ای که نداری ز جهـان جز گـله
توسط : m_hadi47


مهارت‌های زندگی > خانواده - فاطمه محمد صالحی:
گله کردن همیشه هم بد نیست؛ گاهی شکایت منصفانه‌ای است که می‌خواهد رابطه‌ها را بهتر کند اما امان از عادت به گله کردن که در آن همیشه ناراضی بودن و شکایت از جامعه و آدم‌هایش حرف اول را می‌زند.


یك دام برای آرامش

گله یا شكایت‌كردن یكی از عادت‌های رایج ما آدم‌هاست. جملات آشنایی مثل «چرا دیگه یاد ما نمی‌كنید!» «تو به‌كار من رسیدگی نمی‌كنی» «یادت میاد آخرین بار كی به من زنگ زدی؟» «حیف از اون همه زحمت كه برای تو كشیدم» و... .

آرامش ما به میزان توقعات ما از خودمان و دیگران بستگی دارد. جالب اما اینكه یك فرد منطقی وقتی از خودش متوقع می‌شود به تلاش‌اش اضافه می‌كند تا نتیجه بهتری بگیرد و سعی در بهتر كردن عملكردش می‌كند. اما وقتی از دیگران پرتوقع می‌شویم كم‌كم سر و كله گله و شكایت باز می‌شود. این نوع دوم توقع نه‌تنها به افزایش تلاش و فعال شدن ما كمك نمی‌‌كند بلكه فرد را تبدیل به فردی طلبكار و حق به‌جانب می‌كند كه می‌تواند به آرامش، توان و انرژی، روابط اجتماعی و رضایت از زندگی او آسیب بزند. اینجا شاید سؤال پیش بیاید كه اگر ریشه گله و شكایت كردن در توقعات ماست پس چطور می‌توان توقعات را كنترل كرد؟ هرچه از خودمان و محیط، شناخت واقع بینانه‌تر و متواضعانه‌تری پیدا كنیم و در قضاوت‌های خود جایی برای شرایط سخت و ناگزیر دیگران بگذاریم توقعات كمتری به سراغ ما می‌آید.

اینطوری گله كنید

بهتر است قبل از شروع، حرف‌هایتان را با خود مرور كنید تا حاشیه نروید و در كوتاه‌ترین زمان، موضوع اصلی ناراحتی‌تان را بگویید. اگر خوب صحبت كنید، نیاز به تكرار مجدد حرف‌ها نیست.

برای بیان موضوع ناراحتی‌تان باید به فكر استفاده از كلمات باشید؛ این یك هنر است. بهتر است لحن كلامتان از نیش و كنایه و مقایسه كردن دور باشد. صدای بلند و عصبانی، موضوع اصلی حرف شما را از دید طرف مقابل دور نگه می‌دارد، پس با احترام، صدای آرام و شمرده صحبت كنید.

خودتان به‌طور مستقیم با فرد مورد نظرتان مثلا رئیس، همسرتان، اقوام، دوستان و... صحبت كنید و واسطه‌ها را كنار بگذارید. گاهی از حرف شما تا برداشت واسطه كلی فاصله است و همین، كار را خراب‌تر می‌كند. اینكه مخاطب شما احساس كند مسئله شخصی او و شما را حالا كس دیگری هم می‌داند، ممكن است باعث عدم‌پذیرش اعتراض‌تان شود. بیان شكایت شما جلوی جمع یكی از بدترین شیوه‌های ابراز ناراحتی است؛ تنهایی را برای بیان نظرتان انتخاب كنید.

اگر موضوع ناراحتی شما منطقی باشد و قبلا آستانه شنیدن اعتراض طرف مقابل مثلا فرزندتان یا همسرتان را پر نكرده باشید، بهتر است از زمان استفاه كنید و در نخستین فرصت به بیان موضوع بپردازید تا گذشت زمان به آن حاشیه ندهد و احساسات منفی‌تان رشد نكند. در بیان موضوع حتما سهمی از اشتباه برای خود درنظر بگیرید تا مخاطب احساس تنهایی نكند و مثل بازجو‌ها پی‌در‌پی او را متهم نكنید تا فرصت دفاع داشته باشد. احتمال برداشت اشتباه شما همیشه هست.

