انقسام مدركه به قواى ده گانه ظاهریه و باطنیه
توسط : bahaar88

اما پنج قوه ظاهره.
اول: باصره است و آن قوه اى است كه حامل آن روحى است كه در مجمع النورین است، و مراد از مجمع النورین موضع ملاقات دو عصبه مجوفه است كه از چپ و راست مقدم دماغ رسته شده و به هم ملاقات كنند به حیثیتى كه تجویف هر دو در موضع ملاقات یكى شوند و بعد از ملاقات منعطف شده آن كه از طرف راست رسته است به حدقه راست و آن كه از طرف چپ رسته به حدقه چپ آید و به این قوه نفس ادراك كند جمیع رنگها و روشنى ها را با لذات و جمیع اشیاء ملونه مضیئه را بالعرض.
و علما را خلاف است در آن كه مدرك با لذات عین مرئى است یا صورتى كه از آن منطبع گردد و در جلیدیه (1) چشم و به وساطت آن در مجمع النورین و از آن منتقل گردد به حس مشترك.
مذهب دوم معرف است به مذهب طبیعیین.
و اصحاب اقوال اول دو گروهند: جمعى قائل اند به خروج شعاع از بصر بر شكل مخروطى كه سرش در مركز بصر باشد و تهش منطبق بر سطح مرئى و تابش این شعاع بر مرئى سبب انكشاف و ظهور ذات مرئى گردد در نزد نفس ‍ ناطقه. و این مذهب ریاضیین است.(2)
و جمعى دیگر قائل به خروج شعاع نیستند، بلكه گویند كه از هواى ما بین رائى و مرئى متكیف گردد و به كیفیت شعاعى كه در بصر است سبب ذات مرئى شود.
و قول به انطباق اشهر است و از بعضى احادیث نیز ظاهر مى شود. دوم: سامعه است و آن قوه اى است كه حامل آن روحى است كه در عصبه مقعر صماخ است و نفس به این قوه ادراك كند جمیع اصوات و صداها را. و صوت كیفیتى است كه حادث شود در هوا به جهت تموجى كه پیدا و حاصل شود از خوردن دو چیز به هم از روى عنف یا از جدا شدن دو چیز از هم به طریق عنف به شرط مقاومت هر دو به هم و آن تموج مخصوص تا در هوا باقى باشد صوت موجود بود و چون آن تموج مستمر گردد تا به هواى راكد در گوش منتهى شود به مقعر صماخ كه عصبه مذكوره در آنجا مفروش است صوت متاءدى شود به قوه اى كه سپرده به روح آن و مدرك نفس گردد.
سوم: شامه است و آن قوه اى است كه حامل آن روحى است كه در ((برآمدگى شبیه به پستان كه در میان بینى از مقدم دماغ رسته سارى است و نفس به این قوه ادراك كند جمیع بوها را به سبب وضوح هواى متكیف به كیفیت رایحه به خیشوم.
چهارم: ذائقه است و آن قوه اى است كه حامل آن روحى است كه در عصبه جرم زبان سارى است و نفس به این قوه ادراك كند جمیع مزه ها را و به واسطه رطوبت لعابیه متكیف به كیفیت طعم و یا مخلوط به اجزاى ذى طعم شود على الخلاف.
پنجم: لامسه است و آن قوه اى است كه حامل آن روحى است كه سارى است در اكثر اعضا و نفس به این قوه ادراك كند جمیع كیفیات ملموسه را مانند حرارت و برودت و رطوبت و یبوست و ملاست و خشونت و لینت و صلابت و سبكى و سنگینى.
--------------------------------------------
1-چشم انسان از ده جزء هفت طبقه و سه رطوبت تشكیل یافته است: 1 طبقه جلیدیه. 2 مشیمه. 3 شبكیه. 4 رطوبت زجاجیه. 5 رطوبت جلیدیه. 6 طبقه عنكبوتیه. 7 طبقه بیضیه. 8 طبقه عنبیه. 9 طبقه قرنیه. 10 طبقه ملتحمة. و شاعر طبیب آنها را به نظم آورده است.
كرد آفریدگار تعالى به فضل خویش

چشمت به هفت پرده و سه آب منقسم

صلب و مشیمه شبكه زجاج آنگهى جلید

پس عنكبوت و بیض و عنب قرن ملتحم

شرح منظومه فارسى، ج 3، ص 142.
2-
قد قیل الابصار بالانطباع

و قیل بالخارج من شعاع

-----------------------------------------
مفضل بن عمر

دوشنبه 6/8/1392 - 16:51
پسندیدم 0
UserName
x