aaaa
توسط : heti_cc

گناه بخشی از وجود انسان
گناه میتواند تکه ای از روح انسان و قسمتی از وجود انسان شود و هر چند که زمان طولانی از انجام آن بگذرد به قوت خودش باقی بماند وقتی میگوییم گناه تکه ای روح انسان میشود این مطلب یک مساله ساده و سطحی و گذری نیست اینکه گناه بخشی از وجود انسان میشود یک مساله قابل بحث فلسفی است و یک بیماری است که ممکن است سالها خود را از دیده شدن مخفی نگه دارد و بنا به شرایط حال حالت سستی وضعف به خود بگیرد اما ریشه های آن همچنان در اعماق روح دمیده شده است فکر کنید که روح کاملا از بدن بیرون آمده باشد و شما قادیرید که روح را تماشا کنید وقتی گناه را بخشی از وجود وروح در نظر گرفته شود چیزی که دیده میشود آن است که در همین حال دو بخش مختلف به هم چسبیده دیده میشود دو بخش جدا نشدنی که به اجبار به هم چسبیده اند دیده میشود یعنی دو تا سر و دو تا دست دیگر وقتی در این حالت روح میخواهد این وجود دیگری که مثل خودش دارای اندام است از خودش جدا کند هر چقدر تلاش میکند که این روح مریض را از درون کالبد خودش جدا کند نمیتواند هرچقدر میکوشد که با دستهایش او را به بیرون بکشد نمیتواند درحقیقت بخش جدا نشدنی همین روح دمیده شده ایست که خودمان آن را رشدش دادیم غذایش دادیم و قوی و تنومندش کردیم این قسمت جدانشدنی برای کندنش برای ریشه کن شدنش فقط نیاز به یک قدرت الهی فقط نیاز به یک اراده آهنی است ممکن است در خود احساس کنیم که این روح غلتان درگناه که میتواند هر گناهی باشد که از بین رفته است اما یک ذهنیت باطل و اشتباه است حقیقت وقتی روشن میشود که شرایط برای آشکار شدن دوباره اش مهیا شود و خواهید دید که بعد از گذشت سالها این روح پلید خیلی آرام و نامحسوس به حیات خودش ادامه داده است اما بعد از گفتن همه این حرفها باید بپرسیم که چاره چیست چه جبهه ای میتوان در مقابل این کش مکش ها گرفت چاره فقط تهذیب نفس است تهذیب نفس به روشهایی که خودتان یا دیگران برایتان تعیین میکنند اما نباید از تهذیب نفس نخوردن و نکردن و نیاشامیدن استنباط شود بلکه تهذیب نفس یعنی نگه داشتن نفس در یک حصار و زندانی که بدون اراده شما نتواند حرکتی انجام دهد و کنترلش را طوری بدست بگیرم که از در بند کردن آن در خود احساس خرسندی کنیم...
مهدی بوستانی

سه شنبه 17/5/1396 - 0:21
پسندیدم 0
UserName