استنصار حضرت امام (علیه السلام) و آمدن فرشتگان به یارى آن جناب و قبول نكردن حضرتش
توسط : bahaar88

مرحوم ابو طاهر محمد بن الحسین در كتاب معالم الدین از امام بحق جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام روایت نموده كه آن حضرت از پدر والا گهرش حضرت باقر (علیه السلام) نقل كردند كه فرمودند:
لما التقى الحسین (علیه السلام) و عمر بن سعد لعنه الله و قامت الحروب انزل الله تعالى النصر حتى رفرف على رأس الحسین (علیه السلام) ثم خیر بین النصر على اعدائه و بین لقاء الله، فاختار لقاء الله.
یعنى در صبح روز عاشوراء چون بین دو لشگر تلاقى شد و اسباب حرب آماده و ابواب صلح بسته گردید در آن اثناء نصر ملك با افواج فرشتگان باذن حضرت بارى به یارى حضرت شهریارى آمدند.
الف: آنكه با این فئه (لشگر) قلیله خود بر سپاه خصم بزنى و مظفر و منصور باشى.
ب: آنكه جان به جانان بدهى و از این عالم فانى رو برتابى و به سراى باقى تشریف بیاورى اگر ظفر و نصرت بخواهى از مقام و اجر تو ذره‏اى كم و كاست نمى ‏شود بلكه همان ثواب و همان رتبه شفاعت تو نزد خدا مسلم است، اختیار تو اختیار خداست و رضاى تو رضاى الهى است.
فرزند پیغمبر، امام تشنه جگر فرمود:
اى نصر چون كه فیاض كریم و محبوب قدیم اختیار به من واگذار فرمود بدان كه اختیار من جان دادن بوده و رضاى من قربان شدن مى ‏باشد.
فرد

مرا پیش یزدان شدن آرزو است     لب تشنه قربان شدن آرزو است

نام کتاب: مقتل الحسین (علیه السلام) از مدینه تا مدینه‏
نام نویسنده: مرحوم آیت الله سید محمد جواد ذهنى تهرانى (ره)

دوشنبه 18/10/1391 - 9:33
پسندیدم 0
UserName
x