دو طوفان بزرگ
توسط : esmael1350

 


و اتینا موسى الكتب و جعلناه هدى لبنى اسرائیل الا تتخذوا من دونى وكیلا (2)
ذریة من حملنا مع نوح انه كان عبدا شكورا (3)
و قـضـیـنـا الى بـنـى اسـرائیـل فـى الكـتـاب لتـفـسدن فى الارض مرتین و لتعلن علوا كبیرا (4)
فـاذا جـاء وعـد اولئهـمـا بـعـثـنـا عـلیـكـم عـبـادا لنـا اولى بـاس شـدیـد فـجـاسـوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا (5)
ثم رددنا لكم الكرة علیهم و امددناكم باموال و بنین و جعلناكم اكثر نفیرا (6)
ان احـسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها فاذا جاء وعد الاخرة لیسؤ وا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه اول مرة و لیتبروا ما علوا تتبیرا (7)
عسى ربكم ان یرحمكم و ان عدتم عدنا و جعلنا جهنم للكافرین حصیرا (8)


ترجمه :

2 - مـا بـه مـوسـى كـتـاب آسـمـانـى دادیـم و آنـرا وسـیـله هـدایـت بـنـى اسرائیل نمودیم (و گفتیم ) غیر ما را تكیه گاه خود قرار ندهید.
3 - اى فـرزنـدان كـسـانـى كـه با نوح (بر كشتى ) سوار كردیم ، او بنده شكرگزارى بود.
4 - مـا بـه بـنـى اسـرائیل در كتاب (تورات ) اعلام كردیم كه دوبار در زمین فساد خواهید كرد، و برترى جوئى بزرگى خواهید نمود.
5 - هـنـگامى كه نخستین وعده فرا رسد مردانى پیكارجو را بر شما مى فرستیم (تا سخت شـمـا را در هـم كـوبـند حتى براى بدست آوردن مجرمان ) خانه ها را جستجو مى كنند، و این وعده اى است قطعى .
6 - سـپـس شـمـا را بـر آنـهـا چـیره مى كنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم كرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن ) قرار مى دهیم .
7 - اگر نیكى كنید بخودتان نیكى مى كنید، و اگر بدى كنید باز هم به خود مى كنید، و هـنـگـامـى كه وعده دوم فرا رسد (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه ) آثار غم و انـدوه در صـورت هـایـتان ظاهر مى شود و داخل مسجد (اقصى ) مى شوند، همانگونه كه در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زیر سلطه خود مى گیرند درهم مى كوبند!
8 - امـید است پروردگارتان به شما رحم كند، هر گاه برگردید ما باز مى گردیم ، و جهنم را زندان سخت كافران قرار دادیم .
تفسیر:
دو طوفان بزرگ
از آنـجـا كـه نـخـسـتـیـن آیـه ایـن سـوره از سـیر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از (مـسـجـدالحـرام ) بـه (مـسـجـداقصى ) در یك شب به عنوان یك اعجاز و اكرام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) سخن
مـى گفت ، و این گونه موضوعات غالبا از طرف مشركان و مخالفان مورد انكار واقع مى شد كه چگونه ممكن است پیامبرى از میان ما بر خیزد كه اینهمه افتخار داشته باشد لذا در آیـات مـورد بـحـث اشـاره بـه دعوت موسى به كتاب آسمانى او مى كند تا معلوم شود این برنامه رسالت چیز نوظهورى نیست ، همچنین مخالفت لجوجانه و سرسختانه مشركان نیز در تاریخ گذشته مخصوصا تاریخ بنى اسرائیل ، سابقه دارد.
به همین دلیل در نخستین آیه مورد بحث مى گوید: (ما به موسى كتاب آسمانى دادیم ) (و آتینا موسى الكتاب ).
(و آنـرا مـایـه هـدایـت بـنـى اسـرائیـل قـرار دادیـم ) (و جـعـلنـاه هـدى لبـنـى اسرائیل ).
بـدون شـك مـنـظور از (كتاب ) در اینجا (تورات ) است كه خداوند براى هدایت بنى اسرائیل در اختیار موسى (علیه السلام ) گذاشت .
