"وقايع نگار" ( تعداد مطالب : 2343 ) ( تعداد نظرات : 9 )

کودکی که تهدید شده وناامن است این ترس را به شكل واضح بروز نمی دهد.


بلکه آن را به شكل هاى مختلفى همچون
⇜ناخن جویدن
⇜لكنت زبان
⇜ شب ادرارى
⇜كم رو و كم حرف شدن
⇜كاهش تمركز
⇜و خشونت نشان میدهد.

#تربیت_فرزند

@MER30TV 👈💯

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1روز قبل
يکشنبه 17/1/1399 - 9:26
moh3131 ( تعداد مطالب : 382 ) ( تعداد نظرات : 140 )

مادران بیرجندی ویا کسانی که می خواهند کودک گریه نکند وزودتر بخواب رودویا زودتر از گریه کردن دست بر داردوآرام شود ، قسمتی از لالایی های ذیل در حدی که حفظ دارند در گوش کودک یا نوزاد می خوانند ویا کودک را بغل می گیرند و در خالی که به دوروبرشان می چرخند وراه می روند لالایی می خوانند تا کودک آرامشود ویا بخواخوش فرو رودوحلاصل ومجموعه لالایی هایی که از مادران ویا دختران وزنان فامیل کودک وحتی عمع کودک یاخالهکودک شنیده شده ودیده شدهوجمع اوری گردیده درذیل تقدیم می گردد:

لاللالاگل زیره    توره  (را) خواب خوش گیره   بابات رفته زنی گیره        نه نت از غصه می میره      زن بابات سیاه باشه 

گلوبندش طلا باشه      کنیز صد تو من گیره       کنیزی که سیاه باشه       لالالالا گل خشخاش       بابا رفته خدا همراش     

الهی زود برگرده    گلوبند  طلاگیره    لاللالاگل زیره         توره خواب نمی گیره     لالا لالا گل گندم 

برات گهواره می بندم            اگر امر خدا باشه     که گهواره ت طلا باشه        لالالالا  گل زیره چره (چرا ) خوابت نمی گیره 

لالالالا گل زردی      چقدر مادر تو پردردی !        لالاللالا به مشهد شی ( بروی =بشوید)       یپای تخت حضرت شی          اگر حضرت توره خواه (خواهد)         تو جاروکش حضرت شی(شوی)        لالالالا گل زیره    توره خواب خوشی گیره 

لالا لالا یی      گلم رفته به ملایی       گلم رفته که ملا شه( مکتب داربشود)    دل مادرتسلی شه 

لاللالالا  گل زیره   چره خوابت نمیگیره        لالا لالای    لایی چغوک بچه ی صحرایی     

 لالالا لا کلونک شی  ازاو کوچه روانک شی       تو قرآن در بغل گیری   توهم ملای مکتب شی   لاللالالاگل زیره .....

لالالالا به کاهی شی  بپای قبر بی بی شی      اگر بی بی (بی بی زینب خاتون خواهرامام رضا) توره خواهه 

 تو جارو کش بی بی شی    لالالالالا گل زیره     چره خوابت نمی گیره 

بخواب ای گل  بخواب ای گل !      بخواب ای خرمن سنبل          بخواب ای گل که خو (خواب)داری    تو مبل شیر گو (گاو) داری       لالاللالا گل زیره    توره خواب خوش گیره     

لالالالا عسل باشی    دلم خواهه پسر باشی         به هر منزل که بنشینی     تو جادار پدر باشی    لالالالا گل زیره .......

لاللالالا گلم باشی         تسلای دلم باشی    بخوابی از سرم وا شی لالالالا گل زیرا  توره خواب خوشی گیره

 لالالالا به گل مونی (مانی)            به آب زیر پل مانی        سحرگاهان که بر خیزی      به خرمن های گل مونی (شبیه هستی )

لالالالا گل زیره   توره خواب خوش گیره            لالالالا ی لالایی     برو لولوی صحرایی       برو لولو   برو گم شو  تو از طفلم چه می خواهی ؟   لالالالا گل زیره    توره خواب خوش گیره..

