کورس در بورس!
توسط : m_hadi47


مهارت‌های زندگی > فوت و فن - نرگس خانعلیزاده:
خیلی‌ها هستند که راه سرمایه‌گذاری و استفاده کردن از پولشان را فقط پس‌انداز در بانک و گرفتن سود ماهانه می‌بینند اما حوزه بورس بازار خاص‌تری است که در آن می‌توانید به جای انتظار، مزد هوش و کارایی خودتان در گرفتن تصمیم‌های درست را بگیرید.

در این بازار، شاید یك سؤال اساسی این باشد كه واقعا چطور می‌شود یك فرد عادی بتواند در مالكیت بخشی از واحدهای تجاری و تولیدی بزرگ شریك باشد؟ برای گرفتن پاسخ این سؤال، باید به خیابان حافظ بروید و بین كارگزاران بورس باشید تا سر از ماجرا در بیاورید. امیر افسر، كارشناس حوزه بورس و یكی از فعالان باتجربه این حوزه است كه فوت و فن‌های بورس را برایمان می‌گوید. او تأكید می‌كند كه حرف مشترك همه كارشناس‌های بورس یكی است؛ تجربه، تجربه، تجربه! یعنی اگر از آن آدم‌هایی هستید كه به‌دنبال راه یك‌شبه هستید، دور بورس را یك خط قرمز بكشید. اینجا به آدم‌هایی كه صبر دارند جایزه می‌دهند. اینجا كورس سرمایه‌گذارهای باهوش و منطقی است.

سرمایه‌گذاری در بورس. چه فرقی با دیگر سرمایه‌گذاری‌ها دارد؟

هر فردی می‌تواند در حوزه‌های مختلفی سرمایه‌گذاری كند. قاعدتا هركس یك مقدار پول مازاد نسبت به آن چیزی كه در زندگی روزمره نیاز دارد، خواهد داشت كه می‌تواند آن را در بازارهای مختلف سرمایه‌گذاری كند. یكی از این بازارها، بازار پول است؛ یعنی می‌تواند در سپرده‌های بانكی سرمایه‌گذاری كند و براساس یك سپرده كوتاه‌مدت و بلندمدت با ویژگی‌های مختلفی كه دارد، سودش را بگیرد. راه دیگر، خریداری اوراق مشاركت است؛ می‌تواند اوراق مشاركتی كه در بانك‌ها فروخته می‌شود را بخرد و سرمایه‌گذاری كند. راه دیگر سرمایه‌گذاری در حوزه‌های ارز و طلا یا بازارهایی مثل بازار مسكن یا بازار كالاست. اما یكی از حوزه‌های سرمایه‌گذاری كه در دنیا با اقبال بسیار زیادی مواجه شده، سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار است. بورس اوراق بهادار محلی است كه سهام شركت‌های تولیدی، خدماتی و بازرگانی عرضه می‌شود و كسانی كه سهام این شركت‌ها را خریداری می‌كنند، مالك بخشی از آن شركت می‌شوند. هرچقدر سهامشان كمتر باشد، در حقیقت مالك بخش كوچك‌تری از آن شركت هستند. این سهام به این معنی است كه در سود و زیان آن شركت‌ها سهیم هستند. حالا اگر آن شركت سود بهتری بكند، قاعدتا سهامدارانش هم سود بیشتری خواهند كرد.

برای نخستین قدم در سرمایه‌گذاری در بورس باید چه چیزی را بدانیم؟

واقعیت این است كه در بورس، شركت‌های خیلی متنوعی وجود دارد و تصمیم‌گیری درباره اینكه سهام چه شركتی را بخریم، كار پیچیده‌ای است كه نیاز به تخصص و تجربه دارد. 2نكته در این انتخاب بسیار حائز اهمیت است؛ بازده این شركت‌ها، به معنی سودآوری آنهاست كه این بازده از 2طریق حاصل می‌شود؛ یكی سود نقدی كه هر شركتی در پایان هر سال مالی و سالی یك‌بار تقسیم می‌كند و به‌عنوان سود به سهامداران پرداخت می‌كنند. بخش دوم، افزایش قیمت سهام است كه در زمانی كه شما سهم را می‌خرید، نسبت به زمانی كه سهم را می‌فروشید، ممكن است قیمت آن كاهش یا افزایش پیدا كند. اگر افزایش پیدا كند، یك بازدهی را سهامدار از آن قسمت كسب می‌كند. قاعدتا هرچقدر این بازده بالاتر باشد برای سهامداران مطلوبیت بالاتری خواهد داشت. اینها جزو مهم‌ترین مسائلی هستند كه یك سرمایه‌گذار در بورس باید با آن آشنا باشد تا بتواند راه درستی را در پیش بگیرد و به سود خوبی برسد.

