vnoorm ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )
9دی چون اعیاد غدیر و فطر و قربان روز زیارتی حسین بن علی علیهما سلام  است.همه آمده بودند 124 هزار پیامبر با اوصیایشان فرشتگان صف در صف ،مردم جای سوزن انداختن نگذاشتند..رسول خدا منادی توحید  ندای وحدت سرداد. جملگی شعار وحدت خواندند.لا اله الا الله وحده وحده وحده ... نفاق باز به سوراخ موش خزید .کفر وشرک پشتیبانش بر خود لرزید.سرزنش نفاق را آغاز کرد .حیف اینهمه هزینه!! .بعد جملگی زیارت وارث خواندند .به امام خامنه ای به خاطر استقامتش ،شجاعتش و زهدش تبریک گفتند و سلام دادند.دوستداران اهل بیت یک بار دیگر قدرت خود را به داخل و خارج نشان دادند. مسئولینی که  راه توجیه برای خود می گذاشتند .شجاع شدند و برائت جستند.مردم یک صدا  با حسین حسین ابراز وجود کردند.مردم نا امید کردند امید واران روزهای قبل را . نشان دادند نقد به معنی نفی نیست. نظام باید در خدمت پا برهنگان باشد .نظام باید جوابگو باشد .اما نفی هرگز .حسین باز به میدان آمده بود با رشید جوانانش و کودک شیر خوارش بیقراری می کرد.زینب این بار شاد بود خیل جمعیت به یاری حسینش آمده بودند.دیگر مطمئن بود  حسینش وجوانانش ذبح نمی شوند   جوانان  و پیران و کودکان ایران آمده بودند که زینب دلش قرص شود. دیگر نوبت به بنی هاشم نمی رسید. علی اکبر زیاد بود قاسم فراوان و علی اصغر دیگر تشنه نبود .ابوالفضل دستانش قلم نمی شود. ابوالفضلها در میدان ایران جولان می دادند. وقتی دیدند دشمن میدان را خالی کرده استدست در دست هم برای فرج فرزند رشید حسین علیه السلام  به دعا نشستند و فرج آل محمد صلی الله علیه و آله  را  از مقتدر خدای خود خواستند .
زمان آخرین مطلب این کاربر: 764روز قبل
شنبه 9/10/1391 - 10:14
eramau ( تعداد مطالب : 102 ) ( تعداد نظرات : 70 )
«ما از این شش کشور طی سال‌های مدید، وعده‌ها و قول‌های زیادی شنیده‌ایم اما در خلال این سال‌ها اقدامی صورت نگرفته است.»

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، سایت رادیو فرانسه (Radio France) گزارش داد: بعد از پایان نشست سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در منامه- پایتخت بحرین، اعلام شد که در این نشست، سران  شش کشور  پیرامون ایجاد یک فرماندهی مشترک برای نیروهای زمینی، هوائی و دریائی خود به توافق رسیدند.

 

به نوشته این وب سایت، یک کارشناس مسایل سیاسی-نظامی اگرچه ایجاد این فرماندهی مشترک را برای ایران یک شکست توصیف می کند اما در ادامه معترف است که "با وجود سرمایه‌گذاری سنگین در زمینه نظامی، ارتش‌های این کشورها چندان قابل اتکا نیستند و این کشورها به حمایت نظامی آمریکا نیاز دارند."

 

 

به گزارش منابع خبری عرب، سران شورا همچنین توافقنامه افزایش همکاری‌های امنیتی میان اعضای شورا را به تصویب رسانده و بر ضرورت افزایش همکاری‌ها در زمینه مبادله اطلاعات امنیتی تأکید کردند.

اعضای شورای همکاری خلیج فارس عبارتند از: عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عُمان که در حال حاضر دارای یک نیروی مشترک نظامی تحت عنوان "سپرجزیره" هستند که درسال 1982 تشکیل شد.

به گزارش رادیو فرانسه، شیخ خالد- وزیرامور خارجه بحرین، با تائید خبر تشکیل سرفرماندهی مشترک گفت: این فرماندهی شامل نیروهای "سپرجزیره" نیز خواهد شد و افزود، مقر سرفرماندهی نیروهای مسلح شورا، در بحرین خواهد بود.

 

در این زمینه، "آلکس وطنخواه" کارشناس مسایل سیاسی و نظامی در بنیاد خاورمیانه واشنگتن، در گفتگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه با تأکید بر اختلافات درونی کشورهای عرب منطقه خلیج فارس گفت:

«ما از این شش کشور طی سال‌های مدید، وعده‌ها و قول‌های زیادی شنیده‌ایم اما در خلال این سال‌ها اقدامی صورت نگرفته است. من به عنوان یک تحلیلگر معتقدم، باید منتظر ماند و دید که واقعاً اقدامی صورت میگیرد یا خیر؟

این کارشناس می افزاید: اما اگر این فرماندهی و نیروی نظامی ایجاد شود خطری جدی، بخصوص برای ایران خواهد بود.»

این تحلیلگر سیاسی-نظامی ادعا می کند: «من فکر نمی کنم این قضیه خیلی برای ایران خوب باشد، تشکیل این فرماندهی مشترک نظامی، نشان دهنده این خواهد بود که ایران حداقل در بعد سیاسی شعارهایش شکست خورده است و نشان‌دهنده این است که اینها از ایران می ترسند.

این کشورها خرج بسیار زیادی در زمینه نظامی می کنند، به طور مثال در سال گذشته، عربستان حدود یک سوم تمام صادرات نظامی آمریکا را خریده است که این رقم چیزی حدود 60 میلیارد دلار است و از سوی دیگر امارات نیز حدود سه برابر ایران در زمینه مسایل نظامی سرمایه گذاری کرده است و البته در این میان کویت و غیره را کنار می گذارم.

ولی باید به وضعیت افراد و نفرات نظامی این کشورها هم نگاه کنیم و ببینیم این افراد که مجهز به تکنولوژی پیشرفته نظامی هستند توانایی استفاده از آنها را دارند و این نیروها در زمان جنگ چه کارکردی خواهند داشت؟ واقعیت این است که این نیروها در صحنه جنگ تست نشده اند و تا کنون مقابل هیچ ارتشی نایستاده اند، عربستان در مقابل حوثی‌های یمن ایستادند که نمیچه شکستی نیز خوردند.

 

سؤال این است که اینها در موقع جنگ چه خواهند کرد؟ توپ و تفنگ مدرن دارند اما واقعاً توانایی استفاده از این تسلیحات مدرن را دارند یا خیر؟»

 

شایان ذکر است در سال 1967 ارتش چند کشور عربی نتوانسته بود، در برابر صهیونیستها بایستد و بعد از شکست در برابر صهیونیست ها هیچ آزمونی برای قدرت خود نداشته اند.

طبق گزارش روزنامه "الدیار" که چندی پیش منتشر شد دستگاه جاسوسی اردن در برآوردی از وضعیت و شرایط دفاعی حزب الله که البته ناشی از ترسی است که این حزب در دل همه رژیم های دیکتاتور عربی انداخته است، زبان به اعتراف گشوده و تاکید کرده بود: حزب الله و نیروهایش از ارتش های رژیم های عربی بسیار قدرتمند هستند.

 

حال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که حتی از "حزب الله لبنان" نیز ضعیف تر هستند، اگرچه با پیمان های مختلف و ایجاد یک فرماندهی مشترک بخواهند ارتش خود را از لحاظ نیرو و تجهیزات تقویت کنند اما از مهمترین عامل که همان نیروهای قابل اتکا است بی بهره هستند.

دیکتاتوری سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و سیاست های صهیونیستی و غربی و گاهی ضد عربی آن ها حتی ارتش های آنها را غیر قابل اتکا کرده است. کشورهایی که در برابر مسلمان کشی و عرب کشی رژیم صهیونیستی در فلسطین سکوت کردند و اکنون به دلایل واهی و با تحریک صهیونیسم و غرب در صدد ایجاد یک فرماندهی مشترک در برابر ایران هستند.

 

منبع: جام نیوز
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1220روز قبل
جمعه 8/10/1391 - 11:27
eramau ( تعداد مطالب : 102 ) ( تعداد نظرات : 70 )


نظرات «جان کری» درباره ایران چیست؟ 

«مؤسسه صلح» آمریکا چند گفته از «جان کری» وزیر اوباما برای وزارت خارجه را درباره ایران نقل قول کرده و در جایی معترف است ایران حق دارد از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای استفاده و فعالیت‌های غنی‌سازی خود را پی‌گیری کند.

قسم: به گزارش فارس، ایران پریمیر، وابسته به «مؤسسه صلح» آمریکا در مقاله‌ای با اشاره به معرفی سناتور «جان کری» توسط اوباما برای اخذ سمت وزیر خارجه در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش، به چندین نقل قول از «کری» درباره ایران اشاره کرده است. این نقل قول‌ها همگی به برنامه هسته‌ای ایران و حمایت «کری» از تصمیم اوباما برای فشار جهت توقف برنامه هسته‌ای ایران اختصاص دارند.

اوباما در تاریخ 21 دسامبر، سناتور «جان کری» را به عنوان نامزد وزارت خارجه در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش معرفی کرد. نقل‌قول‌های زیر، گزیده‌ای از سخنان سناتور «کری» از سال 2004 تا کنون درباره ایران است.

* حمایت «جان کری» از تصمیم اوباما مبنی بر فشار برای توقف کامل برنامه هسته‌ای ایران

«می‌خواهم نکته‌ای را به شما و به ساکنان اسرائیل بگویم: هیچ‌کس نباید درباره جدیت اوباما و تعهد وی به این شک داشته باشد که ایران نباید و نخواهد توانست به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. رئیس‌جمهور به وضوح گفته است که به دنبال مهار برنامه هسته‌ای ایران نیست بلکه می‌خواهد از آن جلوگیری کند.» 1 مه، خطاب به شیمون پرز.

* تهدید ایران به اقدام نظامی علیه این کشور، در حقیقت به سود جمهوری اسلامی تمام می‌شود

«من در این بحث شرکت می‌کنم، زیرا مسئله هسته‌ای ایران بی‌نهایت مهم است. باید با هوشیاری و تفکر به این مسئله پرداخت، نه با شعارگرایی و تبلیغات. ریسک این موضوع از آن بالاتر است که بخواهد به یک کمپین تبلیغاتی دیگر تبدیل شود. صرف صحبت از جنگ، با ارزاندن بازار نفت و افزایش قیمت نفت خام ایران فقط موجب کمک بیش‌تر به این کشور می‌شود؛ زیرا درآمد نفت است که هزینه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را تأمین می‌کند.» 7 مارس 2012، در مقاله‌ای در ستون نظرات روزنامه واشینگتن پست.

* به اعتقاد رئیس سابق موساد، نتایج بحران سوریه برای ایران از حمله نظامی به این کشور سنگین‌تر است

«ایران بیش از هر زمان دیگری از لحاظ دیپلماتیک منزوی شده است. سوریه مهم‌ترین متحد ایران دارد وارد روند تغییر حکومت می‌شود، که به گفته رئیس سابق موساد می‌تواند برای تهران مانع استراتژیکی بزرگ‌تری از حمله نظامی به این کشور باشد.» 6 مارس 2012، در بیانیه‌ای در مجلس سنا.

* «جان کری» معتقد است آمریکا و چین باید با کنار گذاشتن اختلافات خود، علیه ایران متحد شوند

«منافع چین در خاورمیانه هم به اندازه منافع ما به سبب برنامه هسته‌ای ایران مورد تهدید واقع شده‌اند. ایران سومین تأمین‌کننده نفت چین است و جنگ در خلیج فارس می‌تواند اقتصاد چین را نابود کند. آمریکا و چین باید از قدرت اقتصادی و سیاسی خود استفاده و ایران را متقاعد کنند تا فعالیت‌های هسته‌ای غیر قانونی خود را رها کند و به سرپیچی از دستورات شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی پایان دهد.» 2 فوریه 2012، در مقاله‌ای در ستون نظرات روزنامه «سان‌فرانسیسکو کرانیکل».

* آمریکا حاضر نیست به دلیل امضای «معاهده کاهش سلاح‌های استراتژیک» با روسیه، از ساخت موشک دست بردارد

«این پیمان [معاهده جدید کاهش سلاح‌های استراتژیک] هیچ محدودیتی در توانایی ما برای دفاع از خود ایجاد نمی‌کند. در حقیقت، دولت هم به وضوح بیان کرده که ما به هیچ وجه خود را در ادامه ساخت موشک برای دفاع از آمریکا در مقابل ایران و کره شمالی محدود نمی‌کنیم.» 25 مه 2010، در جلسه کمیته روابط خارجی مجلس سنا با موضوع کنترل سلاح‌های استراتژیک.

* «جان کری» معترف است که ایران حق دارد از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای استفاده و فعالیت‌های غنی‌سازی خود را پی‌گیری کند

«[سیاست] مخالفت با غنی‌سازی ایران در دولت بوش سیاست مضحکی بود... چون از نظر مردم بسیار غیر منطقی بود... صرفاً سیاست پر هیاهو بود. انرژی‌ای بود که هدر رفت. فقط خطوط بین دو طرف را پررنگ‌تر کرد... [ایرانیان] حق دارند از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای استفاده و برای همین منظور هم غنی‌سازی کنند.» اوایل ژوئن 2009، در مصاحبه‌ای با روزنامه فایننشال تایمز.

«من وقت آن را ندارم [که به ایران سفر کنم] و نتوانستیم در این مدت کمی که داشتیم برنامه‌ریزی کنیم؛ اما مایل هستم به این کشور بروم... در زمان مناسب، در آینده.» 15 دسامبر 2006، در گفتگو با گزارشگران در قاهره پایتخت مصر.

* انتقاد «جان کری» از جورج بوش به دلیل عدم طرح پیشنهاد تأمین سوخت هسته‌ای برای فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران

«به نظر من، آمریکا باید پیشنهاد می‌داد تا سوخت هسته‌ای در اختیار ایران قرار بدهد و ببیند که آیا این کشور واقعاً به دنبال اهداف صلح‌آمیز هسته‌ای است. اگر ایرانی‌ها تمایل نداشتند به این معامله تن دهند، آن وقت می‌توانستم تحریم‌ها را شدیدتر کنیم. اما رئیس‌جمهور هیچ کاری انجام نداد.» 30 سپتامبر 2004، در یکی از بحث‌های سیاست خارجی با جورج بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا.

