قواى باطن
توسط : bahaar88
و اما پنج قوه باطن:
اول: حس مشترك و آن قوه اى است كه در مقدم بطن اول دماغ یعنى مغز سر كه متاءدى شود به سوى آن و مرتسم شود در آن جمیع صور محسوسه به حواس ظاهره. و این قوه را تشبیه كرده اند به حوضى كه پنج جدول آب در آن ریخته شود و حواس ظاهره را جاسوسان این قوه گفته اند كه هر كدام هر چه بیابند خبر به او رسانند و نفس در آن مشاهده كنند و به این سبب آن را به زبانى یونانى ((بنطاسیا)) گویند یعنى لوح نفس.
دوم: خیال است و آن قوه اى است در آخر بطن اول از دماغ كه حفظ كند جمیع صور مرتسمه در حس مشترك را، پس این قوه حافظه حس مشترك باشد.
سوم: وهم است و آن قوه اى است در مؤ خر بطن اوسط از دماغ كه ادراك معانى جزئیه متعلقه به محسوسات به آن حاصل مى شود مانند عداوت جزئیه كه گوسفند مثلا از گرگ ادراك كند و سبب میل آن به آن شود و مراد از معانى آن است كه به حواس ظاهره مدرك نشود و صور امورى را مى گویند كه به حواس ظاهره مدرك شوند.
چهارم: حافظه است و آن قوه اى است در مقدم بطن اخیر از دماغ كه حفظ معانى جزئیه كند و نسبتش به وهم چون نسبت خیال است به حس مشترك.
پنجم: متخیله است و آن قوه اى است در مقدم باطن اوسط از دماغ كه تركیب كند صور محسوسه جزئیه را بعضى با بعضى و جدا كند بعضى را از بعضى چنانچه ظاهر شود از تخیل انسان كه دو بال داشته باشد، یا آدم بى سر، یا تخیل كردن ملونى را صاحب طعمى كه در واقع ندارد یا خالى از طعمى كه در واقع دارد و یا تصور كردن دوست را غیر دوست و دشمن را غیر دشمن الى غیر ذلك.
-----------------------------------------
مفضل بن عمر
ترجمه: علامه محمد باقر مجلسى
دوشنبه 6/8/1392 - 16:51
پسندیدم 0
UserName
x