یعنی با این شرایط، ممكن است با اینكه تصمیم درستی گرفته‌ایم، به سود مورد نظرمان نرسیم؟

ببینید یكی از نكته‌های بسیار مهم در سرمایه‌گذاری بحث ریسك است؛ ریسك به معنی میزان مخاطره‌ای است كه آن شركت در آینده با آن مواجه است. اعم از اینكه مثلا قیمت مواداولیه‌اش افزایش پیدا كند یا محصولش شامل قیمت‌گذاری دولتی باشد یا با افزایش هدفمندی یارانه‌ها، افزایش قیمت‌های حامل سوخت روی آن تأثیر بگذارد. معمولا ریسك و بازده با همدیگر یك رابطه مستقیم دارند. شركت‌هایی كه ریسكشان بالاتر است، تقریبا بازده بالاتری دارند و شركت‌هایی كه ریسكشان پایین‌تر است، بازده‌شان معمولا پایین‌تر است. حالا سهامدار با توجه به استراتژی‌ای كه دارد و میزان ریسكی كه می‌تواند بپذیرد، باید سهام‌هایش را انتخاب كند.

اگر كسی به‌دنبال شركت‌هایی با ریسك‌پذیری كمتر باشد چه؟

قاعدتا كسانی كه تجربه كمتری دارند، می‌توانند سهم‌های كم‌ریسك‌تری را انتخاب كنند كه اگرچه ممكن است بازده كمتری را عایدشان كند ولی مطمئن‌تر هستند. البته كسانی كه به‌طور كلی در بازار سرمایه تجربه‌ای ندارند، می‌توانند به جای خرید سهام، صندوق‌های سرمایه‌گذاری را خریداری كنند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌هایی هستند كه تخصصشان خرید و فروش سهام است. آنها سهام را خرید و فروش می‌كنند و مردم می‌توانند یك یا چند بخش از آن صندوق را خریداری كنند. هرچقدر آن صندوق از محل خرید و فروش سهام سود كند، قاعدتا آن سود به كسانی كه از صندوق، خرید و فروش كرده‌اند هم خواهد رسید.

سرمایه‌گذاری در بورس با چه میزان سرمایه اولیه منطقی است؟

یكی از محاسن سرمایه‌گذاری در بورس این است كه كسانی كه سرمایه كمی دارند هم می‌توانند وارد بورس شوند و در آن سرمایه‌گذاری كنند. حتی كسی كه در حد یك میلیون از پولش را می‌خواهد سرمایه‌گذاری كند هم می‌تواند وارد بورس شود. البته پیشنهاد بهتر برای این افراد، همان گزینه آخر است كه معقول است. كسانی كه تجربه و سرمایه كمی دارند و می‌خواهند وارد بورس شوند، بهتر است این صندوق‌های سرمایه‌گذاری را خرید و فروش كنند.

از نظر شما، آن فوت كوزه‌گری سرمایه‌گذاری در بورس برای سوددهی بیشتر چیست؟

راه موفقیت در این حوزه، كسب دانش است؛ یعنی لحظه مالی یا سرمایه‌گذاری در بورس و نحوه تجزیه و تحلیل سهام را یاد بگیرند و دومین و شاید مهم‌ترین آن هم، تجربه است. كسی كه دانش و تجربه را كنار هم داشته باشد و بتواند نسبت به شركت‌های بورسی شناخت خوبی پیدا كند، حتما می‌تواند موفق باشد.

آشنایی با 2روش‌ تحلیل بورس

تكنیكال یا فاندامنتال؟
میان بسیاری از كسانی كه در بورس سرمایه‌گذاری می‌كنند، «تحلیل تكنیكال» و «تحلیل فاندامنتال یا بنیادی» یكی از بحث‌ها و چالش‌های روزمره است.