منبع:قرارگاه سایبری محمد رسول الله (ص)

 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1220روز قبل
پنج شنبه 7/10/1391 - 3:57
میثم ومپایر ( تعداد مطالب : 5258 ) ( تعداد نظرات : 1192 )

فیلم میسازند و در آن، کسانی که برای حفظ آرامش و امنیت کشورمان، از جانشان گذشته اند را شعبون بی مخ معرفی می کنند!!
مگر شعبون بی مخ برای دفاع از مردمسالاری دینی مبارزه میکرد؟!!
شعبون بی مخ همانی نیست که  با چراغ سبز استکبار، با چوب و چماغ و خشونت، به خیابان ها میریزد، اموال عمومی را به آتش میکشد، تا دولت برخاسته از رای مردم را سرنگون سازد؟

تقدیم به محمد نوری زاد

miladps3
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1895روز قبل
چهارشنبه 6/10/1391 - 1:11
eramau ( تعداد مطالب : 102 ) ( تعداد نظرات : 70 )
مارک کوربیون می گوید: در ابتدا مردم ایران در مورد کارفور صحبت می کردند اما اکنون در مورد هایپراستار. مردم در حال پذیرش نام هایپراستار هستند. می توان گفت بسیار موفق بوده ایم. فروشگاه ما بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. به طور متوسط 15.000مشتری در هر روز، و زمان اوج کاری 100،000 بازدید کننده.
گروه فرهنگی مشرق - یکی از برنامه‌ها و نقشه‌های دشمن در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی همین ترویج مصرف‌گرایی در میان مردم جامعه است. توسعه‌ اقتصادی بر مبنای سرمایه‌داری مصرفی، نسخه‌ای است که غرب برای اقتصاد خود پیچیده است و برای اینکه بتواند کشورهای در حال توسعه را نیز به صورت بازاری برای مازاد محصولات تولیدی خود درآورد و آنان را به خرید این کالاها تشویق کند، چاره‌ای نمی‌بیند جز آنکه مصرف‌گرایی را به صورت ارزش برای آنان درآورد و آنجایی که میل و هوس آدمی تحریک شود، دیگر جای مقاومت و ایستادگی نخواهد بود و بدین ترتیب این کشورها نیز دچار نوعی سرمایه‌داری مصرفی غیر از سرمایه‌داری تولیدی خواهند شد.

(بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در سفر به خراسان جنوبی)

هایپراستار تهران؛ تجارت مخفی رژیم اسرائیل در ایران
هایپراستار تهران (نخستین فروشگاه زنجیره‌ای خارجی) در مهرماه سال 1388 با حضور "بهروز علیشیری" رئیس سازمان سرمایه‌گذاری‌های خارجی افتتاح شد. (این فروشگاه با سرمایه گذاری واسطه‌ای توسط فرانسه صورت پذیرفته است به نحوی 75 که درصد سهام آن متعلق به فرانسه و 25 درصد آن متعلق به یک اماراتی است که در این بین فرانسه نیز فردی کره‌ای را واسطه قرار داده است. البته در این میان اخبار دیگری نیز حاکی از آن دارد که سهم شرکت "کارفور" 25 درصد بوده وشریک قدیمی این شرکت "مجید الفُطیم" با آورده 75 درصدی متولی فروشگاه هایپراستار است. مجید الفطیم صاحب یک شرکت خصوصی خانوادگی مستقر در دبی است که این شرکت از طریق یک شرکت سرمایه‌گذاری مشترک اداره کلیه فروشگاه‌های کارفور فرانسه در منطقه را بر عهده دارد.)
در حال حاضر "مارک کوربیون" فرانسوی، مدیر عامل شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای هایپراستار ایران است. بنیانگذار شرکت‌های مذکور، کشور آمریکاست که بیش از سه هزار و 500 شعبه در سراسر جهان با نام‌های‌ "هایپر بلک" تأسیس کرده است. سهامدار اصلی این شرکت‌ها درکشورهای حاشیه خلیج‌فارس، کشور انگلیس بوده و با نام‌هایی چون "سیتی سنتر" و "دی تو دی" راه‌اندازی شده است. فعالیت این شرکت‌ها بر اصل «سود کمتر، مشتری بیشتر» قرار گرفته که در حقیقت تقلیدی از همان مدل قدیمی ‌فعالیت شرکت‌های امریکایی و اروپایی است.

مارک کوربیون، همچنین در صفحه فیس‌بوکش، در معرفی خود، وابستگی‌ کاری‌اش به کمپانی کارفور را رسماً اعلام کرده و محل زندگی فعلی خود را نیز تفلیس، پایتخت گرجستان و محل کار خود را در شهری در مرکز فرانسه معرفی کرده است.

اما واقعیت چیست؟
اینها اطلاعاتی بود که از ظواهر امر به دست می‌آید ولی حقیقت فروشگاه‌های زنجیره‌ای "کارفور" چیز دیگری است. شرکتی که گرچه با نام اماراتی یا فرانسوی مشغول فعالیت است، اما اطلاعات به دست آمده، حکایت از "صهیونیستی"بودن این شرکت دارد. 

 
چندی پیش "آسوشیتدپرس " اعلام کرد: آرم‌"هایپراستار" آدم را یاد آرم "کارفور" می‌اندازد. در آرم‌ هایپراستار علامت H در داخل الماسی قرار داده شده است، در حالی که در آرم کارفور به جای H حرف C قرار داده شده است. طراحی حروف نام فروشگاه نیز شبیه کارفور است. این فروشگاه، که آرم، فضای گسترده انتخاب‌ و پارکینگ دو طبقه آن برای مشتریان کارفور در همه جا آشناست با نام‌هایپراستار افتتاح شده و شرکت کارفور مدعی است دیگر ارتباطی با این فروشگاه ندارد. مارک کوربیون، مدیرعامل شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای‌هایپر استار، در رابطه با فعالیت این فروشگاه در ایران چندی پیش گفته بودکه به دلیل "مشکلات سیاسی بین ایران و فرانسه "، کارفور از‌ هایپراستار خواسته است "فعلا " نام کارفور را در ایران مطرح نکند.

 

 

این فروشگاه‌ها در ایران هایپر استار نام گرفتند؛ اما سؤال این جاست که اگر سرمایه‌گذاری از سوی معاونت سرمایه‌گذاری وزارت اقتصاد مشکل نداشته چرا اسم آن عوض شده است و چه طور جلب سرمایه‌گذاری با برند کارفور مشکل ساز نبوده اما نام آن مشکل‌زاست؟

علت استفاده از نام "هایپراستار" به جای Carrefour”" چه بود؟
با اینکه ایده ساخت این فروشگاه متعلق به کارفور بود اما با برند ماف (هایپر استار) در ایران کار شد و این حرکت بسیار هوشمندانه بود. در جریان ساخت‌ هایپراستار از قول مقامات ایران گفته شد که این فروشگاه تحت ‌برند کارفور مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد اما پس از مدتی نام کارفور از روی این فروشگاه برداشته شد. علت این امر، سردی روابط ایران و فرانسه و تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران به دلیل فعالیت هسته‌ای عنوان شد اما دلایل زیر به واقعیت نزدیک‌تر است:

 

 
اینجا هایپراستار در پایتخت جمهوری اسلامی ایران است!

 

1- فروشگاه زنجیره‌ای "کارفور" یکی از بزرگترین توزیع‌کنندگان کالاهای اسرائیلی در جهان است. به همین خاطر، شعب اصلی آن در فرانسه، بارها با مخالفت‌های شدید از سوی مسلمانان همراه شد. در زمان جنگ غزه بارها مسلمانان و همچنین مسیحیان مخالف دولت نامشروع اسرائیل، شعب این فروشگاه را در فرانسه اشغال کرده و شعارهایی در این زمینه دادند که در نتیجه کارفور به دلیل بایکوت از سوی مردم، با ضرر بی‌سابقه‌ای مواجه شد.


2- حضور این برند در ایران ممکن بود با واکنش مراجع دینی مواجه شود و این امر، برای مدیران این فروشگاه بسیار خطرناک بود.

3- نکته جالب اینجاست که برای اجتناب از فشارهای سیاسی در لاهور پاکستان نیز از اسم هایپراستار استفاده شده است. این در حالی است که هیچ شعبه دیگری از این مارک در سایر کشورها، با نامی غیر از کارفور فعالیت نمی‌کند.

"کارفور" از بزرگترین توزیع‌کنندگان کالاهای اسرائیل در جهان است که با برند "هایپراستار" در ایران فعالیت دارد

 

 
در زمان جنگ غزه، "کارفور" به دلیل بایکوت مسلمانان، و همراهی مسیحیان مقیم فرانسه،با ضرر بی‌سابقه‌ای مواجه شد
حرکت اعتراضی مسلمانان و همراهی مسیحیان مقیم فرانسه به اقدامات فروشگاه کارفور و جمع آوری محصولات اسرائیلی از قفسه‌های فروشگاه. نکته قابل توجه در این نسخه ویدئویی این است که، معترضان، هیچ آسیبی را به فروشگاه مذکور وارد نکردند و پیام اعتراضی خود را با رعایت شؤون اسلامی اعلام کردند. این اقدام، واکنش های بسیار مثبتی درخصوص تحریم کالاهای اسرائیلی در افکار عمومی برجای گذاشت.

پوستری در حمایت از ملت مظلوم فلسطین و تحریم کالاهای اسرائیلی با شناسایی بارکد کالا

شرکت صهیونیستی کوور (Koor)، سهامدار شرکت کارفور
22 ژوئن، 2009 شرکت اسرائیلی کوور"koor" اعلام کرد: هیئت مدیره کارفور مستقر در پاریس با خرید 25 درصد از سهام شرکت موافقت کرد. شرکت کوور در نظر دارد تا در آینده نزدیک، تمامی سهام کارفور را خریداری کند. نکته قابل توجه در این خصوص این است که سایت بالاترین نیز در خبری، به گرایش صهیونیستی کارفور اشاره کرده است و در توضیح این خبر می‌گوید: اولین فروشگاه خارجی وحامی اسراییل در تهران، بی‌سروصدا به فعالیت خود ادامه می‌دهد. این در حالی است که سهامداران اصلی این فروشگاه درفرانسه، صهیونیست‌ها هستند.

 نقشه جغرافیایی شرکت‌های Carrefour در قاره‌های مختلف،9000 فروشگاه، در 26 کشور جهان؛ با 40.000 نفر کارمند

 
Lars Olofsson، مدیرعامل فعلی "کارفور" وی پیش از قبول این مسؤولیت، از مدیران ارشد شرکت صهیونیستی "نستله" بود

 
Nochi Dankner (میلیاردر اسرائیلی): شرکت "کوور” در نظر دارد تا بزرگترین فروشگاه زنجیره‌ای اروپا (کارفور) را تصاحب کند و من مطمئن هستم که کارفور کسب و کار خود را در سطح جهان گسترش داده و سودآوری آن ادامه خواهد داشت. اکنون (سال 2009، سال تأسیس هایپراستار در ایران) سال خوبی است و ما در حال خروج از بحران اقتصادی هستیم. استراتژی ما، تصرف بازارهای بین‌المللی از طریق نوآوری، کیفیت و خدمات است و منافع این استراتژی شایسته بهترین نژاد (یهود) است.


آندرس موبرگ( Anders Moberg)در ژانویه 2007 مدیر عامل شرکت MAF شد. وی درخصوص سرمایه گذاری در ایران گفت: از مصر تا پاکستان تحت پوشش بازارهای ما خواهند بود ؛ که شامل ایران نیز می شود و این یعنی دسترسی به 450 میلیون مصرف کننده. ورود ما به بازار ایران،  "کارفور" را به اولین اپراتور هایپرمارکت در ایران تبدیل خواهد کرد.به احتمال زیاد کارفور بازار خوبی در ایران خواهد داشت که تا حدودی مربوط به اولین هایپر مارکت در این کشور خواهد بود. گرچه بسیاری به نتیجه به دست آمده چشم خواهند داشت تا همان کار را ادامه دهند ، اما اولین حرکت در بازار باعث رهبری کردن بقیه و الگوبرداری سایرین از او خواهد شد.

مارک کوربیون (مدیرعامل فعلی هایپراستار) در گفت‌وگو با "Thebusiness year": 

رقبای اصلی ما در ایران زنجیره ای از شرکت های تعاونی متعلق به حکومت هستند که شامل شهرداری و نیروهای نظامی همچون رفاه می شوند.
 مارک کوربیون در گفت‌وگو با "Thebusiness year" می‌گوید: در ابتدا مردم ایران در مورد کارفور صحبت می کردند اما اکنون در مورد هایپراستار. مردم در حال پذیرش نام هایپراستار هستند. می توان گفت بسیار موفق بوده ایم. فروشگاه ما بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. به طور متوسط 15.000 مشتری در هر روز، و زمان اوج کاری  100،000 بازدیدکننده.





سه عکس منتشرشده از مارک کوربیون، مدیرعامل هایپراستار که چراغ‌خاموش، کار می‌کند


پریسیلا، همسر و شریک مدیرعامل فروشگاه هایپراستار
کوربیون می‌افزاید: «ما با توافق با سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران، طی بیش از 10 سال، حداقل 350 میلیون دلار سرمایه‌گذاری می‌کنیم. این امر مستلزم افتتاح 10 فروشگاه دیگر است که البته هنوز پنج سال از این قرارداد باقی مانده است. نکته مهم برای ما این است که هیچ کشوری در خاورمیانه چنین جمعیتی ندارد ( بیش از 70 میلیون نفر) و ما احساس می‌کنیم ایران با داشتن جمعیتی بسیار جوان (که بیش از 60 درصد آن کمتر از 30 سال سن دارند) آینده خوبی دارد. پیش بینی ما برای پروژه‌های‌مان مدت 20 تا 30 سال است و این، بدین معناست که ما برای مدت طولانی برنامه داریم. در حال حاضر بسیاری از شرکت‌های خارجی، اول به ملاقات ما می‌آیند، حتی قبل از ملاقات با اتاق بازرگانی و صنایع ایران!»

وی تأکید می‌کند: «سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران، شهرداری تهران و وزارت بهداشت، کمک‌های زیادی به ما ارائه دادند و من از آن‌ها متشکرم.»

وی می‌افزاید: «ما در نظر داریم تا فروشگاه‌های‌مان را در شیراز، اصفهان و مشهد افتتاح کنیم. به علت ارزانی زمین در شیراز، فروشگاه‌مان بزرگتر از تهران خواهد بود، در اصفهان نیز پروژه با 10 هزار متر مربع ساخته خواهد شد که مردم را از فاصله 100 کیلومتری فروشگاه برای بازدید جذب خواهد کرد و در مورد فروشگاه مشهد نیز امیدوارم دو برابر اندازه تهران باشد.»

