ابراهیم (به تنهائى ) یك امت بود!
توسط : esmael1350

 


ان ابراهیم كان اءمة قانتا لله حنیفا و لم یك من المشركین (120)
شاكر الا نعمه اجتبه و هدئه الى صراط مستقیم (121)
و اتیناه فى الدنیا حسنة و انه فى الاخرة لمن الصالحین (122)
ثم اءوحینا الیك اءن اتبع ملة ابراهیم حنیفا و ما كان من المشركین (123)
انما جعل السبت على الذین اختلفوا فیه و ان ربك لیحكم بینهم یوم القیمة فیما كانوا فیه یختلفون (124)


ترجمه :

120 - ابراهیم (به تنهائى ) یك امت بود مطیع فرمان خدا، و خالى از هر گونه انحراف ، و هرگز از مشركان نبود.
121 - او شكرگزار نعمتهاى پروردگار بود، خدا او را برگزید، و به راه راست هدایتش كرد.
122 - و ما در دنیا به او همت نیكو دادیم ، و در آخرت از صالحان است .
123 - سپس به تو وحى فرستادیم كه از آئین ابراهیم ، كه خالى از هر گونه انحراف بود و از مشركان نبود، پیروى كن .
124 - شنبه (و تحریمهاى روز شنبه براى یهود) بعنوان یك مجازات بود كه در آنهم اختلاف كردند و پروردگارت روز قیامت در میان آنها در آنچه اختلاف كردند داورى مى كند.
تفسیر :
ابراهیم (به تنهائى ) یك امت بود!
گفتیم این سوره سوره بیان نعمتها است و هدف از آن تحریك حس شكرگزارى انسانها است ، به گونهاى كه آنها را به شناخت بخشنده اینهمه نعمت برانگیزد.
در آیات مورد بحث سخن از یك مصداق كامل بنده شكرگزار خدا، یعنى (ابراهیم ) قهرمان توحید، به میان آمده كه مخصوصا از این نظر نیز براى مسلمانها عموما و عربها خصوصا الهام آفرین است كه او را پیشوا و مقتداى نخستین خود مى دانند.
از میان صفات برجسته این مرد بزرگ به پنج صفت اشاره شده است .
1 - در آغاز مى گوید ابراهیم خود امتى بود (ان ابراهیم كان امة ).
در اینكه چرا نام (امت ) بر ابراهیم گذارده شده ، مفسران نكات مختلفى ذكر كرده اند كه چهار نكته از آن قابل ملاحظه است :
- ابراهیم آنقدر شخصیت داشت كه به تنهائى یك امت بود، چرا كه گاهى شعاع شخصیت انسان آنقدر افزایش مى یابد كه از یك فرد و دو فرد و یك گروه فراتر مى رود و شخصیتش معادل یك امت بزرگ مى شود.
- ابراهیم رهبر و مقتدا و معلم بزرگ انسانیت بود و به همین جهت به او امت گفته شده ، زیرا امت به معنى اسم مفعولى به كسى گفته مى شود كه مردم به او اقتدا كنند و رهبریش را بپذیرند.
البته میان این معنى و معنى اول پیوند معنوى خاصى برقرار است زیرا
كسى كه پیشواى صدق و راستى براى ملتى شد در اعمال همه آنها شریك و سهیم است و گوئى خود، امتى است .
- ابراهیم در آن زمان كه هیچ خدا پرستى در محیطش نبود و همگى در منجلاب شرك و بت پرستى غوطه ور بودند تنها موحد و یكتاپرست بود، پس او به تنهائى امتى و مشركان محیطش امت دیگر بودند.
- ابراهیم سرچشمه پیدایش امتى بود و به همین سبب نام امت بر او گذارده شده .
و هیچ اشكالى ندارد كه این كلمه كوچك یعنى (امت ) تمام این معانى بزرگ را در خود جمع كند، آرى ابراهیم یك امت بود، یك پیشواى بزرگ بود، یك مرد امت ساز بود، و در آن روز كه در محیط اجتماعیش كسى دم از توحید نمى زد او منادى بزرگ توحید بود.
در اشعار عرب نیز مى خوانیم :
لیس على الله بمستنكر ان یجمع العالم فى واحد!
از خداوند عجیب نیست كه جهان را در انسانى جمع كند!
2 - وصف دیگر او (ابراهیم ) این بود كه بنده مطیع خدا بود (قانتا لله )
3 - (او همواره در خط مستقیم (الله ) و طریق حق ، گام مى سپرد) (حنیفا)
4 - (او هرگز از مشركان نبود) و تمام زندگى و فكر و زوایاى قلبش را تنها نور (الله ) پر كرده بود (و لم یك من المشركین ).
5 - و به دنبال این ویژگیها سرانجام او مردى بود كه همه نعمتهاى خدا را شكرگزارى مى كرد (شاكرا لانعمه ).
و پس از بیان این اوصاف پنجگانه به بیان پنج نتیجه مهم این صفات پرداخته و چنین مى گوید:
1 - (خداوند ابراهیم را براى نبوت و ابلاغ دعوتش برگزید) (اجتباه )
2 - (خدا او را به راه راست هدایت كرد) و از هر گونه لغزش و انحراف حفظ نمود (و هداه الى صراط مستقیم ).
چرا كه هدایت الهى همانگونه كه بارها گفتهایم به دنبال لیاقتها و شایستگیهائى است كه انسان از خود ظاهر مى سازد چون بى حساب چیزى بى كسى نمى دهند.
3 - (ما در دنیا به او حسنه دادیم ) (و آتیناه فى الدنیا حسنة ).