سـپـس بـه هـدف اساسى بعثت پیامبران از جمله موسى اشاره مى كند كه (به آنها گفتیم غیر مرا وكیل و تكیه گاه خود قرار ندهید) (الا تتخذوا من دونى وكیلا).
ایـن یـكـى از شـاخـه هـاى اصـلى تـوحـیـد اسـت ، تـوحـیـد در عـمـل كـه نشانه توحید در عقیده است ، كسى كه موثر واقعى را در جهان هستى تنها خدا مى دانـد بـه غـیـر او تـكیه نخواهد كرد، و آنها كه تكیه گاههاى دیگر براى خود انتخاب مى كنند دلیل بر ضعف توحید اعتقادیشان است .
عـالیترین تجلیات هدایت كتب آسمانى ، برافروختن نور توحید در دلها است كه نتیجه آن (از همه بریدن و به خدا پیوستن ) و بر او تكیه كردن است .
در آیـه بـعـد بـراى ایـنـكه عواطف بنى اسرائیل را در رابطه با شكرگزارى از نعمتهاى الهـى مـخـصـوصا نعمت معنوى و روحانى كتاب آسمانى برانگیزد آنها را مخاطب ساخته مى گـویـد: (اى فـرزنـدان كـسـانـى كـه بـا نـوح در كـشـتـى حمل كردیم ) (ذریة من حملنا مع نوح ).
فراموش نكنید كه (نوح بنده شكرگزارى بود) (انه كان عبدا شكورا).
شـمـا كـه فرزندان یاران نوح هستید چرا به همان برنامه نیاكان باایمانتان اقتدا نكنید؟ چرا در راه كفران گام بگذارید؟!
(شـكـور) صـیـغـه مـبـالغـه و بـه مـعـنـى بـسـیـار شـكـرگـزار اسـت ، و ایـنـكـه بـنـى اسـرائیل را به عنوان فرزندان همراهان نوح شمرده ، شاید بخاطر آنست كه طبق تواریخ مـعـروف ، نـوح داراى سـه فـرزنـد بنامهاى (سام ) و (حام ) و (یافث ) بود كه مـردم روى زمـیـن پـس از طـوفـان نـوح از آنـهـا گـسـتـرش یـافـتند از جمله مخصوصا بنى اسرائیل .
بـدون شـك هـمـه پیامبران بنده شكرگزار خدا بودند، ولى براى نوح ، ویژگیهائى در احـادیـث وارد شـده كـه او را شـایـسـتـه ایـن تـوصیف نموده است ، از جمله اینكه هر زمان كه لبـاس مـى پـوشـیـد، یـا آب مـى نـوشید، یا غذائى مى خورد و یا نعمت دیگرى به او مى رسید فورا به یاد خدا مى افتاد و شكرگزارى مى كرد.
در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) و امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : (نوح ، هـمـه روز صـبـحگاهان و عصرگاهان این دعا را مى خواند: اللهم انى اشهدك ان ما اصبح او امـس بـى مـن نعمة فى دین او دنیا فمنك ، وحدك لا شریك لك ، لك الحمد و لك الشكر بها على حتى ترضى ، و بعد الرضا.
:(خـداونـدا مـن ترا گواه مى گیرم كه هر نعمتى صبح و شام به من مى رسد، چه دینى و چـه دنـیـوى ، چـه مـعنوى و چه مادى ، همه از سوى تو است ، یگانه اى و شریكى ندارى ، حمد مخصوص تو است و شكر هم از آن تو، آنقدر شكرت مى گویم تا از من خشنود شوى و حتى بعد از خشنودى ).
سپس امام افزود شكر نوح این گونه بود.
سـپـس بـه ذكـر گـوشـه اى از تـاریـخ پـر مـاجـراى بـنـى اسـرائیـل پـرداخـتـه و مـى گـویـد: (مـا در كـتـاب تـورات بـه بـنـى اسـرائیـل اعلام كردیم كه شما در زمین ، دو بار فساد خواهید كرد، و راه طغیان بزرگى را در پـیـش خـواهـیـد گـرفـت ) (و قـضـیـنـا الى بـنـى اسرائیل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتین و لتعلن علوا كبیرا).
