ناشناس
سلام.
فوق العاده است، ای کاش بجای این همه مرده پرستی، یکم فکر زندگی باشیم.
چهارشنبه 25/12/1395 - 20:52
ناشناس
سلام به نظرم همه شعر نیست
پنج شنبه 5/12/1395 - 20:32
سجاد
وحشی باققی همشهریمه بافق دارالشجاعه دمش گرم ی شعر داره بهنام دوستان شرح پریشانی من گوش کنید خیلی خوبه
دوشنبه 13/10/1395 - 21:52
هادی
خیلی باهاله دمتون گرم
سه شنبه 23/9/1395 - 11:29
ناشناس
Big Like
شنبه 8/8/1395 - 16:15
شاعر
سلام
خیلی واضحه که شعر همین چندسال اخیر گفته شده . واقعا متاسفم شدم که چقدر مردم ما از شعر بی اطلاعند. آخه در زمان چندصد سال پیش کجا مرسوم بوده که شعرا از کنایه مرده شور ببرندش استفاده کنند. یکم شعر را بخونید و تعقل کنید...
يکشنبه 21/6/1395 - 13:14
ناشناس
M:
وصیتنامه وحشی بافقی

بعد مرگم همه را مست کنید از می ناب..
باده نوشید فراوان همگی مست و خراب..
بهر آمرزش من ، میکده خیرات کنید..
بهر آرامش من غسل دهیدم به شراب..

شب ختمم نه کسان جامه خود را بدرند..
نه نماز و روزه ی قضا ز ملا بخرند..
واعظ و قاری و مداح ورودش ممنوع..
مرده شور ِهمه مرده خوران را ببرند..

جمله سیمین بدنان رقص کنان ناز کنند..
حیف زیبایشان است لچک باز کنند..
همه اموال مرا میکده ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻴﺪ..
آنقدر مست نماﻳﻴﺪ که پرواز ﻛﻨﻴﺪ..

روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون د
جمعه 19/6/1395 - 12:14
پیمان جمهوری
اقا ناظم من که پوست انداختم و کرک و پرم ریخت دست خوش بابا دست خوش اما اگه این قسمت و اینجوری بگید بهتره بعد غسلم وسط سینه ی مرا چاک زنید اندرن دل من یک قلم تاک زنید به به به به
چهارشنبه 27/5/1395 - 12:56
پیمان جمهوری
آقا ناظم دست خوش من که پوست انداختم البته اون قسمت از شعر اینجوری بگید بهتره بعد غسلم وسط سینه ی مرا چاک زنید
چهارشنبه 27/5/1395 - 12:51
گوسفند
از هرکی بوده داره از افسردگی میمیره. یا مخاطب این شعر مثل شاعر افسردست و داره عذاب میکشه و یا افسردگی گویا به تازگی شیک شده. هرچه هست، بر مزار من اگر میایید بجا شراب، عرق نعنا بیارید چون تقطه نظراتتون باعث اسپاسم معدم شد...
جمعه 15/5/1395 - 1:49
ناشناس
کلمات کاملا مربوط به ادبیات معاصرن دوستان 4 تا شعر از وحشی بافقی بخونید دستتون میاد البته شعر شما رو هم من نیافتم
پنج شنبه 24/4/1395 - 17:57
ناشناس
کدوم اساتید به ما هم بگن از گمراهی دربیاییم
پنج شنبه 24/4/1395 - 17:52
ناشناس
شما اول ثابت کن از وحشی بافقی
پنج شنبه 24/4/1395 - 17:51
سين
استاد!!!!
نوشته كه وصیت وحشی بافقی!
دوشنبه 21/4/1395 - 21:57
ناشناس
شعر مال هرکی هست عالیه
پنج شنبه 27/3/1395 - 20:20
ناشناس
اسخ : *•✿✿•.وصیت نامه بسیار زیبای وحشی بافقی به زبان شعر*•✿✿•.

نگاه خیام به ارزش شادی

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : « کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند » .
و هم او در جایی دیگر می گوید : « آنکه ترانه زاری کشت می کند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند » .

ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت


امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم
يکشنبه 26/2/1395 - 9:9
ناشناس
واقعا زیباست👌👌
يکشنبه 26/2/1395 - 4:38
مهدی ناظم
این شعر مال وحشی بافقی نیست اینم سند
گذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی

تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم

همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید

عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید

بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی

هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید

مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید

بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید

به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
چهارشنبه 22/2/1395 - 22:26
حسین
اقای علی رضا خان گل /شما ثابت کنید که شعر از اقای وفادار است.اصل صفحه کتاب رو به اشتراک بزارین.
چهارشنبه 22/2/1395 - 16:54
ناشناس
هر کی ی نظری داره ولی خوب باید ببینی چ جوری زندگی
کرده
چهارشنبه 22/2/1395 - 14:56