با قلدرهای کوچک بابا چه کنیم؟
توسط : m_hadi47


مهارت‌های زندگی > خانواده - مریم کمالی‌نژاد:
حتما دیده‌اید کودکانی را که برای دوستانشان قلدر بازی درمی‌آورند و دیگران را اذیت می‌کنند، به همکلاسی‌هایشان آسیب جسمی می‌رسانند و پنهانی آنها را آزار می‌دهند، جلوی معلم و پدر و مادر می‌ایستند و باز هم پرخاشگری می‌کنند.

 اگر مادر چنین فرزندی هستید، نگرانی و اضطراب شما كاملا قابل درك است. هیچ مادری دلش نمی‌خواهد هر روز بابت قلدری‌های فرزندش جوابگوی والدین و اولیای مدرسه باشد. با این قلدرهای كوچك چه باید كرد؟

1-  قبل از هر چیز باید ببینید علت این رفتارها چیست. شاید پرخاشگری فرزندتان، انتقامجویانه است و شاید همكلاسی‌هایی دارد كه مرموزانه او را آزار می‌دهند و عصبانی می‌كنند. برای پی بردن به چنین احساسی در كودك باید محیط خانواده، محیط گفتمان و تعامل سالم باشد، در این صورت، كودك به خوبی درباره احساساتش صحبت خواهد كرد. او خواهد گفت كه از چه افراد یا رفتارهایی آسیب می‌بیند. با دقت به حرف‌های كودك گوش دهید. شما از طریق گوش كردن به حرف‌های هرچند بی‌مفهوم، داستان‌های بی‌سروته و شعرهای بی‌وزن و قافیه‌اش می‌توانید از هیجانات و احساساتش اطلاع پیدا كنید. این اطلاعات اولین گام برای كمك به افزایش هوش هیجانی دركودكان است. البته اگر كودكی دارید كه زیاد اهل حرف‌زدن نیست، می‌توانید او را به نقاشی كشیدن تشویق كنید و از این راه به احساسات و نگرانی‌هایش پی ببرید. بعد از این مرحله اگر متوجه شدید كه كسانی هستند كه او را پنهانی آزار می‌دهند، بهتر است كه فرزندتان را از آن اشخاص یا اتفاق‌ها دور كنید.

2- ممكن است یك خلأ عاطفی او را اذیت می‌كند، به دنیا آمدن خواهر و برادرهای كوچك‌تر و ترس از بین رفتن جایگاه قبلی، برخی از كودكان را پرخاشگر می‌كند. اگر علت این است، رفتار شما هم 100درصد دخیل است، رفتارتان را دوباره بررسی كنید.

3- در قدم بعد اسباب‌بازی‌ها و بازی‌های خشن و افرادی كه رفتار خشن دارند را از كودكتان دور كنید. او به سادگی تقلید می‌كند.

4- علت دیگرش می‌تواند خودنمایی باشد، همه انسان‌ها نیاز به دیده‌شدن و مورد توجه قرار گرفتن دارند. كودكان نیز دوست دارند مركز توجه باشند و گاه برای نشان دادن خودشان و خاص جلوه‌كردن، دست به رفتارهای قلدرمآبانه می‌زنند، چون راه دیگری برای جلوه كردن بلد نیستند. اگر فكر می‌كنید كودك یا نوجوانتان برای جلب توجه دست به چنین رفتارهایی می‌زند و برای نشان دادن خودش و خاص شدن، دنبال راه‌حل است، راه‌های صحیح را به او نشان دهید؛ راه‌های صحیح دیده‌شدن. آموزش یك مهارت یا تخصص یكی از راه‌حل‌های این مسئله است. بچه‌ها با یادگیری هنر، ورزش یا مهارت‌های خاص احساس بهتری نسبت به‌خود خواهند داشت و خودپنداره مثبتی پیدا می‌كنند و این وسیله‌ای برای بالا بردن اعتماد به نفس آنها شده و رفتارهای قلدرمأبانه را كاهش می‌دهد.

5- اعمال خشونت برای جلوگیری از قلدری، بدترین راه‌حل ممكن است. همانقدر كه می‌بایست قاطع باشید، باید از بروز خشونت و رفتارهای خشونت‌آمیز و پرخاشگرانه دوری كنید. این رفتار درست مثل این است كه برای اینكه كودكتان دست از گاز گرفتن دوستانش بردارد، گازش بگیرید! بنابراین خشونت كلامی و جسمی برای جلوگیری از قلدری كودكان بدترین راه‌حل ممكن است. با این حال او باید متوجه ناراحتی شما بشود. بروز ندادن ناراحتی‌تان از نوع عملكرد كودك و تنها اكتفا كردن به اینكه بگویید از این رفتارش ناراحت هستید، او را دچار گیجی می‌كند. برخی والدین به كودكشان می‌گویند بسیار ناراحت هستند از اینكه كودك دیگری را گاز گرفته یا به دیگری آسیبی رسانده اما كودك هیچ تفاوتی در نوع رفتار پدر و مادر نمی‌بیند. بهتر است تنبیهات غیربدنی برای او درنظر بگیرید. محرومیت از ارتباط با كودكان دیگر در یك مدت كوتاه می‌تواند هم مانع خشونت و قلدری بیشتر شود و هم نوعی تنبیه به‌حساب ‌آید.