سال افتتاح هایپر استار: 2009
تعداد کارمندان: 1000 نفر
میانگین مشتریان در ماه: 365000 نفر
میانگین بازدیدکنندگان در ماه :1277500 نفر


مالکیت 100 درصدی بخش خصوصی خارجی در فروشگاه هایپراستار
در حالی که خبر ها حاکی از مالکیت صد در صدی بخش خصوصی خارجی در این فروشگاه دارد اما خبر های متناقص از اجاره 20ساله زمین از سوی شهرداری ونیز واگذاری هایپر استار پس از 10 سال به شهرداری دارد.  ایازی معاون فرهنگی ـ اجتماعی شهرداری تهران با بیان اینکه شهرداری تهران هیچ قرارداد یک ساله‌ای را با فروشگاه‌ها یا شرکت‌های تجاری ندارد، به «جوان» می‌گوید: قراردادهای یک ساله شهرداری تنها با ادارات یا در بخش خدمات است و قرارداد‌های دیگر ما عموماً طولانی‌مدت است.
قرارداد اجاره 20 ساله بین شرکت ‌هایپراستار و شهرداری شبیه به قرارداد ترکمانچای نیست؟ آیا این زمین ارزش افزوده ندارد؟ به طور معمول قراردادها یک ساله است و حتی اگر طرف قرارداد ثابت باشد باید به طورسالانه تمدید شود. به هر حال بر اساس قوانین موجود تاسیس چنین شرکت هایی باید با حد اکثر 49 درصد مالکیت خارجی و51 درصد طرف ایرانی صورت گیرد که حتی در صورت مستثنی قرار دادن برخی موارد با هماهنگی معاونت سر مایه‌گذاری وزارت اقتصاد نیاز به شفاف‌سازی در این عرصه ضرورتی انکارناپذیر است. چرا که تجربه ایجاد چنین شرکت‌هایی در منطقه با وجود اختیاراتی فراتر از قانون های متداول خطر پول‌شویی را به مسؤولان گوشزد می‌کند.

علاوه بر این نوع فعالیت این شرکت و گسترش آن در نقاط مختلف و مهم‌تر از آن شفاف‌نبودن منبع درآمدی این شرکت، حساسیت و مشکوک‌بودن فعالیت فروشگاه‌های وابسته به آن را دو چندان می‌کند. گفته می‌شود تنها بخش سوپر مارکت آن با 53 صندوق فروش متوسط 700 میلیون تومان را به خزانه‌داری فروشگاه از طریق شوتینگ واریز می‌کنند. تا از طریق خودروهای حمل پول این حجم را به صورت روزانه به بانک واریز کنند. با توجه به ابهام در مالکیت این فروشگاه وبا عنایت به این که این‌گونه فروشگاه‌ها در سطح جهان معمولاً اهداف سیاسی و اقتصادی دیگری نظیر پول‌شویی و... را دنبال می‌کنند، شفافیت نوع قرارداد و شفافیت در حق‌السهم صاحبان آن ضروری است. یکی دیگر از ابهامات این فروشگاه لحاظ کردن بندی است که واردات ده درصد کالای این فروشگاه را به مدت ده سال بدون پرداخت حق گمرک تأمین کند که شاید یکی از جذابیت‌های سرمایه‌گذاری برای خارجیان باشد اما چنانچه چنین چیزی صحت داشته باشد باید مسؤولان، دلایل دادن چنین امتیازی را بر طبق قانون برای مردم تشریح کنند.

در اردیبهشت 85 هایپر استار مبادرت به اخراج 110 نفر از کارکنان ایرانی این فروشگاه کرده و از کارمندان خارجی بهره می‌برد، این در حالی است که قرار بود این فروشگاه با هدف سرمایه‌گذاری خارجی و اشتغال‌زایی راه اندازی شود در حالی این شرکت بیگانه اقدام به اخراج کارکنان خود با دلیل کمبود منابع کرد که درآمد ماهانه این کمپانی بیگانه از بخش پاساژ ماهانه بالغ بر شش میلیارد تومان است.

حال بگذریم از رفتارهای تحقیرآمیز با مشتریان هایپراستار ایران (در شعبه های این فروشگاه در سایر کشورها، آشامیدن و خوردن خوراکی‌ها آزاد است و مشتری هنگام خروج، بهای کالای مصرف‌شده را پرداخت می کند ولی در ایران این کار ممنوع است و برخوردهای شدیدی صورت می‌گیرد؛ این گستاخی تا جایی پیش رفته است که مدیران هایپراستار ایران گفته‌اند: "اینجا ایران است و ایرانی‌ها ظرفیت این خدمات را ندارند.") .همچنین، تابلوهای متعدد سلب مسؤولیت و اخطار بابت دزدی در پارکینگ هایپراستار (علائمی که در هایپرمارکت‌های کشورهای غربی، به‌رغم آمار بالای سرقت، به هیچ عنوان به کار نمی‌رود) نیز دلیل دیگری بر این مدعاست.
تلاش نظام سرمایه داری غرب در تغییر ذائقه مردم ایران
بازارهای سنتی و دکان‌های محلی، سال‌های متمادی همراه با حفظ بار سنتی و فرهنگ بومی هر منطقه، مهم‌ترین محور ارتباطی فضای شهری به شمار می‌رفته‌اند. این بازارها نه فقط محلی برای دیدارها، مذاکرات و انجام معاملات اقتصادی بودند، بلکه مکانی برای صلح و برقراری پیمان‌ها به حساب می‌آمدند و در زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی مردم نقش مؤثری داشتند. بازارهای قدیمی به عنوان نمونه‌ای از مجتمع‌های تجاری ایرانی اسلامی، نقش بسیار حیاتی در تحولات تاریخ معاصر ایران داشته است اما امروز این بازارها به شدت تحت تأثیر فضاهای تجاری مدرن و به‌ویژه هایپرمارکت‌ها قرار گرفته است. با افزایش مجتمع‌های تجاری در نقاط مختلف شهر، بازارهای قدیمی که اغلب محل فروش تولیدات داخلی و تولیدکنندگان خرد محلی بود، کارکرد خود را از دست داده‌اند و ذائقه مردم ایران روز به‌روز به ذائقه‌های اشرافی نزدیک‌تر می‌شود (برای مثال: اندازه سبد خریدی که در هایپراستار ایران انتخاب شده است بسیار بزرگ است و این ترفند علاوه بر هدف اصلی خود در ترغیب مشتری به اسراف در خرید، موجب احساس حقارت خانواده کم‌در آمد به خانواده پردر آمدتر نیز می‌شود.


 دولت غاصب اسرائیل با هدف‌هایى که دارد، براى اسلام و ممالک مسلمین خطر عظیم دارد. برادران و خواهران باید بدانند که آمریکا و اسرائیل با اساس اسلام دشمنند. خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ، آنان را به هر جنایتى مى‏‌کشاند. کسانى که از اسرائیل حمایت مى‏‌کنند باید بدانند که افعى گزنده را در حمایت‏ خود قوى مى‏‌کنند. از اسرائیل، این دشمن اسلام جانبدارى نکنید، که این افعى افسرده اگر دستش برسد بر صغیر و کبیر شما رحم نمى‏‌کند. وظیفه ملت غیور ایران است که از منافع آمریکا و اسرائیل در ایران جلوگیرى‏ کرده، و آن را مورد هجوم قرار دهند. امام خمینی(ره)
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1220روز قبل
سه شنبه 5/10/1391 - 23:41
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42210 ) ( تعداد نظرات : 4463 )
جام جم آنلاین: رئیس كمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی بر افزایش حدود پنج برابری یارانه ها گفت:این صحبت رئیس جمهور چیزی جز تحریک احساسات نیست.

به گزارش باشگاه خبرنگاران حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم در حاشیه جلسه علنی امروز( یكشنبه) مجلس در جمع خبرنگاران از اظهارات شب گذشته رئیس‌جمهور انتقاد کرد و گفت: رئیس‌جمهور باید تسلیم قانون باشد چرا که در کشور ما همه باید خود را با قانون هماهنگ کنند.
 
وی اظهار داشت: سخن گفتن از افزایش پنج برابری مبلغ یارانه ها یعنی مردم را مقابل مجلس قرار دادن و معنا و مفهومش این است که رئیس  جمهور به  جای اینکه با مجلس صحبت کند با مردم حرف زده واین طور القاء کرده است که مجلس مقابل شما ایستاده است.

نماینده مردم تهران با بیان اینکه مسلما هر کس وعده پول بدهد مردم از او استقبال خواهند کرد، گفت: ولی باید این کار مبتنی بر مسائل علمی و برنامه باشد و با یک پشتوانه نظری و عملی انجام شود.
 
وی گفت: اگر سال گذشته که 40 هزار میلیارد تومان یارانه به خانوارها داده اند نیمی از آن را به تولید می دادند چه اتفاقی می افتاد. کشورما ظرفیت بسیار بالایی در بخش تولید دارد و تورم نیز با اینکار مهار می شد.

نگاه جان کری به ایران

 سناتور "جان کری" در حالی جانشین "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه آمریکا می شود که یکی از مهم‌ترین پرونده‌های روی میز او، پرونده برنامه هسته‌ای ایران است.

به گزارش فارین پالسی، جان کری پیش از این، درباره این مسئله صحبت کرده است و از طریق مدارکی که توسط سایت "ویکی لیکس" فاش شده است، می‌توان فهمید که او چه روش دیپلماتیکی را در پیش خواهد گرفت.  در این مدارک طبقه بندی شده، او در حقیقت چگونگی برخوردش با این مسئله را تشریح می‌کند.

کری معتقد است: آمریکا به دنبال مذاکره جدی با ایران است و تلاش می‌کند مسیرهای جدیدی با درنظر گرفتن ملزومات آژانس بین المللی انرژی اتمی و دیگر منافع مشترک، برای برقراری ارتباط با تهران بگشاید؛ این منافع می‌تواند چگونگی برخورد با شبکه‌های قاچاق مواد مخدر، طالبان و حتی تجارت‌های غیرقانونی باشد.
 
این سناتور آمریکایی به امیر قطر گفته است که می‌ترسد ایران همچنان در این اندیشه باشد که با آمریکای ۱۹۵۳ رو به رو است؛ آمریکایی که تلاش می‌کند، دولت ایران را سرنگون کند.
 
جان کری به آل ثانی گفت: ایالات متحده تمایل ایران برای تبدیل شدن به یک بازیگر منطقه‌ای را به رسمیت می‌شناسد و خواهان مذاکره در این باره است که ایران چگونه قدرتی خواهد بود.

 خاورمیانه در یک قدمی جنگ

یک کارشناس مسائل خاورمیانه در آمریکا اعلام کرد که اظهارات مقام های ناتو در روزهای اخیر نشانگر وضعیت یک قدم تا جنگ گسترده و همه گیر است.

جف بلنکفورت کارشناس خاورمیانه و فعال رسانه ای در آمریکا  درباره شرایط و اوضاع حاکم بر منطقه خاورمیانه و به ویژه سوریه در گفتگو با مهر، می گوید: آنطور که از  اظهار نظرهای مقام های ناتو به ویژه در یکی دو هفته اخیر بر می آید تصمیم به جنگ، امری قطعی است.

بلنکفورت می گوید: مسلم است که جهان غرب و امپریالیسم تصمیم خود را برای مداخله ای دیگری در خاورمیانه با از بین بردن نظام حاکم سوریه گرفته است.

وی افزود: دبیرکل ناتو مدعی است که استقرار موشک های پاتریوت در خاک ترکیه برای مقابله با تهدیدهای سوریه است اما وی به این موضوع اشاره نکرد که چرا بلافاصله پس از طرح استقرار این سیستم ها به چنین کشف و شهودی رسیده است.

پیامد جنگ با ایران

محمدحسین صفار هرندی گفت: استراتژیست‌های آمریکا می‌گویند پیامد جنگ نظامی با ایران در روز نخست کشته شدن 30 هزار آمریکایی است.

به گزارش فارس ، صفار هرندی در همایش ناگفته‌های 9 دی در سالن همایش موسسه آموزش عالی علامه محدث نوری شهرستان نور بیان داشت: تصور دشمن از این تحریم این بود که دو نتیجه می‌گیرد، نخست پریشانی در مدیران کشور و به هم ریختگی آنان و نهایت عقب‌نشینی و یا اختلافات و پنجه به هم کشیدن و دوم گسترش اعتراض‌های مردمی علیه حکومت که با این محاسبات با تحریم جدید به سوی ایران آمدند.

وی ادامه داد: استراتژیست‌های آمریکا می‌گویند ایران اکنون می‌تواند دایره‌ای به شعاع دو هزار و 500 کیلومتر را آماج گسترده موشک‌های خود قرار دهد و پیامد جنگ نظامی با ایران در روز نخست کشته شدن 30 هزار آمریکایی است.

وی ابراز داشت: بنا به همان تحلیل‌ها گفتند که راه‌اندازی جنگ در عراق و افغانستان بدین جهت بود که ایرانی‌ها متوجه خطر شوند و دروازه را باز کنند، اما امروز با نگرانی از صدمات و خسارات به دنبال چگونگی خروج نیروها از این کشورها هستیم.

تلاش برای کاندیداتوری مشایی

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت: با حکمی که رئیس‌جمهور برای مشایی صادر کرد، برخی از دوستان در مجلس به ما گفتند احساس کردیم بخشی از ظهور اتفاق افتاده است؛ از این رو دنبال این هستند که کسی مثل مشایی را نامزد کرده و صلاحیتش را به زور هم شده بگیرند و از این تلاش ناامید نیستند.

به گزارش فارس، محمدرضا باهنر در نشست جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری آینده سه قطبی خواهد بود، افزود: قطب اول اصلاح‌طلبان هستند، اگر چه کمرنگ باشد؛  قطب دوم دولت احمدی‌نژاد است،برغم اینکه می‌گویند دنبال این قضیه نیستند، اما دم خروس خیلی پیداست و با تکذیب نمی‌توان کاری کرد؛ با حکمی که رئیس جمهور برای مشایی صادر کرد، برخی از دوستان در مجلس به ما گفتند احساس کردیم بخشی از ظهور اتفاق افتاده است.

