در بیان شگفتى هاى آفرینش انسان
توسط : bahaar88
مفضل گفت: چون صبح شد، بامداد به خدمت آن نقاوه امجاد شتافتم و بعد از رخصت داخل شدم، و در خدمتش ‍ ایستادم. پس داخل حجره دیگر شد و مرا به خلوت طلبید چون در خدمتش نشستم، حضرت فرمود: اى مفضل! گویا امشب تو دراز گذشت براى انتظار وعده ما؟
گفتم: بلى اى مولاى من!
گفت: اى مفضل! خدا بود و هیچ چیز پیش از او نبود، و او باقى است و وجود او را نهایت نیست، و او است مستحق حمد و ستایش بر آنچه الهام كرد ما را، و مخصوص او است شكر و سپاس بر آنچه عطا كرد و مخصوص گردانید ما را به اعلاى علوم و ارفع معالى (1)، و برگزید ما را بر جمیع خلق به علم خود، و گردانید ما را گواه بر ایشان به حكمت خود.
پس رخصت طلبیدم كه آنچه بفرمائید بنویسم.
----------------------------------------------
1-معالى، جمع معلاة (به فتح میم) = شرف و رفعت.
-----------------------------------------
مفضل بن عمر
ترجمه: علامه محمد باقر مجلسى
دوشنبه 6/8/1392 - 17:17
پسندیدم 0
UserName
x