چگونه کسب و کار خود را آغاز کنیم؟
توسط : rezaei73
 http://www.yadbegir.com/main/advert/advertising_tips.htmاگر در فکر آغاز کسب و کار خود هستیداحتمالا نمی دانید چگونه باید این کار را انجام دهید؟ یا مردد هستید که آیا این کار را انجام دهم یا خیر. در این مقاله می خواهم شما را با تجربه خود در این زمینه آشنا کنم.همچنین آنچه در این مقاله می خوانید تمام جزئیات کار را به شما نخواهد گفت چون هر پروژه ای فوت و فن خود را دارد. اما سعی دارم مراحل بنیادی برای به ثمر رساندن یک پروژه موفق را با شما در میان بگذارم. آیا کارمندی هستید که از به خطر انداختن شغل خود می ترسید؟من کسانی را دیده ام که در فکر راه انداختن کسب و کار  خود هستند ولی نمی دانند از کجا شروع کنند آنها از خطر کردن می ترسند. از اینکه درآمد ثابت خود را از دست بدهند می ترسند. من این دوره از زندگی را با زمانی که ما می خواهیم مستقل شویم و از خانواده خود جدا می شویم مقایسه می کنم. در این زمان دیگر پشتیبانی و پول والدین خبری نیست و باید خود مخارج خود را تامین می کردیم. این کار برای بعضی افراد ساده و برای بعضی سخت به نظر می رسید. طبیعی است کسانی که باور داشتند می توانند از پس هزینه های زندگی خود برآیند موفق تر بودند و کسانی که چنین باوری نداشتند مدت بیشتری به پدر و مادر خود وابسته بودند. ولی همین افراد هم بالاخره روزی احساس کردند که باید مستقل شوند و روی پای خود بایستند.ولی فقط شما بودید که متوجه شدید و آن روز و آن لحظه را دریافتید زمانی که احساس استقلال بر ترس و دیگر احساسات شما غلبه کرد. نکته مهم در اینجا درک این موضوع است که فرایند استقلال شغلی هم چنین وضعیتی دارد شاید در ابتدا به اندازه درآمد ثابت کارمندی پول بدست نیاورید همانطور که وقتی از والدین مستقل می شوید و شروع به کار کردن می کنید ممکن است پول کافی بدست نیاورید تا تمام هزینه های شما را پوشش دهد. ولی کم کم وضعیت شما بهتر می شود لوازم زندگی مورد نیاز خود را به مرور تهیه می کنید پس اندازی هم خواهید داشت. این بهبود هنگامی که کسب و کار خود را راه می اندازید هم وجود دارد و هر چه بیشتر تلاش کنید بیشتر بدست می آورید. وقتی چنین تصمیمی می گیرید باید ریسک های خارجی و خود را بررسی کنید. یا به عبارت دیگر باید ضعف ها و نقاط قوت را مشخص کنید. همچنین باید برای کسب و کاری که قرار است شروع کنید یک برنامه و نقشه ترسیم کنید تا بدانید بهترین زمان برای اینکه شغل خود را رها کنید و وارد کسب و کار جدید شوید چه زمانی است. وقتی در شرایط بدی شغل خود را رها می کنید این فرایند بسیار ترسناک می شود و در حالی که احتمالا حداقل درآمد لازم را ندارید ممکن است همه رویاهای خود را برباد رفته ببینید و به سراغ کار دیگری بروید. بنابراین هیچگاه چنین کاری نکنید چون تجربه تلخی که به جا خواهد گذاشت سبب می شود دیگر حتی فکرش را هم نکنید که برای خود کسب و کاری راه بیندازید. برای اینکه کسب و کار جدیدی راه بیندازم به چه نیاز دارم؟به عنوان یک طراح گرافیک مستقل و به شهادت داستان موفقیت افراد برجسته و تجربه خودم برای راه اندازی یک کسب و کار جدید عوامل مختلفی وجود دارد ولی یکی از آنها بیش از دیگران موثر است و آن چیزی نیست جز اعتماد به نفس (باور داشته باشید می توانید این کار را انجام دهید.) و وقتی می گویم باور داشته باشید می توانید این کار را انجام دهید، شما می دانید که می توانید این کار را انجام دهید و برای آن هم دلایل مختلف دارید. بعضی ها ممکن است به این حرف ها اعتقاد نداشته باشند و از همینجا خواندن این مقاله را متوقف کنند. ولی حقیقت این است که اعتماد به نفس قسمتی از یک فرمول ساده برای موفقیت است. این فرمول ساده و بنیادی به این شکل است.شما (کسی که باور دارد) + ایده برای ایجاد کسب و کار + نقشه و مسیر تعیین شده + منابع + مشتریان = کسب و کار خوب شاید از خود بپرسید یک ایده شغلی خوب چگونه است؟شما چیزی را طراحی کرده اید که مدتی روی آن کار کرده اید یا ممکن است در کاری متخصص باشید و می دانید که می توانید دانش خود را بفروشید خوب این شروع خوبی است. فرقی نمی کند که بخواهید خدمات یا محصول خود را بفروشید هر پروژه ای که می خواهد باشد اگر کاری را که در آن مهارت زیادی دارید انجام دهید با کمترین تلاش بیشترین نتیجه را بدست می آورید. آیا تاکنون پیش نیامده است که از کاری لذت برده باشید؟ آیا تاکنون کسی به شما نگفته کا این کار را از همه بهتر انجام می دهید؟ خوب این می تواند یک انتخاب خوب برای کسب و کار شما باشد. اگر کاری را بسیار خوب انجام می دهید در آن مهارت دارید و از انجام آن لذت می برید آنگاه در برابر رقبای آینده خود در این زمینه یک برتری بسیار بزرگ دارید. این فرمول فوق را به شکل زیر ساده می کند.شما (کسی که باور دارد) + کار که در آن مهارت دارید و از انجامش لذت می برید + نقشه و مسیر کاری + منابع + مشتریان = کسب و کار!پیشنهاد من به شما این است که لیستی از کارهایی را که انجام آنها لذت می برید تهیه کنید و مراقب باشید و مطمئن شوید واقعا در این کار مهارت دارید، نه اینکه تصور شما این باشد. همانطور که قبلا هم گفتم این را می توانید از تعریف صادقانه (و نه تعارف) دوستان، همکاران، همکلاسی ها، خانواده و مشتریان از کار خود دریابید. کدام ایده بهترین ایده است؟آیا ایده ای که غریزه به ما می گوید؟ نه این طور نیست. بله احتمالا جاهایی در راه اندازی کسب و کاری جدید استفاده از غریزه کمک می کند ولی هنگام انتخاب یک ایده خوب شغلی این کار به صلاح نیست. در انتخاب ایده و هدف باید به زمانی که برای راه اندازی و به ثمر رسیدن کسب و کار لازم است و منابع خود توجه داشته باشید آیا تا آن زمان می توانید روی پای خود بایستید. چه منابعی را اکنون در دست دارید و در آینده به چه منابعی احتیاج خواهید داشت. این منابع می تواند شامل:افراد، پول، لوازم و سخت افزار و ... باشد.آنچه باید به آن توجه داشته باشید ضعف ها و قوت های شماست. مهم نیست چقدر هدف شما بزرگ باشد اگر یکی از ضعف های شما کم طاقتی است کل این فرایند برایتان نا امید کننده خواهد بود. بیشتر مردم هنگام تصمیم گیری به این عوامل توجه نمیکنند. اما توجه به عوامل شخصیتی بسیار مهم است چون نقش مهمی در کل فرایند دارند. در حقیقت با ارزیابی خود خطرات را ارزیابی می کنید.برای تصمیم گیری ریسک های خارجی هم باید در نظر گرفته شوند: این بدان معنا نیست که چون کار بزرگ و پر هزینه ای دارید و از ماشین آلات گرانقیمت استفاده می کنید ریسک بالایی هم گریبان گیر شما خواهد شد بلکه هر کدام از آنها درجه از ریسک را بیان می کنند که با توجه به دانش شما نسبت به آن موضوع ریسکش هم می تواند قابل کنترل باشد.  مدیریت ریسک کاری است که باید به صورت مداوم صورت گیرد حتی زمانیکه کسب و کار شما پا گرفته و پخته شود.بنابراین پس از اینکه لیستی از از اهداف درست کردید برای هر هدف هم باید لیستی از خطرات و تهدید ها درست کنید. (شما در آینده این لیست را برای تنظیم برنامه کاری خود لازم خواهید داشت.) ممکن است بخواهید ریسک ها را با ریسک های محیطی، عوامل فردی، ریسک های اقتصادی، ریسک های سیاسی، ریسک های بین المللی و مانند آن دسته بندی کنید. و باید در هر مورد با دقت خطرات را بررسی نمایید تا چالش های مقابل خود را دریابید و برای آنها راه و چاره ای بیابید. نقشه و برنامه کار و استراتژی حرفه ای چه هستند؟اگر حتی برای تعطیلات خود برنامه ای نداشته باشید ممکن است نتوانید از تعطیلات خود لذت ببرید و چیزها آنگونه که می خواهید پیش نروند. برای آنکه آنچه می خواهید اتفاق بیفتد باید برای آنها یک تصویر ذهنی داشته باشید. داشتن هدف و تعیین آن یکی از مهمترین مراحل هنگام شروع یک کسب و کار جدید است. و دلیل آن هم واضح است چون جهت حرکت و برنامه رسیدن به آن را تعیین می کند. هدف موتور ایجاد انگیزه و پاسخی مناسب به این سوال دشوار است: آیا اگر این کار را انجام دهم به من کمک میکند به هدف خود برسم؟ یک کسب و کار بدون هدف مانند یک کشتی بدون قطب نماست در سفر با این کشتی هیچگاه نخواهید فهمید که مقصد شما کجاست. هدف شما تا حد امکان باید واقع گرایانه و خاص باشد. هدف خود را با توجه به زمان، الویت ها، سود ها، موقعیت ها و فرصت ها تعیین کنید. دو هدف زیر را با هم مقایسه کنید:1- توزیع کننده اصلی کالای X در سیدنی در سال 2009 باشید و در سال 2012 توزیع کننده اصلی آن در استرالیا باشید. و به عنوان بهترین مارک شناخته شوید.2- کالای X را توزیع کنم و سود مناسبی بدست بیاورم. و نام تجاری داشته باشم که بیانگر کیفیت خوب باشد.