داستان راستان 23

 

نصیحت زاهد 

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ گرمى هواى تابستان شدت كرده بود. آفتاب بر مدینه و باغها و مزارع اطراف مدینه به شدت مىتابید، در این حال مردى به نام محمد بن منكدر كه خود را از زهاد و عباد و تارك دنیا مىدانست تصادفا به نواحى بیرون مدینه آمد، ناگهان چشمش به مرد فربه و درشت اندامى افتاد كه معلوم بود در این وقت، براى سركشى و رسیدگى به مزارع خود بیرون آمده و به واسطه فربهى و خستگى به كمك چند نفر كه اطرافش هستند و معلوم است كس و كارهاى خود او هستند، راه مىرود. با خود اندیشید: این مرد كیست كه در این هواى گرم، خود را به دنیا مشغول ساخته است! نزدیكتر شد، عجب! این مرد محمد بن على بن الحسین (امام باقر) است این مرد شریف، دیگر چرا دنیا را پى جویى مىكند؟! لازم شد نصیحتى بكنم و او را از این روش باز دارم. نزدیك آمد و سلام داد. امام باقر نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام داد. آیا سزاوار است مرد شریفى مثل شما در طلب دنیا بیرون بیاید، آن هم در چنین وقتى و در چنین گرمایى، خصوصا با این اندام فربه كه حتما باید محتمل رنج فراوان بشوید؟! چه كسى از مرگ خبر دارد؟ كى مىداند كه چه وقت مىمیرد؟ شاید همین الا ن مرگ شما رسید. اگر خداى نخواسته در همچو حالى مرگ شما فرا رسد، چه وضعى براى شما پدید خواهد آمد؟! شایسته شما نیست كه دنبال دنیا بروید و با این تن فربه در این روزهاى گرم، این مقدار متحمل رنج و زحمت بشوید. خیر، خیر، شایسته شما نیست. امام باقر دستها را از دوش كسان خود برداشت و به دیوار تكیه كرد و گفت: «اگر مرگ من در همین حال برسد و من بمیرم، در حال عبادت و انجام وظیفه از دنیا رفته ام ؛ زیرا این كار، عین طاعت و بندگى خداست. تو خیال كرده اى كه عبادت منحصر به ذكر و نماز و دعاست. من زندگى و خرج دارم، اگر كار نكنم و زحمت نكشم، باید دست حاجت به سوى تو و امثال تو دراز كنم. من در طلب رزق مىروم كه احتیاج خود را از كس و ناكس سلب كنم. وقتى باید از فرا رسیدن مرگ ترسان باشم كه در حال معصیت و خلافكارى و تخلف از فرمان الهى باشم، نه در چنین حالى كه در حال اطاعت امر حق هستم كه مرا موظف كرده بار دوش دیگران نباشم و رزق خود را خودم تحصیل كنم».

زاهد: عجب اشتباهى كرده بودم، من پیش خود خیال كردم كه دیگرى را نصیحت كنم. اكنون متوجه شدم كه خودم در اشتباه بوده ام و روش غلطى را مىپیموده ام و احتیاج كاملى به نصیحت داشته ام.(1)

  

 

*************   (1). بحارالانوار (چاپ كمپانى) ج 11، حالات امام باقر، ص 82.

 

يکشنبه 12/7/1394 - 8:46
پسندیدم 0
UserName