وی قطب سوم را اصولگرایان دانست و گفت: در اردوگاه اصولگرایان مقداری تشتت البته نه به معنای دعوا وجود دارد که با یکدیگر رقابت تعریف شده دارد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2336روز قبل
دوشنبه 4/10/1391 - 12:0
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42210 ) ( تعداد نظرات : 4463 )
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «الزامات مصر پس از پیروزی در همه پرسی»،«انحراف چیست؟»،«كمی درباره گزارش رئیس جمهور»،«آمارهای تلویزیونی واقعیات اقتصادی»،«پیروزی اخوان وسهم خواهی ها از انقلاب»،«رسیدن به هدف با هر وسیله‌ای!»،«راحت بخوابید جناب وزیر!»،«باز هم بگردید پرتقال فروش را پیدا کنید؟»،«مشکل دولت یازدهم چیست؟»،«آیا یارانه نقدی راه مقابله با تحریم است؟»و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:الزامات مصر پس از پیروزی در همه پرسی

«الزامات مصر پس از پیروزی در همه پرسی»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم سعدالله زارعی است كه در آن می‌خوانید؛مصر با برگزاری دور دوم همه پرسی قانون اساسی كه با مشاركت حدود 37درصد از واجدان شرایط رای برگزار و بیش از 70 درصد رای «آری» آورد، وارد مرحله جدیدی شده است. در این مرحله مصر روند حقوقی را تا حد زیادی پشت سر گذاشته و سرنوشت آینده این كشور در مقیاس وسیعی مشخص شده است اما در عین حال تصویب ملی قانون اساسی به معنای پایان یافتن فضای منازعه آمیز كنونی نیست. در این خصوص گفتنی هایی وجود دارد:

1-فضای همه پرسی قانون اساسی در دو سطح توده ها و نخبگان متفاوت بود. در سطوح نخبگان شاهد حداكثر چالش بودیم. در این صحنه گروه ها و احزاب و شخصیت های سیاسی و كشورهای حامی در دو سوی منازعه ای گرم ایستاده بودند. تقریبا هیچ گروه سیاسی- اجتماعی از این قاعده مستثنی نبود و شامل همه چهره های فعال- كه با صفت های تندرو، كندرو و میانه رو خطاب می شوند- بود و در عین حال می توان گفت اسلام گراها در یك سو و لائیك ها در سوی دیگر میدان بودند و به همین نسبت كشورهای حامی تفكر مقاومت در یك سو- همراهی با اسلام گراها و در سمت هواداری از تصویب قانون اساسی- و كشورهای حامی سكولاریزم در سوی دیگر- همراهی با لائیك ها و در سمت مخالفت با تصویب قانون اساسی - قرار داشتند. اما در سطوح توده ها فضا به گونه دیگری بود. توده ها برخلاف نخبگان توجه چندانی به منازعه و موضوعی كه ماده نزاع را شكل داده بود، نداشتند. به نظر می آید از منظر اجتماعی، مسئله اولویت دار مصر، قانون اساسی نبود بلكه موضوعات عمده تری نظیر وضع معیشت مردم و هویت بخشی به «مصر جدید» از اولویت بیشتری برخوردار بود. از منظر مردم این قانون اساسی در این دو موضوع اولویت دار تاثیرگذار نخواهد بود. شاید بتوان از یك جهت به مردم حق داد ولی از آن طرف باید گفت كه نخبگان و بخصوص نخبگانی كه طرفدار رای «آری» به قانون اساسی بودند، نتوانستند توده ها را نسبت به «مهم بودن» قانون اساسی متقاعد نمایند.

2- تصویب قانون اساسی مصر كه بطور میانگین با 64 درصد آراء حدود 37 درصد از مشاركت كنندگان مصری انجام شد اولین و مهمترین «سند حقوقی» پس از انقلاب اخیر مصر است و از این رو این قانون فضای جدیدی را در مصر به وجود می آورد. اگر مرسی برای مقاومت در برابر ساختار حقوقی رژیم گذشته و روندهای خاص مشكل داشت، بعد از تصویب قانون اساسی این مشكل تا حد زیادی رفع شده است. الان مرسی می تواند درباره دادستان كل و یا الیگارشی نظامی- امنیتی مصر تصمیم بگیرد و تصمیم خود را به قانون اساسی استناد بدهد. علاوه بر این اسلام گراها می توانند برای بار سوم روی اكثریت آرایی كه به دست آوردند مانور كنند و این، امید آنان را برای انتخابات مهم مجلس افزایش می دهد. با تصویب قانون اساسی، چالش لائیك ها با اسلام گرایان با دشواری های خاصی مواجه می شود چرا كه مخالفت با جریان اسلام گرا به نوعی مخالفت با نظمی كه به تصویب ملت رسیده است، تلقی می شود. این در حالی است كه ایستادن اسلام گراها سر مواضع خود به نوعی ایستادن بر سر قرار ملت و میثاق ملی به حساب می آید.

3- یك سوال اساسی فراروی وحدت طیف های اسلام گرا وجود دارد؛ سوال این است آیا وحدت كنونی اسلام گراها كه حول محور تصویب قانون اساسی پدید آمد در ماه ها و سال های آینده نیز استمرار می یابد یا خیر. در حال حاضر اخوان و طیف های جدا شده از آن نظیر حزب الوسط و جریانات موسوم به سلفی نظیر حزب النور یك جبهه را تشكیل می دهند و انصافا طی چند ماه گذشته وحدت آنان توانست مصر را از شرایط خطیری عبور دهد. اما این وحدت از دو سوی جریان اسلام گرایی یعنی جریانی كه با عنوان سلفی دیده می شوند و جریانی كه با عنوان میانه رو شناخته می شوند با تهدیداتی مواجه است. جریان شریعت گرای مصر اگر نتواند ضرورت كار دولت با گروه های مختلف را به رسمیت بشناسد طبعا در ماه های آینده راه خود را از اخوان و دولت مرسی جدا می كند. جریان اسلامی حكومت گرا هم اگر نتواند در روند تلاش برای جلب همكاری گروه های مختلف، طیف شریعت گرا را در كنار خود حفظ كند، دچار مشكل می شود چرا كه جدایی شریعت گراها می تواند به چالش های پیچیده ای منجر شود.

4- رفتار ارتش در انتخابات های گذشته و همه پرسی قانون اساسی نشان داد كه استفاده از حربه ارتش برای تغییر در معادله با حساسیت ها و محدودیت های زیادی مواجه بوده و كسانی كه در پشت سر ارتش قرار دارند، راه حل استفاده از نظامیان را مناسب ارزیابی نكرده اند این موضوع ضمن آنكه تا حد زیادی خیال اسلام گراها را از ورود یك عنصر ویژه به صحنه سیاسی راحت می كند در عین حال نشان می دهد كه طی ماه های آینده، ارتش كاركرد سیاسی نخواهد داشت.

طی روزهای گذشته عوامل رژیم مبارك و بخصوص احمد شفیق تأكید زیادی به وقوع تقلب داشت و همه پرسی و دستگاه برگزاركننده آن را ناعادلانه ارزیابی می كرد همزمان، دیوانسالاری قضایی برجای مانده از رژیم مبارك نیز با بیانیه های سیاسی! از كمك به دولت در برگزاری همه پرسی طفره رفت ولی علیرغم آن، همه پرسی برگزار شد. قاعدتاً پس از برگزاری همه پرسی فضای قضایی مصر تا حد زیادی به سمت همگرایی با دولت و یا لااقل سكوت در برابر اقدامات مرسی پیش خواهد رفت.

5- موافقان و مخالفان قانون اساسی مصر ابتدا به دو گروه تقسیم شدند گروهی با محوریت اسلام گراها و گروه دیگری با محوریت «جبهه نجات». موضع جبهه نجات عدم برگزاری همه پرسی و لغو كامل بیانیه رئیس جمهور بود و از این رو جبهه نجات و بقایای رژیم مبارك در یك موضع بودند. اسلام گراها تا آخر موضع خود را كه مبتنی بر برگزاری همه پرسی بود حفظ كردند ولی مخالفان نتوانستند تا آخر در كنار هم بمانند. جبهه نجات كه مركب از احزاب وابسته به سه شخصیت سرشناس- شامل حمدین صباحی، عمروموسی و محمد البرادعی- بود در روزهای منتهی به همه پرسی از مخالفت با اصل همه پرسی دست برداشت و اعلام كرد كه به آن رأی منفی می دهد. بعضی از شخصیت های جبهه نجات پا را از این هم فراتر گذاشتند و در روز بعد از برگزاری دور اول همه پرسی اعلام كردند كه از نظر آنان همه پرسی سالم و نتیجه آن قابل قبول است. عمروموسی و البرادعی از جمله این چهره ها بودند. خود این موضوع نشان می دهد كه عناصر جبهه نجات نمی خواستند همه پل ها را پشت سر خود خراب كنند و این می تواند نقطه آغازی بر پایان بحران سیاسی مصر كه طی دو ماه گذشته شعله ور شد، باشد.

6- شواهد و قرائن بیانگر آن است كه تغییرات عمده سیاسی در مصر از همین حالا آغاز شده است. استعفای محمد مكی معاون اول رئیس جمهور بلافاصله پس از رأی آوردن قانون اساسی در همه پرسی روز شنبه اولین اتفاق بود اما برخلاف تبلیغات مخالفان مرسی، مكی به این دلیل استعفا داد كه پست معاون اولی در قانون اساسی جدید حذف شده بود از سوی دیگر سلیم العوا از آغاز مذاكرات رئیس جمهور برای تشكیل دولت جدید خبر داد بر این اساس قاعدتاً طی روزهای آینده «هشام قندیل» جای خود را به فرد جدیدی خواهد داد در كنار این مسئله، محمد المرسی بلافاصله پس از مشخص شدن نتایج همه پرسی، مجلس مشورتی مصر را با انتخاب 90 سناتور تشكیل داد. تركیب این مجلس كه در شرایط فقدان مجلس احزاب مصر می تواند به وضع قوانینی به طور موقت بپردازد، نشان می دهد كه مرسی نمی خواهد روند امور را در غیاب احزابی كه در همه پرسی قانون اساسی در نقطه مقابل او بوده اند، رقم بزند و این از هوشمندی مرسی حكایت می كند.

7- اما مهمترین موضوع پیش روی اخوان و مرسی، انتخابات مجلس النواب یا مجلس نمایندگان مصر است كه از نظر قانون اساسی جدید، پس از رئیس جمهور «مهمترین ركن» قدرت در مصر به حساب می آید. این انتخابات طی دو ماه آینده برگزار می شود. از همین حالا می توان پیش بینی كرد كه طی دو ماه آینده مصر شاهد تشنجاتی در محور شكل گیری مجلس جدید خواهد بود. مسلما مخالفان مرسی تلاش می كنند تا اسلام گراها را از به دست آوردن اكثریت كرسی های پارلمانی محروم نمایند اما از آن طرف طبعا اسلام گراها و به خصوص اخوانی ها هم تلاش می كنند تا با كسب اكثریت كرسی ها در پارلمان حلقه پیروزی های خود را تكمیل نمایند. براساس قانون اساسی، مصر نظامی ریاستی- پارلمانی است به این معنا كه برخلاف دوره مبارك، پارلمان از قدرت زیادی برخوردار خواهد بود. وضع مالی و تشكیل دولت بخشی از صلاحیت این مجلس است. نكته دیگری كه در این خصوص وجود دارد این است كه برخلاف آنچه در جریان همه پرسی شاهد بودیم، مخالفان مرسی همه تلاش خود را برای به میدان آوردن مردم در روز انتخابات به كار می برند بر این اساس به نظر می آید كه انتخابات مجلس نمایندگان مصر برخلاف همه پرسی از مشاركت گسترده ای برخوردار باشد.

از سوی دیگر مخالفان مرسی كه نتوانستند مانع تصویب قانون اساسی جدید شوند تلاش خود را به سمت تغییر در موادی از آن از طریق مجلس آینده معطوف می كنند چرا كه در متن قانون اساسی چنین صلاحیتی به مجلس داده شده است بر همین اساس فهمی هویدی در مصاحبه ای اعلام كرد كه من با دكتر مكی- معاون مستعفی رئیس جمهور- صحبت كردم و جمع بندی ما این بود كه حالا كه قانون اساسی رأی آورده باید از طریق مجلس، بندهایی از آن را اصلاح كرد.

8- اخوان المسلمین از ماجرای قبل و بعد از همه پرسی باید طبعا آموخته باشد كه دارا بودن رأی اكثریت نسبی كفایت نمی كند و برای اداره مصر به گفت و گو و جلب همكاری مخالفان هم نیاز است. در این انتخابات، اخوانی ها تقریبا یك پنجم آرای واجدان شرایط رای را كسب كردند و این نشان می دهد كه چهارپنجمی هم وجود دارد كه اگرچه اكثریت آنها معاند نیستند ولی به هرحال هماهنگ هم نیستند. این موضوع تا حد زیادی مانع رفتارهای فردگرایانه می شود و به موازات آن امكان مشاركت منتقدین قدرتمندی نظیر حمدین صباحی را در حكومت فراهم می كند.

خراسان:در سال هفتم حنای نگذاشتند رنگی ندارد

«در سال هفتم حناینگذاشتند رنگی ندارد»عنوان یادداشت سردبیر روزنامه خراسان به قلم محمد سعید احدیان است كه در آن می‌خوانید؛سخنان اقتصادی شنبه شب آقای احمدی نژاد در گفتگوی زنده تلویزیونی را می توان به سه سرفصل کلی تقسیم کرد. اول اینکه هدفمندی یارانه ها تا سال 90 موفق بوده است دوم اینکه شرایط اقتصادی ایجاد شده در سال 91 ناشی از بحران افزایش قیمت ارز است نه هدفمندی و دلیل اصلی این افزایش قیمت نیزاقدامات دشمن است وسوم اینکه در موضوع اقتصاد کشور اعم از موضوعات هدفمندی یا بحران ارزی ایجاد شده یا هر بحث دیگر، دخالت این قوه و آن قوه و عملکرد این سازمان و آن نهاد و فلان فرد و... باعث شده است که فرمان اقتصاد کشور دست یک نفر نباشد و این دخالت های دیگران در کنار تحریم ها باعث شرایط موجود اقتصادی شده است.

با این مسئله که هدفمندی یارانه خوب شروع شد و دولت توانست در کنار برخی اشتباهات نه تنها عملکرد مناسب بلکه فوق تصوری را از خود برجای بگذارد کاملا موافقم اما درباره دو محور بعد که می توان آن ها را اینگونه خلاصه کرد که در ایجاد این همه معضل برای وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم "همه مقصرند جز رئیس اجرایی کشور" ضروری می دانم مخالفت و اعتراض جدی خود را بیان کنم.