کدام یک از این دو اطلاعات بیشتری به شما می دهد؟ کدام هدف مرحله بعدی یا جابجایی را که باید شروع کنید نشان می دهد؟ به همین دلیل است که برای شروع هر پروژه ای در زندگی خود به یک هدف احتیاج دارید.از طرفی یک نقشه کاری از فعالیت ها، استراتژی ها، ریسک ها، اطلاعات دستور العمل ها و ضرب العجل ها تشکیل شده است. که برای تعیین هر کدام از آنها به یک هدف واضح و روشن نیاز دارید.یک نقشه کاری خوب مشخص می کند که اکنون کجا هستید و فرصت ها و ریسک ها در فرایند رسیدن به هدف کدامند. راههای زیادی برای تکمیل و پخته شدن نقشه کاری وجود دارد بعضی از آنها پیچیده تر هستند ولی برای شروع شما به یک پرونده از اطلاعات نیاز دارید. آنگاه الگو های زیادی برای برنامه کاری خواهید یافت.به طور خلاصه یک برنامه و نقشه کاری دست نوشته ای است که ساختار کسب و کار ایده آل شما را همراه با منابع و ریسک های آن ترسیم می کند. برنامه دید گسترده تری به شما می دهد و مشخص می کند که چه باید بکنید و چگونه باید آنرا انجام دهید.طبق فرمول زیر که قبلاً به صورت ساده تر آنرا بیان کردیم:منابع + برنامه کاری استادانه + کاری که در آن مهارت دارید و از انجامش لذت می برید + شما (کسی که باور دارد) + مشتری = کسب و کار موفق! منابع کسب و کاردر حالیکه برنامه کاری خود را تهیه می کنید باید به قسمتی حیاتی از پروژه خود توجه ویژه داشته باشید که به آن منابع می گویند. منابع در حقیقت ابزاری هستند که برای به حقیقت پیوستن رویای حرفه ای خود به آن نیاز دارید. منابع شما می تواند ماشین آلات صنعتی برای تولید محصول، انبار برای ذخیره کالا، افرادی برای گرداندن کسب و کار شما، نرم افزار ها و سخت افزار هایی که برای کار روزمره به آنها نیاز دارید و از آنها استفاده خواهید کرد. شما می توانید لیستی بی پایان از منابع تهیه کنید که این لیست از پروژه ای به پروژه دیگر متفاوت است.  ولی این لیست در یک کلمه می تواند خلاصه شود: پولاگر می خواهید پول در بیاورید باید پول خرج کنید. برای اینکه فرمول کسب و کار موفق را کامل کنید باید مطمئن شوید که برای خود ابزار مناسب انتخاب کرده اید و آنرا در اختیار دارید. همه منابعی که لازم دارید لیست کنید (حتی اگر این منابع هم اکنون در اختیار شما هستند از آنها یادداشت برداری کنید.) و درکنار هر کدام از منابع مورد نیاز خود هزینه و زمان استفاده آنرا بنویسید. حال باید لیست منابع خود را الویت بندی کنید بسیار دقت کنید اکنون در مرحله ای مهم قرار دارید. برای این منظور آنها را به سه دسته حیاتی، مورد نیاز و اگر باشد بهتر است تقسیم کنید. این کار از آنچه احتیاج خواهید داشت و هزینه ها و زمان تهیه آنها به شما درک بهتری خواهد داد. همچنین با تهیه این لیست و الویت بندی آن می فهمید چه زمانی بهترین موقع برای کناره گیری از شغل فعلی است. یا اگر احتیاج به وام داشتید کمترین مقدار وام مورد نیاز را به راحتی می توانید تعیین کنید. و ضرب العجل خود برای اتمام پروژه را هم تعیین خواهید کرد. اگر برنامه کاری خود را تعیین کرده باشید و از میزان ریسک آن درک درستی داشته باشید و منابع مناسب را فراهم کرده باشید حال زمان کار و پول در آوردن است و اینجاست که به مشتری احتیاج پیدا می کنید.وقتی که برنامه و نقشه کسب و کار خود را تهیه می کردید باید بازار هدف خود را هم ترسیم  می کردید. باید بدانید مشتریان شما که هستند، چند سال سن دارند چه شخصیتی دارند و از این قبیل. شما بر اساس تحقیقات خود درباره بازار می توانید برای فروش خود تخمین بزنید.تا این مرحله همه فکر های ناب فقط در ذهن شما بوده است و تا وقتی که به کسی درباره آن نگفته اید نمی توانید از آن بهره ای هم ببرید. به عبارت دیگر برای اینکه کالا یا خدمات خود را بفروشید باید به دنیا بگویید که شما وجود دارید و چه محصول و خدماتی ارائه می دهید چه توانایی هایی دارید. تبلیغ کنید تا سیستمی را که برای آن زحمت کشیده اید به کار بیندازید. بسته به ذات کسب و کار، استراتژی، بودجه و بازارتان باید در بازار های مختلف تبلیغ کنید. اما قبل از اینکه کسب و کار خود را از طریق تبلیغات رواج دهید باید یک نام تجاری مناسب انتخاب نمایید این نام تجاری بیانگر هویت کسب و کار شما خواهد بود و تصویری از سازمان شما در ذهن مشتریان تداعی خواهد کرد.  تصویری مناسب از کسب و کار حود  ارائه دهید.لوگو: برای این منظور لوگوی شما باید به شکلی باشد که مشتریان وقتی آنرا می بینند نام شما را از رقبایتان تشخیص دهند و همین طور به راحتی آنرا به خاطر بیاورند این لوگو می تواند توصیف کننده کار شما باشد.سربرگ ها و کارت ویزیت: هنگام اطلاع رسانی، تبلیغات، شرکت در نمایشگاه ها، تبادلات کالا، نامه نگاری و ... سر برگ ها و کارت ویزت ها بسیار رد و بدل می شوند. مطمئن باشید این کار به صورت حرفه ای انجام گرفته است. اگر به یک مشتری کارت ویزیت خود را بدهید و او از آن سر در نیاورد مشتری خود را از دست داده اید. بنابراین برای این کار بودجه ای مشخص نمایید و از افراد حرفه ای استفاده کنید به خاطر داشته باشید لوگوی شرکت شما یکبار طراحی می شود و برای همیشه با شماست. بعضی افراد زمان زیادی صرف طراحی لوگو می گذارند که خود آنرا طراحی نمایند ولی اگر شما این زمان را روی بهینه سازی کسب و کار خود و بازار یابی آن صرف نمایید و طراحی لوگو را به افراد حرفه ای بسپارید و در عین حال خود به طراح بفهمانید که لوگویی متمایز ساده و به یاد ماندنی می خواهید مطمئن باشید چند صد برابر هزینه طراحی را بدست خواهید آورد.کاتالوگ ها و بروشور ها: مطمئن شوید که یک کاتالوگ حرفه ای دارید تا محصولات و خدمات شما را به خوبی ارائه کند. این می تواند یک کاتالوگ چند صفحه ای باشد که برای مشتریان خود ارسال می کنید. یا یک آگهی تک صفحه ای یا یک کارت پوستال باشد. مخصوصاً اگر کسب و کار شما فصلی است داشتن کاتالوگ ها مناسب از واجبات است تا قابلیت ها خود را به مشتریان یادآوری کنید.تابلو های تبلیغاتی: این روش تا حدودی پر هزینه است ولی برای مناسبت های تجاری مانند نمایشگاه ها به آنها نیاز خواهید داشت این تابلو ها باید به اندازه کافی جذابیت داشته باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد به طوریکه ببیننده را به دیدن تابلوی تبلیغاتی شما  تشویق نماید.عکاسی از محصولات: اگر کار شما فروش کالا یا خدمات است باید بتوانید آنرا به صورت تصویری به نمایش بگذارید و برای اینکه عکس های اثر گذاری داشه باشید باید از یک عکاس حرفه ای کمک بگیرید. البته مانند طراحی لوگو اگر اگر خودتان از محصول عکاسی نمایید هم ارزانتر و هم هیجان انگیزتر است ولی چرا می خواهید همه تبلیغات خود را به خطر بیندازید؟ اگر یک عکاس حرفه ای نباشید نقص کالای خود را در تصویر برجسته می کنید و نخواهید توانست جذابیت لازم را در تصاویر ایجاد کنید و روشن است که برای مشتریان هم جالب نخواهد بود. به خاطر داشته باشید که یک تصویر می تواند بیش از هزار کلمه صحبت کند!طراحی وب سایت: وب سایت رسمی یکی از روش های ارزان ولی موثر است تا مشتریان جدید پیدا کنید، مشتریان قبلی را دوباره به سمت خود بکشانید، آخرین اطلاعات را در اختیار آنها قرار دهید و تصویری حرفه ای از کسب و کار خود ارائه دهید. با وب سایتی که به گونه ای مناسب و گویا طراحی شده باشد و پیدا کردن اطلاعات در آن ساده باشد تصویری حرفه ای از کسب و کار خود ارائه کرده اید. امروزه بسیاری از مشتریان حتی برای پیدا کردن آدرس و شماره تلفن شما از گوگل استفاده می کنند به خصوص اگر کالایی خاص را عرضه می کنید. هیچ جا مثل اینترنت جای مناسبی برای معرفی آن نیست. از ایمیل های مجانی استفاده نکنید مثلاً اگر نام شرکت شما Yadbegir است می توانید از ایمیلی مانند sales@yadbegir.com استفاده کنید و آنرا در کارت ویزیت خود هم ذکر کنید و به این ترتیب به نام تجاری شرکت خود هم وفادار خواهید بود. هیچگاه فکر نکنید ساختن یک وب سایت کاری مربوط به آینده است چون از زمانی که وب سایت شما آماده می شود تا زمانی که موتور های جستجوی اصلی وب سایت شما را در لیست خود اضافه نمایند و کاربران واقعی پیدا کنید ممکن است چند سال طول بکشد. در حالیکه ممکن است رقبای شما مدت ها قبل دست به کار شده و اکنون وب سایت مناسبی راه اندازی کرده باشند.