(قضاء) گر چه داراى معانى مختلفى است اما در اینجا به معنى (اعلام ) است .
مـنـظـور از كـلمـه (الارض ) بـه قـریـنـه آیـات بـعـد سـرزمـیـن مقدس فلسطین است كه (مسجدالاقصى ) در آن واقع شده است .
در آیـات بـعـد بـه شـرح این دو فساد بزرگ و حوادثى كه بعد از آن به عنوان مجازات الهى واقع شد پرداخته چنین مى گوید.
(هـنـگـامـى كـه نـخـسـتـین وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونریزى و ظلم و جنایت بزنید، ما گروهى از بندگان رزمنده و جنگجوى خود را به سراغ شما مى فرستیم ) تا بـه كـیـفر اعمالتان شما را درهم بكوبد (فاذا جاء وعد اولاهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس شدید).
این قوم جنگجو آنچنان بر شما هجوم مى برند كه حتى براى یافتن نفراتتان
(هـر خـانـه و دیـارى را جـسـتـجـو مـى كـنـنـد) (فـجـاسـوا خلال الدیار).
(و این یك وعده قطعى و تخلف ناپذیر خواهد بود) (و كان وعدا مفعولا).
(سـپـس الطـاف الهـى بـار دیـگـر بـه سـراغ شما آمد و شما را بر آن قوم مهاجم پیروز كردیم ) (ثم رددنا لكم الكرة علیهم ).
(و شما را بوسیله اموال و ثروت سرشار و فرزندان و نفرات بسیار تقویت نمودیم ) (و امددناكم باموال و بنین ).
(آنچنان كه نفرات شما بر نفرات دشمن فزونى گرفت ) (و جعلناكم اكثر نفیرا).
این گونه الطاف الهى شامل حـال شـمـا مـى شـود شـایـد بـه خـود آئید و به اصلاح خویشتن بپردازید دست از زشتیها بردارید و به نیكى ها رو آرید، چرا كه :
(اگـر نیكى كنید به خود نیكى كرده اید و اگر بدى كنید به خود بدى كرده اید) (ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساءتم فلها).
ایـن یـك سـنـت هـمـیـشـگى است نیكى ها و بدیها سرانجام به خود انسان باز مى گردد، هر ضـربـه اى كه انسان مى زند بر پیكر خویشتن زده است ، و هر خدمتى به دیگرى مى كند در حـقـیـقت به خود خدمت كرده است ، ولى مع الاسف نه آن مجازات شما را بیدار مى كند و نه ایـن نـعـمـت و رحـمـت مـجـدد الهـى بـاز هم به طغیان مى پردازید و راه ظلم و ستم و تعدى و تـجـاوز را پـیش مى گیرید و فساد كبیر در زمین ایجاد مى كنید و برترى جوئى را از حد مى گذرانید.
سـپـس وعـده دوم الهـى فرا مى رسد: (هنگامى كه این وعده دوم فرا مى رسد باز گروهى جـنـگـجـو و پـیـكـارگر بر شما چیره مى شوند، آنچنان بلائى به سرتان مى آورند كه آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مى بارد) (فاذا جاء وعد الاخرة لیسوئوا وجوهكم ).
آنـهـا حـتـى بـزرگ مـعـبـدتـان بـیـت المـقـدس را از دسـت شـمـا مـى گـیـرنـد (و در آن داخـل مـى شـونـد هـمـانـگـونـه كـه بـار اول داخـل شـدنـد) (و لیـدخـلوا المـسجد كما دخلوه اول مرة ).
آنـهـا بـه ایـن هـم قـنـاعـت نـمـى كـنـنـد، (تـمـام بـلاد و سـرزمـیـنـهـائى را كـه اشغال كرده اند درهم مى كوبند و ویران مى كنند) (و لیتبروا ما علوا تتبیرا).
بـا ایـن حـال بـاز درهـاى توبه و بازگشت شما به سوى خدا بسته نیست باز هم (ممكن است خداوند به شما رحم كند) (عسى ربكم ان یرحمكم ).