این شكایت منطقی است

اگر ریشه ناراحتی و شكایت شما در شمار گله‌های غیرمنطقی‌ای كه ذكر شد، نیست و برای گفتن گله خود شرایط زیر را درنظر گرفته‌اید می‌توانید خود را فرد گله‌مند حساب نكنید و شكایت منطقی‌تان را ابراز كنید.

روز‌ها و تعاملات خود را با دیگران به یاد آورید. آیا در‌ماه قبل نسبت به افراد و موقعیت‌های زیادی احساس ناراحتی و نارضایتی داشته‌اید؟ گاهی مرور تجربه‌های قبل كمك خوبی است تا بدانید شما با چند‌نفر یا موقعیت مختلف به مشكل خورده‌اید! اگر تعداد اینها زیاد است احتمالا شما هم به تغییراتی در نوع نگاه و قضاوت‌هایتان نیاز دارید. در غیراین صورت شكایت شما ناشی از نگاه منفی‌نگرتان نیست و جای تامل دارد.

آیا نیت شما از بیان این گله فقط ابراز یك احساس شخصی است یا اصلاح یك رابطه؟ گله‌های غیرمنطقی اغلب نتیجه‌گرا نیستند و برایشان فقط ابراز آن مهم است. برای همین، نوع بیان آن به قدری تلخ و غیرقابل انعطاف می‌شود كه جایی برای اصلاح رابطه باقی نمی‌گذارد. مثلا به همسر‌تان كه با وجود همه تلاش‌هایش مشكل مالی دارد نباید بگویید چرا دیگران باید روز زن طلا هدیه بگیرند و من هر سال فقط یك شاخه گل! پس گروه‌هایی كه در معرض خطر گله‌مندی هستند را دوباره مرور كنید تا به نیت ناراحتی‌تان بیشتر آگاه شوید.

آیا مطرح كردن موضوع ناراحتی شما اثری دارد؟ اگر نه یا باید به فكر راه جدید ابراز باشید و یا با تمركز بر موضوع ناراحتی‌تان آن را برای خود بزرگ نكنید و خود را به پذیرش شرایط عادت دهید. پدری را فرض كنید كه تمام عمر خود را به زحمت پیدا كردن نان حلال گذرانده و زمانی برای درس خواندن و... صرف نكرده است. اگر برای بی‌اطلاعی ایشان از هر موضوع روز دنیا بخواهید از او گله كنید آیا اثری دارد؟

مطمئن شوید كه وقتی می‌خواهید گله كنید، خوبی‌های طرف مقابل را به‌خاطر دارید. این راه خوبی است تا بدانید و مطمئن باشید كه در حال پرخاشگری و عصبانیت و... نیستید.

چه كسانی در خطر گله‌مندی هستند؟

یكی از گروه افرادی كه در دام گله كردن غیرمنطقی می‌افتند ایده‌آل گرا‌ها هستند. آنها می‌خواهند همه مطابق میل‌شان رفتار كنند، هیچ اشتباه و نقصی را منطقی نمی‌دانند یا جامعه و شرایط آرمانی را در ذهن خود می‌سازند و دائم واقعیت اطرافشان را با آن مقایسه می‌كنند. گاهی فكر می‌كنند كه مثلا در فلان كشور، سیستم آموزشی چنین است و چنان و در واقع صدای دهل را از دور می‌شنوند، یا ملاك ازدواجی برای خود درنظر گرفته‌اند و طبق آن، همه موقعیت‌‌های ازدواج خود را رد می‌كنند و گله دارند كه چرا دخترها اینطوری یا پسرها آنطوری شده‌اند. اما همیشه ایراد از جامعه نیست بلكه بسیاری از اوقات ملاك‌های فرد است كه غیرواقعی است. برای این گروه، بهترین راهكار، انتخاب واقعی الگو و معیار است و این را نباید فراموش كرد كه مقایسه 2جامعه یا 2فرد از اساس راه خوبی برای داوری یا گله كردن نیست.