طراحی بسته بندی مناسب: اگر چه بیشتر مواقع بسته بندی یا جعبه محصولات از سطل آشغال سر در می آورد اما این بسته بندی نقش مهمی در تصمیم گیری مشتری برای خرید محصول شما دارد. هدف اصلی از بسته بندی حفاظت کالا است اما وقتی که قرار است برای بسته بندی خرج کنید بهتر نیست یک بسته بندی کارساز و با جلوه داشته باشید بنابراین به یک بسته بندی جذاب احتیاج خواهید داشت. با انجام روش های بازار یابی فوق و ارائه کالا و خدمات با کیفیت مناسب کسب و کار شما از توصیه مثبت مشتریان برخوردار خواهد شد و این موثر ترین روش تبلیغات در دنیاست. بنابراین تا می توانید مشتریان خود را راضی نگه دارید و به آنها خدمت کنید آنها بهترین مبلغان برای شما هستند. بهبود مستمر وقتی که کسب و کار شما روی غلطک افتاد و شروع به کار کرد یک ماه اول چیزهای زیادی درباره محصولات، خدمات، نحوه اداره کسب و کار، بازار، مشتریان و... خواهید آموخت. حال شما اطلاعات جدیدی دارید که بعضی از تصورات قبلی شما را نقض می کنداز آنها استفاده کنید و لیست خود را درباره ریسک های و فرصت هایی که قبلاً نمی دیدید به روز رسانی کنید و در صورت لزوم برنامه کاری خود را با توجه به لیست جدید دوباره نویسی کنید. این برنامه بسیار با ارزش تر است چون اکنون کسی آنرا بهینه سازی کرده است که با تجربه تر است رسیدن موفقیت فقط با راه انداختن یک کار جدید بدست نمی آید بلکه اداره درست همراه با بهبود مستمر است که موفقیت را نصیب شما می کند. دنیای کسب و کار دنیای رقابت است و  حتی اگر در آغاز رقیبی نداشته باشید مطمئن باشید پس از مدتی رقبای زیادی پیدا خواهید کرد و اگر به بهبود، نوآوری و آینده نگری توجه نکنید به زودی دیگران از شما سبقت خواهند گرفت. نوآوری امری حیاتی و سوخت کسب و کار شما برای اداره آن است.ترجمه: علی یزدی مقدم  این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات كام تهیه شده است و استفاده از آن فقط با ذكر نام نویسنده یا مترجم و نام یاد بگیر دات كام همراه با لینك آن مجاز  استمطالب مرتبط:روش صحیح آغاز یك كسب و كار جدیدراه هایی برای توسعه مشاغل خانگی17 اشتباه افراد در آغاز یك كسب و كار جدیدنكاتی برای تبلیغات موفقسخن بزرگانهفده اشتباه افراد در آغاز یك كسب و كار جدید آنچه در این مقاله می بینید حاصل تجربیات «جان اوشر» است او صدها كالا را بهینه سازی یا ابداع كرده است یكی از این محصولات یك مسواك برقی است كه تبدیل به پرفروش ترین مسواك آمریكایی شد و آنهم فقط در طول 15 ماه. كسانیكه با دنیای كسب و كار آشنا هستند به خوبی می دانند كه این یك شاهكار است. او همچنین چندین كمپانی موفق را تاسیس كرده است. یكی از این كمپانی ها Cap Toys است كه توانست به فروش 125 میلیون دلار در سال دست پیدا كند و سپس آن را به كمپانی «Hasbro» فروخت. اما یكی از بزرگترین كارهای او كه كمك بزرگی به دنیای كسب و كار كرد این بود كه شروع به تهیه لیستی از اشتباهات كرد كه نباید در شروع یك كسب و كار جدید آن ها را مرتكب شد. این لیست حاصل تجربیات سالها ابداع و تاسیس كارهای جدید است.جان 57 ساله می گوید: «بعد از اینكه شركت خود را به «Hasbro» فروختم لیستی از همه اشتباهات خود تهیه كردم. اشتباهاتی كه می دیدم دیگر كارآفرین ها هم مرتكب می شوند كارآفرین سریالی ما ادامه می دهد: «من می خواستم سازمانی تاسیس كنم و در بدو كار هیچ كدام از این اشتباهات را مرتكب نشوم و می خواستم بدانم به این روش می توانم یك سازمان ایده آل ایجاد كنم. او یك لیست غیر رسمی شامل 16 اشتباه تهیه كرد و سپس نهایتاً آن را به 17 تا رساند و حاصل تجربیات وی تاكنون در تحقیقات تجاری دانشگاه هاروارد مورد استفاده قرار گرفته است. و این لیست در رسانه ها و سخنرانی هایی كه مخاطب آنها تجار و بازرگانان هستند مورد استفاده قرار گرفته است. او در سال 1999 این لیست را برای تولید مسواك برقی معروف خود به كار گرفت این كالا در سال 2001 میلادی وارد بازار شد و تبدیل به پرفروش ترین مسواك شد و در نهایت این كمپانی را به قیمت 475 میلیون دلار فروخت.او می گوید: «من انتظار نداشتم این لیست واقعاً كار كند و شاید هم دیگر چنین موفقیتی تكرار نشود اما ما به این روش یك كسب و كار بی عیب و نقص را از شروع كار تا فروش آن ایجاد كردیماوشر همچنین یك ظرف شور برقی تولید كرد و آن را به شركت «Procter & Gamble» (همان شركتی كه كمپانی مسواك برقی را خریده بود،) فروخت. جان اوشر همچنان در حال تولید كسب و كارها و محصولات جدید است و در این مسیر به تحقیقات خود ادامه می دهد. و می خواهد از تجربیات جدیدش چیزهای جدیدی یاد بگیرد. این مقاله هدیه یاد بگیر دات كام به همه افرادی است كه می خواهند كسب و كاری جدید را آغاز كنند و راهی به سوی موفقیت بیش گیرند.در خلال اشتباهاتی كه اوشر ذكر می كند به كارآفرین ها می گوید كه آنها كه هستند و برای رسیدن به بالاترین سطح از تكامل چه كارهایی باید انجام دهند. اشتباهاتی كه همه مرتكب می شونداشتباه اول: بیشتر افراد معمولاً به اندازه كافی برای تحقیقات روی طرح و ایده خود وقت صرف نمی كنند تا ببینند واقعاً ارزش آن را دارد یا نه و به همین دلیل شكست می خورند این معمولاً مهمترین اشتباه همه است. به اعتقاد اوشر 9 نفر از هر 10 كارآفرین به خاطر اینكه طرح و ایده آنها ارزشی را كه تصور می كردند نداشته است  شكست می خورند. گاهی افراد آنقدر شور و شوق به انجام كار جدید دارند كه از تجزیه و تحلیل آن غافل می شوند. و همین باعث شكست آنها می شود آنها ممكن است بسیار با استعداد و لایق باشند و هر كاری كه از دستشان بر می آید انجام دهند ولی به نتیجه مناسبی دست پیدا نمی كنند چون قدم اول را مشكل دار برداشته اند. یعنی ایده با ارزشی انتخاب نكرده اند.اشتباه دوم: تخمین نادرست از بازار، تعداد مشتریان احتمالی، زمان بندی و قسمتی از بازار كه نصیب آنها خواهد شد. بیشتر افراد كارآفرین آنقدر درباره طرح ها و كارهای جدید خود هیجان زده هستند كه توجه نمی كنند و چند نفر مشتری واقعی آنها خواهند بود. آنها می گویند اگر كل بازار 50 میلیون مصرف كننده داشته باشد و فقط 2 درصد از بازار مشتری ما باشند آنگاه 1 میلیون مشتری خواهیم داشت حال آنكه 2 درصد از بازار رقم بسیار بالایی است و بیشتر كسب و كارها زیر 1 درصد مشتری دارند.اشتباه سوم: كم تخمین زدن سرمایه و زمان مورد نیاز. آنها سرمایه مورد نیاز را براساس اشتباه اول تخمین می زنند. افراد در ابتدای كار برای محیط اداری، مبلمان، كامپیوترها و استخدام یك مدیر فروش و ... پول زیاد خرج می كنند. به عبارت كارهایی انجام می دند كه هزینه بر و هزینه ساز است و به امید اینكه فورش بالایی داشته باشند.همه این هزینه ها به امید حجم بالای فروش در مدتی كم انجام می شود. آنها فكر می كنند خیلی زود سود بالایی نصیبشان می شود ولی در عمل چنین اتفاقی نیمی افتد و ناگهان متوجه می شوند همه سرمایه خود را خرج كرده اند و پولی برای ادامه كار ندارند. و در این زمان هزینه های پیش بینی نشده هم وجود دارند بنابراین همیشه سرمایه ای بیش از آنچه در ابتدا به نظر می رسد نیاز است حتی اگر صرفه جویی های لازم انجام شود.اشتباه چهارم: تخمین اشتباه در حجم فروش و زمانبندی. آنها تخمین درستی از بازار و تعداد مشتریان ندارند بنابراین برای این قسمت از كسب و كار خود پروژه های زیاد اجرا می كنند. آنها می گویند 200 میلیون خانه وجود دارد و كافیست به X تعداد از آنها جنس خود را بفروشم. اما چون در زمان محدودی كه در نظر گرفته بودند به میزان فروش مورد نظر خود نمی رسند شكست می خورند و هیچگاه فرصت پیدا نمی كنند حجم فروش كافی داشته باشند.اشتباه پنجم: سرمایه پروژه ای را بسیار كم تخمین می زنند. برای اجرای هر پروژه از طراحی تا تولید كالا همیشه به سرمایه ای بیش از آنچه تصور می كنید نیاز است. همچنین دلایل ناشناخته ای وجود دارند كه هزینه اجرای یك پروژه را بالا می برند. بنابراین هنگام اجرا پروژه شما با كمبود منابع روبرو می شود و پروژه كند و محدود می گردد.اشتباه ششم: افراد زیادی استخدام می كنند و برای دفتر، مبلمان و تجهیزات اداری هزینه زیادی می كنند. اكنون شما فروش كم و هزینه های زیادی دارید. این مشخصه سازمان هایی است كه هر روز شكست می خورند و نمونه های زیادی از آنها را می توانید ببینید. همه اینها از اشتباه اول ناشی می شود: شكست بدلیل عدم تحقیق كافی درباره ارزش طرح و فرصتی كه می خواهید روی آن سرمایه گذری كنید.