خطوط زندگى طالبان دنیا و آخرت
توسط : esmael1350

 


مـن كـان یـریـد العـاجـلة عـجـلنـا له فـیـهـا مـا نـشـاء لمـن نـریـد ثـم جـعـلنـا له جـهـنـم یصل ها مذموما مدحورا (18)
و من اراد الاخرة و سعى لها سعیها و هو مؤ من فاولئك كان سعیهم مشكورا (19)
كلا نمد هؤ لاء و هؤ لاء من عطاء ربك و ما كان عطاء ربك محظورا (20)
انظر كیف فضلنا بعضهم على بعض و للاخرة اكبر درجت و اكبر تفضیلا (21)


ترجمه :

18 - آن كـس كـه (تـنـهـا زنـدگـى زودگذر (دنیاى مادى ) را مى طلبد آن مقدار از آن را كه بـخـواهـیـم و بـه هر كس اراده كنیم مى دهیم ، سپس دوزخ را براى او قرار خواهیم داد كه در آتش سوزانش مى سوزد در حالى كه مذموم و رانده (درگاه خدا) است .
19 - و آن كـس كـه سراى آخرت را بطلبد و سعى و كوشش خود را براى آن انجام دهد، در حالى كه ایمان داشته باشد، سعى و تلاش او (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد.
20 - هـر یـك از ایـن دو گـروه را از عـطـاى پـروردگـارت بـهـره و كمك مى دهیم ، و عطاى پروردگارت هرگز از كسى منع
21 - بـبـیـن چـگـونـه بـعـضى را (در دنیا بخاطر تلاششان ) بر بعضى دیگر برترى بخشیده ایم ، درجات آخرت و برتریهایش از اینهم بیشتر است .
تفسیر:
خطوط زندگى طالبان دنیا و آخرت
از آنـجـا كـه در آیـات گـذشـته سخن از مخالفت گردنكشان در برابر اوامر الهى و سپس هـلاكـت آنـهـا بود، در آیات مورد بحث ، به علت واقعى این تمرد و عصیان كه همان حب دنیا اسـت اشـاره كـرده مـى گـویـد: كسانى كه تنها هدفشان همین زندگى زودگذر دنیاى مادى بـاشـد، مـا آن مقدار را كه بخواهیم به هر كس صلاح بدانیم در همین زندگى زودگذر مى دهـیـم سـپـس جـهـنـم را بـراى او قـرار خواهیم داد كه در آتش آن مى سوزد در حالى كه مورد سرزنش و دورى از رحمت خدا است (من كان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا).
(عاجله ) به معنى نعمتهاى زودگذر یا دنیاى زودگذر است .
قـابـل تـوجه اینكه نمى گوید هر كس به دنبال دنیا برود، به هر چه بخواهد مى رسد، بـلكـه دو قـید براى آن قائل مى شود، اول اینكه تنها بخشى از آنچه را مى خواهد به آن مى رسد، همان مقدارى را كه ما بخواهیم (ما نشاء).
دیـگـر ایـنـكـه : هـمه افراد به همین مقدار نیز نمى رسند، بلكه تنها گروهى از آنها به بخشى از متاع دنیا خواهند رسید، آنها كه بخواهیم (لمن نرید).
و بـه ایـن ترتیب نه همه دنیا پرستان به دنیا مى رسند و نه آنها كه مى رسند به همه آنـچه مى خواهند مى رسند، زندگى روزمره نیز این دو محدودیت را به وضوح به ما نشان مـى دهـد، چـه بـسـیـارنـد كـسـانى كه شب و روز میدوند و به جائى نمیرسند، و چه بسیار كسانى كه آرزوهاى دور و درازى در این دنیا دارند كه تنها بخش كوچكى از آنرا بدست مى آورند.
و ایـن هـشـدارى اسـت بـراى دنـیـا پـرسـتـان كـه اگـر خـیـال كـنـیـد آخـرت را بـه دنـیـا بـفـروشـیـد بـه تـمـام هـدفـتـان نـائل مـى شـویـد، اشـتباه بزرگى كرده اید، بلكه گاهى هیچ و گاه به كمى دسترسى پیدا مى كنید.
و اصـولا دامـنـه آرزوهـاى انـسـان آنـقـدر گـسـتـرده اسـت كـه بـا مـحـدودیـت جـهـان مـاده قابل اشباع نیست ، تمام دنیا را به یكنفر بدهند، بسیار مى شود كه اشباع نمى گردد.
امـا آنـهـا كـه تـلاش مـى كـنـنـد و بـه هـیـچ نـمـى رسـنـد، مـمـكـن اسـت بـه دلائل مختلفى باشد یا بخاطر آنست كه هنوز امید بیدارى و نجاتشان است ، و خدا به آنها مـحـبـت مـى كـنـد، و یـا به خاطر آنست كه اگر به جائى برسند آنچنان طغیان مى كنند كه عرصه را بر خلق خدا تنگ مى نمایند.
(یصلى ) از ماده (صلى ) به معنى آتش افروختن و به آتش سوختن است و منظور در اینجا همان معنى دوم مى باشد.
قـابـل توجه اینكه كیفر این گروه ، ضمن اینكه آتش جهنم شمرده شده است ، با دو تعبیر مـذموم و مدحور تاكید گردیده ، كه اولى به معنى مورد سرزنش و نكوهش قرار گرفتن و دومى به معنى دور ماندن از رحمت خدا است .