لالالالا گل نعناع     بابات رفته    شدم تنها    لالالالا   گل عناب    شدم از گریه هات بی تاب    لالالالا گل یاسم     نگین سبز   الماسم    لالالالا گل  پسته     شدم از دست تو خسته         لالالالا  گل پنبه    به قربون سرت   عمه  لالالالا بیا   دایه   بخر   مخمل   کنم سایه    لالالالا گل زیره..... لالالالا   حبیب الله   از این کوچه   مرو بالا 

که دشمن های بد داری    سرت را می برند ازراه       لالالالا    گل   زیره      توره خواب  خوش گیره 

گلم درخواب   گلم  بیدار   گلم  هرگز   نشه بیمار        اگر خواهه شوه بیمار       خداوندا   نگاهش  دار 

لالالالا گلزیره.....لالالالای عنبر گوش   مو ره بازار   ببر   بفروش       به یک من  نان  و ده سیر گوشت     بیا  بنشین   بخور  خاموش   لالالالا گل زیره  چره خوابت نمی گیره    

لالالالا  گل فندق      بابات رفته   سر صندق(صندوق)        بیاره  یک من فندق      لالالالا   گل زیره ......

لالالالا   گل گرجه(گورجه فرنگی)       سه تا کفتر به یک بر جه         یکی سوخته   یکی  پخته  یکی ذکر خدا  گفته   لالالالا گل آلو     نهال  سیب وزردالو         نهال سیب ر او (اب) برده   دل بچه ر (را) خو(خواب ) برده

   لالالالا گلزیره توره خواب خوش گیره         لالالالا   گل  سوسن سرت بردار   لبت بوسم    لبت بوسم که بو داره     که با گل گفتگو داره   

 لالالالا گل پونه   گدا    اومد در خونه (خانه ) یه نون دادم   بدش اومه(آمد )  دو نون دادم   خوشش اومه     لالالالا   گل زیره   توره   خواب  خوش گیره ر

زمان آخرین مطلب این کاربر: 6روز قبل
سه شنبه 26/4/1397 - 18:41
PARASTO2006 ( تعداد مطالب : 159 ) ( تعداد نظرات : 0 )

اگر کودک شما با برادرش دعوا کرده است، اسباب بازی دوستش را برداشته است یا شما را با اسم بدی صدا کرده است، آیا باید او را وادار به عذرخواهی کنید؟

: اکثر والدین سعی می کنند عذرخواهی کردن را به کودک خود آموزش دهند. زیرا فکر می کنند این مناسب ترین راه برای جبران کار اشتباهی است که انجام داده اند. وادار کردن کودکی که تمایلی به عذرخواهی ندارد، ضرورتاً ایده خوبی نیست.

 

هدف از عذرخواهی

دلیل عذرخواهی، نشان دادن احساس ندامت ناشی از رفتاری است که به واسطه آن به شخص دیگری آسیب زده یا او را ناراحت کرده اید.

پس اگر کودکتان را که از رفتار خود احساس پشیمانی نمی کند وادار به عذرخواهی نکنید، در روش تربیتی خود ناموفق عمل کرده اید؟

بیان تأسف و عذرخواهی کردن در کودکی که احساس پشیمانی ندارد، تغییری ایجاد نمی کند. هم چنین به جبران آن نیز کمکی نمی کند.

خواهر و برادر یا دوستی که از او عذرخواهی شده نیز در پشت حرف های کودکی که وادار به عذرخواهی کردن شده است، احساس پشیمانی او را نمی بیند.

وادار کردن کودکان به عذرخواهی نتیجه معکوس می دهد

اگر به محض عذرخواهی کودک بعد از یک رفتار اشتباه او را ببخشید و از کار او بگذرید، پیام نادرستی را به او منتقل کرده اید. این کار به آنها یاد می دهد که بعد از انجام هر کار غلط با گفتن “متأسفم”، حتی اگر از صمیم قلب این حرف را نزده باشند، به سادگی می توانند رفتار خود را جبران کنند. این کار سهواً به کودک می آموزد که با یک عذرخواهی می تواند رفتار خود را توجیه کرده و آن را قبل قبول سازد.

 
ممکن است کودکانی که وادار به عذرخواهی کردن می شوند، تنها برای اجتناب از پیشامدهای بعدی این کار را انجام دهند. خیلی مهم است که بچه ها متوجه شوند که رفتار آنها افراد دیگر را اذیت می کند، حتی زمانی که عذر خواهی می کنند. گفتن متأسفم به برادر یا خواهرش به دلیل شکستن اسباب بازی او، به درست شدن آن اسباب بازی کمکی نمی کند. یا عذرخواهی از دوستش برای اینکه او را احمق خطاب کرده است، با گفتن یک عذرخواهی درست نخواهد شد.

گاهی اوقات پدرها و مادرها تا زمانی که کودک عذرخواهی نکرده است، امتیازاتی را از او می گیرند و به کودک خود اجازه نمی دهند به بازی خود برگردد. اما این کار شما به کودک می آموزد که عذرخواهی به جای جبران کردن برای فرد ناراحت شده، فقط برای فرار از مشکل است.