قسمت دوم درباره خوش بینی حرفه ایاشتباه هفتم: نداشتن طرح و نقشه برای عدم كامیابی احتمالی. حتی اگر در تمام برآوردها و تخمین ها بسیار واقع گرایانه عمل كرده باشید باز هم وقایع پیش بینی نشده وجود دارند. ممكن است شرایط بازار عوض شود، بانك به تعهدات خود پایبند نباشد، بهره بانكی عوض شود، برای حمل و نقل محصول محدودیت هایی ایجاد شود و بسیاری موارد از این قبیل كه اگر هر كدام از اینها اتفاق بیفتد مقصر شما نیستید. یا به عبارت دیگر این مشكلات ناشی از ضعف طرح نیست، اما اتفاق می افتد. بیشتر مواقع كسانی كه كار جدیدی را آغاز می كنند احساس می كنند هر گاه به مشكلی برخورد كردند كسی یا چیزی هست كه به آنها كمك كند. و به همین دلیل از قبل نقشه ای برای شرایطی ناگواری كه ممكن است پیش بیاید ندارند و در صورت وقوع چنین شرایطی كل زحمات و سرمایه آنها در خطر خواهد بود.اشتباه هشتم: شریك كردن افراد غیر لازم یا اشتباه. شما فقط به افراد مشخصی به عنوان شریك نیاز دارید. به عنوان مثال بیشتر مواقع به پول نیاز دارید، و شركایی پیدا می كنید كه آنها هم به پول نیاز دارند. یا بسیاری مواقع افراد خلاق كه ایده هایخوبی هم دارند دوستان خود را به عنوان شریك انتخاب می كنند. بسیاری افراد برتری های راهبردی را ندارند یا اعتبار كافی را برای شراكت ندارند. حال چنین افرادی قرار است مثلاً 25 درصد از شركت شما را صاحب شوند. چنین كاری كاملاً اشتباه و غیر ضروری است. قبل از اینكه افراد بخواهند در دارایی یا طرح  شما شریك شوند، باید آن را بدست آورند. (یعنی برای شراكت خود پول، اعتبار و وقت خود را گرو بگذارند و زحمت بكشند.)اشتباه نهم: افراد را برای راحتی خود استخدام كنید نه به خاطر مهارتهای مورد نیاز آنها. در اولین شركت هایی كه بنا كردم خویشاوندانم را استخدام كردم. این كار بسیار ساده بود اما بسیاری از آنها برای كاری كه من نیاز داشتم فرد مناسبی نبودند. و اخراج كردن افراد كار ساده ای نیست به خصوص اگر از فامیل و آشنا باشند. برای استخدام افراد زمان بیشتری صرف وقت كنید و براساس مهارت ها از بین آنها انتخاب كنید. شما به افرادی با مهارت بسیار بالا احتیاج دارید. كه بتوانند در شرایط نامناسب به كسب و كار شما كمك كنند، به عبارت دیگر آچار فرانسه باشند. و اگر افراد نامناسب استخدام كنید، درست زمانیكه به آنا احتیاج دارید كسب و كارتان را با مشكل مواجه می كنند.اشتباه دهم: غفلت از مدیریت قسمتهای مختلف سازمان. این مشكل معمولاً همیشه اتفاق می افتد. آنها معمولاً نیمی از وقت خود را به كارهایی می پردازند كه 5 درصد از كل فعالیت ها هم نیست. و از قسمت های دیگر غافل می شوند. شما باید نسبت به كل سازمان خود دید داشته باشید. ولی معمولاً كسانی كه كسب و كاری را اداره می كنند  این دید جامع را از دست می دهند. و بیشتر انرژی خود را برای اداره قسمتی از سازمان به كار می گیرند تا اینكه كل سازمان را رهبری و مدیریت كنند. وقتی محصولات مختلف را تولید می كردم و گاه برای بعضی از آنها افرادی را استخدام می كردم و نتیجه آن را با تصویر بزرگی كه در ذهن داشتم در كوتاه مدت و بلند مدت مقایسه می كردم كه آیا به اهداف تعیین شده رسیده ام یا نه. به عبارت دیگر ارزیابی كارهای انجام شده و مقایسه آن و با اهداف و برنامه ها سبب می شود دید كاملتری داشته باشید. پس سعی كنید آن تصویر بزرگ را در ذهن خود داشته باشد و مرتباً آن را با وضعیت كنونی خود مطابقت دهد.اشتباه یازدهم: پذیرفتن غیر ممكن بودن، ساده تر از پیدا كردن راه حل مناسب است. من مهندسی داشتم كه بسیار ماهر بود ولی هر گاه ما می خواستیم وسیله ای را اصلاح یا بهینه سازی كنیم می گفت: شما نمی توانید به این روش این كار را انجام دهید. «و من باید مطمئن می شدم كه به آسانی حرف هایش را قبول نیم كردم. من باید دیدی فراتر می داشتم. اگر می خواهید یك كارآفرین باشید باید بتوانید كارهای جدیدی انجام دهید. افراد زیادی به شما خواهند گفت این ممكن نیست.» ولی نباید این حرف ها را به آسانی قبول كنید یك كارآفرین خوب همیشه راه حل مناسبی پیدا می كند.اشتباه دوازدهم: توجه بیش از اندازه به حجم فروش و تعداد مشتریان به جای اینكه به سود دهی كسب و كار توجه شود. افراد معمولاً بیشتر به حجم و مقیاس توجه می كنند. بیشتر كار آفرین ها تمایل دارند بگویند سازمانی را اداره می كنند كه بسیار بزرگ است، تعداد زیادی پرسنل دارد، این مقدار مساحت دارد و این قدر فروش دارد. معمولاً ما تمایل داریم در ذهن خود كسب و كاری بزرگ را پرورش دهیم تا اینكه به فكر ایجاد كسب و كاری پر سود باشیم. اما بدانید كه بانكداران و كارشناسانی كه سازما شما را برای خرید یا سرمایه گذاری بررسی می كنند از یك سازمان زیادی بزرگ خوششان نمی آید. كارآفرین ها معمولا افرادی خلاق و فنی هستند ولی باید یاد بگیرند یك مدیر و بازرگان خوب هم باشند.اشتباه سیزدهم: به جای اینكه به دنبال حقیقت باشید به دنبال تأیید هستید. این اشتباه بسیار متداول است شما می خواهید كاری را شروع كنید، بنابراین با افرادی كه برای شما كار می كنند صحبت می كنید. با خانواده و دوستان صحبت می كنید. اما درحقیقت به دنبال تأیید كار خود هستید. و به دنبال حقیقت نمی گردید. بلكه به دنبال كسی هستید كه به شما بگوید كار درستی انجام می دهید. اما همیشه حقیقت غیر از این است. ما محصول خود را آزمایش می كنیم و به حرف آزمایش كنندگان گوش می دهیم كه ببینیم چه می گویند. و به جای اینكه برای حقیقت ارزش قائل شویم بیشتر به حرف مردم كه می گویند «اوه این فوقالعاده است» اهمیت می دهیم.اشتباه چهاردهم: از دست دادن سادگی دید. بیشتر كاآفرین ها در آن واحد روی چند قسمت كار می كنند ولی هیچكدام را به درستی انجام نمی دهند. به جای اینكه تمركز خود را روی انجام درست همه كارها برای فروش هر چه بیشتر داشته باشند. آنها توجه كارمندان و وقت خود را برای انجام كارهای زیادی در آن واحد تقسیم می كنند. بنابراین كالای اصلی آنها به خوبی تولید نمی شود چون آنها كارهای زیادی انجام داده اند و از اصل قضیه دور شده اند. آنها كالایی دارند و می گویند می خواهند آن را به Wal-Mart (یك فروشگاه زنجیره ای معروف در آمریكا) بفروشند. پس از مدتی می گویند می خواهند محصول خود در شبكه فروش خانگی بفروشند و سپس می گویند فروشگاه های هدیه هم به نظر خوب می رسند. و از این دست.اشتباه پانزدهم: هدف بلند مدت و مقصد حرفه ای شفاف و واضح نیست. هدف بلند مدت شما باید مشخص باشد. این بدان معنا نیست كه شما عوض نمی شوید، اما وقتی كه هدفی را تعیین می كنید باید به آن سمت نشانه گیری كنید. این حرف ها وقتی اهمیت پیدا می كند كه افراد می خواهند محصول خود را تعیین كنند. و می پرسند چه محصولی انتخاب كنم؟ (تولید كنم؟) پاسخ بستگی به این دارد كه چه كاری را می خواهید انجام دهید. اگر می خواهید با این كار یك سازمان چند میلیون دلاری تاسیس كنید. شاید باید روی كالای خود تجدید نظر كنید. ولی اگر هدف شما یك شركت كوچك است قضیه فرق می كند. یا اگر می خواهید كسب و كاری راه بیندازید كه اعضای خانواده خود را مشغول به كار كنید بحث دیگری است. و شاید در این گونه موارد خیلی نیازی به اهداف بلند مدت نداشته باشید ولی اگر هرف كسب و كار شما شفاف و مشخص باشد. در موفقیت آن تاثیر زیادی دارد.اشتباه شانزدهم: از دست دادن تمركز و هویت. برای خلق یك سازمان با ارزش این مشكل را بیان می كنم. سازمان شما خود یك كالا است. شركت ها و سازمان های زیادی هستند كه سعی می كنند اهداف زیادی را در آن واحد دنبال كنند و به جای اینكه یك كسب و كار متمركز، معتبر و دارای هویت داشته باشند، فعالیتی شلوغ و درهم دارند. وقتی كه كسب و كار جدیدی راه می اندازید بسیار مهم است كه روی هدف و هویت شركت تمركز داشته باشید. اجازه ندهید قدرت سازما شما روی اهداف مختلفی كه به نتیجه رسیدن هر كدام از آنها پروسه ای سنگین است تقسیم شود چون به این ترتیب سازما شما ضعیف خواهد شد. مثلاً فرض كنید كه شركتی دارید كه محصول آن تنقلات مورد علاقه كودكان است حال اسباب بازی را به محصولات خود اضافه كنید فقط به این دلیل كه مشتریان شما ممكن است اسباب بازی هم بخرند شركت خود را تضعیف كرده اید. یك سازمان به تمركز روی آن چه هست نیاز دارد تا بتواند قدرت بگیرد.