ماهيت و چيستي دين، عبارت است از حقايق و معارف و احكامي كه از ناحيه پيشوايان و منابع دين يعني قرآن و سنت و عقل قطعي اظهار مي‌شود. اين ساحت از دين، به دليل اعجاز قرآني و عصمت نبوي و ولوي و بديهيات عقلي، از انحراف و آسيب مصون است.

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
دغدغه ديرين دين مداري در دوران معاصر
دغدغه ديرين دين مداري در دوران معاصر لطفا قسمت اول را اينجا ببينيد آسيب‌شناسي دين پژوهي معاصر تبيين آسيب‌شناسي طبيعي و اجتماعي، آسيب‌شناسي ديني و دين پژوهي را تا حدودي روشن مي‌سازد. آسيب‌شناسي ديني در صدد کشف و تحليل کجروي‌هاي معرفتي و رفتارهاي ديني و معرفي راه کارهاي درمان آنها است. آسيب‌ها و بحران‌هاي ديني و به تبع، پيشگيري و درمان آنها به دو شاخه تعلق دارد: نخست به ماهيت و چيستي دين و دوم به وجود و تحقق دينداري. ماهيت و چيستي دين، عبارت است از حقايق و معارف و احکامي که از ناحيه پيشوايان و منابع دين يعني قرآن و سنت و عقل قطعي اظهار مي‌شود. اين ساحت از دين، به دليل اعجاز قرآني و عصمت نبوي و ولوي و بديهيات عقلي، از انحراف و آسيب مصون است. هر چند دروغ‌پردازان و راويان کاذبي، گفته‌هاي غير واقع را به پيشوايان دين نسبت داده، و سنت را با واسطه، دچار آسيب ساخته‌اند، اما علم رجال، ابزار مهمي براي آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي آن کج روي است و نيز فرآيند استدلال و به کارگيري عقل قطعي و استناد نظريات به بديهيات ممکن است اسير مغالطات منطقي شود که رعايت شرايط برهان و قواعد صوري منطق، چاره‌ساز اين آسيب است؛ بنابراين، وقتي از آسيب‌شناسي ديني در حوزه ماهيت دين سخن به ميان مي‌آيد، مقصود، آسيب‌شناسي معرفت ديني و درک انديشه‌وران از متون و منابع ديني است. تاريخ معرفت ديني، گواه بر حضور انديشه‌هاي باطل و خرافي و غير مطابق با متون ديني است که در فرهنگ اسلامي از آن، به تفسير به رأي ياد مي‌شود.وجود و تحقق دين و دينداري نيز از آسيب‌ها و کجروي‌ها مصون نيست و الزاماً اين آسيب‌ها، زاييده ماهيت يا معرفت ديني نيستند و مي‌توان در کشف علل آنها به عوامل فرهنگي، اقتصادي، تربيتي، رواني و اجتماعي اشاره کرد. گاه جامعه ديني و رفتار دينداران و نهادهاي ديني، از معارف اصيل اسلام فاصله مي‌گيرند و به نام دين، انحراف‌هاي اجتماعي و فردي را مشروعيت مي‌بخشند. شناخت آسيب‌ها و مغالطه‌هاي دين‌پژوهي نه تنها به توده مردم و نسل جوان مدد مي‌رساند تا به آساني در دام جريان‌هاي دين پژوهي منحرف و آسيب‌پذير نيفتند؛ بلکه به دين‌پژوهان و دانشجويان فلسفه و الاهيات نيز کمک فراواني مي‌کند تا تجربه دين‌پژوهانِ گرفتار مغالطه را تکرار نکنند و با احتياط در اين عرصه گام بردارند و عجولانه دستاوردهاي دين‌پژوهان مغرب زمين و مسيحيت را بر اسلام تطبيق نکنند. تأکيد آيات قرآن و روايات پيشوايان دين مبني بر جلوگيري از آميزش حق و باطل و شبهه افکني، ضرورت مسئله را تقويت مي‌کند.خداوند متعالي مي‌فرمايد: « وَلاَ تَلبِسُوا الحَق بِالبَاطِلِ » (۳)، ونيز مي‌فرمايد: « لِمَ تَلبِسُونَ الحَق بِالبَاطِلِ .