چگونه عذرخواهی را مدیریت کنیم

بدون اینکه اجباری در کار باشد، به کودک خود عذرخواهی کردن را بیاموزید. در عوض با این رویکرد پیشگیرانه در نهایت کودکتان مشتاقانه بابت کار اشتباهش عذرخواهی خواهد کرد. در اینجا چند راهکار برای تشویق کودکان به عذرخواهی کردن بیان شده است:

۱- به کودک خود نشان دهید که چگونه عذرخواهی کند

به جای اینکه به او بگویید معذرت خواهی کند، به او نشان دهید که چگونه و چه زمانی باید این کار را انجام دهد. یک نمونه نقش برای او بازی کنید و شیوه عذرخواهی را به او بیاموزید. به او بگویید که معذرت خواهی کردن هم چنین به این معنی است که “من سعی می کنم این کار را دوباره تکرار نکنم چون دوست ندارم ناراحتت کنم”.

 
۲- جبران کردن را به او بیاموزید

به کودکتان کمک کنید احساس پشیمانی خود را فراتر از کلمات نیز بیان کند. برای مثال اگر یکی از اسباب بازی های برادرش را شکسته است، اجازه دهید از پول تو جیبی خودش استفاده کند و برای او اسباب بازی جدیدی بخرد. و یا اگر خواهر خود را ناراحت کرده است، به او بگویید اسباب بازی مورد علاقه اش را یک روز برای بازی در اختیار او قرار دهد. این نوع جبران ها، به کودک می آموزد که چطور باید مسئولیت رفتارش را برعهده بگیرد.

۳- درباره احساسات شخصی که ناراحت شده صحبت کنید

هنگامی که او آرام بود درباره اینکه چطور رفتار او دیگران را تحت تآثیر قرار می دهد با او صحبت کنید. سخرانی را کنار بگذراید و به جای آن از او سوال هایی را بپرسید و ببینید که آیا می تواند تشخیص دهد که چگونه رفتارش دیگران را ناراحت کرده و اذیت می کند.

۴- استراتژی های جایگزین را اجرا کنید

زمانی که کودک شما شخص دیگری را اذیت یا ناراحت کرده است (لفظی یا فیزیکی) به او بیاموزید که دفعه بعد چطور باید به گونه دیگری رفتار کند.ب ا این روش دفعه های بعد می تواند رفتار های خود را بهتر کنترل کند. نقش بازی کردن به کودک شما کمک می کند راه های جایگزین برای داشتن رفتارهای بهتر در آینده را بیاموزد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 561روز قبل
دوشنبه 18/10/1396 - 16:30
mahersaz ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

تقویت هوش هیجانی کودک در ۵ گام ساده!
تقویت هوش هیجانی کودک به نظر کار آسانی نیست.

قطعا شما برای آموزش به کودکی در سنین پایین با چالش‌هایی روبه‌رو خواهید شد.

اینکه به آنها بیاموزید چطور باید رفتار کنند.

چطور احساساتشان را بیان کنند و در مقابل چطور احساسات دیگران را درک کنند.

کمی شما را با چالش‌هایی رو‌به‌رو خواهد کرد.

با وجود سختی‌هایی که ممکن است برای شما داشته باشد. بهتر است در هر نقطه‌ای که هستید، آموزش و تقویت هوش هیجانی کودک خود را جدی بگیرید.

اگر این مساله را جدی نگیرید. و کودک شما بدون آنکه درک درستی از احساسات و هیجانات داشته باشد راهی مدرسه شود، بدون‌شک با مشکلات زیادی از‌جمله دوست‌یابی مواجه خواهد شد.

تقویت هوش هیجانی کودک نه تنها باعث ارتقا زندگی شخصی او می‌شود.

بلکه به او کمک می‌کند چگونه در جامعه با افراد مختلف و قوانین سخت برخورد به‌جا و پسندیده‌ای داشته باشد.

در این مقاله ۵ گام ساده را برای تقویت هوش هیجانی کودک در اختیارتان قرار خواهم داد:
۱. با فرزندتان همدلی و همدردی کنید:
برای تقویت هوش هیجانی کودک نیاز هست که در ابتدا شما با او ارتباط خوبی داشته باشید.

وقتی خواست با شما راجع به احساساتش صحبت کند، مقابلش بنشینید.

سعی کنید احساساتش را همان‌طور که او احساس می‌کند، درک کنید.

