فرستادن امام (علیه السلام) بریر را میان دو لشگر به منظور نصیحت كردن و موعظه نمودن دشمن
توسط : bahaar88

پس از آنكه صفوف قتال از طرفین آراسته شد امام (علیه السلام) به بریر بن خضیر فرمودند:
كلم القوم اى بریر میان دو صف بشو و این كوردلان و از خدا بى خبران را موعظه كن.
آن شیر دل به فرموده امام (علیه السلام) دامن زره بر كمر زد همچون تیرى كه از كمان رها شود رو به لشگر كفرآئین آورد تا به وسط میدان رسید ایستاد و لب به سخن گشود و فرمود:
اى قوم بى ترس و بیم چرا از خدا بیمناك نیستید و چرا نمى ‏ترسید كه آل و ذریه رسول در میان شما با دل پرسوز شب را به روز آوردند، اگر اعتقاد به پیغمبر دارید اینها ذریه و عترت پیغمبرند.
شعر

حسین است این جسم و جان نبى همه دختران، دختران وى اند
كه خورده است شیر از زبان نبى ببرج عفاف اختران وى اند

مقصود شما از این لشگركشى و سپاه آرائى چیست؟ به چه حجت و دلیل خیال كشتن و ریختن خون اولاد رسول دارید؟
در جواب گفتند:
مقصود آن است كه پادشاه حجاز دست بیعت به امیر عبیدالله بن زیاد بدهد و یا اگر بیعت نمى ‏كند آماده كشته شدن گردد.
بریر فرمود: أفلا تقبلون منهم ان یرجعوا الى مكان الذى جاؤا منه
آیا قبول نمى ‏كنید كه پادشاه حجاز به همان جائى كه آمده برگردد.
در جواب گفتند: باین خیال نبوده و بهانه جوئى مكنید جز بیعت با یزید هیچ راه دیگرى وجود ندارد.
بریر دلیر نعره از جگر بركشید و فرمود:
اى بى حیا مردم، و اى بر شما چه شد آن نامه‏ها و اظهار علاقه‏هایتان و كجا رفت آن عهد و پیمان شما كه نوشتید و فرزند فاطمه را به میهمانى دعوت كردید تا شما را هدایت كند حال كه قبول كرد و به سوى شما آمد مى ‏خواهید او را بگیرید و به دست دشمن بدهید.
اهل كوفه گفتند: زیاده مگوى و فضولى مكن دشت كارزار جاى جنگ است نه محل موعظه و نصیحت.
فرد

حسین را به بیعت اگر رأى نیست     مر او را به جز در كفن جاى نیست

بریر فرمود: این گفتار شما را جز لعن پروردگار چیز دیگرى سزاوار نیست، پس سر به آسمان كرد و گفت:
اللهم انى ابرء من فعال هولاء القوم، پروردگارا تو مى ‏دانى كه من از كردار زشت این قوم بیزارى مى ‏جویم و تو از این جماعت انتقام بكش و رحمت خود را از ایشان دور كن.
چون لشگر نفرین بریر را شنیدند عناد و ستیزشان زیاد شد بنا كردند آن بزرگوار را تیرباران كردن.

نام کتاب: مقتل الحسین (علیه السلام) از مدینه تا مدینه‏
نام نویسنده: مرحوم آیت الله سید محمد جواد ذهنى تهرانى (ره)

دوشنبه 18/10/1391 - 9:39
پسندیدم 0
UserName
x