داستان هائی از زندگانی زندگانی حضرت علی (ع) 574

 

ابوتراب افتخار امیرالمؤ منین (ع )

  كنیه ابوتراب محبوبترین كنیه براى امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بود. هر گاه وى را بدین كنیه مى خواندند خشنود و شادمان مى گشت . كنیه ابوتراب زمانى به على (علیه السلام ) عطا شد كه هنوز ازدواج نكرده بود. اما جریانى كه باعث شد امام على (علیه السلام ) عنوان ابوتراب را از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دریافت كند اینگونه است كه عمار یاسر نقل كرده است : من و على بن ابیطالب در جنگ عشیره (این غزوه در ماه جمادى الاخر كه 16 ماه از هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم گذشته بود رخ داد و این جنگ قبل از جنگ بدر بود.) با هم بودیم هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در آنجا فرود آمد و موضع رفت گروهى از طایفه بنى مدلج را دیدیم كه در چشمه و نخلستان خود مشغول كارند. على بن ابیطالب (علیه السلام ) به من گفت : اى ابوالیقظان مى آیى نزد این قوم برویم و ببینیم چگونه كار مى كنند؟ گفتم : اگر بخواهى مى رویم پس ‍ نزد آنان رفتیم و ساعتى كارهایشان را تماشا نمودیم آنگاه خوابمان گرفت رفتیم در بین نخلهاى كوچك روى خاكهاى نرم آنجا خوابیدیم . به خدا سوگند كسى ما را بیدار نكرد. جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم او با پاهایش ما را حركت مى داد (ما از خواب بیدار شدیم ) در حالى كه خاك آلود بودیم در آن روز رسل خدا صلى الله علیه و آله و سلم چون على بن ابیطالب (علیه السلام ) را خاك آلود دید به او گفت : مالك یا ابا تراب ؟ تو را چه شده ، اى ابوتراب ؟ (چرا تو چنین خاك آلوده شده اى ؟) سپس فرمود: آیا شما را آگاه نكنم از دو نفر كه بدبخت ترین مردم اند؟ گفتیم ، آرى اى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: یك مردك سرخ روى ، قوم ثمود كه ناقه صالح را پى كرد و دیگر آن كه به اینجاى توضربت مى زند (و دستش را بر پیشانى على (علیه السلام ) گذاشت ) آن گاه محاسن على (علیه السلام ) را گفت : و گفت :: تا اینكه این از خون آن تر شود.(110) ...البته در كتاب مناقب ابن شهر آشوب ج 3، ص 113 قضیه فوق بگونه اى دیگر نقل گردیده است . این گونه مى گویند: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در نخلستانهاى مدینه دنبال على (علیه السلام ) مى گشت تا اینكه رسید به باغى و دید و على (علیه السلام ) مشغول كار است و گرد و غبار سر و روى آله و سلم رسید آنگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به على (علیه السلام ) فرمود: یا على تو برو و ببین این ماجرا كه مى گویند راست است یا نه امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) آمد تا رسید به در خانه ، آنگاه چشمان خود را بر هم گذاشت و وارد خانه شد و دست بر دیوار داشت تا وقتى كه گرد خانه گردید و بیرون آمد چون خدمت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم رسید عرض كرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم من گرد آن خانه گشتم ولى هیچ كس را آنجا ندیم . پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به نور نبوت مطلب را یافت كه على (علیه السلام ) نمى خواهد آن دو را رسوا نماید لذا فرمود: یا على انت فتى هذه الامه یعنى : یا على تو جوانمرد این امتى . اصبحت زیرا بك یا شحنه النجف بهر نثار مرقد تو نقد جان بكف  

 

 

شنبه 21/6/1394 - 10:41
پسندیدم 0
UserName