عاشقانه به چشمانش نگاه کنید و تمام توجه‌تان را به او بدهید.

به صحبت‌هایش فقط گوش کنید.

با این‌کار به او می‌فهمانید که شما برایش به عنوان یک فرد خاص و ویژه ارزش قائل هستید.

شما باید این نکته را در نظر بگیرید که درک شما با درکی که کودک از یک اتفاق می‌تواند داشته باشد ممکن است خیلی متفاوت باشد.

بنابراین باید کمی انعطاف‌پذیر باشید.

وقتی کودک شما خواست با شما درد دل کند، کلام و رفتار و بیان شما باید متناسب با سن او باشد.

و این نکته را فراموش نکنید شما نزدیک ترین فرد به کودک خود هستید و او با درد دل کردن دارد به شما تکیه می کند.

پس سعی کنید در کنار صمیمیت و دوستی بیشتر با کودکتان، با او در مورد اتفاقات گوناگون همدلی کنید.

۲. تشویق کنید که راجع به احساساتش با شما صحبت کند:
احساسات کودک‌تان را سرکوب نکنید.

این بدترین کاری است که شما می‌توانید در حق کودک خود انجام دهید.

این رفتار می‌تواند چالش بزرگی در کودک شما ایجاد کند.

و حتی در برخی شرایط می‌تواند ریشه داشتن احساس و عاطفه را در کودک شما بخشکاند. که در این صورت تقویت هوش هیجانی کودک تقریبا کار مشکلی خواهد بود.

مثلا ممکن است بیان احساسات از طرف کودک به نظر شما خیلی مسخره و خنده دار باشد. اگر در این مواقع به او بخندید یا از روی بی حوصلگی بر سرش فریاد بزنید.

کاری که انجام می‌هید بسیار نتیجه دردناکی خواهد داشت.

زیرا که ابراز صحیح هیجان را از کودک خود گرفته‌اید و تا‌همیشه این مساله برای‌ او مبهم و گنگ خواهد ماند.

۳. شنونده خوبی برای او باشید:
طبیعت احساسات و هیجانات در همه ی ما انسان ها به یک شکل است.

به‌این‌صورت که ناگهان بر تمام جسم ما غلبه می کند. چشمان عقل را می بندد. سپس به آرامی ناپدید می شود.

اما این ناپدید شدن احساس زمانی اتفاق می افتد که کودک شما آن احساس یا هیجان را بازگو کند.

در صورتی که نتواند احساسات خود را آن گونه که حس می کند بیان نکند نه تنها آن را ناپدیدش نکرده است.

بلکه به صورت عمیق تر آن را در درون خود به شکل ناخودآگاه نگه داشته است.

سرکوب یک احساس و فرستادن آن به ناخودآگاه مسیر شما را در یادگیری و تقویت هوش هیجانی کودک تان دشوار می‌سازد.

اصلا اهمیتی به سن کودک خود ندهید. ب

گذارید با شما راحت باشد. و به راحتی احساسات درونی و واقعی خویش را به شما بگوید.

۴. مهارت حل مساله را به او بیاموزید:
کودک باید بداند که برای به وجود آمدن هر احساسی دلیلی وجود دارد.

هر یک از احساسات و هیجانات ما واکنشی به یک وضعیت خاص هستند.

وظیفه هر والدین آگاهی این است که به فرزند خود بیاموزد که هنگام قرار گرفتن در معرض هیجان چطور خود را آرام سازد.

احساساتش را بپذیرد و بلافاصله دست به عمل نزند.

وقتی کودک توانست احساساتش را کنترل کند و آرام شود.

آن وقت است که می‌تواند از طریق مهارت حل مساله به بهترین راه حل ها بیاندیشد.

۵. با او بازی کنید:
و در آخر این‌که بهترین روش برای تقویت هوش هیجانی کودک شما، بازی است.

سعی کنید کمی خلاقیت به خرج دهید. و آموزش ها را حین بازی با کودک به او ارائه دهید.

کودکان، نمی‌توانند مسائل احساسی و عاطفی خود را در قالب کلمات برای شما توضیح دهند.

اما می‌توانند آن‌ها را به‌صورت نمادین در بازی نشان دهند.

و این‌گونه مشکل خود را مطرح و به کمک شما حل کنند بی‌آنکه حرفی درباره‌اش زده باشند.

کودکان سالم، ناراحتی، خشم، ترس و حسادت‌هایشان را از طریق بازی های نمادین تخلیه می‌سازند.

