يه روز يه مرده با بچه هاش گرگ بازي مي كرده جو مي گيردش يكي از بچه ها ش را مي خوره. يكي س
توسط : MCLAREN
يه روز يه مرده با بچه هاش گرگ بازي مي كرده جو مي گيردش يكي از بچه ها ش را مي خوره.



يكي سرش رو كرده بود توي جوي آب ازش پرسيدن:چيكار ميكني؟!
گفت:ميخوام در جريان باشم.



يه روز يه مرده عينك دودي مي زنه ميره كنار دريا ميگه چقدر نوشابه



يكي ميره شهر دنبال خانه ،خانه را پيدا ميكنه درب خانه ايفون داشت بعد زنگ ميزنه صاحب خانه مي گه كيه مي گه خدايا ديوار هم حرف ميزند
چهارشنبه 25/3/1384 - 3:58
پسندیدم 0
UserName