همه حتی مردم عادی می دانستند که تحریم ها در حال شدت گرفتن است، آیا رئیس جمهور کشور نباید کمی تدبیر به خرج می داد و در لایحه بودجه سال 91 شرایط ناشی از تحریم ها را لحاظ می کرد؟ تنظیم لایحه بودجه ۹۱ بدون توجه لازم به بحث جدی تحریم چه توجیهی دارد؟

آقای احمدی نژاد می گویند ما زمانی به خودروهای لوکس ارز مرجع دادیم که هنوز به همه کالاها ارز مرجع تخصیص داده می شد، یعنی آیا ما نباید از رئیس جمهورکشورمان با همه مثلا هزاران ساعت کارشناسی صورت گرفته انتظار این پیش بینی ساده را داشته باشیم که حداقل از ابتدای سال برای "پورشه" و امثال آن پول بیت المال به هدر نرود؟ وقتی با هزینه های میلیاردی یک باشگاه فوتبالی مردم کوچه و بازار هم از وجود چنین رانتی خبردار شده اند آیا این توجیه آقای احمدی نژاد عذربدتر از گناه نیست؟

آیا رئیس اجرایی کشور نباید به این سوال پاسخ دهند چرا ناگهان از مرداد ماه شخصا دستور عدم تخصیص ارز به همه کالاها می دهند در حالی که می توانستند کارهایی که بعدا در کنترل بازار اجرایی شد مانند اولویت بندی کالاها یا اتاق مبادلات ارزی را قبلا دقیق برنامه ریزی و اجرا کنند و در نتیجه بدون ایجاد شوک شرایط بازار را اصلاح کنند؟

آیا کسی جز بانک مرکزی ناگهان اعلام کرد که نرخ ارز مرجع حذف می شود و بعد که قیمت دلار در یکی دو روز صدها تومان افزایش پیدا کرد نظرش را تغییر داد؟ کسی جز دولت مسئول چنین تصمیم های خلق الساعه و انبوه بخشنامه های چندروزه است؟

آیا با این همه درآمد ارزی در سال های آغازین دولت نهم، کسی جز دولت و شخص رئیس جمهور مقصر اصلی خالی بودن صندوق ذخیره ارزی است؟ آیا وجود نقدینگی ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی که عامل اصلی بحران های سکه و ارز است جز با سیاست بودجه های انبساطی که دولت خلاف نظرهمه کارشناسان با فشار روانی مجلس را مجبور به تصویب آن کرد ایجاد شده است؟

آیا وجود معوقات بانکی جز نتیجه تسهیلات کلان بی حساب و کتاب به اصلاح اشتغال زایی دولت یا عدم پرداخت تعهدات دولت به تولیدکنندگان است؟ چرا می گوییم ما را "مکلف" کرده اند که معوقات بانکی را پس نگیریم درحالی که مصوبه مجلس در برنامه پنج ساله، بانک مرکزی را "مجاز" دانسته فقط برای واحدهای تولیدی که به دلیل شرایط اقتصادی توان بازپرداخت ندارند فرصت در نظر بگیرد؟

چرا می گوییم مگر ما می توانیم بودجه های عمرانی را در جای دیگر هزینه کنیم درحالی که گزارش رسمی تفریغ بودجه در سال های مختلف نشان دهنده جابجایی هزینه کرد هزاران میلیارد تومان است؟

مدعی نیستم که دیگر مسائل مانند تحریم ها یا تصمیمات نادرست بخش های دیگر نقشی در شرایط اقتصادی موجود نداشته است فقط تاکید می کنم که نمی توان پذیرفت که "همه مقصرند جز رئیس اجرایی کشور" و تصریح می کنم که براساس تجربه های پیشین آقای احمدی نژاد باید بپذیرند در سال هفتم از شروع به کار دولت ایشان که به گفته خودشان چند ماهی دیگر بیشتر از آن نمانده است حنای "نگذاشتند" رنگی ندارد.

جمهوری اسلامی:قانونی كه هدف خود را گم كرد!

«قانونی كه هدف خود را گم كرد!»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛اقتصاد ایران وارد سومین سال اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها شده است. در دوسال گذشته تحولات بسیار چشمگیری در حوزه اقتصاد كشور رخ داده كه بی‌تردید بخش عمده‌ای از این تحولات، متأثر از اجرای قانونی است كه حداقل در مقام تئوری به دنبال هدفمند ساختن یارانه‌ها بوده است.

در عین حال، بررسی شرایط اقتصاد كشور طی دو سال اخیر به وضوح نشان می‌دهد كه این قانون در مرحله اجرا از اهداف تعریف شده برای آن، فرسنگ‌ها فاصله گرفته و خلاف آنچه برخی مدیران دولتی می‌گویند نه تنها كام مردم را شیرین نكرده بلكه مشكلات معیشتی جامعه خصوصاً اقشار ضعیف را تشدید كرده است.

سؤال اصلی بی‌گمان این است كه قانونی كه با حجم بالائی از حمایت‌های كارشناسی همراه بود چرا در مقام اجرا به چنین وضعیتی دچار شده است؟ به عبارت دیگر نقطه ضعف اصلی در قانون است یا در نوع اجرا و اهداف مجریان قانون از شیوه اجرای آن؟

عمده‌ترین دلیل كارشناسان برای انحراف قانون هدفمندی یارانه‌ها از اهداف تعیین شده و آثار ناگوار اجرای آن چیره شدن نگاه سیاسی بر یك برنامه اقتصادی است. به دیگر سخن همانگونه كه در ابتدای اجرای قانون، برخی ناظران و كارشناسان هشدار می‌دادند، جذابیت‌های سیاسی توزیع پول میان مردم چنان بالا است كه كمتر دولتی می‌تواند در برابر آن مقاومت كند و همچنان بر منطق و اصول علم اقتصاد مقید و پا برجا بماند.

اكنون با گذشت دو سال از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها كه از همان ابتدا با توزیع پول در قالب یارانه نقدی میان مردم همراه بود، كاملاً مشخص است كه دولت‌های نهم و دهم به همان دامی گرفتار شدند كه كارشناسان اقتصاد سیاسی از آن پرهیز می‌دادند. به عبارت روشن تر، جذابیت توزیع پول میان جامعه چنان دولتمردان را شیفته خود كرد كه نه تنها از عواقب تزریق نقدینگی به جامعه غفلت كردند بلكه از متن صریح قانون هدفمندی یارانه‌ها كه خود آن را تدوین كرده بودند نیز عدول كرده و سهم عمده‌ای از منابع آزاد شده از محل حذف یارانه‌ها را به جای اختصاص دادن به بخش تولید و كشاورزی در قالب یارانه نقدی به جامعه تزریق كردند.

به این ترتیب تقاضایی در جامعه دامن زده شد و هنوز هم می‌شود كه تولید و عرضه‌ای از محل تولید داخل برای آن وجود نداشته و ندارد چرا كه واحدهای تولیدی با بالا رفتن قیمت حامل‌های انرژی و... از مزیت اقتصادی تولید فاصله گرفته‌اند و به این خاطر حجم تولیداتشان به شدت افت كرده است. در چنین شرایطی طبیعی است كه عدم تعادل میان عرضه و تقاضا به ایجاد گرانی و سپس تورم می‌انجامد. دولت در چنین شرایطی همان اشتباه متداول سال‌های اخیر را تكرار كرد و به واردات پناه برد تا بلكه بتواند با بالا بردن حجم عرضه از ناحیه واردات، عدم تعادل میان عرضه و تقاضا را از بین ببرد. این روش با تمامی معایبش می‌توانست تا حدودی تورم را مهار كند اما مشكل زمانی عیان‌تر شد كه با افزایش نرخ ارز و محدودیت واردات و... دامنه ورود كالا به كشور محدود شد و قیمت تمام شده واردات نیز بالا رفت كه افزایش نرخ تورم طی ماه‌های اخیر بی‌گمان در همین مسئله ریشه دارد.

از این رو به نظر می‌رسد علت‌ اصلی مشكلات اخیر را باید در تكیه بیش از اندازه دولت در قالب اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بر توزیع پول نقد میان مردم دانست؛ البته مسائلی مانند نوسانات نرخ ارز، تحریم‌ها و... آثار سوء تزریق پول را تشدید كرده‌اند.

در چنین شرایطی طبیعی است كه نمی‌توان به موفقیت اجرای این قانون در آینده امیدوار بود چنانكه تاكنون نیز محصول اجرای هدفمندی به شیوه دو ساله اخیر دولت به مشكلات اقتصادی دامن زده است. بنابر این تكرار این سخنان توسط دولتمردان كه كام مردم با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها شیرین شده است، بسیار عجیب است چرا كه افزایش نرخ تورم به رقم 1/26 درصدی كه ركورد 15 ساله اخیر را شكسته، طبیعتاً نمی‌تواند شیرین شدن كام جامعه تفسیر شود! متأسفانه قانون هدفمندی یارانه‌ها هدف خود را گم كرده و درحال حاضر چشم انداز چندان روشنی نیز برای كاهش تورم طی سال‌های پیش رو وجود ندارد. بدین ترتیب، به نظر می‌رسد درصورتی كه دولت قصد دارد مرحله دوم هدفمندی را اجرا كند باید در شیوه اجرای این قانون تجدیدنظر شود.

رسالت:انحراف چیست؟

«انحراف چیست؟»عنوان بخش دوم سرمقاله روزنامه رسالت به قلم حبیب الله عسكراولادی است كه در آن می‌خوانید؛دیروز از خط مستقیم انقلاب وانحراف از آن سخن گفتیم و از انحراف از وحدت امت اسلام بویژه وحدت ملی مباحثی گفته شد. در این قسمت در خصوص نادیده گرفتن خدمات انقلاب درگذشته واسلام ایرانی و مكتب ایرانی به‌عنوان دو انحراف مطالبی تقدیم می‌شود.

1- نادیده‌ گرفتن خدمات گذشته
 گاهی از خدمات دولت  فعلی به‌گونه‌ای سخن گفته می‌شود كه گویی درگذشته هیچ كاری صورت نگرفته است. تاریخ انقلاب اسلامی مشحون از فداكاری شمار زیادی از مسئولان در دولت‌های پیشین است. دولت‌ 8 سال دفاع مقدس، دولت سازندگی  و دولت اصلاحات هر كدام به سهم خود به مردم خدمت كرده‌اند و فصلی از تاریخ پر افتخار جمهوری اسلامی را رقم زده‌اند. نقد برخی عملكردهای ناصواب همراهان آنها نباید باعث شود خدمات آنها را نادیده بگیریم و آنها را تخطئه كنیم وخدای  ناكرده تصویری سیاه از آنها نشان دهیم. " لا یجرمنكم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی... ( مائده 8).

 یكی از توفیقات دولت نهم ودهم به فضل الهی این بوده  كه از سال‌های 84 تاكنون رقم درآمد نفتی ایران یك رقم فوق العاده بوده است به‌طوری كه از آغاز انقلاب تا پایان دولت اصلاحات رقم درآمد نفتی ایران 383 میلیارد و 796 میلیون دلار بوده است. در حالی كه تنها در طول برنامه پنجساله چهارم در آمد نفتی ایران رقمی بالغ بر 465 میلیارد و 400 میلیون دلار بوده است.

یعنی ما در این دوره بیش از همه دولت‌های گذشته به لطف الهی درآمد نفت داشتیم و زیرساخت‌های اقتصادی كشور مهیای یك جهش اقتصادی بوده است. لذا حجم خدمات به مردم نباید برخی را مغرور كند ومدام آمار و ارقام را به رخ دولت‌های پیشین بكشند.

ضمن اینكه نهادهای نظارتی باید تصویر درستی- غیر از تصویری رسمی كه دولتی‌ها در مورد كارنامه اقتصادی می‌دهند - از وضعیت اقتصادی كشور بدهند تا معلوم بشود ما با این نعمت عظیم الهی چه كردیم؟

2- اسلام ایرانی ، مكتب ایرانی
 جعل تئوری مكتب ایرانی و حذف " اسلام" در ادبیات گفتاری اطرافیان رئیس جمهور و تاكید بیش از حد روی "اومانیسم" و اصالت انسان وبه بهانه‌های گوناگون، ستایش از ایران باستان و تجلیل از كوروش و به رخ كشیدن منشور حقوق بشر او نوعی بازگشت به گذشته است بی‌آنكه به مردم بگوییم این رویكرد چه جایگاهی در گفتمان امام(ره) و رهبری دارد. ما این رویكرد را نوعی انحراف می‌دانیم.

 اذ جعل الذین كفروا فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه فانزل الله سكینته علی رسوله و علی المومنین...( فتح 26)

 "حمیت جاهلیت" مانع می‌شود ، ایمان به خدا و رسول آورد و تسلیم در برابر حق و عدالت شد.
 پافشاری اقوام منحرف در برابر انبیای الهی از رهگذر "‌حمیت جاهلیت" صورت می‌گرفت. قرآن مجید داروی درد"‌حمیت جاهلیت" را سكینه ایمانی و روح تقوی می‌داند. ما باید جامعه اسلامی را به‌سوی احكام الله و حاكمیت تقوی ببریم تا به سمت حمیت جاهلیت منحرف نشود. نه اینكه خود مبلغ آن باشیم .در حالی‌كه در منطقه و جهان عطر بیداری اسلامی به مشام می‌رسد كوبیدن بر طبل ناسیونالیسم ایرانی وحتی پوشاندن لباس ایرانی بر اسلام تحت عنوان مكتب ایرانی، اسلام ایرانی  یك خطای راهبردی است و می‌توان آن را حمیت‌ جاهلی دانست.

البته به این معنا نیست كه  ما نسبت به ملیت خود بی‌تفاوت باشیم و ارزش‌های الهی آن را فراموش كنیم. اما تاكید زیاد بر آن به وحدت مسلمین، هم در داخل و هم در خارج آسیب می‌زند و انقلاب‌ اسلامی ما را  كه خود را در اندازه جهانی تعریف كرده است درحد فرقه‌گرایی و نژاد پرستی فرو می‌كاهد.
 این رویكرد فهم رئیس دولت را از واقعیت‌های جهان اسلام و دیدگاه‌های درست امام و رهبری، روحانیت ومراجع و نخبگان حوزه و دانشگاه دور می‌كند.

 مواضع انحرافی اطرافیان دكتر احمدی‌نژاد، حتی نزدیك‌ترین دوستان رئیس جمهور را رنجاند و نقد صریح آیت الله مصباح یزدی به حلقه انحراف و موارد انحراف را اطرافیان رئیس جمهور باید جدی بگیرند.