تقابل 2روش
كسانی كه پیرو مكتب تحلیل تكنیكال هستند، معتقدند همه اطلاعات مهم بازار در قیمت‌ها و حجم معاملات منعكس شده و اگر بخشی از اطلاعات، خود را در قیمت نشان نمی‌دهد، عملا برای فعالان بازار ارزش ندارد. پیروان مكتب تكنیكال بیش از هر چیز به «نمودارها» كار دارند. برای آنها مهم نیست كه نموداری كه به آنها نشان می‌دهید مربوط به نرخ دلار به یورو باشد یا قیمت سهام سرمایه‌گذاری ملت. آنها براساس شاخص‌های مختلفی كه در اختیار دارند و با تكیه بر افت و خیزهای نمودار (شاخص حمایت، شاخص مقاومت، شاخص فركتالی، شاخص میانگین متحرك، نوار بولینگر و...) می‌كوشند روند و میزان تغییرات نمودار را برآورد كنند. در طرف مقابل، علاقه‌مندان به مكتب «تحلیل بنیادین» قرار دارند. این افراد روی «اطلاعات مالی شركت‌ها» تمركز دارند. «ترازنامه»، «حساب سود و زیان»، «جریان وجوه نقد»، «EPS» و «DPS» ازجمله فاكتورهایی هستند كه برای تحلیل‌گران فاندامنتال مهم هستند. پیروان مكتب فاندامنتال معتقدند كه «تكنیكال كارها»، به جای نوشتن «مار» برای مردم مار «می‌كشند» و به هر حال بازار بورس را جز با اطلاعات مالی نمی‌توان تحلیل و مدیریت كرد.

معامله یا سرمایه‌گذاری؟
برای تفكیك بهتر 2روش، شاید مناسب باشد كه بین واژه «معامله» و «سرمایه‌گذاری» تفاوت قائل شویم. معنی معامله این است كه یك دارایی را بیشتر از قیمت خرید و ترجیحا بیشتر از قیمت روز بازار، به طرف مقابل بفروشم اما سرمایه‌گذاری به‌معنای این است كه من با بررسی دقیق فرصت‌ها و تهدید‌های موجود برای یك سهم و برآورد مسیر آتی آن با توجه به قوت‌ و ضعف‌های شركتی كه برگه سهام متعلق به اوست، تصمیم بگیرم كه مالك بخشی از آن «سازمان» شده و یا مالكیت آن سازمان را (سهام شركت)‌ در ازای دریافت پول به فرد دیگری واگذار كنم. برای كسی كه به «بازار سهام» به‌عنوان «بازار معامله» می‌اندیشد، تحلیل تكنیكال می‌تواند بسیار مفید و اثربخش باشد. اما برای كسی كه این بازار را بازار سرمایه‌گذاری می‌داند، تحلیل فاندامنتال، امنیت ذهنی و شفافیت تصمیم‌گیری بیشتری را به همراه خواهد داشت. طبیعی است كه بحث افق زمانی را هم نباید فراموش كرد. اطلاعات مالی شركت‌ها در بهترین حالت به صورت فصلی منتشر می‌شوند. پس برای كسی كه صرفا از تحلیل فاندامنتال استفاده می‌كند و تصمیم به معامله‌های چند روزه یا چند هفته‌ای گرفته است، عملا اطلاعات بنیادی چندان به‌كار نخواهد آمد. همچنان كه كسانی كه در بورس «سرمایه‌گذاری» می‌كنند و افق زمانی بسیار طولانی‌ای درنظر دارند، عملا تحلیل‌های تكنیكال و جمع و تفریق‌ها و محاسبات ساده، چندان كمكی به بهبود تصمیم‌گیری نخواهد كرد.

3 نكته‌ كلیدی
۱) استراتژی من «معامله» است یا «سرمایه‌گذاری»؟ برای معامله، تحلیل تكنیكال و برای سرمایه‌گذاری تحلیل فاندامنتال مفید‌تر خواهد بود.
۲) افق زمانی مورد نظر من برای انجام معاملات كوتاه است یا بلند؟ برای معامله خرید و فروش طی یك هفته، تحلیل تكنیكال بسیار سود‌ده خواهد بود اما برای تصمیم‌گیری درمورد خرید سهام یك شركت و نگهداری آن برای چند سال، تحلیل فاندامنتال بهتر است.
۳) فضای عمومی جامعه و جو حاكم بر بازار به چه شكلی است؟ آیا فضای احساسی روی معاملات و قیمت‌گذاری‌ها سایه انداخته است؟ فضای منطقی، تحلیل فاندامنتال و فضای احساسی، تحلیل تكنیكال را می‌طلبد.


شنبه 27/10/1393 - 22:12
پسندیدم 0
UserName