حواس پنجگانه در انسان و اسرار آفرینش آن
توسط : bahaar88
اكنون نظر كن اى مفضل به سوى این حواس كه مخصوص شده است به آنها انسان در خلقت خود و شرف یافته به آنها بر غیر خود چگونه دیده ها را در سر او قرار داده است مانند چراغها كه در بالاى مناره برافروزند تا تواند همه اشیاء را مطالعه نماید، و دیده را در اعضاى پائین تر قرار نداده مانند دستها و پاها كه آفتها به آن برسد یا در مباشرت اول اعمال به آن جوارح علتى در آنها حادث شود و در اعضاى وسط بدن قرار نداد مانند شكم و پشت كه دشوار باشد به كار فرمودن آن در دیدن اشیاء و چون هیچ موضعى از براى این حاسّه مناسب تر از سر نبود در آنجا قرار داد كه از همه اعضاء بلندتر است و آن را صومعه گردانیده براى حواس پنجگانه كه محسوسات پنجگانه را درك نماید و ادراك هیچ یك از محسوسات از او فوت نشود.
پس چشم را آفرید كه رنگها را دریابد. اگر دیده نمى بود كه رنگها را احساس نماید، خلق رنگها بى فایده بود.
و سمع را از براى ادراك صداها آفریده. اگر صدا مى بود و گوش نمى بود كه بشنود، آفریدن صدا بى نفع بود.
و هم چنین است سایر حواس. اگر محسوسات مى بودند و حواس نبودند، خلق آنها بى فایده بود و از آن جانب نیز چنین است.
و اگر دیده مى بود و صاحب رنگ كه دیده مى شود نمى بود، دیده را فایده نبود.
و اگر گوش مى بود و شنیدنى نمى بود، گوش بى فایده بود.
پس نظر كن كه چگونه هر چیزى را براى چیزى آفریده و براى هر حاسّه محسوسى و براى هر محسوسى حاسّه مقرر ساخته.
و ایضا در هر حسى امرى چند مقرر گردانیده كه متوسط باشند میان حاسه و محسوس كه احساس بدون آنها حاصل نمى شود مانند روشنى و هوا براى دیدن و شنیدن. اگر روشنى نباشد كه رنگ براى دیده ظاهر شود دیده ادراك آن نمى كند. و اگر هوا نباشد كه صدا را به سامعه برساند، سامعه ادراك صدا را نمى كند. آیا مخفى مى ماند بر كسى كه صحیح باشد نظرش و بكار فرماید فكرش را آن كه مانند آنچه من وصف كرده ام از تهیه حواس و محسوسات كه هر یك با دیگرى مطابق و موافق است و آن چه احساس حواس بر آنها موقوف است همه مهیاست نمى باشد مگر به عمد و تقدیر از خداوند لطیف و خبیر.
-----------------------------------------
مفضل بن عمر
ترجمه: علامه محمد باقر مجلسى
دوشنبه 6/8/1392 - 17:5
پسندیدم 0
UserName
x