سیاست روز:كمی درباره گزارش رئیس جمهور

«كمی درباره گزارش رئیس جمهور»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است كه در آن می‌خوانید؛چرا اینقدر تفاوت فاحش میان برخی سخنان و آمار و ارقام مسئولین دیده می‌شود؟ این تفاوت‌های فاحش و تاثیرگذار در صحنه اقتصادی کشور چه تاثیری بر روند فعالیت‌های اقتصادی از جمله تولید، صادرات، واردات خواهد داشت؟

اینگونه سخنان دوگانه که از سوی مقامات کشور چه در حوزه قوه مجریه و چه در حوزه قوه مقننه طرح می‌شود، چرا باید این همه از هم دور باشد؟

تفاوت دیدگاه نسبت به موضوع مهمی مانند اقتصاد آن هم به این شدت، تصمیم گیری‌ها را درباره مسائل مهم اقتصادی سخت می‌کند.

مسائل اقتصادی کشور با معیشت مردم ارتباط مستقیم دارد و اگر نتوان به یک جمع‌بندی مناسب و منطقی رسید، این مردم هستند که در ابتدا از این اتفاقات ضربه می‌خورند و فشارهای اقتصادی را هم باید تحمل کنند.

نظرسنجی‌ها درباره اجرای هدفمندی یارانه‌ها که بخشی از طرح تحول اقتصادی در کشور است، چیز دیگری می‌گوید. در این نظرسنجی‌ها اکثریت مردم با این شیوه اجرا موافق نیستند و اعتقاد دارند که پرداخت پول، با این تورم و وضعیت اقتصادی تناسبی ندارد. حتی می‌گویند كه باید بیشتر به بخش تولید اخمیت داده شود.تولید در هر زمینه‌ای.آن‌ها اعتقاد دارند كه حمایت از تولید محصولات كشاورزی از تولیدات دیگر اخمیت بیشتری دارد چون مواد غذایی كالای استرانژیك است و با تغذیه جامعه سر و كار دارد پس باید در این زمینه بیشتر سرمایه گذاری كرد.

هر چند مردم در دو سال گذشته همگام با اجرای هدفمندی یارانه‌ها خود را هماهنگ کرده باشند، اما این هماهنگی همراه با سختی‌هایی بوده است که تحمل آن برای اکثریت مردم دشوار شده است.

اكثریت جامعه از مردم گرفته تا كارشناسان و مسئولیت اعتقاد دارند كه طرح تحول اقتصادی باید اجرا شود و كمتر كسی با آن مخالف است اما با چگونگی اجرای آن اختلاف نظر دارند.

آقای رئیس‌جمهور شنبه شب در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم اظهار داشت که طرح باید در یک مرحله اجرا می‌شد و مردم ظرفیت‌شان بالاست. اما قانون ۵ ساله تصویب کرد.

آقای احمدی‌نژاد حتی گفت که به تولید اهمیت ویژه داده‌ایم و از تولید داخلی حمایت کرده‌ایم.
روز گذشته آقای مصباحی مقدم چیز دیگری گفت، وی که رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس است گفت که حتی یک ریال از یارانه تولید داده نشده است و یا آقای فولاگر که رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی است، گفته است، به هیچ عنوان از تولید حمایت نشده است.

این بخشی از اظهارات مسئولین کشور درباره بخشی از اوضاع اقتصادی است که در ابتدای یادداشت به آن اشاره رفت که چرا این همه تفاوت نسبت به مسائل اقتصادی در میان مسئولین دیده می‌شود؟

مردم که شاهد این ماجرا هستند، چگونه قضاوت خواهند کرد؟! چه واکنشی نشان خواهند داد؟
مردم اکنون حس می‌کنند که چه اتفاقی افتاده است. افزایش قیمت‌ها خود شاهد آن است. حتی کالاهایی که در داخل تولید می‌شود از افزایش قیمت برخوردار گشته و همین امر واقعیت‌های اقتصادی کشور را برای مردم ملموس کرده است.

در بخش تولید نیز چنین اتفاقی افتاده است. سهم بخش تولید اگر از همان ابتدا محاسبه و پرداخت می‌شد و خط تولید و سیستم‌ها و دستگاه‌های تولیدی بهینه و نو می‌شد، اکنون شاهد کاهش تولید در بسیاری از کارخانه‌ها نبودیم.

به عنوان مثال همین چند روز پیش بود که کارکنان یك کارخانه تولید لوازم خانگی به خاطر عدم دریافت حقوق چند ماهه خود تجمع کردند و نسبت به تعطیل شدن چند خط تولیدی این کارخانه لوازم خانگی اعتراض داشتند.

یک کارخانه تولیدی لوازم خانگی دیگر تنها روزانه ۳۰۰ قلم کالا تولید می‌کند. کارخانه دیگری هم با وضعیت نامناسبی برخوردار است و حتی گفته می‌شود که رو به تعطیلی است.

از اینگونه نمونه‌ها بسیاراست. دلایل تعطیلی و یا کاهش تولید محصولات این کارخانه‌ها چیست؟
تولیدات دیگر كه مورد اشتره رئیس جمهور بود نیز در همین وضعیت است.تولید سیمان هم اكنون برای كارخانه‌ها با ضرر همراه است.در هر تن تولید سیمان ۱۵ هزار تومان ضرر شامل حال اولید كننده می‌شود.

در هر صورت قانونی است که مجلس شورای اسلامی تصویب کرده است و دولت هم طبق این قانون موظف به اجرای آن است. هر دو طرف باید تبعات اجرا شدن یا نشدن فاز دوم را برآورد کنند و آنگاه تصمیم بگیرند که آیا این بخش از طرح تحول اقتصادی اجرا شود یا نه؟!
آقای احمدی نژاد در گزارش خود به مردم ،از معوقات بانكی گفت كه
«نمی‌گذارند وام های معوق را پس بگیریم.» در حالی كه آقای آملی لاریجانی روز گذشته اعلام كرد كه دو سال است قوه قضاییه درخواست نام بدهكاران و افرادی كه معوقات بانكی دارند را به دولت داده است.

اگر موفقیتی در هر زمینه‌ای برای كشور ایجاد می‌شود برای یك فرد و یك گروه و یا یك دستگاه و قوه نیست بلكه برای همه است و اگر هم ناكامی و عدم موفقیتی پیش می‌آید باز هم برای همه است.همه دستگاه‌ها و قوا در هر دو مورد سهیم هستند نمی‌توان موفقیت‌ها را به نام خود گذاشت، عدم موفقیت را به نام دیگران تمام كرد.

تهران امروز:آمارهای تلویزیونی واقعیات اقتصادی

«آمارهای تلویزیونی واقعیات اقتصادی»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم ابراهیم نكو
است كه در آن می‌خوانید؛دفاعیه تلویزیونی رئیس‌جمهور از كارنامه دو ساله اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اگر چه قابل انتظار بود لیكن غیرطبیعی بود. آنچه این دفاعیه را غیرطبیعی نشان می‌داد، آمارهایی بود كه متاسفانه با واقعیات ملموس جامعه فاصله فراوان دارد و انتظار نمی‌رفت كه رئیس‌جمهور تا این حد چشم خود را بر واقعیات ببندد و مردم را به آمارها و نمودارهایی ارجاع بدهد كه معلوم نیست توسط چه كسانی و با چه شیوه‌‌ای تنظیم شده است.

دفاع از اوضاع تولید، مطلوب نشان دادن وضعیت تورم و اعلام افزایش قدرت خرید 7 دهك جامعه مسائلی نیست كه نتوان واقعیت آن را در جامعه یافت. واقعیت این است كه تولید در شرایط مناسبی قرار ندارد، تورمی كه مردم احساس می‌كنند بسیار فراتر از 26درصد اعلام شده توسط رئیس‌جمهور است و ناگفته پیداست كه احساس عمومی از تورم بسیار دقیق‌تر از نمودارهای دولتی است.

افزایش قدرت خرید 7 دهك جامعه هم خود داستانی است كه هر چقدر كمتر بدان پرداخته شود، بیشتر به نفع دولت خواهد بود. نهایتا اینكه در علم اقتصاد به كنایه از شرایط ركود تورمی به‌عنوان بهشت پولداران و جهنم فقرا و افراد با درآمد ثابت یاد می‌كنند و در حال حاضر هم كشور ما دچار شرایط ركود تورمی است بنابراین در چنین شرایطی پایه استدلالی این خبر كه 7 دهك جامعه با دریافت یارانه ناچیز 45 هزار تومانی قدرت خریدشان بهبود یافته است، سست‌تر از آن است كه حتی قابل نقد باشد.

تنها توجیهی كه درخصوص سخنان تلویزیونی رئیس‌جمهور باقی می‌ماند، این است كه گاهی دولت‌ها مجبورند برای برون‌رفت از شرایط انتقادی و برای فرار از حملاتی كه به‌حق و ناحق به آنها وارد می‌شود دست به چنین عكس‌العمل‌هایی بزنند. به بیان بهتر، رئیس‌جمهور در سخنان خود سعی كرد وضعیت اقتصادی را بسیار بهتر از چیزی كه هست نشان دهد و در این مسیر وعده‌های بسیاری را هم مطرح كرد. این عكس‌العمل بیشتر با انگیزه برون‌رفت از فضای سختی كه اكنون برای دولت به وجود آمده انجام شد. به هر روی ما باید دفاع از خود را حق دولت بدانیم و توقع نداشته باشیم كه دولت به تمام ضعف‌ها و كوته‌كاری‌های خود اشاره كند و دست به انتقاد از خود بزند.

با این وجود اما دولت نمی‌تواند برای دفاع از خود سخنانی مطرح كند كه با واقعیت‌های اقتصادی جامعه فاصله زیادی داشته باشد. زیرا مطرح كردن این سخنان در شرایطی كه اقتصاد و معیشت مردم وضعیت خوبی ندارد می‌تواند اذهان مردم و كشور را به راه نادرست ببرد و در مسیری قرار دهد كه جامعه درگیر یك دوگانگی ذهنی شود. خود رئیس‌جمهور هم از وضعیت اقتصادی كشور خبر دارد و می‌داند در برخی از حوزه‌ها آنچنان وضعیت خوبی نداریم یا اینكه تولید در شرایط مناسبی قرار ندارد.

رئیس‌جمهور قطعا از مراجعه‌های روزانه‌ای كه به دفتر ایشان می‌شود در می‌یابند كه بسیاری از مردم با سختی معیشت روبه‌رو هستند و از نظر قدرت خرید هم آنچنان در جایگاه مناسبی نیستیم.

از همین‌رو باید تاكید كرد كه برعكس سخنان رئیس‌جمهور یارانه‌های 45 هزار تومانی نتوانسته‌اند قدرت خرید مردم را افزایش دهند و چه‌بسا شرایط آنها را هم سخت‌تر كرده‌اند. به بیان بهتر شاید روزی مبلغی به اندازه 45 هزار تومان گرهی از كار مردم باز می‌كرد اما این‌روزها به شدت خرج و مخارج بالا رفته‌است و با 45 هزار تومان نمی‌توان ادعای افزایش قدرت خرید را داشت. به هر روی اما چون به روزهای پایان كار دولت نزدیك می‌شویم دولت در تلاش است كه كارنامه بهتری از خود به نمایش بگذارد و این سخنان را هم به همین دلیل مطرح می‌كند. با این وجود مسئولین باید بدانند كه مردم برای قضاوت به عملكردها و وضعیت خود نگاه می‌كنند و تنها به حرف و سخن اكتفا نمی‌كنند. از همین‌ر‌و نباید انتظار داشته باشیم كه سخنان ما ذهن مردم را آرام كند و به آنها بقبولانند كه قدرت خرید آنها افزایش پیدا كرده و وضعیت اقتصادی كشور در شرایط مناسبی قرار دارد. 

آفرینش:پیروزی اخوان وسهم خواهی ها از انقلاب

«پیروزی اخوان وسهم خواهی ها از انقلاب»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛چند ساعت پس از بستن حوزه‌های رای‌گیری در دور دوم همه‌پرسی قانون اساسی مصر، اسلام‌گرایان طرفدار دولت پیروزی خود را اعلام کردند. اخوان المسلمین که محمد مرسی‌، رئیس‌جمهور مصر به آن تعلق دارد، اعلام کرد که بر اساس نتایج اولیه شمارش آرا، 64 درصد رأی‌‌دهندگان به پیش‌نویس قانون اساسی رای مثبت داده‌اند.

بلافاصله پس از اعلام نتایج شمارش آرا، محمد مرسی یک ‌سوم اعضای مجلس اعلای "شورا" را منصوب کرد تا در غیاب پارلمان قانونگذاری کنند.

جدای از انجام انتخابات و صحت برگزاری آن، آنچه مهم است اینكه هنوز مشكل اصلی مصر و اختلافات سیاسی میان گروه های مختلف و حزب حاكم به قوت خود باقی است. مخالفان معتقدند كه حقوق گروه های مختلف و اقلیت ها در این قانون اساسی رعایت نشده و تنها شریعت اسلامی تضمین كننده خواسته ها و منافع اسلام گرایان خواهد بود.

اما به نظر می رسد این اختلافات ریشه ای در آغاز انقلاب مصر داشته و هریك از طرفین خواستار القای تفكرات خود برحركت انقلاب می باشند. اگر بازگشتی به روزهای ابتدایی انقلاب مصر و میدان التحریرداشته باشیم، هیچ یك از گروهای سیاسی از جمله اخوان كه امروز داعیه سهم خواهی از انقلاب مصر را دارند حضور نداشتند! بلكه این جوانان مصری(جوانان التحریر ) بودند كه بدون داشتن هیچ تشكل و ساختارتشكیلاتی وارد میدان شدند و آتش انقلاب را برافروختند. درآن زمان اخوان نه تنها در اعتراضات التحریر شركت نداشت حتی تا پیش از سرنگونی مبارك شركت دراعتراضات را نفی می كرد.

اما پس از در ریل قرارگرفتن قطار انقلاب گروه های سیاسی پا به عرصه تحولات گذاشتند و خود را هوادار انقلاب معرفی كردند. دراین میان اخوان به سبب ساختار تشكیلاتی منسجم و قوی كه داشت توانست سوار برموج انقلاب شود. ضمن اینكه در پیروزی اخوان درانتخابات ریاست جمهوری نیز باید به نقش بسیاری از مخالفین مبارك كه با فعالیت های اخوان همخوانی نداشتند نیز اشاره كرد.

بسیاری از گروه ها به سبب اینكه به گزینه مبارك و ارتش رای ندهند به اخوان رای دادند، و امروز مشاهده می كنیم كه این اختلاف سلیقه‌ها خود را عیان ساخته و به تعارض میان حكومت و گروه های سیاسی تبدیل شده است.امروز به گفته برگزاركنندگان انتخابات مصر درحدود 60 درصد مردم به پیش نویس قانون اساسی رای مثبت داده اند، اما به زعم مخالفان انتخابات، رای مثبت به این پیش نویس درحقیقت نادیده انگاشتن خواسته های قشر كثیری از مردم مصر می باشد كه بخشی از بدنه اصلی انقلاب هستند.

