داستان راستان 30

 

 

وزنه برداران

  بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ جوانان مسلمان سرگرم زورآزمایى و مسابقه وزنه بردارى بودند. سنگ بزرگى آنجا بود كه مقیاس قوت و مردانگى جوانان به شمار مىرفت و هركس آن را به قدر توانایى خود حركت مىداد. در این هنگام رسول اكرم رسید و پرسید: «چه مىكنید؟». داریم زورآزمایى مىكنیم. مىخواهیم ببینیم كدامیك از ما قویتر و زورمندتر است. «میل دارید كه من بگویم چه كسى از همه قویتر و نیرومندتر است؟». البته چه از این بهتر كه رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد. افراد جمعیت همه منتظر و نگران بودند كه رسول اكرم كدامیك را به عنوان قهرمان معرفى خواهد كرد؟ عده اى بودند كه هر یك پیش خود فكر مىكردند الا ن رسول خدا دست او را خواهد گرفت و به عنوان قهرمان مسابقه معرفى خواهد كرد.

رسول اكرم: «از همه قویتر و نیرومندتر آن كس است كه اگر از یك چیزى خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز او را از مدار حق و انسانیت خارج نسازد و به زشتى آلوده نكند. و اگر در موردى عصبانى شد و موجى از خشم در روحش پیدا شد، تسلط بر خویشتن را حفظ كند، جز حقیقت نگوید و كلمه اى دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد. و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و مانعها و رادعها از جلویش برداشته شد. زیاده از میزانى كه استحقاق دارد دست درازى نكند»(1)

   

***********

 (1). وسائل، ج 2، ص 469.

 

سه شنبه 21/7/1394 - 11:31
پسندیدم 0
UserName