(۴)» امير مومنان در نهج‌البلاغه خطبه ۵۰ مي‌فرمايد: « فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي المرتادين و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين و لکن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالک يستولي الشيطان علي اوليائه ». باطل هميشه خودش را با حقى ممزوج مى‏کند و درپناه آن خودش را نگه مى‏دارد،و الا[در مواجهه]حق صريح با باطل‏صريح،باطل فورا از بين مى‏رود. لازمه پرهيز از شبهات و انحرافات ديني، شناخت حق و باطل و جلوگيري از آميختگي آنها است. وقتي سخن از دين پژوهي معاصر به ميان مي‌آيد، به جريان‌ها و شخصيت‌هايي ناظر است که در حوزه مطالعات ديني و گرايش‌هاي گوناگون دين پژوهي ( تفسير، کلام، فلسفه دين، روانشناسي دين، جامعه‌شناسي دين، مردم‌شناسي دين، هنر و ادبيات ديني و.. .) سخن گفته، و تا حدودي بر معرفت ديني جامعه تأثير گذاشته‌اند. خواه به معناي تخصصي و فني آن، دين پژوه يا مفسر دين معرفي شوند يا خير. آسيب‌شناسي دين پژوهي در جايگاه رشته و شاخه معرفتي از دين پژوهي طراوت و تازگي خاصي دارد؛ به همين دليل، در باب شناسايي مسائل و پرسش‌هاي آن بايد از رشته‌هاي آسيب‌شناسي طبيعي و اجتماعي مدد گرفت. صاحب‌نظران علوم اجتماعي در تعريف کجروي از مفاهيمي چون نظم اجتماعي، وجدان جمعي، همنوايي مبتني بر تشابه و تفاوت بهره مي‌گيرند و رابطه تنگاتنگي بين اين مفاهيم با کج روي ترسيم مي‌کنند.(۵) در آسيب‌شناسي دين پژوهي نيز بايد مفاهيمي مانند معرفت ديني مضبوط، دين جامع‌نگر، تفسير به رأي و غيره را به ميدان آورد. آسيب‌شناسي اجتماعي به مثابه دانش نو، مطالعه آسيب‌ها و بحران‌ها و ناهنجاري‌هاي اجتماعي و کشف علل و عوامل پيدايي آنها و پيشگيري از وقوع جرم و انحراف در جامعه را به عهده دارد. اين رسالت به منظور بهسازي محيط زندگي اجتماعي و خانوادگي و درمان انواع کجروي‌هاي اجتماعي با به‌کارگيري روش‌هاي علمي و تداوم درمان براي پيشگيري و جلوگيري از بازگشت دوباره انحرافات اجتماعي انجام مي‌پذيرد. آسيب‌شناسي دين پژوهي نيز در جايگاه شاخه جديد دين پژوهي، مطالعه آسيب‌ها و ناهنجاري‌هاي معرفتي در عرصه دين و کشف علل و عوامل ظهور و پيشگيري از فعليت آنها در مطالعات ديني دين‌پژوهان را عهده دار است و اين رسالت نيز براي کشف انواع مغالطات و کج‌فهمي‌ها و انحرافات ديني در عرصه انديشه و رفتار فردي و جمعي انجام مي‌پذيرد. مباحث مربوط به آسيب‌شناسي اجتماعي پيوند عميقي با نيازهاي اساسي انسان و زيست اجتماعي او و عناصر نگهدارنده نظم و تقابل آن با کجروي و ناهنجاري و جرم و بزه‌هاي اجتماعي دارد.(۶) مباحث مربوط به آسيب‌شناسي دين پژوهي نيز با نيازهاي ديني انسان، پيوندي مستقيم دارد. در آسيب‌شناسي اجتماعي، شناخت پديد آورندگان کجروي، تبيين روان شناختي، فرهنگي، جامعه شناختي، و... از کجروي‌ها و کنترل اجتماعي آنها اهميت ويژه‌اي دارد. در آسيب‌شناسي دين‌پژوهي نيز شناخت بدعت گران و التقاطيان و تبيين علمي، فلسفي، کلامي و معرفتي آسيب‌ها و راهکارهاي درماني آنها مهم است؛ البته کجروان اجتماعي که پديد آورندگان جرم‌هاي جامعه‌اند، به دو دسته کجروان و آسيب‌سازان فعال و غير فعال تقسيم مي‌شوند. کجروان معرفت ديني نيز به اين دو شعبه انشعاب پذيرند. اگر در آسيب‌شناسي اجتماعي از جنايت، مصرف مواد مخدر، الکل، تجاوز جنسي، خودکشي و... سخن به ميان مي‌آيد، در آسيب‌شناسي ديني از نسبيت معرفت ديني، التقاط، تفسير به رأي، بدعت و... بحث مي‌شود. تفاوت جدي ميان آسيب‌شناسي اجتماعي با آسيب‌شناسي ديني (افزون بر مصاديق آسيب‌ها) در معيار کشف کجروي‌ها و آسيب‌ها است. در معيار کشف کجروي‌هاي اجتماعي، آداب و رسوم و سنن، نقش مهمي دارند؛(۷) ولي معيار کشف آسيب‌هاي ديني، منطق و متون ديني‌اند. بر