اشتباه هفدهم: نبود برنامه ای برای خارج شدن از این كسب و كار. یك برنامه برای خروج از كسب و كاری كه ایجاد كرده اید داشته باشید و سعی كنید آن را به بهترین نحو انجام دهید. به عنوان مثال من برای كسب و كاری كه اكنون راه انداخته ام یك برنامه 2 ساله دارم یعنی برنامه ای دارم كه پس از 2 سال فرصتی است تا بتوانم پول زیادی بدست آورم و سپس به كار دیگر مشغول شوم، شاید علتش این است كه آنقدر دلبستگی به آن كار ندارم و چون آن كسب و كار به اوج خود رسیده دیگر جذابیت كافی ندارد تا به آن كار ادامه دهم. بعد از سال اول به دقت بازار را بررسی می كنم و سعی در نوآوری در این زمینه خواهم داشت. و در همین زمان گزینه فروش سازمان را روی میز قرار می دهم چون چیزی باارزشتر از یك فروش خوب نمی توانم بدست آورم. این بدان معناست كه هیچ قرارداد داخلی امضا نمی كنم و منتظر شركت های چند ملیتی هستم تا شركت خود را به آنها بفروشم. از كارهای مربوط به حق امتیاز و انجام صحیح آنها مطمئن می شوم. و در عین حال تمام توجه خود را روی كیفیت كار معطوف می كنم تا از سطح استانداردها بالاتر باشد. كیفیتی بالاتر از محصولات سازمان های چند ملیتی كه احتمالاً شركت ما را خواهند خرید!یك استراتژی خروج هم می تواند این باشد كه سازمان خود را در آینده به فرزند خود بسپارید. مهمترین كاری كه باید انجام دهید این است كه شركتی بسازید كه ارزشمند و سود ده باشد و در این شرایط همه گزینه ها در برابر شماست: سازمان خود را نگه دارید، آن را بفروشید، برای آن تبلیغات كنید، حساب بانكی خود را پر پول كنید و ... . ولی به یاد داشته باشید، یك كسب و كار می تواند یك كالا هم باشد.   

نقش مهندسین و متخصصان كارآفرین در رشد جامعه و راه صحیح آغاز یك كسب و كار جدید

 زمانیكه یك مهندس یا یك دانشمند برای خودش كسب و كاری راه می اندازد نه تنها به خود بلكه به جامعه هم كمك بزرگی كرده است. افرادی كه هم تخصص دارند و هم كارآفرین هستند. در حقیقت همانند رحمی برای پرورش فنون جدید هستند. در حقیقت امروزه دانشمندان، متخصصان و مهندسان به این روش در رشد و توسعه جامعه و البته خودشان شركت می كنند. و هیچ طبقه ای از اجتماع مانند دانشمندان و مهندسان نمی توانند برای جامعه خود رفاه فراهم كنند.خوب اگر شما هم در كار یا حرفه ای تخصص دارید و می خواهید حرفه ای جدید شروع كنید باید ابتدا آگاهی های خود را درباره كسب و كار جدید افزایش دهید. در گذشته مهندسان با استخدام شدن در یك شركت بزرگ و معتبر و افزایش مهارت و تقویت تخصص خود می توانستند برای خود امنیت شغلی ایجاد كنند اما امروزه امنیت شغلی فقط به رقابتی عمل كردن و اطمینان از اینكه عملكرد ما اثر مستقیم بر موفقیت سازمان دارد بستگی دارد. باید بدانیم مشتری های واقعی ما كه هستند ما چه نیاز یا مشكل آنها را می توانیم رفع كنیم. و اعمال ما چگونه بر قسمت های دیگر سازمان تأثیر می گذارد.اگر شما یك استاد دانشگاه باشید دانش كسب و كار به شما كمك می كند یك ارتباط كاری سازنده با صنعت یا تولید برقرار كنید. این ارتباط در تحقیقات و تجربیات شما مؤثر است و دانشجویی كه تربیت می كنید توانایی های بیشتری در محیط كار خواهد داشت. و موفق تر خواهد بود. و استادانی كه باصنعت ارتباط دارند توجیه بیشتری برای دریافت بودجه تحقیقاتی نزد سازمان های تأمین بودجه دارند.مهندسینی كه معنا و مفهوم یك كسب و كار را می فهمند قادرند افراد را به گونه ای اداره كنند كه در آمد بیشتری داشته باشند. و باید بگویم كه دانش كسب و كار برای كسی كه می خواهد یك سازمان را مدیریت كند، توسعه دهد و منابع آن را تعیین و رشد دهد ضروری است.تكنولوژی یا همان فناوری روز می تواند هر سازمانی را در مكانی ویژه قرار دهد اما در دنیای پر از رقابت امروز افرادی موفقند كه دانش تخصصی و مدیریتی هر دو را با هم داشته باشند. به تجربه ثابت شده است كه مهندسین دانش مدیریت و كسب و كار موفق را بسیار سریعتر و بهتر می آموزند تا مدیرانی كه می خواهند دانش و تخصصی را بیاموزند كه در آن سررشته ای ندارند. 

پول درآوردن را آغاز كنید.

بیشتر كتاب ها و مقالاتی كه درباره آغاز یك كسب و كار جدید نوشته شده اند براساس مدل ریسك- سرمایه توصیه هایی ارائه می دهند. در این مدل شما یك فرصت را در یك بازار رو به رشد شناسایی كرده اید و یك تیم باتجربه و مدیران موفق استخدام می كنید و پول زیادی هم بدست می آورید. و درصدی از درآمد خود را برای سرعت بخشیدن به رشد كسب و كار خود خرج می كنید. این روش مزایا و معایب خود را دارد ولی این روش برای كسی كه می خواهد كار جدیدی را شروع كند بسیار گران است چون ممكن است تمام زندگی خود را به باد دهد و موفق نشود و طبق تحقیقات مهندسان با این روش خیلی موفق نبوده اند. همچنین سرمایه گذاران هم از این روش راضی نیستند. 

مدل با ریسك پایین

مدلی كه درباره آن صحبت كردیم معمولاً به یك سرمایه گذار احتیاج دارد و اغلب موارد نمی توان سرمایه گذاران را گول زد بنابراین ممكن است هیچگاه نتوانید یك سرمایه گذار مناسب پیدا كنید. باید بگویم آنچه درباره شروع یك كار جدید می شنوید معمولاً درباره شما كاربرد ندارد. توصیه من این است كه مدلی به كار ببرید كه ریسك شروع به كار آن پایین باشد. در چنین مدلی شما فرصت دارید مهارت های مدیریتی خود را تقویت كنید و همزمان به توسعه كار كسب و كار خود بپردازید و زمانیكه كه یك فرصت مناسب دست داد می توانید كسب و كار خود را توسعه دهید.این دو مدل لزوماً ناقض یكدیگر نیستند یا با هم ناسازگار نیستند روش بهینه این است كه برای شروع به كار از روش كم ریسك استفاده كنید. آنگاه زمانی كه كسب و كار شما قدرت پیدا كرد می توانید با قدرت ریسك بیشتری عمل كنید.عقل سلیم حكم می كند كه با روش كم ریسك شروع كنید. شما از كم شروع می كنید و پایه های كار خود را به صورت پایدار بنا می كنید و در عین حال اساس كار خود را می آموزید پس باید قدمهای اول را كوچك ولی پایدار برداشت در ابتدا ممكن است مشتریان شما خودتان دوستان و فامیل باشد در طول این مدت می توانید كار خود را تجزیه و تحلیل كنید ببینید مشتریان شما كه هستند و متوجه خواهید شد كه با سرمایه گذاری در كدام قسمت پول بیشتری بدست خواهید آورد. نتیجه این كار عاقلانه پول خرج كردن است به خاطر داشته باشید اگر پول كم آورید یا بدهی سنگینی داشته باشید كسب و كار شما نمی تواند پا بگیرد كم كم می توانید تیمی متشكل از افراد متخصص و كارا برای سازمان خود استخدام كنید پس باید برای رسیدن به این مرحله به اندازه كافی پول در آورید.باید خدمات یا محصولی را كه بهتر از هر كسی می توانید ارائه كنید روانه بازار كنید و به جای اینكه به كمیت توجه كنید باید توجه خود را به كیفیت كالا یا خدمات معطوف كنید. و در این میان خود را روی جذب مشتری با قدرت هر چه تمام تر متمركز می كنید و زمانی كه موفق شدید كالا یا خدمات خود را بفروشید آنگاه كار شما برای افزایش فروش ساده تر می شود. اكنون كه چند مشتری پیدا كرده اید می توانید به آنها چنان خدمات دهید كه هیچ كس نتواند آنها را از شما دور كند.اگر به این صورت عمل كنید پایه كار خود را چنان ریخته اید كه در آینده به مشتریان به صورت ویژه توجه خواهید كرد یا به عبارت دیگر به جای اینكه به مشتریان خود یك دید كلی داشته باشید نسبت به تك تك آنها آگاهی بیشتری پیدا خواهید كرد. این الگو یا مدل شروع با ریسك كم به این معنا نیست كه كسب و كار شما همیشه كوچك می ماند بلكه به این معناست كه در ادامه فرایندی كه صحبت آن شد مشتری ها چند برابر می شوند و در نتیجه كسب و كار شما هم بزرگ و بزرگ تر خواهد شد شما با درایت به سمت هدف گام برمی دارید و از منابعی كه در اختیار دارید به بهترین شكل استفاده می كنید و در هر مرحله یك كسب و كار موفق و پر سود را پایه گذاری می كنید.سازمانی كه به این شكل بنا می شود انعطاف پذیر، بدون تشریفات و آرمان گراست. تا اینكه فقط روی یك حرف یا ایده ای تجربه نشده تأكید داشته باشد. شما شانس بیشتری برای انجام كاری كه احساس می كنید درست است دارید. شما فرصت بیشتری دارید تا در بنای سازمان خود بیشترین نقش را داشته باشید و در عین حال هدف نهایی خود را كنترل كنید.برای شروع یك كسب و كار جدید ابتدا باید قوانین خود را به كار گیرید سپس باید به تدریج اطلاعات خود را درباره قوانین ریسك-سرمایه افزایش دهید و همزمان در كسب و كار خود تجربه كنید و قوانین خود را اصلاح كنید.