمریکا
  • مشکلات شفافیت حقوقی
  • دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم آمریکا برای جلوگیری از دلارزدایی

اهمیت شکستن چرخه‌ی آقایی دلار در سخنان رهبر شهید

رهبر شهید ایران، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (ره) بارها و بارها به اهمیت کاهش وابستگی به دلار اشاره کرده‌اند. برای درک بهتر این موضوع به این بخش از سخنرانی ایشان که در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ بیان شده بود، توجه کنید:

«یعنی فلان شرکت بزرگ، که متعلّق به دولت هم هست، مواد اوّلیّه‌اش هم داخلی است، از این شرکت‌های بزرگِ این‌جوری ما تعدادی داریم که شرکت بزرگ، پُردرآمد، با مواد اوّلیّه‌ی داخلی، که قیمت محصول خودش را با دلار تلگرامی، [یعنی] همین قیمت‌های جعلی دلار که از طرف دشمن هدایت می‌شود، تطبیق می‌کند؛ چرا؟ چرا شما به دلار حاکمیّت میدهید؟ چرا برای ریال، رقیب را تقویت می‌کنید؟ یکی از وظایف عمده‌ی ما این است که ما رقیب ریال را در داخل تقویت نکنیم.

آمریکایی‌ها یک روزی، چهل پنجاه سال قبل، برای اینکه دلار را در داخل کشورشان تقویت کنند، طلا را که رقیب دلار بود، با قیمت بالایی از مردم خریدند و جمع کردند برای اینکه طلا در دست مردم نباشد، برای اینکه دلار در داخل آمریکا شخصیّت پیدا کند؛ [امّا] ما برای ریالِ خودمان مدام رقیب درست می‌کنیم!

واقعاً یکی از گرفتاری‌های کشور ما مسئله‌ی آویزان شدن بخش‌های مختلف اقتصاد ما به دلار است. من در مشهد گفتم؛ بعضی از کشورها خودشان را از دلار جدا کردند و معاملاتشان را از طریق دیگری [انجام می‌دهند]؛ حتّی اینها را از سوئیفت خارج کرده بودند، اینها ارتباطاتشان را با سوئیفت هم قطع کردند، آنها هم قطع کرده بودند، اینها هم قطع کردند، وضعشان بهتر شد؛ الان کشورهایی هستند که وضعشان بهتر شده.

بنابراین، شرکتِ بزرگِ متعلّق به دولت مشخّص بکند که مثلاً امسال که سیاست، مهار تورّم است، نقش او در مهار تورّم چیست؛ در این جهت، چه نقشی ایفا می‌کند و چه کاری انجام می‌دهد و راهبرد کلان اقتصاد کشور را چگونه رفتار می‌کند. این مربوط به مدیران شرکت‌های دولتی و بخش خصوصی است که گفتیم واقعاً‌ از مدیران خوب، مدیرانی که در دوران سخت کمک کردند به وضع اقتصاد کشور، باید حمایت بشود.

متقابلاً کسانی هم هستند که در نظام پولی کشور و در نظام مالی کشور نقش مخرّب داشتند؛ با این‌ها هم بایستی بی‌رودربایستی برخورد بشود. بعضی از مؤسّسات اعتباری ناسالم، بعضی از بانک‌های خصوصی، ملک بخرند، زمین بخرند، اضافه‌برداشت از بانک مرکزی انجام بدهند که خودش موجب تورّم و موجب مشکلات گوناگون است؛ بایستی با اینها برخورد بشود.»

و در پایان

پول بیش از ۵۰۰۰ سال است که بر زندگی بشر تاثیر گذاشته است، از مبادله‌ی کالا به کالا گرفته تا بعدها به سکه‌های فلزی، از جمله ضرابخانه‌های اولیه چینی و اولین واحد پول رسمی لیدیا. پول کاغذی در چین در دوران سلسله یوان ظهور کرد و نحوه‌ی تبادل ارزش را متحول ساخت. امروزه، پول وارد دوران دیجیتال شده است و پرداخت‌های موبایلی و ارزهای مجازی مانند بیت‌کوین، نحوه انجام تراکنش‌ها را تغییر شکل می‌دهند.

تجربه ثابت کرده است که سیاست‌های مالی دائما تغییر خواهد کرد. حال با تغییرات سیاسی و مالی این سال‌ها، این سوال پیش می‌آید که آیا دلارزدایی نتیجه‌ی موفقی خواهد داشت یا خیر؟ آیا سرانجام این چرخه‌ی آقایی دلار خواهد شکست یا خیر؟

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها