داستان هائی از زندگانی زندگانی حضرت علی (ع) 615

 

 ایثار و جان بازى كمیل

  ·         روزى حجاج بن یوسف دستور دستگیرى كمیل بن زیاد را صادر كرد. كمیل از آن دستور مطلع شد و فرار كرد و پنهان شد. حجاج دستور داد حقوق طایفه و قبیله كمیل را قطع كردند. وقتى كمیل از آن دستور مطلع شد گفت : ·         من پیر شده و عمرم رو به پایان است و شایسته نیست بخاطر من حقوق دیگران قطع شود پس از مخفى گاه خود خارج شد و به نزد حجاج رفت . حجاج به او گفت دوست داشتم : تو را پیدا كرده و دستگیر مى كردم . كمیل گفت :

·         از عمر من چیزى باقى نمانده و هر گونه كه مى خواهى درباره من حكم كن ، كه حسابرسى در نزد خداوند است و امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) نیز قبلا به من خبر داده كه تو قاتل من هستى . سپس حجاج دستور داد سر كمیل این یار با وفا و صاحب سر على (علیه السلام ) را از بدنش جدا كردند.(1)

 

************

 

 1) محجة البیضاء، ج 4.


 

 

چهارشنبه 29/7/1394 - 14:19
پسندیدم 0
UserName