در حقیقت آتش دوزخ ، كیفر جسمانى آنها است ، و مذموم و مدحور بودن كیفر روحانى آنها، چرا كه معاد هم جسمانى است و هم روحانى و كیفر و پاداش آن نیز در هر دو جنبه است .
سپس به شرح حال گروه دوم مى پردازد، تا با قرینه مقابله ، آنچنانكه روش قرآن است ، مـطلب آشكارتر شود، میفرماید: (اما كسى كه آخرت را بطلبد و سعى و كوشش خود را در ایـن راه بـه كـار بـنـدد، در حـالى كـه ایـمـان داشـته باشد، این سعى و تلاش او مورد قـبـول الهـى خـواهـد بود (و من اراد الاخرة و سعى لها سعیها و هو مؤ من فاولئك كان سعیهم مشكورا).
بنابراین براى رسیدن به سعادت جاویدان سه امر اساسى شرط است
1 - اراده انـسـان آن هـم اراده اى كـه تـعـلق بـه حـیات ابدى گیرد، و به لذات زودگذر و نـعـمـتهاى ناپایدار و هدفهاى صرفا مادى تعلق نگیرد، همتى والا و روحیه اى عالى پشت بند آن باشد كه او را از پذیرفتن هر گونه رنگ تعلق و وابستگى آزاد سازد.
2 - ایـن اراده بـه صـورت ضـعـیـف و نـاتوان در محیط فكر و اندیشه و روح نباشد بلكه تـمـام ذرات وجـود انسان را به حركت وا دارد و آخرین سعى و تلاش خود را در این به كار بـنـدد (تـوجه داشته باشید كه كلمه (سعیها ) كه به عنوان تاكید ذكر شده نشان مى دهـد او آخـرین ، سعى و تلاش و كوشش را كه براى رسیدن آخرت لازم است انجام مى دهد و چیزى فروگذار نمى كند).
3 - هـمـه ایـنـهـا تـواءم بـا (ایمان ) باشد، ایمانى ثابت و استوار، چرا كه تصمیم و تـلاش هـنـگـامـى بـه ثـمـر مى رسد كه از انگیزه صحیحى ، سرچشمه گیرد و آن انگیزه چیزى جز ایمان به خدا نمى تواند باشد.
درست است كه سعى و تلاش براى آخرت بدون ایمان نخواهد بود و بنابراین مفهوم ایمان در آن نـهـفـتـه شـده اسـت ولى از آنـجـا كـه ایـمـان یـك اصـل اسـاسى و پایه اصلى در این راه است به آن مقدار از دلالت التزامى قناعت نكرده و با صراحت ایمان را به عنوان یك شرط بازگو مى كند.
قـابـل تـوجـه ایـنكه در مورد دنیا پرستان مى گوید: (جهنم را براى آنها قرار مى دهیم )، ولى در مـورد عـاشـقـان آخـرت مـى گـویـد: (سعى و تلاش آنها مشكور خواهد بود) یعنى مورد تشكر و قدردانى پروردگار.
ایـن تـعـبـیر از این كه بگوید پاداششان بهشت است بسیار جامعتر و والاتر است ، چرا كه تشكر و قدردانى هر كس به اندازه شخصیت و سعه وجودى او است ، نه به اندازه عملى كه انجام گرفته است ، و روى این حساب تشكر و قدردانى خدا
مـتـنـاسـب بـا ذات بـى پـایـان او است انواع نعمتهاى مادى و معنوى و هر آنچه در تصور ما بگنجد و نگنجد در آن جمع است .
گـر چـه بـعـضـى از مـفـسـران ، مـشـكـور را بـه مـعـنـى اجـر مـضاعف و یا به معنى قبولى عمل گرفته اند، ولى روشن است كه مشكور معنى وسیعترى از همه اینها دارد.
در اینجا ممكن است این توهم پیش آید كه نعمتهاى دنیا، تنها سهم دنیا - پرستان خواهد شد و آخرتطلبان از آن محروم مى گردند، آیه بعد به این توهم پاسخ مى گوید كه : (ما هـر یـك از ایـن گروه و آن گروه را از عطاى خود بهره مى دهیم و امداد مى كنیم ) (كلا نمد هؤ لاء و هؤ لاء من عطاء ربك )
(چـرا كـه بخشش پروردگار از هیچكس ممنوع نیست ) و گبر و ترسا و مؤ من و مسلم همه از خوان نعمتش وظیفه مى خورند (و ما كان عطاء ربك محظورا).
(نمد) از ماده (امداد) به معنى افزودن است .
آیـه بـعـد یـك اصـل اسـاسى را در همین رابطه بازگو مى كند و آن اینكه : همانگونه كه تفاوت تلاشها در این دنیا باعث تفاوت در بهره گیریها است ، در كارهاى آخرت نیز همین اصـل كـاملا حاكم است ، با این تفاوت كه این دنیا محدود است و تفاوتهایش هم محدود، ولى آخرت نامحدود، و تفاوتهایش نیز نامحدود است ، مى گوید:
(بنگر چگونه بعضى از آنها را بر بعضى دیگر (بخاطر تفاوت در سعى و كوششان ) برترى دادیم ، اما آخرت درجاتش بزرگتر و برتریش بیشتر است )
(انظر كیف فضلنا بعضهم على بعض و للاخرة اكبر درجات و اكبر تفضیلا).

نمونه

دوشنبه 18/10/1391 - 10:3
پسندیدم 0
UserName
x