6- دقیق باشید؛ممكن است قلدری در كنار دست شما اتفاق بیفتد و شما متوجهش نشوید. معلمان و آموزگاران تخمین زده‌اند كه میزان زورگویی‌ها و قلدری‌هایی كه در مدارس رخ داده حاكی از آن است كه حدود 80درصد این تهدیدها و ارعاب‌ها در مكان‌هایی همچون سالن مدارس و كلاس‌های درس و در نزدیكی معلم اتفاق می‌افتد، بدون اینكه معلم از آنها آگاه باشد.

7- به صداهای بلند و پرخاشگری‌هایش توجه نكنید. اگر او با داد و بیداد و قلدری به خواسته‌هایش می‌رسد، مطمئن باشید كه او هرگز دست از كارش بر نخواهد داشت و قلدری برای او وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌هایش می‌شود.

8- به كودكان متذكر شوید كه اگر شاهد رفتارهای خشونت‌آمیز و قلدری بودند، خصوصا در كلاس و مدرسه، به كمك فرد قربانی بشتابند و بهترین راه‌حل این است كه این رفتار را به سرعت به اولیای مدرسه گزارش دهند.

9- والدینی كه روش تربیتی مستبدانه را انتخاب كرده‌اند باید بدانند كه كودكانی خشمگین خواهند داشت. این والدین بسیار پرتوقع هستند، پیام‌های كلامی یك‌جانبه و بدون هیچ‌گونه محتوای عاطفی دارند، كمترین مهرورزی را نسبت به كودكان خود نشان می‌دهند با این استدلال كه كودك با محبت زیادی لوس می‌شود و اغلب نسبت به تلاش‌های كودكان برای جلب حمایت و توجه بی‌تفاوتند. این والدین، تأیید، همدلی و همدردی اندكی را نسبت به فرزندان خود ابراز و برای كنترل كودكان خود از شیوه‌های ایجاد ترس استفاده می‌كنند. هیچ‌گونه تفاهمی بین والدین مستبد و فرزندانشان وجود ندارد. كودكان چنین والدینی علاوه بر خشمگینی و پرخاشگری، در ارتباط با همسالان خود دچار مشكل هستند.

10- آرام باشید و قاطع. شما با حفظ آرامش خود- اگر چه ظاهری- در شرایط بحرانی و پیش‌آمدها می‌توانید الگوی مناسبی برای كودكتان باشید. زمانی كه والدین هنگام رانندگی با عصبانیت، دیگر رانندگان را مورد انواع خشونت‌های كلامی و حتی فیزیكی قرار می‌دهند، نباید توقع داشت كه كودك همین رفتار را در ارتباط با دوستان و همكلاسی‌هایش تكرار نكند. كودكان می‌بینند و تكرار می‌كنند.

11- راه‌های بروز عصبانیت و خشم را برایش شرح دهید. بعضی از كودكان كنترل خشم ندارند و نمی‌دانند چگونه باید خشم خود را مدیریت كنند. به او بگویید كه وقتی عصبانی ا‌ست با كلمات، عصبانیتش را عنوان كند نه با حركات خشن. مثلا بگوید: «عصبانی هستم» و با این جمله دیگران را متوجه ناراحتی و خشمش كند. به او بگویید: «می‌دانم دوست‌ات تو را عصبانی كرده، اما نباید او را بزنی، پس وقتی عصبانی می‌شوی چه كار دیگری می‌توانی بكنی؟» اگر كودك شما ایده‌ای در مورد راه‌حل مناسب ندارد چند گزینه در اختیار او قرار دهید. متخصصین در زمینه مدیریت عصبانیت، توصیه می‌كنند كه در چنین شرایطی به كودك خود بگویید اول شكم، آرواره و مُچ دست‌هایش را چك كند و ببیند كه آیا آنها سالم هستند، سپس یك نفس عمیق بكشد تا عصبانیت را از بدن خود بیرون كند و همچنین احساس بهتری از به دست آوردن مجدد كنترل خودش پیدا كند. آنگاه به كودك خود كمك كنید تا با صدای بلند و محكم درباره عصبانیتش حرف بزند. او می‌تواند با یك جمله شبیه به این حرفش را آغاز كند؛ «وقتی داد می‌زنم و عصبانی می‌شوم...». كودكان باید بدانند كه عصبانی شدن طبیعی است اما فقط تا جایی كه به دیگران به این خاطر آزار و آسیب نرسانند.