گروه دیگری كه از خطرات گله غیرمنطقی دور نمی‌مانند پرتوقع‌ها هستند. توقع ما را، شناخت ما از دیگران و جایگاهی كه برای خود قائلیم، می‌سازد. فكرش را بكنید، هیچ‌‌كس از یك نوزاد گله نمی‌كند كه چرا راه نمی‌روی یا از یك كودك سوال نمی‌كند كه چرا درآمد‌زایی خوبی نداری و... اینها یعنی شناخت ما از این گروه‌ها اجازه گله‌كردن نمی‌دهد. اما اگر یك همكار از همكارش گله می‌كند كه چرا به جبران رفتار قبلی من شیفت من را قبول نمی‌كنی یا فرزندی از پول توجیبی كمش به پدر گله می‌كند، شاید نقطه آسیب را باید در خبر نداشتن از شرایط طرف مقابل هنگام قضاوت و گله دانست. بهتر است اگر جزو این گروه هستید به فكر شرایط احتمالی طرف مقابلتان باشید كه او را برخلاف میلش مجبور به عدم‌همراهی با شما می‌كند؛ مثلا پدری كه بی‌پولی، او را مجبور كرده پول توجیبی كمی به نوجوان بدهد یا همكاری كه مریضی اعضای خانواده‌اش امكان شیفت اضافه را از او گرفته است! اما پر توقع‌ها علاوه بر آگاهی كم از شرایط اطرافیان، برای خودشان هم جایگاه بالایی قائلند كه به آنها در شرایط غیردلخواه اجازه گله می‌دهد. مدیر یك شركت فكر می‌كند اگر به او بگویند باید در صف خرید بایستد، مراعات جایگاه او را نكرده‌اند، خواهر شوهر فكر می‌كند عروس خانواده نسبت به جایگاه او بی‌احترامی كرده اگر دیرتر سلام كرده و...! چه خوب می‌شود به بهانه ترك گله‌های غیرمنطقی، تمرین تواضع و فروتنی كنیم. اگر به درمانگاه نهج‌البلاغه سری بزنید راه‌حلی كه امیر‌المومنین(ع) برای پرتوقع‌ها بیان می‌كند به كارتان خواهد آمد: «ای پسرم! نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار بده، پس آنچه را برای خودت دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمی‌پسندی برای دیگران مپسند؛ ستم روا مدار آنگونه كه دوست نداری به تو ستم شود.»

گله‌های غیرمنطقی اغلب دامنگیر افرادی می‌شود كه بین خود و دیگران یا جامعه یك رابطه خطی فرض می‌كنند؛ یك بده و بستان اما ما در مثلث روابط زندگی می‌كنیم. اگر خدا را هم در روابط خود به یاد داشته باشیم به تعبیر روانشناسی از سلامت روان بهتر و روابط بین فردی سالم‌تری برخوردار می‌شویم. فكرش را بكنید خواهری كه زحمت بزرگ كردن فرزندان خانواده را بعد از فوت والدین به‌عهده داشته یا فردی كه واسطه ازدواج 2نفر بوده اگر در زمان‌های بعد ناسپاسی از این اطرافیان ببیند می‌تواند چقدر ناراحت شود و اگر براساس رابطه خطی به آنها خوبی كرده باشد، به‌نظرش ضرر كرده و حالا باید گله‌مند باشد. اما با نگاه مثلثی به این موقعیت‌ها (كه ظاهرا جای دلخوری هم دارد) دیگر گله‌مندی مطرح نخواهد بود. فردی كه برای خدا خوبی انجام دهد یا از بدی صرف‌نظر كند، طرف حساب خود را بالاتر از جامعه و افرادش می‌بیند كه بخواهد آنها را پاسخگوی زحماتش بداند. به بیان دیگر اگر كاری را برای خدا انجام دهیم از اطرافیان متوقع نمی‌شویم كه بخواهیم گله كنیم.