و سعی می‌کنند حین بازی راه حلی برای آن بیابند.

پیشنهاد می‌کنم کودک خود را به انجام بازی های نمادین ترغیب کنید.

تا به راحتی بتواند چالش های عاطفی‌ای که پیش رویش قرار می‌گیرند را با موفقیت پشت‌سر بگذارد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 849روز قبل
سه شنبه 21/9/1396 - 6:37
mahersaz ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

احساس خوشبختی
احساس خوشبختی نتیجه مقاومت است.

زمانی ما می‌توانیم احساساتمان را کنترل کنیم که بتوانیم در مقابل طوفان‌های هیجانی که با آنها روبرو می‌شویم محکم بایستیم.

در واقع، هدف ما این نیست که هیجان‌هایمان را سرکوب کنیم.

اصلا! زیرا تمام احساسات و هیجانات ما در جای خود، اهمیت و ارزش خاص خود را دارد.

از طرفی زندگی بدون احساس، باعث کسالت و بی‌روح گشتن زندگی می‌شود.

و از طرف دیگر، اگر از کنترل خارج شوند ممکن است آسیب‌های غیرقابل جبرانی به زندگی وارد کنند.

یعنی ما زمانی می‌توانیم یک زندگی پر از احساس و لذت‌بخشی برای خود ایجاد کنیم که بتوانیم افراط و تفریط را در ابراز هیجانات در نظر بگیریم.

به این معنا که بدانیم چطور افسار هیجانات را به دست بگیریم.

تا نه از کنترل خارج شود و نه آن‌قدر خاموش باشد که گرمایی به زندگی نبخشد.

فراز و نشیب‌ها چاشنی زندگی ما هستند.

اما می‌باید در حد متعادل باشند.

فرمول ساده خوشبختی!
اگر نسبت احساسات مثبت به منفی بیشتر باشد ما احساس خوشبختی خواهیم کرد.

و اگر نسبت احساسات منفی به احساسات مثبت بیشتر باشد ما بیشتر احساس نارضایتی و عدم خوشبختی خواهیم کرد.

پس لازم نیست برای داشتن احساس رضایت، از احساسات منفی دوری کنیم.

نه! بلکه فقط باید کاری کنیم تا احساسات منفی جانشین احساسات مثبت ما نشوند.

مثلا ممکن است در طول روز دفعاتی پیش بیاید که شما عصبانی شوید اما در کنار آن اوقاتی را نیز به خوشی و شادی سپری کنید. در چنین حالتی شما همچنان احساس خوشبختی خواهید کرد.

اما اگر این عصبانیت‌ها باعث شود که شما در طول روز، حوصله کسی یا چیزی را نداشته باشید. و تحت‌تاثیر خشمی که دارید روزتان را با ناراحتی سپری کنید. به این معناست که شما اجازه داده‌اید که احساس منفی جانشین احساسات مثبت شما شوند. و این سبب می‌شود که نسبت احساس منفی بیشتر از احساسات مثبت شود و در نتیجه احساس نارضایتی و عدم خوشبختی کنید.

بنابراین، لازمه دستیابی به احساس خوشبختی، کنترل صحیح هیجان‌هاست.

هیجان‌هایی که تمام‌وقت با آن‌ها درگیر هستیم.

هر کاری انجام می‌دهیم از خواندن یک رمان گرفته تا تماشای تلویزیون و حتی گردش با دوستان، در‌واقع وسیله‌ای هستند تا به ما کمک کنند هیجاناتمان را به بهترین شکل کنترل کنیم.

در مقاله بعدی در رابطه با «روش آرام کردن خود» به عنوان مهارتی اساسی برای کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات صحبت خواهیم کرد.

یادتان باشد برای داشتن کودکی با هوش‌هیجانی بالا نیازمندیم که ابتدا کمی در رفتارهای خودمان تجدید‌نظر کنیم.

 

مقالات مرتبط:

مدیریت هیجان را چگونه در خود رشد دهیم؟

خودآگاهی چیست؟ و برای کودک چه فایده ای دارد؟

خودآگاهی: چطور میتوانم خصوصیات خودم را به طور کامل بشناسم؟

خودآگاهی : سنگ بنای هوش هیجانی

احساسات و سه شیوه متفاوت افراد در برخورد با آنها

زمان آخرین مطلب این کاربر: 849روز قبل
سه شنبه 14/9/1396 - 6:8
mahersaz ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

هوش هیجانی عاملی اساسی در موفقیت انسانهای بزرگ در سراسر دنیاست.

