دل من ديرزماني ايست كه مي پندارد "دوستي" نيز گلي است مثل نيلوفرو ناز ساقه ترد و لطيفي دارد. ب
توسط : MCLAREN
دل من ديرزماني ايست كه مي پندارد "دوستي" نيز گلي است

مثل نيلوفرو ناز ساقه ترد و لطيفي دارد.

بي گمان سنگدل است آنكه روا مي دارد جان اين ساقه نازك را دانسته بيازارد.

در زميني كه ضمير من و توست، از نخستين ديدار، هرسخن، هررفتار دانه هايي است

كه مي افشانيم ، برگ و باري است كه مي رويانيم

آب و خورشيد و نسيمش مهر است

گر بدانگونه كه بايست به بار آيد

زندگي رابه دل انگيزترين چهره بيارايد


زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته است

تا درآن دوست نباشد همه درها بسته است.


درضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز

عطر جان پرور عشق گر به صحراي نهادت نوزيده است هنوز

دانه ها را بايد از نو كاشت

آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان خرج مي بايد كرد


رنج مي بايد برد

دوست مي بايد داشت
پنج شنبه 19/3/1384 - 18:46
پسندیدم 0
UserName