داستان هائی از زندگانی زندگانی حضرت علی (ع) 567

 

امتیاز و اخلاص برتر

 

روزى شیبه و عباس هر كدام بر دیگرى افتخار مى كردند و در این باره مشغول سخن بودند كه على (علیه السلام ) از كنار آنان گذشت و پرسید: به چه چیزى افتخار مى كنید؟ عباس گفت : امتیازى به من داده شده كه احدى ندارد و آن مسئله آب دادن به حجاج خدا است شیبه گفت : من تعمیر كننده مسجدالحرام و كلید دار كعبه هستم . على (علیه السلام ) گفت : با اینكه از شما حیا مى كنم باید بگویم كه من داراى افتخارى هستم كه شما ندارید. آنها پرسیدند كدام افتخار؟ حضرت فرمود: من با شمشیر جهاد كردم تا شما ایمان به خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آوردید عباس خشمگین شد و برخاست و به سراغ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آمد و گفت : آیا نمى بینى على چگونه با من سخن مى گوید:؟ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود على (علیه السلام ) را صدا كنید. على (علیه السلام ) هنگامى كه به خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آمد پیامبر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چرا اینگونه با عمویت عباس سخن گفتى ؟ على (علیه السلام ) عرض كرد: اى رسول خدا اگر من او را ناراحت ساختم بیان حقیقتى بوده كه در برابر گفتار حق هر كسمى خواهد ناراحت شود و هر كس مى خواهد خشنود گردد.

 

 

سه شنبه 17/6/1394 - 11:57
پسندیدم 0
UserName