ترجمه و تحقیق: علی یزدی مقدم  نكاتی برای حضور مؤثر در رقابت تبلیغاتی هدف تبلیغات این است كه با كمترین هزینه بیشترین مخاطبان را جذب كنید. اگر این مهم به درستی انجام شود تبلیغات، موفقیت كسب و كار شما را به همراه خواهد داشت. در این مقاله برخی از مهم تریت نكات تبلیغات را به عرض دوستان می رسانیم.1- به دنبال مخاطبان هدف باشید. یك فعالیت تبلیغاتی باید روی قسمتی خاص و مشخص از خدمات یا محصولات شما متمركز شود. اشتباه معمولی كه بیشتر سازمان ها مرتكب می شوند این است كه به صورت كلی تبلیغ می كنند و روی محصولات به صورت تخصصی و تكی تبلیغ نمی كنند تا بتوانند توجه مشتریان بالقوه خود را معطوف به آن كالا یا خدمات كنند.2- برتری های قابل رقابت خود را نمایان سازید. یكی از كلیدهای تبلیغات موفق این است كه برای سازمان شما جایگاهی در ذهن مخاطبان ایجاد كند. روی فاكتورهایی كار كنید كه در آنها قوی هستید. باید خدماتی را كه شما یا كالایتان ارائه می كند به اطلاع مشتری احتمالی برسانید تا فرصت فكر كردن و انتخاب را داشته باشد. حقیقت این است كه تبلیغات زیبا و جالب فراوانی ساخته می شوند ولی در ارائه برتری های كالا یا خدمات عاجز هستند و نتیجه آن یك شكست تبلیغاتی است.3- یك لوگو داشته باشید و آن را منتشر كنید. وقتی كه در اتوبان در حال رانندگی هستید بدون اینكه تمركز خود را از دست بدهید می توانید نشان كمپانی مك دونالد را به خاطر بیاورید همینطور كمپانی ها و محصولات بسیاری وجود دارند كه آنها را با آرم و لوگویشان به یاد می آوریم. بسیاری از كمپانی ها هنگام تبلیغ یك لوگوی مناسب به عنوان نماد ندارند. تا با یك نگاه تصویری مناسب در ذهن مشتریان به جا بگذارند. 4- در جای مناسب تبلیغات كنید. ابتدا باید بدانید كجا تبلیغ كنید و از چه رسانه ای استفاده كنید بدانید كه برنامه رادیویی یا تلویزیونی مورد علاقه شما لزوماً برنامه مورد علاقه مشتریان شما نیست. بنابراین باید علاقه مشتریان خود را بشناسید و بدانید چه مجله ای می خوانند آیا از اینترنت استفاده می كنند یا اهل تماشای تلویزیون هستند. برای اینكه از كسب و كار خود درآمد خوبی داشته باشید باید خوب هم خرج كنید ولی ابتدا بدانید كجا پول خرج كنید.5- برای عایدی بیشتر باید بیشتر هم خرج كنید. شما می توایند از روش های مختلف برای شركت خود صرفه جویی كنید و به سرمایه خود بیفزایید ولی تبلیغات جایی نیست كه از هزینه های آن بزنید. چون تبلیغات سبب افزایش فروش می شود. راحت تر بگویم تبلیغات حرف آخر را می زند. یك تبلیغ موفق هر چند برای شما هزینه دارد ولی تأثیر آن بسیار بیشتر از حد تصور شماست.6- گوناگونی. بسیاری از صاحبان مشاغل به دنبال بهترین محل برای تبلیغات می گردند تا با كمترین هزینه بیشترین نتیجه را بگیرند. باید بگویم تبلیغ هم مانند سرمایه گذاری است یك سرمایه گذار زیرك هیچگاه همه سرمایه خود را روی سهام یك شركت سرمایه گذاری نمی كند. در تبلیغ هم این گونه است بهتر است بودجه تبلیغات خود را روی روش های مختلف هزینه كنید. یك ضرب المثل معروف اقتصادی هست كه می گوید: «هیچگاه همه تخم مرغ های خود را داخل یك سبد نگذار7- سعی نكنید همه چیز را برای همه كس فراهم كنید. هیچ كالا یا خدماتی وجود ندارد كه به درد همه كس بخورد. بسیاری از صاحبان كسب و كار به خصوص مدیران سازمان ها سعی می كنند به همه بازارها دست پیدا كنند. اما حقیقت این است كه این روش كارساز نیست. و برای كسب كارهای كوچك می تواند فاجعه آمیز باشد. بنابراین به جای اینكه فقط سعی كنید تبلیغات پر تیراژ راه بیندازید ابتدا باید مخاطبان واقعی خود را پیدا كنید!8- حاصل تبلیغ های خود را بررسی كنید. اگر به آنچه تاكنون گفته شده عمل كرده باشید حال گروه هایی از مردم را كه مشتری شما هستند شناسایی كرده اید. و باید بدانید تأثیر هر تبلیغ شما بر روی آن گروه ها چگونه بوده است؟ آیا آنها پیغامی را كه از طریق تبلیغ رسانده اید فهمیده اند؟ آیا اصلاً متوجه آن شده اند؟ حتی می توانید پرسشنامه هایی تهیه كنید و به صورت اتفاقی بین این افراد پخش كنید و بخواهید به آنها پاسخ دهند روش های مختلفی برای این كار وجود درد كه می تواند به شما كمك كند از نتایج تبلیغ خود باخبر شوید به این ترتیب عاقلانه و با زیركی تبلیغ  كنید. اگر در اینترنت تبلیغ می كنید باید بگویم با كمی خطا به راحتی می توانید نتایج تبلیغات اینترنتی خود را بررسی كنید.9- از مشتریان بپرسید. به سادگی می توانید از مشتریان جدید خود بپرسید چگونه شما را پیدا كرده اند یا در مورد شما شنیده اند و به همین سادگی بسیاری از این مشتریان پاسخ درستی به شما نخواهند داد (یا پرسشنامه را پر نخواهند كرد.) ولی همان عده ای كه به این پرسش ها پاسخ می دهند می توانند اطلاعات ارزشمندی در اختیار شما قرار دهند.گرد آوری و ترجمه: علی یزدی مقدمنكاتی در طراحی لوگو در این مقاله سعی داریم در زمینه طراحی لوگو و نكاتی كه معمولاً به آنها توجهی نمی شود با شما صحبت كنیم به امید اینكه مورد توجه شما قرار گیرد 1- لازم نیست یك لوگو بگوید كه آن سازمان چه كار می كند. اگر برای یك رستوران لوگو طراحی می كنید اجباری نیست حتماً لوگوی شما به شكل یك غذا خوردنی باشد. یا برای كلینیك پزشكی وسایل پزشكی را نمایش دهد و ...  فقط به دلیل مرتبط بودن موضوع طراحی لوگو نباید شكل آنرا قربانی كنید.لوگوی مرسدس بنز یك اتومبیل یا اجزایی از آن نیست یا لوگوی شركت اپل یك كامپیوتر نیست.  از مشتری خود كمك بگیرید.شما به عنوان طراح لوگو باید به نیاز مشتری احترام بگذارید. بعضی مواقع آنها فقط یك لوگوی ساده و حرفه ای می خواهند تا فعالیت یا حرفه آنها در بین رقبا شناسایی شود بنابراین برای پرسیدن اینكه مشتری چه می خواهد شك نكنید. كاغذ را فراموش نكنید.امروزه طراحی لوگو بدون كامپیوتر غیر ممكن به نظر می رسد ولی استفاده از كامپیوتر به این معنی نیست كه طرح هایی را كه در ذهن دارید روی كاغذ امتحان نكنید و برای كشیدن طرح های اولیه روی كاغذ احتیاجی نیست كه یك نقاش یا هنرمند ماهر باشید. فراموش نكنید كه طرح هایی را كه روی كاغذ می كشید هیچگاه نمی توانید روی كامپیوتر ابداع كنید. اگر با من موافق نیستید قلم و كاغذ بردارید و شروع به كار كنید. مد را فراموش كنید.اگر بخواهید كفش و لباس بخرید توجه به مد بد نیست چون بعد از مدتی باید آنها را دور بیندازید ولی لوگوی یك كمپانی یا سازمان چیزی نیست كه مطابق مد روز طراحی شود بلكه باید با این دید كه سالهای سال بدون تغییر زیبا و جذاب باشد طراحی شود و اگر غیر از این باشد و مجبور باشید هر چند وقتی مطابق مد طراحی خود را عوض كنید عملاً از هدف اصلی طراحی لوگو دور شده اید چون لوگو باید برای بیننده نام و اعتبار یك سازمان را تداعی كند و اگر مرتب لوگو عوض شود به مردم فرصت به خاطر سپردن نشان آن شركت یا سازمان داده نخواهد شد. ابتدا از رنگ سیاه استفاده كنید.همیشه رنگ ها را بعد از اتمام طراحی به لوگو اضافه كنید. تشخیص ضعف های طراحی وقتی فقط با یك رنگ و به سادگی كشیده می شوند به مراتب ساده تر است. طرح مناسب را انتخاب كنید.طرحی كه برای لوگوی خود انتخاب می كنید باید مناسب حال و هوای آن شخص، شركت، سازمان یا سایت اینترنتی باشد. مثلاً اگر برای یك شركت وكالت لوگو طراحی می كنید نباید اشكال طنز به كار ببرید یا اگر برای یك مؤسسه كه در ارتباط با كودكان است لوگو طراحی می كنید استفاده از طرح های خیلی جدی جالب نیست. یك لوگوی ساده بهتر در ذهن می ماند.هر چه لوگوی شما ساده تر باشد به خاطر سپردن آن ساده تر است. و به خاطر داشته باشید هدف از طراحی لوگو این است كه با یك نگاه در ذهن بیننده حك شود اگر به لوگوی سازمانهای بزرگی مانند میتسوبیشی، سامسونگ، BBC، ... دقت كنید متوجه می شوید كه لوگوی آنها چقدر ساده است ساده بودن لوگو یك برتری دیگر هم دارد و آن این است كه انعطاف پذیری شما در ابعاد لوگو بیشتر می شود و می توانیدلوگوی آن سازمان را در متن ها، تبلیغات و...مختلف استفاده كنید بدون اینكه جزئیات آن (در اثر كوچك شدن ) از بین برود. فقط یك چیز را بخاطر بیاورندلوگوی شما باید به گونه ای طراحی شود كه فقط یك چیز را در ذهن بیننده تداعی كند آنهم یك سازمان است. پس این لوگو باید منحصر به فرد باشد تا در میان تمام زرق و برق ها و جذابیت ها خود نمایی كند و فقط یاد آور آن چیزی  باشد كه برای آن طراحی شده است.

