داستان هائی از زندگانی زندگانی حضرت علی (ع) 578

 

غذاى دسته جمعىبِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ همینكه رسول اكرم و اصحاب و یاران از مركبها فرود آمدند و بارها را بر زمین نهادند، تصمیم جمعیت بر این شد كه براى غذا گوسفندى را ذبح و آماده كنند. یكى از اصحاب گفت: «سر بریدن گوسفند با من». دیگرى: «كندن پوست آن با من». سومى: «پختن گوشت آن با من». چهارمى: ... رسول اكرم: «جمع كردن هیزم از صحرا با من». جمعیت: «یا رسول اللّه! شما زحمت نكشید و راحت بنشینید، ما خودمان با كمال افتخار همه این كارها را مىكنیم». رسول اكرم: «مى دانم كه شما مىكنید، ولى خداوند دوست نمى دارد بنده اش را در میان یارانش با وضعى متمایز ببیند كه براى خود نسبت به دیگران امتیازى قائل شده باشد»(1).

سپس به طرف صحرا رفت و مقدار لازم خار و خاشاك از صحرا جمع كرد و آورد(2).

 

 
  

 

(1). «اِنَّ اللّهَ یَكْرَهُ مِنْ عَبْدِهِ اَنْ یَراهُ مُتَمَیِّزاً بَیْنَ اَصْحابِهِ».  

 

(2). كحل البصر، ص 68.

 

 

يکشنبه 22/6/1394 - 13:33
پسندیدم 0
UserName