عاملی که افراد را علیرغم داشتن هوش متوسط به سمت موفقیت های چشمگیر سوق میدهد.

یکی از امتیازات بزرگ هوش هیجانی، اکتسابی بودن آن است.
یعنی ما در هر زمان و مکانی میتوانیم آنها را یاد بگیریم، بهبود بخشیم و اصلاح کنیم.

ما با درک ماهیت هوش هیجانی و آموزش آن به کودک و اینکه چطور میتواند آن را در زندگی خود به کار بگیرد،به او کمک میکنیم تا از هوش و تحصیلاتش به بهترین نحو استفاده کند.

هوش هیجانی کودک شما به هر میزان، کم یا زیاد باشد، باز هم میتوانید با تمرین آن را بهبود بخشید.

و چنانچه هوش هیجانی کودکتان در پایین ترین سطح باشد تا بالاترین سطح ممکن آن را افزایش دهید.

کودکی که هوش هیجانی اش در همان سنین پایین تقویت شود، می آموزد که:
در زندگی شخصی و اجتماعی، چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است.
در زندگی اش همواره امیدوار است.
انگیزه بالایی برای رسیدن به اهدافش دارد. و این حس خوب انرژی مثبت و انگیزه بالا را به دیگران نیز انتقال میدهد.
احساسات افراد دیگر را در نظر میگیرد و با آنها به شکلی صحیح همدلی میکند. غالبا کودکانی که هوش هیجانی آنها در کودکی تقویت میشود، در آینده همسران و والدین موفقی خواهند شد. که به بهترین شکل ناسازگاری ها را مدیریت کرده و تنش کمتری را در زندگی تجربه میکنند.
از مهارت هایی که دارند به بهترین نحو استفاده میکنند و بهترین نتیجه را میگیرند.
خوب میداند که چطور باید سخن بگوید و چطور شنونده خوبی باشد.
سنجیده ترین واکنش ها را در ارتباطات خود نشان میدهد.
اما در مقابل کودکانی وجود دارند که اهمیتی به تقویت هوش هیجانی در کودک خود نمیدهد. همان هایی که در بزرگسالی در مقابله با رویدادهای دشوار زندگی ضعیف هستند و گرایش های بیشتری به پرخاشگری، افسردگی و ... دارند.

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 849روز قبل
پنج شنبه 9/9/1396 - 0:5
mahersaz ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )

هوش هیجانی همچون سلاحی قوی است که کودکان با داشتن آن راحتتر می توانند به مقابله با مشکلات برخیزند.

در دنیای امروز، همواره با خبرها و گزارشهای ناگواری روبرو میشویم که حکایت از رخت بر بستن مدنیت و امنیت از زندگی مدرن بشری دارد.

چیزی که قابل مشاهده است، از رشد روزافزون افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در کودکان حکایت دارد.

حوادث ناگواری همچون نزاعهای خیابانی، زد و خوردها، تجاوزها که این روزها کلمات رایجی در مکالمات روزمره ما شده اند.

در واقع چیزی که روشن است، پایین آمدن آگاهی مردم نسبت به هیجانات و احساساتشان.

و عدم توانایی آنها در کنترل هیجانات و بطور خلاصه کاهش چشمگیر هوش هیجانی است.

که اگر دست به دست هم ندهیم و مانع رشد نزولی هوش هیجانی نشویم، فاجعه ای عظیم گریبانگیر فرزندان ما خواهد شد.

خبر خوشحال کننده این است که هوش هیجانی در هر شرایط زمانی و مکانی قابل تغییر است.

و می توان آن را تا بالاترین حد ممکن افزایش داد.

هر پدر و مادر دلسوزی به این موضوع کاملا آگاهند که با سعه صدر و صبوری میتوانند این مهارتها را به کودکان آموزش دهند.

تا با افزایش هوش هیجانی بتوانند تکانه ها را به کنترل خود در بیاورند.

دروس عاطفی که در دوران کودکی آموخته میشود، مدارهای هیجانی کودکانمان را شکل میدهد.

هر چقدر در این زمینه به کودکانمان بیشتر آموزش دهیم گام بزرگی برای موفقیت آنها در زندگی آینده شان خواهیم برداشت.

نکته قابل تامل اینجاست، که این روزها دغدغه اصلی پدر و مادرها، فلش کارتهای آموزشی است. که الفبا و واژگانی را به کودک آموزش میدهند که در مدرسه آنها را یاد خواهند گرفت.

حس رقابت عجیبی میان برخی پدر و مادرها در خودنمایی هوش شناختی (IQ) دیده میشود.