باید اذعان داشت كه مخالفان انتخابات قانون اساسی، دشمنان مصر نیستند بلكه همان مردمی هستند كه درروزهای اولیه انقلاب برعلیه حكومت مبارك تظاهرات می كردند. درحال حاضر نیز درپی سهم خود از انقلاب هستند و معتقدند انتظارهایشان از روند انقلاب محقق نشده است.

هرچند كه به احتمال قوی انتخابات قانون اساسی با پیروزی اخوان به پایان خواهد رسید، اما نمی توان چشم برخواسته های نزدیك بر نیمی از مردم مصربست و آنها را نادیده گرفت. مسلماً اعتراضات این گروه ها به پایان نخواهد رسید و در مراحل دیگر قانون گذاری ها با دولت محمدمرسی به مشكل خواهند خورد و تنش های بسیاری در انتظار حكومت مصر می باشد.

حمایت:رسیدن به هدف با هر وسیله‌ای!

«رسیدن به هدف با هر وسیله‌ای!»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛در روزهای اخیر برخی تحولات در سطح بین المللی انصافا تامل برانگیز بودند از این حیث که نشان دادند برخی محافل قدرت جهانی خصوصا دولت های لیبرال ومرتبطین آن ها چگونه برای رسیدن به اهداف نامشروع خود بر خلاف چهره آرایی های مزوّرانه خود، بهره مندی از هر وسیله ای را توجیه می کنند. در یادداشت امروز برخی از مصادیق جدید این منطق غیر اخلاقی وخلاف موازین حقوقی مورد اشاره وکالبد شکافی مختصر قرار می گیرد، با این امید که مرضی خداوند سبحان واقع و برای ارتقای آگاهی های عمومی مفید واقع شود.

مورد اولی که در تحولات چند روزه اخیر جلب نظر کرد، مربوط به وقایع مصر بود که البته تحولات این کشور اخیرا در یادداشت دیگری نیز در همین ستون مورد تحلیل قرار گرفت و مشخص شد که چگونه جریان سکولار در مقابل رای اکثریت مردم مصر می ایستد و به جای طی روندهای دموکراتیک از روش های برهم زدن نظم عمومی استفاده می کند. موردی که اخیرا در رابطه با تحولات مصر البته در خارج از مصر به وقوع پیوست، اقدام دختر جوانی بود که چند ماه قبل در کوران انقلاب مصر خود را عریان کرد به این بهانه که نمی خواهد انقلاب مصر اسلامی باشد.

دختر مزبور در هفته قبل در یک کشور اروپایی به همراه دو دختر دیگر هرزه ای که از این قبیل افراد متاسفانه در غرب زیاد دیده می شوند، در خیابان خود را کاملا عریان ساختند ودر حالی که روی بدن های خود نوشته بودند، شریعت مبنای قانون اساسی مصر نباید باشد یا این که دین موجب بردگی است و در حالی که یک جلد از قرآن مجید را روی زمین جلوی پای خود قرار داه بودند ، نقشی سخیف و توهین آمیز از سناریویی را ایفا کردند که غربی ها برای تحت تاثیر قرار دادن همه پرسی قانون اساسی مصر در پیش گرفتند. طراحان این نمایش سخیف و غیر اخلاقی به زعم خود خواستند احساسات مردم مصر را برانگیزند تا در مرحله دوم همه پرسی از پیش نویس قانون اساسی حمایت نکنند، در حالی که با برگزاری مرحله دوم همه پرسی مشخص شد که بیش از هفتاد درصد مردم مصر قانون اساسی مبتنی بر شریعت را تایید کردند. نمایش زشت و زننده دختر اجیر شده مصری دوستان غربی وی در بیان مخالفت خود با اسلام از طریق عریان سازی البته مطلب تازه ای نیست و قبل از این نیز از سوی برخی منحرفین و مزد بگیران غرب دیده شده است، اما نکته قابل تامل این است که این گونه نمایش ها به خوبی نشان می دهند که در منطق زورمداران غربی هر جا که کارشان با روش های قابل قبول به نتیجه نرسید به هر روش دیگری متوسل می شوند تا مانع ارزش های مخالف خود شوند.

این نمایش توهین آمیز نمونه دیگری از پرونده سنگین غربی ها در بهره مندی از هر ابزاری برای رسیدن به هدف است.مورد دومی که طی روز های اخیر جلب توجه کرد، اقدام دولت کانادا در خارج سازی گروهک تروریستی منافین از لیست گروه های ترورریستی بود. البته همان گونه که رسانه های غربی گزارش دادند اقدام دولتمردان افراطی کانادا با هماهنگی دولت آمریکا انجام شد، اما این موضوع نیزنشان داد که غربی ها به ارزش های ثابت و لایتغیر هیچ پایبندی ندارند.

مگر می شود خود را ضد تروریسم معرفی کنیم واز دنیا بخواهیم که با ترورریسم مبارزه کند و اسناد بین المللی ذیربط را رعایت کند، ولی وقتی در راستای اهداف سیاسی نامشروع خود قرار گرفتیم همه قواعد حقوقی یادمان برود و گروه های شناخته شده تروریستی را تحت حمایت قرار دهیم. این نحو اقدام غربی ها نیز برای جهانیان شناخته شده است و متاسفانه یکی از دلایل اصلی استمرار تروریسم در جهان نیز، همین دورویی واستفاده ابزاری آن ها از تروریست هاست.مورد دیگری که طی روزهای اخیر به موازات دو مصداق یاد شده جلب نظر کرد، اقدام یکی از شرکت های اسپانیایی در حذف ارائه خدمات ماهواره ای به دو شبکه برون مرزی صدا وسیمای جمهوری اسلامی بود.

 ظاهرا برای لابی های صهیونیستی مرتبط با شرکت یاد شده سخت بوده که در آمریکای لاتین خیلی از مخاطبین به شبکه های ایرانی رجوع می کنند، فلذا بر خلاف همه موازین مربوط به آزادی اطلاعات وآزادی بیان، سیاست حذف صدای ایران را انتخاب کردند. این رویکرد نیز نشان داد که عاملین سیاست حذف صداهای مخالف خود به هر ابزاری برای رسیدن به هدف مورد نظر متوسل می شوند، ولو این که به راحتی خلاف موازین بین المللی باشد.مورد چهارمی که در روزهای اخیر از سوی غرب دیده شد، اعمال برخی تحریم های جدید بر علیه برخی اشخاص یا شرکت ها و نهادهای جمهوری اسلامی ایران بود، به بهانه جلوگیری از برنامه های هسته ای ایران. این اقدامات نیز بار دیگر نشان دادند که غربی ها چندان توجهی به کنوانسیون منع اشاعه سلاح هسته ای یا اسناد آژانس بین المللی انرژی اتمی و امکان بهره مندی صلح آمیز همه کشورها از انرژی هسته ای ندارند، بلکه برای رسیدن به هدف نامشروع خود حاضرند انواع فشارها را بر یک ملت وارد سازند تا به خیال باطل خود آن ملت را در مقابل خواسته های نامشروع خود به تسلیم وادارند، حال آنکه باید گفت زهی خیال باطل که با چنین روشهایی ملتی بیدار، حق تعیین سرنوشت خود را به معامله بگذارد.

سخن آخر:
در سطح بین المللی قواعد زیادی امروزه در دسترس است که مجموعا با عنوان حقوق بین الملل شناخته می شوند و اغلب ابزار کار حقوقدانان بین المللی می باشند. با وجود این قواعد و در حالی که غربی ها اغلب خود را مدعی رعایت موازین بین المللی جا میزنند، واقعیت ها حاکی از آن است که غربی ها رسیدن به اهداف نامشروع خود در عرصه سیاست،فرهنگ،اقتصاد وحقوق را محور همه تصمیمات خود قرار می دهند و برای رسیدن به این اهداف از هر وسیله ای بهره مند می شوند، ولو آن وسیله بکارگیری تروریست های خون آشام باشند که علیه هدف مورد نظر استخدام شوند، چنانکه امروزه از القاعده و دیگر تروریست ها به صورت وسیع علیه دولت سوریه استفاده می کنند یا بار دیگر منافقین بد نام را ذیل پوشش علنی خود قرار داده اند.

برای غربی ها فرقی نمی کند که با رفتاری توهین آمیز قلب قریب به دو میلیارد انسان مسلمان را در سراسر جهان به درد آورند. آن چه برای آن ها محوریت دارد این است که فرهنگ غربی رواج یابد. این واقعیات را باید به درستی مورد توجه قرار داد واز منطق دینی با جدیت دفاع کرد که اجازه نمی دهد با هر ابزاری به هدف مورد نظر رسید و همواره باید تابع ارزش ها و اصول متعالی و حقوق وآزادی های مشروع انسانی بود.با امید به گسترش منطق اخلاقی وانسانی و عدالت خواهانه در سراسر جهان. 

مردم سالاری:راحت بخوابید جناب وزیر!

«راحت بخوابید جناب وزیر!»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم ولی درویشی است كه در آن می‌خوانید؛در حالیکه طبق آمار سازمان‌های جهانی حدود 4 میلیون نفر در کشور از گرسنگی رنج می‌برند، وزیر محترم اقتصاد در صحن علنی مجلس هنگام پاسخگویی به سوال نمایندگان در خصوص مسائل ارزی کشور، عنوان می‌کنند که «من از مولایم آموخته‌ام كه اگر كسی شب گرسنه خوابید، راحت نخوابم».

ابتدا باید عرض شود ای كاش كسانی كه نهایت آرامش و آسایش و رفاه را در حیطه وظایفشان برای مردم به ارمغان می آورند، خود را شاگرد مكتب ائمه بدانند و به این وسیله بر ارادت مردم به این بزرگان بیفزایند. زیرا اگر یك شاگرد ضعیف خود را تحت تعالیم یک استاد بزرگ معرفی كند، حتی اگر به فكر تأمین منافع خود نبوده باشد، قطعا در حق آن استاد جفا كرده است. در ذكر این نكته روی سخن با بسیاری است که وزیر مذکور تنها یکی از آنان است. کسانی که پیش از معرفی خود به عنوان شاگرد مكتب ائمه، نگاهی واقعی به نمرات كارنامه عملی خود در عرصه خدمت به مردم نمی‌اندازند. به گواه مشاهدات و مستندات غیرقابل انکار، این روزها، وضعیت اقتصادی بخشی از آحاد جامعه آنچنان بد است كه اگر کسی آن را خوب توصیف کند باید او را به این بیت شعر حواله داد که: «برق را در خرمن مردم تماشا كرده است / آنكه پندارد كه حال مردم دنیا خوش است». و به خاطر همین وضعیت اسفناک اقتصادی شایسته است که نه تنها وزیر محترم اقتصاد، بلكه تمام كسانی كه در خلق این اقتصاد و این وضع معیشت مردم دخیل هستند،باید توجه خود را از آموزه «راحت نخوابیدن» به این جمله مولای متقیان معطوف دارند که: «رواست اگر مسلمانی از این درد بمیرد». خصوصا اگر به گواه بسیاری از متخصصان قسمت اعظم این درد، زاییده سوءمدیریت آنان باشد. که در این صورت باید به آنان توصیه کرد که: «آسوده بخوابید!» و «ما را رها کنید در این رنج بی حساب/ با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب». ذکر این نکته نیز ضروری است که اگر سخنان وزیر مذکور فقط شعار و ادعا نباشد، ایشان نباید این روزها حتی پلک روی هم بگذارد، تا چه رسد به خواب! مگر اینکه از اوضاع و احوال این روزهای مردم بی‌خبر باشد، که این نیز امری بسیار بعید و دور از عقل و خرد است زیرا:

1- قطعا مسئولین معزز می‌دانند که این روزها حتی بازار فروش «کلیه» نیز کساد است و مهمترین علت آن، افزایش تصاعدی عرضه این «عضو بدن» از سوی نیازمندان مالی و کاهش قدرت خرید نیازمندان جسمی‌است.

2- بی شک مسئولین شنیده اند که به علت تشدید مشکلات دارویی بیماران خاص و سرطانی، این دسته از بیماران، در آخرین اقدام قبل از وصیت کردن، مجبور به فروش خانه و سرپناه خود می‌شوند، بلکه بتوانند هزینه‌های بیماری خود را چند صباحی تأمین کنند!

3- یقیناً مسئولین می‌دانند که آمار هموطنانی که از گرسنگی رنج می‌برند بیشتر از حدود 4 میلیون نفری است که قبل از آغاز رشد شتابان قیمت مواد غذایی، توسط سازمان جهانی فائو اعلام شده است و تعداد آنانی که دچار سوء تغذیه هستند، حتی چند برابر این عدد است.

 4- شایسته است مسئولین، آمار بیش‌از 10 میلیون نفری زیر خط فقر مطلق و 30 میلیون نفری زیر خط فقر که توسط رییس فعلی مرکز آمار اعلام شده بود را پذیرفته و تعداد آن دسته از بیمارانی که بنا به اظهارات وزیر محترم بهداشت به خاطر هزینه‌های درمان و تأمین دارو به زیر خط فقر «افتاده می‌شوند» و حتی برخی از اقشار دیگر جامعه را نیز، به آن آمار اضافه نمایند.

5- بی گمان مسئولین محترم می‌دانند که شرایط نامناسب اقتصادی این روزهای کشور، باعث افزایش تصاعدی معضلات اجتماعی و حتی خانوادگی در کشور شده و خواهد شد.

6- قطعا مسئولین محترم می‌دانند که تورم 47 درصدی گروه مواد غذایی، که اخیرا توسط بانک مرکزی اعلام شده است، آتشی است در خرمن آفت‌زده سلامت جسمی و روانی اقشار گسترده ای از جامعه .

در پایان، باید یادآوری شود که نوع مواجهه مسئولین اقتصادی کشور با موضوع اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، سقف انتظارات مردم را نه تنها از آنان که حتی از نمایندگان مجلس نیز کاهش داده است و شاید به همین دلیل است که هنگام سخن راندن مسئولین مختلف از اخذ تصمیمات و انجام اقدامات تازه برای بهبود عاجل وضعیت کشور و یا «خوابیدن و نخوابیدن خودشان»، مردم ترجیح می‌دهند که کانال رسانه را عوض کرده و با انتخاب یک آهنگ دشتی یا یک برنامه طنز، به اظهارات آنان پاسخ گویند!

