اتمام حجت نمودن امام (علیه السلام) بر لشگر عمر سعد و مخیر نمودن ایشان را بین یكى از سه امر
توسط : bahaar88

 پس از شهادت حر و مصعب و فرزند و غلام جناب حر امام (علیه السلام) به وسط میدان تشریف آورده و میان دو صف ایستاده بنا كردند كوفیان را نصیحت و دلالت كردن، حضرت به ایشان فرمودند:
اى قوم از خدا بترسید و از رسولش حیا نمائید بى جهت خون من را نریخته و باقیمانده اصحابم را نكشید، اى قوم من جنگ را آغاز نكردم بلكه شما اول تیر به روى من انداختید و گروهى را كشتید و جمعى را زخمدار و مجروح ساختید، حر و پسر و برادر و غلامش از لشگر شما بودند كه به نصرت من آمدند، آنها را هم بخون خود آغشتید ولى در عین حال هنوز فرصت باقى بوده و وقت از دست نرفته است، اى گروه یكى از این سه كار را كه مى ‏گویم براى من اختیار كنید:
یا راه بدهید كه خودم بنزد یزید رفته با او صحبت كنم و یا بگذارید به سر روضه جدم رسول خدا باز گردم و یا من و اصحاب و اهل بیتم را آب دهید.
آن جماعت بى حیا و بى شرم گفتند:
اما اینكه به تو راه دهیم نزد یزید روى امكان ندارد زیرا زبان تو شیرین و سحرآمیز است بسا ممكن است یزید را بفریبى و از چنگالش خود را برهانى و بار دیگر فتنه انگیزى كنى.
و اما اینكه بگذاریم به مدینه باز گردى این هم ممكن نیست زیرا اگر به آنجا برگردى جمعى بر گرد تو اجتماع كنند و دوباره دعوى خلافت كنى و همین فتنه و آشوب كه اكنون برانگیخته‏اى آن زمان نیز به راه‏ اندازى.
و اما دادن آب به تو و اصحاب و اهل بیت تو: تا با یزید بیعت نكنى جرعه‏اى از این آب به تو و اصحاب و اهل بیتت نخواهیم داد.
امام (علیه السلام) پس از جواب آنها و ظهور و بروز شقاوتشان فرمودند:
حال كه به هیچیك از این سه امر رضایت نمى ‏دهید پس در حرب و قتال تن به تن و یكان یكان به میدان آئید.
گفتند: این خوب پیشنهادى است و از تو پذیرفته است.
امام (علیه السلام) چون این كلام بشنید به صف خود مراجعت كرد.

نام کتاب: مقتل الحسین (علیه السلام) از مدینه تا مدینه‏
نام نویسنده: مرحوم آیت الله سید محمد جواد ذهنى تهرانى (ره)

دوشنبه 18/10/1391 - 8:56
پسندیدم 0
UserName
x