که بازنده اصلی این ماراتن رقابت کسی نیست جز کودک.

تلاش برای بهتر دیده شدن کودک در مسائل شناختی (خواندن، نوشتن و ...) نه تنها هیچ نقشی در آینده فرزندانمان ندارند.

بلکه مسیر رشد آنها را منحرف میسازد.

بگذارید سوالی از شما بپرسم.
کدامیک از حالتهای زیر را برای فرزندتان ترجیح میدهید؟

حالت اول
در حالت اول، کودک شما در خواندن، نوشتن، حساب، یادگیری زبانهای مختلف از همسالان خود پیشی میگیرد. همواره اوقات فراغتش پر شده از کلاسهای مختلف آموزشی که او را از دنیای شیرین کودکی دور میسازند.

اما بخاطر آموزشهایی که قبل از مدرسه دیده است خیلی سریعتر از همسالان خود درسها را یاد میگیرد.

و با نمره های عالی، مقاطع مختلف را طی میکند.

بعد از گذشت چند سال کودک شما وارد مرحله ای از زندگی میشود که باید دانسته هایش را در زندگی شغلی و زندگی شخصی اش به کارگیرد.

دانسته هایی که صرفا برای گذار از یک دوره تحصیلی دیکته شده به دوره ای دیگر بودند.

و هیچ ارتباط ملموسی با زندگی واقعی ندارند.

اینجاست که فرزند شما با اشطرابی فراگیر، خود را در مقابل مشکلاتی میبیند که راهی برای حل آنها پیش روی خود نمیبیند.

این کودکان غالبا تبدیل به افرادی میشوند که از شغل خود راضی نیستند.

موفقیت شغلی ندارند،

اختلافات زناشویی، ارتباطات ناسالم و ... از پیامدهای این سبک زندگی هستند.

حالت دوم
در حالت دوم، شما به کودک خود اجازه میدهید تا سالهای قبل از دبستان را کودکی کند.

بجای اینکه او را مشغول چندین کلاس آموزشی کنید به او اجازه میدهید در دنیای کودکی خود غوطه ور شود.

و با بازی کردنهای تمام وقتش به کشف پیرامونش بپردازد.

کودکی که همواره حمایت و قاطعیت والدینش را در زمانهای مختلف کنار خودش حس کرده است.

این کودک نیز مقاطع مختلف را طی میکند. و وارد زندگی مشترک و شغل خود میشود.

با این تفاوت که به زندگی خود عشق میورزد، شاد است، از شغل خود رضایت دارد.

براحتی با دیگران ارتباطات سالم برقرار میسازد.

رحم و شفقت به اندازه ای دارد. و دیگران را همانطور که هستند میپذیرد و دوستشان دارد.

این دو حالتی که مطرح کردم یک مثال سطحی از اهمیت آموزش هیجانی بود.

نتیجه گیری
علت اهمیت این امر آن است که کودکان نسل حاضر نسبت به نسل گذشته از لحاظ هیجانی با مشکلات بیشتری مواجه هستند.

آنها سرکش تر، عصبی تر و پرخاشگرترند.

متاسفانه، سواد هیجانی امر مهمی است که اغلب پدر و مادرها آن را نادیده گرفته اند. و آموزش آن به کودکان خود را به تصادف واگذار کرده اند.

حالا سوالی که مطرح میشود این است.

چگونه میتوانیم هوش هیجانی را در فرزندانمان تقویت کنیم.

 

مقالات مرتبط در سایت ماهرساز:

خودآگاهی چیست؟ و برای کودک چه فایده ای دارد؟

خودآگاهی: چطور میتوانم خصوصیات خودم را به طور کامل بشناسم؟

خودآگاهی : سنگ بنای هوش هیجانی

احساسات و سه شیوه متفاوت افراد در برخورد با آنها

Mahersaz.Com

زمان آخرین مطلب این کاربر: 849روز قبل
سه شنبه 30/8/1396 - 16:25
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1254 )

فعل نکو گر شود عادت به خردی بی گمان

نخل بن بار آرود تازه رطب در هــر زمان

با درایت کودکت را پــروری در کار و بار

شاد وسـرزده شـود ایـن کودکت با کودکان

فی البداهه: منصور مقدم 6/2/1396

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1064روز قبل
چهارشنبه 6/2/1396 - 12:45
zibayiha ( تعداد مطالب : 32 ) ( تعداد نظرات : 0 )

دندانپزشک از بالا به کودک نگاه نکند، بلکه باید هم سطح کودک بنشیند و او را نوازش کند تا کودک دچار استرس و ترس نسبت به او نشود.

