داستان هائی از زندگانی زندگانی حضرت علی (ع) 610

 

 

 تحمل ؛ حمل سخن اهل بیت علیهم السلام

 صالح یكى از فرزندان میثم تمار نقل كرده است كه پدرم گفت : روزى در بازار بودم ، اصبغ بن نباته یكى از یاران على (علیه السلام ) نزد من آمد و با حالتى شگفت زده گفت اى واى میثم از امیرالمؤ منین (علیه السلام ) سخنى دشوار و عجیب شنیدم . گفتم چه شنیدى ؟ گفت : شنیدم كه مى فرمود: حدیث و سخن اهل بیت بسیار سنگین و دشوار است و آن را جز فرشته اى مقرب یا پیامبر صاحب رسالت یا بنده مؤ منى كه خداوند دلش را براى ایمان آزموده است ، توان تحملش را ندارد و به درك عمق آن نمى رسد. میثم مى گوید: فورى برخاسته خدمت على (علیه السلام ) رفتم و از او نسبت به كلامى كه از اصبغ شنیده بودم توضیح خواستم حضرت تبسمى كرد و فرمود: بنشین اى میثم ! آیا هر صاحب دانشى مى تواند هر علمى را حمل كن و بار آن را بكشد؟!

خداوند وقتى به فرشتگان گفت : كه مى خواهم در زمین جانشینى قرار دهم فرشتگان گفتند: خدایا آیا كسى را در آن قرار مى دهى كه فساد كند و خون بریزد؟ سپس حضرت به داستان حضرت موسى و خضر و سوراخ كردن كشتى و گشتن آن غلام اشاره كرد، آنگاه فرمود: پیامبر ما صلى الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم دست مرا گرفت و فرمود: خدایا هر كه را من مولایش بودم على (علیه السلام ) مولاى اوست ، ولى جز اندكى كه خداوند نگاهشان داشت آیا دیگران این كلام پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را به دوش كشیدند و فهمیده و عمل كردند؟ پس بشارت باد بر شما كه آنچه از گفته پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم حمل كردید و به آن متعهد ماندید، خداوند به شما امتیازى بخشید (اى میثم ) كه به فرشتگان و رسولان نداد. پس بدون ترس و گناه فضیلت ما و كار بزرگ و شاءن والاى ما را براى مردم بازگو كنید.(1) اما میثم ؛ پس از شهادت حضرت مسلم در كوفه توسط شخصى بنام عریف و به همراه 100 نفر از ماءموران مختار توسط ابن زیاد به زندان افتادند و بعدها مختار از زندان آزاد شد ولى میثم به دار آویخته شد(2) و در محلى میان نجف اشرف و كوفه مدفن این یار با وفاى حضرت على (علیه السلام ) است .

 

*********

 

1) اقتباس از نهج البلاغه، حکمت 261.


2) بحارالانوار، ج 20، ص 383

.

چهارشنبه 15/7/1394 - 13:7
پسندیدم 0
UserName