(و اگر به سوى ما باز گردید ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز مى گردانیم ، و اگر به فساد و برترى جوئى گرائید باز هم شما را به كیفر شدید گرفتار خواهیم ساخت ) (و ان عدتم عدنا).
و تـازه ایـن مـجازات دنیا است (و ما جهنم را براى كافران زندان سختى قرار داده ایم ) (و جعلنا جهنم للكافرین حصیرا).
نكته ها:
1 - دو فساد بزرگ تاریخى بنى اسرائیل
در آیـات فـوق ، سـخـن از دو انـحـراف اجـتـمـاعـى بـنـى اسرائیل كه منجر به فساد
و بـرتـرى جـوئى مـى گـردد بـه مـیـان آمـده اسـت ، كـه بـه دنبال هر یك از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیكار جو را بر آنها مسلط ساخته تا آنها را سخت مجازات كنند و به كیفر اعمالشان برسانند.
گـر چـه تـاریـخ پـر مـاجـراى بـنـى اسـرائیل ، فراز و نشیب بسیار دارد، و پیروزیها و شـكـسـتـها در آن فراوان دیده مى شود اما در اینكه قرآن به كدامیك از این حوادث اشاره مى كند در میان مفسران گفتگو بسیار زیاد است ، كه به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذیلا مى آوریم .
1 - آنـچـه از تـاریـخ بنى اسرائیل استفاده مى شود این است كه نخستین كسى كه بر آنها هـجـوم آورد و بـیـت المـقـدس را ویـران كـرد، بـخـت النـصـر پـادشـاه بـابـل بود، و هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند، تا یهود قیام كردند و آنرا نـوسـازى نـمـودنـد، دومـیـن كـسـى كـه بـر آنـهـا هجوم برد قیصر روم اسپیانوس بود كه وزیـرش (طـرطـوز) را مـاءمـور ایـن كـار كـرد، او بـه تـخـریب بیت المقدس و تضعیف و قـتـل بـنـى اسـرائیـل كـمـر بـسـت ، و ایـن حـدود یـكـصـد سال قبل از میلاد بود.
بـنابراین ممكن است دو حادثه اى كه قرآن به آن اشاره مى كند همان باشد كه در تاریخ بـنـى اسـرائیـل نـیـز آمـده اسـت ، زیـرا حـوادث دیـگـر در تـاریـخ بـنـى اسـرائیـل آنـچـنـان شدید نبود كه حكومت آنها را به كلى از هم متلاشى كند، ولى حمله بخت النصر، قدرت و شوكت آنها را به كلى درهم كوبید، این تا زمان (كورش ) ادامه داشت ، و پـس از آن بنى اسرائیل مجددا به قدرت رسیدند و این وضع ادامه داشت تا بار دیگر قیصر روم بر آنها هجوم برد و حكومتشان را متلاشى كرد و این دربدرى همچنان ادامه یافت (تـا در این اواخر كه به كمك قدرتهاى جهانخوار و استعمارگر حكومتى براى خود دست و پا كردند).
2 - (طـبـرى ) در تـفـسـیـر خـود نـقـل مى كند كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: مراد
از فـسـاد اول قـتـل حضرت زكریا و گروهى دیگر از پیامبران ، و منظور از وعده نخستین ، وعـده انـتـقام الهى از بنى اسرائیل به وسیله (بخت النصر) مى باشد، و مراد از فساد دوم شـورشـى اسـت كـه بعد از آزادى بوسیله یكى از سلاطین فارس مرتكب شدند، و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم (انطیاخوس ) پادشاه روم است .
ایـن تـفـسـیـر بـا تـفسیر اول تا اندازه اى قابل انطباق است ، ولى هم راوى این حدیث مورد وثوق نیست و هم انطباق تاریخ (زكریا) و (یحیى ) بر تاریخ (بخت النصر) و (اسـپـیـانـوس یـا انـطـیـاخوس ) محرز نمى باشد، بلكه بنا به گفته بعضى بخت النـصـر مـعـاصـر (ارمـیـا) یـا (دانـیـال ) پـیـامـبـر بـوده ، و قـیـام او حـدود شـشصد سال پیش از زمان یحیى صورت گرفته بنا بر این چگونه قیام بخت النصر مى تواند براى انتقام خون یحیى اقدام كرده باشد.