12- حتی یك لبخند كوچك شما، حین تماشای قلدری‌های كودكان می‌تواند نقش تقویت‌كننده داشته باشد، بنابراین مواظب باشید كه اگرچه ممكن است مداخله مستقیم در قلدری نداشته باشید اما با سكوت، لبخند و بی‌تفاوتی او را در قلدربازی‌هایش یاری نكنید.

13- مهارت‌های اجتماعی و دوست‌یابی را به كودكتان بیاموزید و اعتماد به نفسش را تقویت كنید. نوازش كردن را به او بیاموزید. وقتی حركتی پرخاشگرانه از او سر می‌زند، به كودكی حمله می‌كند یا كسی را گاز می‌گیرد و... كنارش باشید، تنهایش نگذارید، حركاتش را اصلاح كنید.

14- عواقب رفتارش و رنجی كه به‌خاطر رفتار و خشونت او نصیب دیگران می‌شود را برایش تشریح كنید. این دقیقا همان چیزی‌ است كه به وسیله تقویت هوش هیجانی به‌دست می‌آید. رفتارهایش را برایش توضیح دهید، مثلا بگویید: «تو از دست دوست‌ات عصبانی هستی چون اسباب‌بازی‌هایت را گرفت». احساس همدلی و همراهی با كودك باعث می‌شود كه كمتر به سمت خشونت سوق پیدا كند.

دختران قلدر، پسران قلدر

قلدری مجموعه رفتار، گفتار و حركاتی ا‌ست كه با قصد آزار دادن و آسیب رساندن به دیگران، تكرار می‌شود. قلدری یك رفتار شایع است و می‌تواند به 3 شكل كلامی، جسمی و روانی بروز كند. تحقیقات نشان می‌دهند كه عده زیادی از كودكان یا قلدرند یا قربانی قلدری و در نتیجه به شكلی این سوءرفتار را در طول زندگی‌شان تجربه می‌كنند. این مسئله بر عزت نفس و سلامت روان هر دو طیف قلدر و قربانی تأثیر منفی می‌گذارد و در شرایط بحرانی به ترك تحصیل، افسردگی، عزت نفس پایین و اعتیاد منتهی می‌شود.

بین پسران، قلدری جسمی مرسوم است؛ لگد‌زدن، هل‌دادن، كتك‌زدن اما میان دختران قلدری غیركلامی یا هیجانی و غیرمستقیم بیشتر دیده می‌شود. دختران قلدری‌شان را در قالب شایعه‌پراكنی و مسموم كردن ذهن دیگران بروز می‌دهند و با این رفتارشان باعث طردشدن فرد قربانی می‌شوند. دختران معمولا تنها برای هم‌جنس‌های خود قلدری می‌كنند اما قلدری پسران شامل حال هر دو گروه دختر و پسر می‌شود.

چرا قلدری؟

این سوءرفتار زمانی بروز می‌كند كه محیط خانواده یا مدرسه به واسطه وجود مشكلات تعاملی میان كودك و والدین، مدرسه یا گروه دوستان، مناسب انجام چنین رفتارهایی باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند نوجوانانی كه هوش هیجانی پایین‌تری دارند، نسبت به دیگران رفتارهای قلدرانه بیشتری از خود نشان می‌دهند. هوش هیجانی نوعی از هوش است كه شامل شناخت احساسات و استفاده از آن برای گرفتن تصمیم‌های درست و مناسب زندگی می‌شود. اینكه كودك بتواند خلق و خو و وضعیت روانی خود را كنترل كند، اگر متحمل شكست شد، دوباره برای خود هدف‌سازی كرده و ایجاد انگیزه كند و مهم‌تر از همه اینكه بتواند از احساسات افراد پیرامون خود، آگاهی پیدا كرده و با آنها خوب تا كند، نشان‌دهنده برخورداری فرد از هوش هیجانی مناسب است. هوش هیجانی به كودكان كمك می‌كند تا در موقعیت‌های تهدید‌كننده و خطرناك، عكس‌العمل مناسب‌تری برای نجات خود انجام دهند. همچنین با كمك هوش هیجانی می‌توانند به ریشه‌های غم و شادی در خود پی ببرند و آن را مدیریت كنند. خبر خوب اینكه هوش هیجانی یك مسئله ذاتی و غیرقابل آموزش نیست بلكه مهارتی ا‌ست كه می‌توان آن را به كودكان آموزش داد.


شنبه 27/10/1393 - 22:6
پسندیدم 0
UserName