داستان راستان 1

 

1

رسول اكرم و دو حلقه جمعیت

 بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله وسلّم وارد مسجد مدینه (1) شد، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكیل شده بود و هر دسته اى حلقه اى تشكیل داده سرگرم كارى بودند: یك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته دیگر به تعلیم و تعلّم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم بودند، هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آنها مسرور و خرسند شد. به كسانى كه همراهش بودند روكرد و فرمود: «این هر دو دسته كار نیك مىكنند و بر خیر و سعادتند». آنگاه جمله اى اضافه كرد: «لكن من براى تعلیم و دانا كردن فرستاده شده ام»، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعلیم و تعلّم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست (2).

 

============

 

(1). «مسجد مدینه» در صدر اسلام، تنها براى اداى فریضه نماز نبود بلكه مركز جنب وجوش و فعالیتهاى دینى و اجتماعى مسلمانان همان «مسجد» بود. هر وقت لازم مىشد اجتماعى صورت بگیرد، مردم را به حضور در مسجد دعوت مىكردند و مردم از هر خبر مهمى در آنجا آگاه مىشدند. و هر تصمیم جدیدى گرفته مىشد در آنجا به مردم اعلام مىشد. مسلمانان تا در مكه بودند از هرگونه آزادى و فعالیت اجتماعى محروم بودند. نه مىتوانستند اعمال و فرایض مذهبى خود را آزادانه انجام دهند و نه مىتوانستند تعلیمات دینى خود را آزادانه فراگیرند. این وضع ادامه داشت تا وقتى كه اسلام در نقطه حساس دیگرى از عربستان نفوذ كرد كه نامش «یثرب» بود و بعدها به نام «مدینة النبى» یعنى شهر پیغمبر معروف شد. پیغمبراكرم بنا به پیشنهاد مردم آن شهر و طبق عهد و پیمانى كه آنها با آن حضرت بستند، به این شهر هجرت فرمود. سایر مسلمانان نیز تدریجا به این شهر هجرت كردند. آزادى فعالیت مسلمانان نیز از این وقت آغاز شد. اولین كارى كه رسول اكرم بعد از مهاجرت به این شهر كرد. این بود كه زمینى را در نظر گرفت و با كمك یاران و اصحاب، این مسجد را در آنجا ساخت.  

 

 (2). منیة المرید (چاپ بمبئى) ص 10.

 

 

 

شنبه 14/6/1394 - 12:26
پسندیدم 0
UserName