(حسنة ) به معنى وسیعش كه هر گونه نیكى را در بر مى گیرد، از مقام نبوت و رسالت گرفته ، تا نعمتهاى مادى و فرزندان شایسته و مانند آن .
4 - (و در آخرت از صالحان است ) (و انه فى الاخرة لمن الصالحین ).
با اینكه ابراهیم از سر سلسله صالحان بود در عین حال مى گوید او از صالحان خواهد بود، و این نشانه عظمت مقام صالحان است كه ابراهیم با اینهمه مقام در زمره آنها محسوب مى شود، مگر نه اینكه خود ابراهیم از خدا این تقاضا را كرده بود (رب هب لى حكما و الحقنى بالصالحین ): خداوندا نظر صائب به من عطا كن و مرا از صالحان قرار ده (سوره شعرا آیه 83).
5 - آخرین امتیازى كه خدا به ابراهیم در برابر آنهمه صفات برجسته داد این بود كه مكتب او نه تنها براى اهل عصرش كه براى همیشه ، مخصوصا براى امت
اسلامى یك مكتب الهام بخش گردید، به گونهاى كه قرآن مى گوید: (سپس به تو وحى فرستادیم كه از آئین براى ابراهیم ، آئین خالص توحید، پیروى كن ). (ثم اوحینا الیك ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا).
بار دیگر تاكید مى كند ابراهیم از مشركان نبود (و ما كان من المشركین ).
با توجه به آیات گذشته سوالى در اینجا پیش مى آید و آن اینكه اگر آئین اسلام آئین ابراهیم است و مسلمانان در بسیارى از مسائل از سنن ابراهیم پیروى مى كنند از جمله احترام روز جمعه ، پس چرا یهود شنبه را عید مى دانند و تعطیل مى كنند؟
آخرین آیه مورد بحث به پاسخ این سوال مى پردازد و مى گوید: شنبه (و تحریمهاى روز شنبه ) براى یهود به عنوان یك مجازات قرار داده شد، و تازه در آن هم اختلاف كردند بعضى آن را پذیرفتند و به كلى دست از كار كشیدند و بعضى هم نسبت به آن بى اعتنائى كردند (انما جعل السبت على الذین اختلفوا فیه ).
جریان از این قرار بود كه طبق بعضى از روایات ، موسى (علیهالسلام ) بنى اسرائیل را دعوت به احترام و تعطیل روز جمعه كرد كه آئین ابراهیم بود، اما آنها به بهانه اى از آن سر باز زدند و روز شنبه را ترجیح دادند، خداوند روز شنبه
را براى آنها قرار داد، اما توام با شدت عمل و محدودیتها، بنابر این به تعطیلى روز شنبه نباید استناد كنید، چرا كه جنبه فوق العاده و مجازات داشته است ، و بهترین دلیل بر این مساله این است كه یهود حتى در این روز انتخابى خود نیز اختلاف كردند، گروهى آن را ارج نهادند و احترام نمودند و گروهى نیز احترام آن را شكستند، و به كسب و كار پرداختند و به مجازات الهى گرفتار شدند.
این احتمال نیز وجود دارد كه آیه فوق در رابطه با بدعتهاى مشركان در زمینه غذاهاى حیوانى باشد، زیرا پس از ذكر این مطلب در آیات گذشته این سوال پیش آمد پس چرا محرماتى در آئین یهود بود كه در اسلام نیست ؟ و جواب داده شد كه آن جنبه مجازات داشت .
دگر بار این سوال پیش مى آید كه چرا فى المثل صید ماهى در روزهاى شنبه بر یهود حرام بوده كه آنهم در اسلام نیست ؟ باز پاسخ داده مى شود كه این یك نوع مجازات و كیفر براى آنها محسوب مى شده است .
به هر حال این آیه ارتباط و پیوندى با آیات (اصحاب السبت ) (آیات 163 - 166 سوره اعراف ) دارد كه شرح ماجراى آنها و چگونگى تحریم صید ماهى در روز شنبه و مخالفت گروهى از یهود با این دستور و آزمایش الهى و مجازات شدیدى كه به آن گرفتار شدند گذشت (به جلد 6 تفسیر نمونه صفحه 418 - 428 مراجعه فرمائید).
ضمنا باید توجه داشت كه (سبت ) در اصل به معنى تعطیل كردن كار براى استراحت است ، و روز شنبه را از این جهت یوم السبت مى نامیدند كه یهود برنامه كسب و كار معمولى خود را در آن تعطیل مى كردند، سپس این نام براى این روز در اسلام باقى ماند هر چند روز تعطیلى نبود.
و در پایان آیه مى فرماید: (خداوند میان آنها كه اختلاف كردند روز قیامت
داورى خواهد كرد) (و ان ربك لیحكم بینهم یوم القیامة فیما كانوا فیه یختلفون ).
همانگونه كه سابقا هم اشاره كردیم یكى از هدفهائى كه در قیامت پیاده مى شود، برچیده شدن اختلافات در تمام زمینه ها، و بازگشت به توحید مطلق است ، چرا كه آن روز یوم البروز و یوم الظهور و روز كشف سرائر و بواطن و كشف غطاء و كنار رفتن پرده ها و آشكار شدن پنهانیها است .

نمونه

دوشنبه 18/10/1391 - 9:45
پسندیدم 0
UserName
x