3 - بـعـضـى دیـگر گفته اند بیت المقدس یكبار در زمان داود و سلیمان ساخته شد و بخت النصر آن را ویران كرد كه این همان وعده اولى است كه قرآن به آن اشاره مى كند، و بار دیـگـر در زمـان پـادشـاهـان هـخامنشى ساخته و آباد شد و آنرا طیطوس رومى ویران ساخت (تـوجـه داشـتـه بـاشـیـد طـیـطـوس یـا طـرطـوز كـه در بـالا ذكـر شـد قـابـل انـطـبـاق است ) و از آن پس همچنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم كه آن سرزمین بوسیله مسلمانان فتح شد:
این تفسیر نیز چندان منافات با دو تفسیر بالا ندارد.
4 - در بـرابـر تـفـسـیـرهـاى فـوق و تـفاسیر دیگرى كه كم و بیش با آنها هماهنگ است ، تـفـسـیـر دیـگـرى داریـم كـه سـیـد قـطـب در تـفـسـیـر فـى ظلال احتمال آن را داده است كه با آنچه گفته شد به كلى متفاوت مى باشد، و آن اینكه :
ایـن دو حـادثـه تـاریـخـى در گـذشـتـه و در زمـان نزول قرآن واقع نشده بوده بلكه مربوط به آینده است كه یكى از آنها احتمالا فساد آنها در آغـاز اسلام بود كه منجر به قیام مسلمانان به فرمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سـلّم ) بـر ضد آنان شد و به كلى از جزیره عرب بیرون رانده شدند، و دیگرى مربوط به قیام نازیهاى آلمان به ریاست هیتلر بر ضد یهود بوده است .
ولى اشـكـال ایـن تـفـسـیـر ایـن اسـت كـه در هـیـچـیـك از آنـهـا داخل شدن قوم پیروزمند در بیت المقدس تا چه رسد به ویران كردن آن ، وجود ندارد.
5 - آخرین احتمال اینكه بعضى احتمال داده اند این دو حادثه مربوط به رویدادهاى بعد از جـنـگ جـهـانـى دوم و تـشـكـیـل حـزبـى بـنـام (صـهـیـونـیـسـم ) و تـشـكـیـل دولتـى بـنـام (اسـرائیـل ) در قـلب مـمـالك اسـلامـى اسـت ، مـنـظـور از فـساد اول بـنـى اسـرائیـل و بـرتـرى جـوئى آنـها همین است ، و منظور از انتقام اولى آن است كه ممالك اسلامى در آغاز كه از این توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بیت المـقـدس و قـسـمـتـى از شـهـرهـا و قـصـبـات فـلسـطـیـن را از چنگال یهود بیرون آورند، و نفوذ یهود از مسجد اقصى به كلى قطع شد.
و مـنـظـور از فـسـاد دوم هـجـوم بـنـى اسـرائیـل بـا اتـكـاى نیروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمینهاى اسلامى و گرفتن بیت المقدس و مسجدالاقصى است .
و بـه ایـن تـرتـیـب بـایـد مـسـلمـانـان در انـتـظـار پـیـروزى دوم بـر بـنـى اسـرائیـل بـاشـنـد بـطـورى كـه مـسـجـد اقـصـى را از چـنـگـال آنـها بیرون آورند و نفوذشان را از این سرزمین اسلامى بكلى قطع كنند، این همان چـیـزى اسـت كـه هـمـه مسلمین جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان .
و تفاسیر دیگرى كه ذكر آنها چندان قابل ملاحظه نیست .
البـتـه در تـفـسـیـر پنجم و چهارم باید فعلهاى ماضى كه در آیه ذكر شده است همه به مـعـنـى مـضـارع بـاشـد، و البـتـه ایـن مـعـنـى در جـائى كـه فعل بعد از حروف شرط واقع مى شود از نظر ادبیات عرب بعید نیست .