سخن بزرگان درباره خوش بینی حرفه ای

 اگر از آن دسته افرادی هستید كه از جملات پر معنا و زیبا برای ایجاد انگیزه حرفه ای استفاده می كنید یا بدنبال سخنانی هستید كه برای شما الهام بخش باشد پس توصیه می كنم این جملات را كه برای شما خوانندگان عزیز یاد بگیر دات كام جمع آوری و ترجمه شده است ملاحظه كنید و از آن لذت ببرید. نكته ای كه درباره این جملات لازم به ذكر است این است كه در جمع آوری آین سخنان بیش از اینكه به فردی كه آنرا گفته است توجه شود به محتوای آن توجه شده است.«خوش بینی دائمی چند برابر كننده نیروست» - كالین پاول«خوش بینی بنیاد و شالوده شجاعت است» - نیكلاس پاتلر«گروهی از مردم نیمه پر لیوان لذت می برند و گروه دیگر حسرت نیمه خالی آنرا می خورند. حقیقت این است كه لیوانی با مقدار مشخصی آب موجود است و از آن به بعد همه چیز به شما بستگی دارد.» - دكتر جمیز اس ولوكو« افراد خوش بین وجود دارند و در مقابل افراد بدبین هم وجود دارند. انتخاب با شماست خوش بین باشید یا بد بین.» - هاروی مك كی«سختی های زندگی به من آموخت كه دلسرد شدن خیلی دشوار نیست. اما سخت كار كردن و خوش بین بودن سبب می شود اعتماد و عزت نفس خود را باز یابید.» - لوكیل بال«ما ملت قوی، درشت اندام و كامیابی هستیم. خوشبینی ماهیت موفقیت ماست. و خلاقیت ما را پیش می راند و روح كار آفرینی ما را قدرت می بخشد. این همان چیزی است كه سبب می شود روی آینده سرمایه گذاری كنیم و برای خود اهداف بزرگ و جاه طلبانه داشته باشیم.» - بیل فرینست«من از نظر خودم انسان خوش بینی هستم و به نظر نمی رسد هیچ چیز دیگری اینقدر بدردم بخورد.» - وینستون چرچیل«اگر چه نمی توانیم هر چه را كه برای ما رخ می دهد كنترل كنیم، ولی می توانیم آنچه را در درون ما اتفاق می افتد كنترل كنیم.» - بنجامین فرانكلین«یك فرد خوش بین در بلا و بدبختی فرصت ها را می بیند، و یك فرد بد بین در فرصت های طلایی بدبختی ها را می بیند.» - وینستون چرچیل«اگر فكر می كنید كاری را می توانید انجام دهید یا فكر می كنید نمی توانید آن را انجام دهید حق با شماست.» - هنری فورد«در بین همه چیز هایی كه قدرت زیادی دارند فقط تعداد كمی از دید مثبت قدرتمند تر است. یك لبخند یك دنیا خوش بینی و امید. یك «تو می توانی» درست وقتی كه همه چیز به هم ریخته است.» - ریچارد ام دِوُس«برای اینكه مشكل را حل كنید باید باور داشته باشید حل مشكل امكان پذیر است. وقایع شگفت آور برای افرادی كه باور عمیق دارند رخ می دهد. بنابراین اگر باور داشته باشید كه راه حل را پیدا می كنید آن را پیدا خواهید كرد.» - نورمن وینسنت«خوش بینی ایمانی است كه منجر به كامیابی می شود. هیچ چیز بدون امید و اعتماد به نفس انجام نمی شود.» - هلن كلر«هیچ انسان بدبینی تا كنون اسرار كهكشان ها را كشف نكرده است یا به سمت سرزمین های كشف نشده دریانوردی نكرده است، یا دنیایی جدید و روحانی در مقابل چشمان دیگران نگشوده است.» - هلن كلر تعیین چشم انداز حرفه راهنمایی برای انتخاب بهترین شغل برای شماآیا می دانید چه حرفه ای را دوست دارید یا در چه رشته ای موفق و خوشحال خواهید بود اگر زمینه كاری خود را مشخص كرده اید آیا  هدف و ایده آل خود را مشخص كرده اید؟ آیا برای حرفه خود یك نقطه اوج مشخص كرده اید؟ و اگر اكنون از شما درباره آن بپرسند می توانید به این سؤال پاسخ دقیق و روشنی بدهید؟ آیا اكنون به سمت آن نقطه اوج در حركت هستید؟ در این مقاله می خواهیم درباره تعیین « دور نمای حرفه ای » صحبت كنیم این كار فرایندی است كه زندگی آینده و سرنوشت شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این فرایند شامل انتخاب حرفه مورد علاقه، مشغول شدن به آن و حتی گاه تغییر شغل است. البته بیشتر بحث ما در باره بهترین راه برای انتخاب یك شغل ایده آل است. هر چند این كار ممكن است یكبار در زندگی هر كسی رخ دهد ولی معمولاً كمتر كسی به اندازه كافی روی آن تمركز می كند حال آنكه اگر انتخاب شغل آگاهانه و با دقت انجام گیرد می تواند زندگی شما را دگرگون سازد و دیدگاه شما را به فعالیت های روزانه تغییر دهد  می توانید انسان موفقی باشید و به همه آنچه كه آرزوی آنرا داشته اید برسید. و اما اولین قدم: تعیین دورنمای حرفه ایاین یك فرایند 4 مرحله ای است كه برای اجرای هر مرحله باید به قدر كافی تلاش كنید. خوددرباره خودتان، توانایی ها، علایق و... تا می توانید اطلاعات جمع كنید.·         علایق - موفقیت و علاقه از هم جدایی ناپذیرند. آیا انسان موفقی را می شناسید كه هر روز با تنفر و از روی اجبار سر كار برود. پس برای علایق خود ارزش زیادی قایل شوید. و برای تصمیم گیری به آن اهمیت دهید چون این عمر شماست، آینده شماست. بدانید كه هیچ چیز بیشتر از شغل آدم با او همراه نیست. چه حرفه ای است كه اگر از همه كار فارغ شوید دوست دارید آنرا انجام دهید، بدون آنكه به درآمد آن فكر كنید.·         ارزش ها - اگر كاری را قبول كنید كه با ارزش های شما مغایرت داشته باشد یا هیچ پیشرفتی در آن نخواهید داشت یا اگر هم ارتقایی در كار باشد آنقدر بزرگ نخواهد بود. چون همیشه بر خلاف اعتقاد خود عمل كرده اید و تردید همراه همیشگی شما خواهد بود. ولی موفقیت شغلی زمانی بدست می آید كه به كار خود ایمان داشته باشید.·         وظایف - وقتی كه با دیگران كار می كنید چه وظایفی را به عهده می گیرید و كرام كار است كه وقتی انجام می دهید همه از كار شما راضی هستند، دقت كنید. این كار به پیدا كردن نقش تان در یك گروه یا تیم كاری كمك بسیاری می كند.·         مهارت ها و استعداد ها - بدانید كه اگر در حرفه خود مهارت بالایی داشته باشید بالاترین رضایت شغلی را خواهید داشت. بنابراین سعی كنید لیستی از كار هایی را كه در انجام آنها مهارت دارید بنویسید و روی آنها كار كنید لازم نیست دقیقاً یكی از این كار ها شغل شما باشد بلكه تلفیقی از یك یا چند تا از این فعالیت ها و علایق می تواند معجون قدرتمندی برای موفقیت بسازد. البته بنده منكر این نیستم كه مهارت شما به مرور در هر كاری كه باشید افزایش می یابد ولی هر كسی مهارتی دارد كه می تواند ادعا كند در آن خیلی خاص است و اگر روی آن كار كند نتیجه شگفت انگیزی خواهد گرفت.·         محیط و شرایط كاری - محیط كار برای بسیاری مهم است بعضی ها محیط اداری و آرام را می پسندند بعضی ها دشت بیابان و بعضی ها هم از یك كارگاه مجهز لذت می برند. خوب این به روحیات شما بستگی دارد. در انتخاب حرفه سعی كنید به این عوامل هم توجه كافی داشته باشید چون گاه عوض كردن محیط كار به قیمت تغییر شغل تمام می شود. پس بهتر است در انتخاب محیط كار از ابتدا دقت كنید.·         تمایلات برای پیشرفت - همه انسان ها میل به تكامل و پیشرفت دارند ولی این حس در بعضی افراد قوی تر است اگر شما هم از جسارت و جاه طلبی زیادی برخوردار هستید شاید یك زندگی كارمندی نتواند شما را ارضاء كند.