اين اساس، کجروي‌هاي اجتماعي، گاهي بر حسب زمان و مکان، جايگاه و مقام فرد و نتيجه متغيرند. گرچه هنجارها و ناهنجاري‌هاي ثابت براي تمام آحاد جامعه نيز وجود دارد،(۸) معرفت يا رفتار ديني بر اساس آموزه‌هاي ثابت دين ارزيابي مي‌شوند و نبايد از زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در پيشداوري آنها بهره جست. خلاصه سخن آن که نو بودن دانش آسيب‌شناسي دين‌پژوهي در جايگاه شاخه معرفتي از دين پژوهي اقتضا مي‌کند که با شبيه‌سازي و مقايسه با آسيب‌شناسي اجتماعي، مسئله‌شناسي شود. شايان ذکر است که نو بودن اين دانش، بدين معنا نيست که انديشه‌وران و متفکران اسلامي از دير زمان به کشف بحران‌هاي فکري و رفتاري ديني در عرصه ماهيت و تحقق دين نکوشيده‌اند. فارابي، ابن سينا، غزالي، فخررازي، خواجه طوسي، علامه حلي و دين‌پژوهان معاصر از جمله سيد جمال‌الدين اسدآبادي، اقبال لاهوري، شريعتي، مطهري، طباطبايي و... در اين مسير گام‌هاي بلندي برداشته‌اند. سيد جمال‌الدين اسدآبادي، در عروه الوثقي مهمترين پرسش خود را به علت انحطاط مسلمانان اختصاص مي‌دهد و معارف غلط در حوزه دين و ذلت و ضعف مسلمانان و حضور عالمان جليل و سلاطين مقتدر را کليد حل معضلات مسلمانان معرفي مي‌کند. استاد مطهري، تفسير نادرست از مفاهيم ديني مانند معاد، شفاعت، تقيه، انتظار فرج، صبر، سيستم اخلاقي، سياسي، اقتصادي، جزايي و حقوقي اسلام را منشأ انحطاط معرفي مي‌کند.(۹) اين توجه و عنايت دين‌داران و عالمان ديني به تحريف منحرفان و بدعت‌گذاران به جهت رسالت و وظيفه ديني آنها است و اين رسالت، به عالمان اسلام اختصاص ندارد. سقراط، افلاطون، ارسطو، نو افلاطونيان و متفکران قرون وسطا از جمله آگوستين قديس، آنسلم قديس، توماس آکوئيناس و انديشه‌وران جديد و معاصر مانند دکارت، اسپينوزا، کانت و فيلسوفان اگزيستانس و... نيز عهده دار اين رسالت بوده‌اند. بيش از همه، پيشوايان دين يعني پيامبران و اولياي الهي در آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي در عرصه معرفت و رفتار ديني کوشيده‌اند. تاريخ اسلام، مملو از دغدغه‌هاي رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) و امامان اطهار(عليهم‌السلام) در قبال انحراف‌هاي ديني منافقان و کج‌انديشان و بدعت‌گذاران است. تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه پي‌نوشت‌ها: ۱. دکتر عباس آريانپور کاشاني، فرهنگ کامل انگليسي فارسي، ج،۴ مؤسسه انتشارات امير کبير، ص ۳۸۲۱. ۲. تحف‌العقول، فرمايشات امام حسين(ع). ۳. استاد مرتضي مطهري، انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا، ص۲۰. ۴. آل عمران (۳): ۷۱. ۵. جامعه شناسي کجروي، ص ۳۰ و ۳۱. ۶. نيازهاي اساسي انسان در مباحث روانشناسي به ويژه بحث انگيزش و شخصيت مطرح مي‌شود. آبراهام مزلو (Abraham maslow) روانشناس معاصر به تفصيل، سلسله مراتب نيازهاي انساني از جمله نيازهاي جسمي، ايمني، عشق و تعلق، احترام، خودشکوفايي را تبيين کرده است. (ر.ک: آبراهام مزلو: انگيزش و شخصيت، ترجمه رضواني، انتشارات آستان قدس رضوي) ۷. ساموئل کينگ: جامعه‌شناسي، ترجمه مشفق همداني، تهران، مؤسسه انتشارات امير کبير، ص ۵۸ و ۵۹. ۸. محمدحسين فرجاد: آسيب‌شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات، تهران، نشر همراه، ص ۸۴ و ۸۵. ۹. مرتضي مطهري: انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا، ص ۲۰.

پربازدیدها

پربحث‌ها