ولى ظـاهـر آیـه ثـم رددنـا لكـم الكـرة عـلیـهـم و امـددنـاكـم بـامـوال و بـنـیـن و جـعـلنـاكـم اكـثـر نـفـیـرا آن اسـت كـه حداقل فساد اول بنى اسرائیل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .
از هـمـه ایـنـهـا گذشته مساله مهمى كه باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است كه ظـاهـر تعبیر بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس ‍ شدید (ما گروهى از بندگان خود را كه قـدرت جـنـگـى زیـادى داشـتـنـد بر ضد شما مبعوث كردیم ، نشان مى دهد كه گروه انتقام گـیـرنـده مـردان بـاایـمـان بـودنـد كـه شـایـسته نام (عباد) و عنوان (لنا) و همچنین (بـعـثـنـا) بـوده انـد و این معنى در بسیارى از تفاسیر كه در بالا گفته شد دیده نمى شود).
البته نمى توان انكار كرد كه عنوان بعث (برانگیختن ) همیشه در مورد پیامبران و مؤ منان بـه كـار نـرفـتـه ، بـلكـه در غـیـر آنـهـا نـیـز در قـرآن اسـتـعـمـال شـده مـانـنـد آنـچـه در داسـتـان (هـابـیـل ) و (قـابـیـل ) مـى خـوانـیـم : فـبـعـث الله غـرابـا یـبـحـث فى الارض : (خداوند كلاغى را برانگیخت كه زمین را جستجو مى كرد) (مائده آیه 31).
و در مـورد عـذابـهـاى زمـیـنـى و آسـمـانـى ایـن كـلمـه بـه كـار رفـتـه اسـت قل هو القادر على ان یبعث علیكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم (انعام - 65).
و نیز كلمه (عباد) و یا (عبد) در افرادى كه مورد مذمتند احیانا به كار رفته است ، از جمله به كار رفتن این كلمه در مورد گنهكاران در آیه 58 فرقان و كفى به بذنوب عباده خبیرا و در آیه 27 سوره شورى در مورد طغیانگران
و لو بـسـط الله الرزق لعـبـاده لبـغـوا فـى الارض و در مـورد خـطـاكـاران و منحرفان از اصل توحید در آیه 118 سوره مائده مى خوانیم : ان تعذبهم فانهم عبادك .
ولى بـا همه اوصاف نمى توان انكار كرد كه اگر قرینه قاطعى قائم نشود ظاهر آیات مورد بحث در بدو نظر آنست كه جمعیت انتقام گیرنده مردمى باایمانند.
بـه هـر حـال آیـات فـوق اجـمـالا بـه مـا مـى گـویـد كـه بـنـى اسـرائیـل دو بـار سـخت به فساد دست زدند و استكبار ورزیدند و خدا از آنها انتقام سختى گـرفـت ، و هـدف از بـیان این موضوع درس عبرتى براى آنها و ما و همه انسانها است تا بـدانـیـم سـتـمگریها و فسادانگیزى ها در پیشگاه خدا بدون مجازات نمى ماند، هنگامى كه قـدرت یـافـتـیـم حـوادث دردنـاكـى را كـه در آیـنـده در انـتـظار ما است فراموش نكنیم و از تواریخ گذشتگان این درس را بیاموزیم .
2 - هر چه كنید به خود كنید!
در آیـات فـوق بـه ایـن اصـل اساسى اشاره شده كه خوبیها و بدیهاى شما به خودتان بـاز مـى گـردد، گـر چـه ظـاهـرا مـخـاطـب این جمله بنى اسرائیلند ولى بدیهى است بنى اسـرائیـل در ایـن مـسـاله خـصـوصـیـتـى نـدارنـد، ایـن قـانـون هـمـیـشـگـى در طول تاریخ بشر است ، و خود تاریخ گواه آن است .
بـسـیـار بودند كسانى كه سنتهاى زشت و ناروا و قوانین ظالمانه و بدعتهاى غیر انسانى گـذاردنـد و سـرانـجـام دامـان خودشان و دوستانشان را گرفت ، و در همان چاهى كه براى دیگران كنده بودند افتادند.