·         واقعیت های شما - درست است كه در انتخاب هدف نباید خیلی خود را محدود كنید و تا می توانید بزرگ فكر كنید ولی برای برداشتن قدم های مطمئن تر كه منجر به شكست های دلسرد كننده نشود باید به خود فرصت كافی بدهید باید هدفی انتخاب كنید كه لااقل در بهترین شرایط ممكن قابل دسترسی باشند. باید شرایط اجتماعی را كه در آن زندگی می كنید در نظر بگیرید دانش و منابع مالی خود را مد نظر داشته باشید. آیا برای شروع یك كار جدید می توانید كار خود را رها كنید و تا مدت ها بدون درآمد زندگی كنید یا بهتر است ابتدا به صورت پاره وقت كار های خود را انجام دهید و بسیاری واقعیت های دیگر كه خود بهتر از هر كس دیگری می دانید. همه اینها را گفتم تا با دقت بیشتری وضعیت خود را مشخص كنید اما فراموش نكنید كه شما انسان هستید یك موجود خارق العاده كه می تواند كار های شگفت انگیزی انجام دهد. و داشتن یك هدف بزرگ ولی بلند مدت بسیار محرك و هیجان انگیز خواهد بود. انتخاب هاحال با توجه به همه شرایط بالا و شناختی كه از خود پیدا كرده اید تعداد محدودی انتخاب برای شما می ماند. برای اینكه از بین آنها مناسب ترین را انتخاب كنید مراحل زیر را انجام دهید.·         فهرستی از كار هایی را كه مایل به انجام آنها هستید، تهیه كنید. بله آنها را بنویسید چون نوشتن به شما كمك می كند اهداف خود را شفاف سازید.·         درباره هر كدام از رشته های مورد علاقه به اندازه كافی تحقیق كنید. شاید برداشت های شما با واقعیت متفاوت باشد.·         درباره بازار كار هر رشته تحقیق كنید. البته بازار كار هر رشته یك دوره زمانی دارد و بازاری كه اكنون رونق بالایی دارد ممكن است چند سال بعد اینگونه نباشد و كسانی در این بازار می توانند موفق باشند كه با علاقه و ایمان به فعالیت خود ادامه می دهند.خوب اكنون شما هستید با لیستی از مشاغل مورد علاقه كه درباره هر كدام به اندازه كافی تحقیق كرده اید حال می توانید مزایا و معایب هر رشته را در مقابل آن بنویسید و بسته به اهمیت برای هر برتری یك نمره مثبت و برای هر عیب یك نمره منفی قرار دهید این نمره می تواند از صفر تا صد باشد. در هنگام امتیاز دادن باید به نتایج حاصل از مرحله اول یعنی خود شناسی توجه ویژه داشته باشید و كاملاً با خود صادق باشید. چون این سرنوشت شماست. اگر همه این كارها را انجام داده باشید در نهایت به یك یا دو گزینه می رسید.خوب حقیقت این است كه فقط با تحقیق نمی توان همه چیز را فهمید و حقایق با ارزشی وجود دارند كه فقط با تجربه می توانید آنها را درك كنید. ولی گاه تجربه كردن خیلی گران تمام می شود پس چه باید كرد؟ آیا باید بایستیم و هیچ كاری نكنیم؟ یا اینكه بدون هیچ دست آویزی خود را به امواج ناشناخته بسپاریم؟ البته هیچكدام. برای تجربه كردن لازم نیست ناگهان همه پل های پشت سر خود را خراب كنید و خود را در دریای ناشناخته بیندازید بلكه می توانید با ریسك كم در راه جدید پا بگذارید. تا به مرور تجربه شما بیشتر شود. می توانید:·         به صورت پاره وقت روی رشته مورد علاقه خود كار كنید.·         به صورت داوطلبانه و رایگان در حرفه مورد علاقه خود مشغول به فعالیت شوید.·         از دوره های آموزشی در این زمینه استفاده كنید.·         با افراد با تجربه و موفق در زمینه مورد علاقه خود صحبت كنید و از مزایا و معایب آن بپرسید.·         مقالات آموزشی درباره حرفه ایده آل خود بیابید و مطالعه كنید.·         به تحقیقات خود ادامه دهید ولی این بار تخصصی تر این كار را انجام دهید و بیشتر به جزئیات دقت كنید. اكنون كه این مرحله را طی كرده اید باید بدانید شكست و موفقیت ، ریسك و برد، سختی و كامیابی در هم آمیخته اند آنچه گفته شد بدان معناست كه باید به مرور همراه با افزایش تجربه، ریسك خود را افزایش دهید. چون تجربه چراغ راه شما خواهد بود تا از مسیر مطمئن تر و با سرعت بیشتری حركت كنید. و در هنگام زمین خوردن عكس العمل مناسب نشان دهید. تطابقدر این مرحله موقعیت های شغلی را به صورت دقیق تر تعیین می كنید مثلاً اگر می خواهید  كشاورزی كنید می خواهید چه موقعیتی داشته باشید آیا می خواهید محصول خاصی بكارید آیا می خواهید محصولات خود را صادر كنید آیا می خواهید قسمتی از كار را به افراد یا شركت های دیگر بدهید جایگاه شما كجاست. اكنون باید یك موقعیت شغلی بلند مدت و موقعیت شغلی كوتاه مدت تعیین كنید. مثلاً در كوتاه مدت شما باید خودتان به تنهایی در باغچه ای كوچك كار كنید ولی در آینده زمین های زیادی خواهید داشت كه باید آنها را مدیریت كنید. تا می توانید دورنمای خود را شفاف و مشخص كنید. این به شما كمك می كند مصمم تر و با قدرت بیشتری حركت كنید. در پایان این مرحله باید هدف شما كاملاً شفاف و واضح همراه با جزئیات دقیق مشخص شده باشد.  عمل كردنحال كه  دورنمای شما واضح و شفاف مشخص شده است باید هدف خود را به اهداف كوچكتر تقسیم كنید آنقدر كوچك كه كاملاً قابل دستیابی باشند و شروع به كار كنید. برای رسیدن به اهداف خود باید زمان كافی برای طی كردن هر مرحله داشته باشید اگر در زمان بندی وقت كافی برای رسیدن به هدف در نظر نگیرید حاصل آن دلسردی است. معمولا برای اهداف بلند مدت و بزرگ زمان 10 ساله در نظر می گیرند. اكنون كه هدفی مشخص دارید و به آن ایمان دارید كمتر نیرویی است كه بتواند مانع موفقیت شما بشود.قدرت خود را پراكنده نكنید در سلسله مباحث «هنر پول در آوردن» یكی از توصیه های اكید این است كه تمام قدرت خود را فقط بر روی یك كسب و كار متمركز كنید. باید با اطمینان و اعتقاد به كاری كه دارید روی هدف خود كار كنید تا بتوانید موفقیت ها را لمس كنید. تلاش مستمر همراه با اراده قوی شما را به مقصدی می رساند كه در رویای خود تصورش را داشتید.وقتی فردی (به خصوص آقایان) افكار خود را روی اهداف مختلف تقسیم نمی كند و همه تمركزش روی یك هدف بزرگ است آنگاه ذهنش به طور مداوم دستوراتی برای بهبود اوضاع صادر می كند و این همان چیزی است كه سبب رونق كسب و كار چنین فردی می شود. ولی اگر این شخص اهداف مختلفی داشت افكارش با دو جین موضوع مختلف مختل و منحرف می شد. افراد زیادی فرصت ها و بخت اقبال را از دست می دهند چون خود را با چندین شغل به طور همزمان درگیر كرده اند و هیچگاه وقت كافی برای تمركز روی، پیشرفت و افزایش مهارت در یكی از این حرفه ها را نخواهند داشت. یك ضرب المثل قدیمی هست كه می گوید: «با یك دست چند هندوانه می توانی برداری»شاید شما یكی از افراد چند شغله باشید كه به خاطر نیاز مالی مجبور باشید دو یا چند شغل مختلف داشته باشید خوب اگر به خاطر هدفی بزرگ به صورت موقت این كار را انجام می دهید بحث دیگری است هر چند توصیه من به شما این است كه اگر می توانید قناعت كنید و وقت و تمركز خود را بر روی هدف اصلی و كسب و كاری كه می خواهید داشته باشید بگذارید و سعی كنید مهارت ها و دانش خود را در یك زمینه تخصصی خود تقویت كنید آنگاه احساس خوبی خواهید داشت و آینده ای روشن انتظار شما را خواهد كشید. 

 بهترین كار را انجام دهید.

از سلسله مقالات هنر پول درآوردنكاری را كه دیر یا زود باید انجام دهید همین الان انجام دهید هر سنگی كه در برابر شما قرار دارد بهتر است زودتر آن را بغلتانید. بسیاری از این كارها فقط یك ساعت وقت شما را می گیزند ولی ترس مانع از عملكرد بسیاری از افراد می شود چون وقتی با مشكلی روبرو می شوید و اقدامی نمی كنید عملاً آن را برای خود بزرگ كرده اید پس همین الان زمان دست به كار شدن است یك ضرب المثل قدیمی هست كه می گوید: «هر كاری كه ارزش انجام دادن ندارد می ارزد كه آن را به بهترین شكل انجام دهید.» افراد زیادی در كسب و كار خود بسیار موفق اند و بخت و اقبال همیشه با آنهاست نه به این دلیل كه خیلی خوش شانس هستند بلكه به این دلیل كه هیچ قسمت از كار خود را كوچك نمی شمارند و همه كار را به نحو احسن و كامل انجام می دهند و در همین حال افراد دیگری كسب و كار مشابه آنها را دارند و همیش