حافظ می‌گوید: 
تو با خدای خود انداز كار و دل خوش دار 
كه رحم اگر نكند مدعی خدا بكند


محمدعلی شاطری، روانشناس  پاسخ می دهد.

خدمت شما مشاور عزیز سلام می‌كنم. من مردی 32ساله هستم. 3‌ماه پیش پدرم را از دست دادم. در حال حاضر هم از لحاظ كاری و شغلی تحت فشار شدیدی هستم و هر لحظه این امكان وجود دارد كه از كار بیكار شوم یا اطرافیان موقعیت شغلی من را اشغال كنند. خیلی عصبی شده‌ام و نمی‌توانم مثل قبل روی برنامه‌هایم تمركز كنم. رفتارم با پسر كوچك و همسرم هم مثل قبل نیست و تند و عصبی رفتار می‌كنم. لطفا من را راهنمایی كنید.

دوست عزیز؛ سلام
درگذشت پدر بزرگوارتان را تسلیت عرض كرده و با شما ابراز همدردی می‌كنیم. قطعا یكی از بزرگ‌ترین غصه‌های این عالم غم از دست دادن پدر می‌تواند باشد. از همین ابتدای سؤالتان شروع می‌كنم. در مورد فوت پدرتان شما باید این فرصت را به‌خودتان بدهید كه برای ایشان عزاداری كنید و دوری ایشان را بپذیرید. متأسفانه در جامعه ما ابراز غم و احساسات از طرف مردان كمی به‌صورت تابو درآمده و آقایان سعی می‌كنند این غم و غصه خود را درون خودشان بریزند كه همین مسئله باعث مشكلات بعدی می‌شود. سعی كنید به‌صورت مرتب (مثلا هفته‌ای یك بار) بر سر مزار پدر بروید و آنجا با خیال آسوده اشك بریزید و خودتان را سبك كنید. در برنامه‌های مذهبی، روضه‌ها و مناجات‌ها بیشتر شركت كنید. ارتباط بیشتر با خدا باعث سبك شدن و آرامش درونی در انسان می‌شود. در مورد مشكلات محیط كار و ترس از دست دادن كار و موقعیت شغلی تمام تلاشتان را برای بهبود وضع و محكم كردن جایگاهتان در محیط شغلی بكنید اما فراموش نكنید كه عزت و روزی حلال هر دو در دست خداست و خداوند هیچ‌كس را بیكار و بی‌روزی نمی‌گذارد. از لحظه‌ای كه این باور را در خود به‌وجود آورده و قلبا به آن ایمان بیاورید خواهید دید كه هم مشكلات بهتر حل می‌شوند و هم دغدغه و نگرانی از بابت از دست دادن كار و... نخواهید داشت. مشكل ما انسان‌ها این است كه گاهی فراموش می‌كنیم كه خدایی آن بالا هست كه به شرط تلاش ما تأمین نیازهای اساسی ما را تضمین و تعهد كرده است.

در مورد موضوع عصبی بودن سعی كنید تفریحات كوچك و كم خرج را در برنامه زندگی و خانوادگی‌تان بیشتر بگنجانید. گاهی غروب‌ها یا حتی آخر شب دست همسر و بچه‌ها را بگیرید و به نزدیك‌ترین پارك بروید و هوایی بخورید. فرصت‌های یكی‌دو روزه برای مسافرت و پیك‌نیك را از دست ندهید و سعی كنید از هر فرصتی برای شاد بودن استفاده كنید. كم‌كم خواهید دید كه با انجام توصیه‌های ما اوضاع بهتر خواهد شد اما اگر این نشانه‌ها تا 5-4‌ماه بر طرف نشد یا شدیدتر شد آن‌وقت می‌توانید از یك روانپزشك حاذق كمك بگیرید. موفق باشید.


شنبه 27/10/1393 - 22:11
پسندیدم 0
UserName