مخصوصا ایجاد فساد در روى زمین ، و برترى جوئى و استكبار (علو كبیر) از امورى است كـه اثـرش در هـمـیـن جـهـان دامـان انـسـان را مـى گـیـرد، و بـه هـمـیـن دلیـل بـنـى اسرائیل بارها گرفتار شكستهاى سخت و پراكندگى و بدبختى شدند، چرا كه دست به فساد در ارض زدند.
هـم اكـنـون گـروهـى از قـوم یهود یعنى صهیونیستها اقدام به غصب سرزمینهاى دیگران و آواره سـاخـتن آنها از وطنهایشان و كشتن و نابود كردن فرزندانشان كرده اند و حتى احترام خانه خدا بیت المقدس را نیز رعایت نكردند.
آنـهـا در بـرخـورد بـا مـسـائل جـهـانـى ، عملا نشان داده اند كه تابع هیچ قانون و معیارى نـیـسـتـنـد، هـرگـاه فـرضا یك جنگجوى فلسطینى به سوى آنها شلیك كند آنها در عوض اردوگـاهـهـاى آوارگـان و كـودكـسـتـانـهـا و بـیمارستانهاى آنان را بمباران مى كنند، و در مـقـابـل كـشـتـه شـدن یـك نـفر از آنها، گاهى صدها نفر بیگناه را درو مى كنند و خانه هاى زیادى را منفجر مى سازند!
آنها به هیچیك از مصوبات مجامع بین المللى خود را پایبند نمى دانند و علنا و آشكارا همه را زیـر پـا مـى گـذارنـد، بـدون شـك ایـنـهـمـه قـانـونـشـكـنـى و بـیـدادگـرى و اعـمـال ضـد انـسـانـى بـه خـاطـر آنست كه به قدرت جهانخوارى همچون (آمریكا) متكى هـسـتـنـد، ولى این نیز قابل تردید نیست كه خود این قوم و جمعیت از نظر اخلاقى و فكرى نـمـونه كاملى از جنایت و نادیده گرفتن همه مسائل انسانى مى باشند، و این خود مصداقى اسـت از فـسـاد در ارض و بـرتـرى جـوئى و اسـتـكبار و باید در انتظار این بود كه باز (عـبـادا لنـا اولى بـاءس شـدید) بر آنها چیره شوند و وعده قطعى خدا را درباره آنها عملى سازند.
3 - تطبیق آیات بر تواریخ اسلامى
در روایات مختلفى میبینیم كه آیات فوق بر حوادث تاریخ مسلمانان نیز
تـطـبـیـق شـده اسـت از جـمـله فـسـاد اول و دوم اشـاره بـه قـتـل عـلى (علیه السلام ) و ضربه بر پیكر امام حسن (علیه السلام ) است و یا منظور از بعثنا علیكم عبادا لنا اءولى باءس شدید حضرت مهدى (علیه السلام ) (قائم ) و یارانش مى باشند.
و در بـعـضـى دیـگـر اشـاره بـه جـمـعـیـتـى گـرفـتـه شـده اسـت كـه قبل از مهدى (علیه السلام ) قیام مى كنند.
پـر واضـح اسـت كـه هـرگز مفهوم این احادیث تفسیر آیات فوق در محتواى لفظیش نیست ، چـرا كـه ایـن آیات با صراحت تمام از بنى اسرائیل سخن مى گوید بلكه منظور این است كـه مـشـابـه هـمـان بـرنـامـه در ایـن امـت از فـسـادهـا و مـجـازاتـهـا رخ مـى دهـد، و ایـن دلیـل روشـنـى اسـت بـر ایـن كـه بـرنـامـه فـوق هـر چـنـد در مـورد بـنـى اسـرائیـل ذكـر شـده امـا یـك قـانـون كـلى اسـت در هـمـه اقـوام و ملل و یك سنت جارى عمومى است در طول تاریخ بشر.

نمونه

دوشنبه 18/10/1391 - 9:55
پسندیدم 0
UserName
x