فكر میكردم كه در بهشت زندگی میكردم
توسط : tavabam

 

 

 

 

بسمه تعالی

@@@@

بنام خداوندی كه حسین را، در سر راهمان قرار داد

تا معنای زندگی را، بیش از بیش بدانیم

@@@@@@@@@@@@@@

در اینجا هیچ كس، با من نیست                               

و نیست هیچ كس، و اگر هست

كه تنها خدا هست

و اوست كه تنها، خدا است

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

سالهای سال فكر میكردم كه در بهشت زندگی میكردم،

اما ندایی در آخریت ثانیه های عمرم ندایی آمد و گفت:

تو تا الان در جهنم بودی! و از این امتحان الهی سربلند بیرون آمدی

حالا، پایان عمر تو قرا رسیده است و خداوند امر فرموده است

كه تو باید به بهشت وارد بشوی و تا ابد در آنجا بمانی

برخیز و ازاین لطف الهی سپاسگزا او باش،                 

كه او خدایی مهربان و بخشنده است                       

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

سخت، سخت است؛ چون خودِ سخت، سخت است

پس سختی نیز، سخت تر می باشد

سختی می باید بود، تا سختی را كشید

و سختی باید كشید، تا كه به آرامش رسید

عنصر به آرامش رسیدن نیز، عقل است

و با عقل می توان، از سختی ها گذشت؛ تا كه باز به آرامش رسید

دیگر دورة، فصل خزانِ خوی وحشیگری؛ به سر رسیده است

و عقل در فصل بهاران است، كه بارورتر و شكوفاتر می شود

محرم برای ما، فروردین جان است

و عاشورا برای ما، بهار ایمان

@@@@@@@@@@@@@@

سلام می دهد هر صبح، نوكری گمراه

سلام به مَردترین، مَردِ عشق، ثارالله

السلام علیك یا اباعبدالله، یا حسین

@@@@@@@@@@@@

متن و شعر از: داریوش دوسرانی

وبلاگ: http://tavabam.tebyan.net

ایمیل: darioush_13432000@yahoo.com

 

اینستاگرام: @hichkasbamannist

 

 

سه شنبه 13/7/1395 - 11:13
پسندیدم 0
UserName