اولین مراجعهٔ کودکان بسیار مهم است و در روز اول مراجعهٔ کودک (به جز در موارد اورژانسی) نباید بر روی دندان او کاری انجام بگیرد

بیشتر کودکان دارای حالت بیتابی در مطب دندانپزشکی هستند، اما کودکان خانواده‌هایی که مسائل بهداشتی را در سطح بالاتری رعایت کرده و والدین انجام عملیات دندانپزشکی بر روی کودک را راحت‌تر پذیرفته‌اند، و همکاری لازم را با دندانپزشک دارند.

یکی از عوامل فرهنگ و مراجعه، اهمیتی است که پدر و مادر و خصوصا مادر به کودک می‌دهند تا قبل از درد گرفتن دندان کودک و پیش از بروز مشکلی به دندانپزشک مراجعه شود و چکاپ‌های مکرر صورت گیرد.

کودک عادت کرده و اگر در آینده نیاز به انجام کاری بر روی دندان وی بود، اضطراب چندانی نخواهد داشت، اما مراجعهٔ کودکی که در حال درد کشیدن است، خود استرس او را افزایش می‌دهد.

اولین مراجعهٔ کودکان بسیار مهم است و در روز اول مراجعهٔ کودک (به جز در موارد اورژانسی) نباید بر روی دندان او کاری انجام بگیرد، بلکه در جلسهٔ اول باید سعی شود با صمیمیتی که با کودک و خانوادهٔ وی ایجاد می‌شود و توضیحات و‌ شناختی که به آنها داده می‌شود، از اضطراب هردو کم کنیم و در این صورت شاهد همکاری بهتری از کودکان خواهیم بود.

عواملی که باعث جلوگیری از اضطراب کودک و همکاری او با پزشک می‌شود

اولین راه دادن آگاهی لازم هم به والدین و هم به کودکان از طریق رسانه‌ها است.

دوم نقش خود والدین که بسیار اساسی است، به این دلیل که ارتباط دندانپزشک با کودکان به تنهایی کافی نیست، بلکه این ارتباط مثلثی شکل بوده و در راس این مثلث پدر و مادر قرار دارند و والدین باید از بیان خاطرات بد خود در زمینهٔ دندانپزشکی مقابل کودکان خودداری کنند.

سومین عامل نقش خود دندانپزشک است, دندانپزشک باید با هر کودکی بر حسب روحیات خاص‌‌ همان کودک رفتار کند.

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1120روز قبل
چهارشنبه 25/12/1395 - 16:44
nazaninzeighami ( تعداد مطالب : 344 ) ( تعداد نظرات : 5 )
#تربیت_کودک

حتما بخوانید👌

🔶 پروفسور و روانپزشک معروف،
 دکتر طارق علی الحبیب می گوید:


🔴 کودکت خیلی دروغ میگه!
👌زیرا خیلی بهش گیر میدی.

⛔️ کودکت اعتماد بنفس نداره!
👌زیرا تشویقش نمی کنی.

🔴 کودکت کم حرفه!
👌زیرا باهاش حرف نمیزنی.

⛔️ کودکت دزدی میکنه!
👌زیرا بذل و بخشش رو بهش نمی آموزی.

🔴 کودکت ترسوست!
👌زیرا همیشه طرفداریشو میکنی.

⛔️ کودکت به دیگران احترام نمیزاره!
👌زیرا صدات رو واسش پایین نمی آری.

🔴 کودکت همیشه عصبیه!
👌زیرا ازش تعریف نمیکنی.

⛔️ کودکت بخیله!
👌زیرا باهاش همکاری نمیکنی.

🔴 کودکت به دیگران پرخاش میکنه!
👌زیرا تو خشن و سختگیری.

⛔️ کودکت ضعیفه!
👌زیرا همیشه تهدیدش میکنی.

🔴 کودکت داد و فریاد میکنه!
👌زیرا بهش اهمیت نمیدی.

⛔️ کودکت ناراحتت میکنه!
👌زیرا بغلش نمی کنی و نمی بوسیش.

🔴 کودکت ازت فرمان نمی بره!
زیرا درخواستات بیش از حده.

⛔️ کودکت گوشه گیره!
👌زیرا همیشه مشغولی.(مشغول کارهای خودت
Image result for ‫تربیت کودک‬‎ 
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1121روز قبل
چهارشنبه 25/12/1395 - 11:46
  • تعداد رکورد ها : 7109