ابتكار:باز هم بگردید پرتقال فروش را پیدا کنید؟

«باز هم بگردید پرتقال فروش را پیدا کنید؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم هادی وکیلی است كه در آن می‌خوانید؛می‌گویند فردی در نتیجه پرتاب از کوه جان باخت یک نفر برای ابراز همدردی و تسلی خاطربازماندگان اظهارمی داشت خدا رحم کرد که بر پشت به زمین خورد اگر به صورت می‌خورد چشمش از حدقه خارج می‌گشت! تحلیل دکتراحمدی نژاد به مناسبت دومین سالگرد طرح هدفمندی یارانه‌ها یاد آور این داستان بود ایشان با این استدلال که چون تورم به 60 درصد نرسیده پس دولت موفق بوده است درجایی دیگر گفتند چون بحران اجتماعی اتفاق نیفتاده(که البته خود جای بحث دارد)پس دولت موفق می‌باشد یا با این ادعا که هنوزتمام کارخانه‌ها زمین نخورده و همچنان چرخ برخی ازتولیدات می‌چرخد پس طرح موفقیت آمیز بوده است.

به تعبیری آقای رئیس جمهور سقف وکفی برای شرایط کنونی ترسیم کردند با مقیاس قراردادن آن سقف به عنوان علامت کامیابی و تعیین کف به نشانه ناکامی، دولت را در طرح هدفمندی موفق ارزیابی نمودند. سقف مورد نظر ایشان فروپاشی اجتماعی،تعطیل شدن تمام کارخانجات و بیکار شدن همه کارگران و رفتن نرخ تورم به بالای 60 درصد و....و حال که شرایط البته مطابق آمارهای خود دولت با سقف ترسیم شده فاصله دارد پس دولت موفق بوده است آقای احمدی نژاد سپس برای همین وضع کنونی هم دلایلی ذکر کردند که نشان می‌داد دولت هیچ سهمی در این وضعیت ندارد و چون به زعم ایشان دولت در این شرایط بی تقصیر می‌باشد لازم ندیدند که از مردم بخاطر مشکلات کنونی عذر خواهی نمایند. باز هم دشمنان داخلی و نا آگاهان به همراه دشمنان خارجی عامل اصلی این شرایط ذکر شدند.

اقتصاد به گوشت چند پاره ای فیمابین دستگاههای مختلف گرفتار آمده و مدیریت متمرکز آن از دست دولت خارج شده است.مجلس ومجمع تشخیص هر کدام به گونه ای در مدیریت اقتصاد دخالت دارند دستگاههای امنیتی طور دیگری بر این عرصه می‌تازند و... .برای اولین بار نقش دشمن خارجی را بسیار پررنگ دیدند و حتی برغم مواضع قبلی خود که تحریم‌ها را کاغذ پاره تلقی می‌کردند اینباربه داخلی‌ها تاختند که نقش تحریم هارا کم رنگ جلوه می‌دهند آقای رئیس جمهور برای سومین بار در مصاحبه ای عمومی از یک مرغ داری نام برد که توانسته با دو طبقه کردن سوله خود بهره وری کارش را افزایش دهد و این را به عنوان نمونه دست آوردطرح هدفمندی برشمردند.

عجایب این مصاحبه بسیار بودازجمله اینکه بانک مرکزی که خود زیر نظر شخص رئیس جمهور می‌باشد با در اختیار قرار دادن ارز کشور به دست چند بانک عامل باعث شد که این بانک‌ها از عرضه ارز خود داری نمایند و دولت ناتوان از برخورد است ادعایی که حقیقتاً غیر قابل هضم می‌باشد چطور دولت بر بانک‌ها مدیریت ندارد و چگونه مدیر عامل منصوب بانک مرکزی و وزیر اقتصاد قادر است از دستورات دولت سرپیچی نمایدویا اینکه رئیس جمهور تمام ادعاهای وزیر بهداشت خود رامبنی بر عدم تخصیص ارز دارو به انکار گرفتند و با قاطعیت اعلام داشتند که همه ارز مربوطه به شرکت‌ها اختصاص یافته است. اگرشرایط اینگونه است که آقای رئیس جمهوردراین مصاحبه تصویرنمودما با یک نوع آثار شیسم مدیریتی در ایران روبروهستیم و هرج و مرج مدیریتی عامل این همه نابسامانی است.

مسئله گندم و علوفه نیز نمونه دیگری از آثار این هرج و مرج می‌باشد ترجیع بند مصاحبه رئیس جمهور باید و نباید‌هایی بود که در مسئله انتخابات آینده به درستی یاد آور شدند و اینکه انتخابات باید مظهر خواست و اراده مردم باشد تاکید چند باره بر ضرورت انتخابات با شکوه و مردمی پیام‌های خاص داشت که در حوصله این مقال نیست. خلاصه با ترازآقای رئیس جمهور کام مردم همچنان شیرین و قدرت خرید مردم افزایش یافته است ظرفیت مردم برای اجرای مرحله دوم هدفمندی بالاست.تولید رونق بیشتری پیدا کرده،دلیل این مدعاها هم اینستکه دولت در متن مردم زندگی می‌کند! حال بگردید پرتقال فروش را پیدا کنید!

آرمان:مشکل دولت یازدهم چیست؟

«مشکل دولت یازدهم چیست؟»عنوان یادداشت روز روزنامه آرمان به قلم کمال اطهاری است كه در آن می‌خوانید؛انتخابات92 نزدیک می‏شود و بخش عمده اصولگرایان مسائل اقتصادی را مشکل دولت آینده معرفی می‏کنند، مشکلی که به دلیل برخی مدیریت‏ها به وجود آمده و دولت یازدهم باید با تغییر رویه مدیریتی خود این مشکلات را رفع و رجوع کند. اما آیا مساله به همین سادگی است؟ به عبارت دیگر آیا سر منشأ مشکلات اقتصادی مدیریت است که با حل آن این مشکلات مرتفع شوند و یا اینکه باید جای دیگری به دنبال دلیل بروز شرایط کنونی گشت؟

تقلیل مسائل جامعه به مساله اقتصاد نمی‏تواند نتیجه‏ای در خور و سازنده به دنبال داشته باشد، چه آنکه از یک نگاه می‏توان دلیل بروز شرایط کنونی کشور را همین موضوع عنوان کرد، بدون آنکه ارتباط و تاثیر حوزه‌های مختلف با یکدیگر مورد توجه قرار بگیرد. در کشور ما هر وقت اقتصاد، سیاست و حتی فرهنگ به سمتی متمایل شده و مساله‏ای چون عدالت، توسعه و یا رفاه بیش از اندازه بزرگ شده‏اند به سرعت حرکت اجتماعی و توسعه نیز تحت‌تاثیر قرار گرفته است.

برجسته کردن یک مفهوم یا مطالبه یا در مقابل بی‌توجهی به یک مفهوم یا مطالبه دیگر گاهی در برنامه‌ریزی‌ها دخیل بوده است. این نکته‌ای است که موجب وقفه در توسعه می‌شود. بر این اساس می‌توان گفت چالش دولت آینده نحوه تعامل دولت با نیروهای اجتماعی و ساخت جامعه خواهد بود تا اجازه ندهد یک گروه، جناح و یا حزب سیاسی با چند برداشت ناقص از علم و مدیریت جامعه را اداره کنند و همزمان امیدوار به بهبود شرایط باشند.

مشکلات کاملا حل نخواهد شد مگر آنکه حل آنها به دست مردم صورت بگیرد. در این خصوص هم راهی جز اصلاحات ساختاری در ابعاد کلان و در انطباق کامل با بسترهای فرهنگی، تاریخی و توانمندی‏های واقعی جامعه وجود ندارد. تجربه تاریخی بارها و بارها اثبات کرده که نگاه تک بعدی به موضوعات و مطالبات جامعه و البته نیروهای توانمند و اثرگذار هیچ‌گاه نتوانسته گره‏ای از مشکلات بگشاید.

بر این اساس الزامی است که با نگاهی به آسیب‏های دوران گذشته دریابیم که راه گریز از مشکلات تنها در این است که سیاست ما معتدل شود. در حقیقت مشکل دولت آینده مسائل اقتصادی نیست، مشکل راهی است که نباید در پیش گرفته شود و آن هم نگاه تک‌بعدی به مسائل است بلکه باید اجازه رشد، توسعه و بالندگی به حوزه‌های مختلف و از جمله حوزه اقتصاد داده شود. توفیق آینده ما ادامه توجه مسئولان به حوزه‌های مختلف و فاصله نگرفتن از واقعیت‌های اجتماعی است.

بهار:تبلیغات زودرس انتخاباتی

«تبلیغات زودرس انتخاباتی»عنوان سرمقاله روزنامه بهار است كه در آن می‌خوانید؛مصاحبه احمدی‌نژاد با صداوسیمای جمهوری اسلامی و محتوا و مضامین آن‌که غالبا شبیه حرف‌های گذشته بوده تا همین امروز هم واکنش تند دو قوه دیگر را برانگیخته است.

احمدی‌نژاد مانند همیشه «دیگران» را مسئول وضع موجود و مشکلات و مسائل کنونی دانست و غیرمستقیم قوای دیگر یا بالادستی مانند مجمع تشخیص را مقصر اصلی به سرانجام نرسیدن وعده‌های دولت معرفی کرد.

در برابر، رییس قوه‌قضاییه مسئله فساد در قوه‌مجریه و پرونده‌های رشوه و اختلاس را مطرح کرد و از رییس دولت خواست تا فهرست افرادی را که دو سال است موضوع آن را مطرح کرده، افشا کند و برخی نمایندگان از آمارهای غلط و گزارش‌های نادرست و کوشش احمدی‌نژاد برای کسب اختیارات فراقانونی انتقاد کردند. گزارش اقتصادی و آمارها و ارقام احمدی‌نژاد در زمینه اقتصاد و دارو و... هم تاکنون پاسخ‌هایی در پی داشته و قطعا در روزهای آینده نقد این گزارش ادامه خواهد داشت.

اما چیزی که در ورای این مصاحبه تلویزیونی و واکنش‌ها به آن مشاهده می‌شود، سایه افکندن انتخابات آتی ریاست‌جمهوری بر فضای این گفتمان‌ها و کنش و واکنش‌ها است. از یک طرف دولت که می‌داند شرایط اقتصادی- اجتماعی موجود دستاوردی برای او و حامیانش در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی در بر ندارد و نمی‌تواند کارنامه خود را متکای نامزد اصلی خود قرار دهد می‌کوشد تا مقصر را بیرون از قوه‌مجریه معرفی کند و از خود سلب مسئولیت کند.

دیگران (سایر قوا) هم که می‌دانند تا روزهای انتخابات باید آماده اقدامات دولت علیه آنها باشند، انتقادها و افشاگری‌های دولت را برنمی‌تابند تا اقدام تبلیغاتی دولت را بی‌پاسخ نگذارند و با وجود آن‌که دولت می‌کوشد تا مرکز فساد را حوزه‌های دیگر نشان دهد، مرجع این فساد را به خود دولت برگردانند.

اما آنچه در این وضع مهم می‌نماید، از دید مردم و سختی‌ها و مشکلاتی که امروز آن‌ها در زندگی روزمره خود تحمل و با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مهم مقصر نیست، مهم این است که چه کسی می‌خواهد یا می‌تواند این مشکلات را حل ‌و فصل کند و آبی بر آتش بریزد. به نظر می‌رسد این اختلافات که روزهای آتی تداوم خواهد داشت، در شرایط تحریم و تحولات منطقه‌ای و اوضاع اقتصادی- اجتماعی داخلی چندان توجیه‌پذیر نیست و زودتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، مسائل و مشکلات داخلی در تبلیغات زودرس انتخاباتی و زورآزمایی سیاسی قربانی شده‌اند.

دنیای اقتصاد:آیا یارانه نقدی راه مقابله با تحریم است؟

«آیا یارانه نقدی راه مقابله با تحریم است؟»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر پویا جبل عاملی است كه در آن می‌خوانید؛علائم زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه دولت قصد دارد برنامه هدفمندی یارانه‌ها را توسعه دهد.

نه تنها مقامات ارشد اجرایی، از لزوم اجرای فاز دیگری از آن برای مقابله در برابر تحریم‌ها سخن می‌گویند، بل نظریه‌پردازان حامی دولت و طرح هدفمندی یارانه‌ها نیز، بار دیگر در تلاش هستند تا در مدت باقیمانده از دولت کنونی، با نشان دادن مزایای طرح هدفمندی یارانه‌ها و زیر سوال بردن ارتباط میان تورم و یارانه‌ها، عملا راه اجرای طرح را هموار سازند. آیا نظریه‌پردازان و مقامات اجرایی گزاره‌های صحیحی را در مورد یارانه‌ها مطرح می‌کنند؟

1- گفته می‌شود باید تورم را تحمل کرد؛ گفته می‌شود برزیل و ترکیه نیز تورم‌های بالایی داشته‌اند؛ گفته می‌شود این راه رشد اقتصادی است! بله نمی‌توان این موضوع را انکار کرد که کشور‌های در حال توسعه‌ای که به سوی بازار آزاد حرکت می‌کنند، دارای تورم‌های بالایی بوده‌اند. اما یک سوال؟ در این کشور‌ها رشد اقتصادی به هنگام تورم‌های بالا چند درصد بوده است؟ مثلا ترکیه را ببینید.

تورم سالانه در مقطعی از مرز 50 درصد هم عبور کرد و تورم نقطه به نقطه به سطح 70 درصد رسید؛ اما در همین هنگام نرخ رشد اقتصادی در حال افزایش بود و در این دوره و با وجود چنین تورم‌هایی، نرخ متوسط رشد اقتصادی ترکیه بین سال‌های 2001 تا 2008 به 7 درصد رسید. حال چگونه می‌توان وضعیت اقتصادی ایران را با این کشور‌ها مقایسه کرد؟ مگر رشد اقتصادی ما اکنون چقدر است؟ ما در زمانی دچار چنین سطوح تورمی شده‌ایم که همزمان رشد اقتصادی ما در سطوح بسیار نازلی در مقایسه با یک دهه گذشته قرار گرفته است.

 حتی تورم کنونی را نمی‌توان با تورم دهه 1370 مقایسه کرد؛ زیرا آن زمان هم اقتصاد به سوی افزون کردن قدرت خود بود و رشد اقتصادی به مراتب بهتر بود. شاید بهترین دوره‌ای که می‌توان تورم کنونی را با آن مقایسه کرد، دوره زمانی 1320 تا 1323 باشد، یعنی زمانی که تب تورم اقتصاد ایران هم به دلیل نقدینگی بود و هم کمبود عرضه کل و دقیقا در این زمان، رشد اقتصادی بنا بر اطلاعات تاریخی منفی و در وضعیت نامناسبی