anima49
سلام دوست خوب من

شعر زیبایی بود ! به دلم نشست .

ممنون و دست گلتون بی درد !

هیچ داری از دل مهدی خبر؟!!

گریه های هر شبش را تا سحر!

او که ارباب تمام عالم است!

من بمیرم، سر به زانوی غم است!

شیعیـــــــــــــان!! مهدی غریب و بی کس است!

جان مولی، معصیت دیگر بس است!

شیعیان! بس نیست غفلتهایمان؟؟؟!

غربت و تنهایی مـــــــولایمان؟!

ما عبید و عبد دنیا گشته ایم!

غافل از مهدی زهرا گشته ایم!

من که دارم ادعای شیـــعه گی!

چه گویم به جز از شرمندگـــــــــی...

اللهم عجل لولیک الفرج


شادباشی و زلال آنیما
جمعه 29/2/1391 - 12:33
paiesan
عالی ی ی ی ی ی ی ی
چهارشنبه 27/2/1391 - 22:17
moradyzade
خدایا تو راغریب دیدم و غریبانه غریبت شدم!

تورابخشنده پنداشتم و گنه کار شدم!

تو را وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم!

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم!

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی....؟؟؟!!
بسیار زیبا است مطلبتان . و سلام مرا بپذیرید . محبت کردیدبه مطلب نظر دادید.
چهارشنبه 27/2/1391 - 9:50
sayehayeranghi
سلام

مدتی بود که پنهان بودم

پشت هر لحظه ی تب دار به دنبالت بودم

خبری نشد که حالم پرسی

چه سبب شد که این چنینم بی دل شد

آن زمان که دل به دلت می دادم

غافل از اینکه بدانم تو با به دست آوردن این دل

می شوی دو دل ناغافل

حالیا کماکان بی سرانجام به انتظارت هستم

خواه که پس آری یا ببری هدیه و پاره ی احساسم

مثل آن لحظه که لرزان گفتم:

بی بهانه دوستت می دارم

بی بهانه دلم بهانه می گیرد

در پی یافتنت اشک بهارانه می ریزد

کاش این همه سنگ دلی را می فهمیدم

بی تو این تن چه بی دل می میرد!!

سایه های رنگی،حرف های دل تنگی
چهارشنبه 27/2/1391 - 2:30
gole yas
سلام بزرگوار ..ممنونم از حضورتان..سروده تون بسیار زیبا بود احسنت زبیا سرودین.. یا علی مولا
سه شنبه 26/2/1391 - 19:41