زندگى پاكیزه در گرو چیست ؟
توسط : esmael1350

 

و لا تشتروا بعهد الله ثمنا قلیلا إ نما عند الله هو خیر لكم إ ن كنتم تعلمون (95)
ما عندكم ینفد و ما عند الله باق و لنجزین الذین صبروا اءجرهم بأ حسن ما كانوا یعملون (96)
من عمل صالحا من ذكر اءو اءنثى و هو مؤ من فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اءجرهم بأ حسن ما كانوا یعملون (97)


ترجمه :

95 - (هرگز) پیمان الهى را با بهاى كمى مبادله نكنید (و هر بهائى در برابر آن ناچیز است ) آنچه نزد خدا است براى شما بهتر است اگر بدانید.
96 - (زیرا) آنچه نزد شما است فانى میشود، اما آنچه نزد خدا است باقى میماند، و كسانى را كه صبر استقامت پیشه كنند به بهترین اعمالشان پاداش خواهیم داد.
97 - هر كس عمل صالح كند، در حالى كه مؤ من است ، خواه مرد باشد یا زن ، به او حیات پاكیزه میبخشیم ، و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام دادند خواهیم داد.
شاءن نزول :
مرحوم (طبرسى ) مفسر بزرگ ، از ابن عباس چنین نقل میكند كه مردى از اهالى حضرموت خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسید عرض كرد اى رسولخدا
همسایه اى بنام (امرؤ القیس ) دارم كه قسمتى از زمین مرا غصب كرده است و مردم گواه صدق منند، ولى چون براى او احترام بیشترى قائل هستند حاضر به حمایت من نیستند.
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) امرؤ القیس را خواست و از او در این زمینه سؤ ال كرد، او در پاسخ همه چیز را انكار نمود، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به او پیشنهاد سوگند كرد، ولى مرد شاكى عرض كرد: یا رسول الله ! این مرد بى بند و بارى است كه براى او هیچ مانعى ندارد سوگند دروغ یاد كند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود به هر حال چاره اى نیست ، یا باید شهود بیاورى و یا باید تسلیم سوگند او شوى ، به هنگامى كه امرو القیس برخواست تا سوگند یاد كند، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به او مهلت داد (و فرمود در این باره بیندیش و بعدا سوگند یاد كن ).
آن دو باز گشتند و در این حال ، آیه اول و دوم مورد بحث نازل شد (و آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر داشت ).
هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) این دو آیه را براى آنها خواند، امرو القیس گفت حق است ، آنچه نزد من است سرانجام فانى میشود و این مرد راست مى گوید من قسمتى از زمین او را غصب كرده ام ، ولى نمیدانم چه مقدار بوده است ؟ اكنون كه چنین است هر مقدار میخواهد (و میداند حق او است ) بر گیرد، و معادل آن هم بر آن بیفزاید به خاطر استفاده اى كه در این مدت از زمین او كرده ام ، در این هنگام سومین آیه مورد بحث نازل شد (و به كسانى كه عمل صالح توام با ایمان دارند بشارت (حیات طیبه ) داد).
تفسیر :
زندگى پاكیزه در گرو چیست ؟
در تعقیب آیات گذشته كه از زشتى پیمانشكنى و سوگند دروغ سخن میگفت نخستین آیه مورد بحث نیز تاكیدى بر همان مطلب دارد، با این تفاوت كه انگیزه
پیمانشكنى و سوگند دروغ در آیات قبل مساله مرعوب شدن در برابر اكثریت عددى بود، و در اینجا انگیزه آن مساله جلب منافع بیارزش مادى است .
لذا مى گوید: (هرگز پیمان الهى را با بهاى كمى مبادله نكنید) (و لا تشتروا بعهد الله ثمنا قلیلا).
یعنى هر بهائى در برابر آن بگیرید كم و ناچیز است ، حتى اگر تمام دنیا را به شما بدهند ارزش یك لحظه وفاى به عهد الهى را ندارد.
سپس به عنوان دلیل اضافه میكند آنچه نزد خدا است براى شما بهتر است اگر بدانید (انما عند الله هو خیر لكم ان كنتم تعلمون ).
در آیه بعد دلیل این برترى را چنین بیان میكند: (آنچه نزد شما است سرانجام فانى و نابود میشود، اما آنچه نزد خدا است باقى و جاودان میماند) (ما عندكم ینفد و ما عند الله باق ).
منافع مادى هر چند ظاهرا بزرگ باشند اما همچون حبابى بر سطح آب بیش نیستند، در حالى كه پاداش الهى كه همچون ذات مقدسش جاویدان است از همه اینها برتر و بالاتر است .
سپس اضافه میكند: ما كسانى را كه در راه اطاعت فرمانمان (به خصوص ایستادگى در برابر سوگندها و عهدها) صبر و استقامت میكنند به بهترین اعمالشان پاداش خواهیم داد (و لنجزین الذین صبروا باحسن ما كانوا یعملون ).
تعبیر به (احسن ) دلیل بر این است كه اعمال نیك آنها همه یكسان نیست ، بعضى خوبست و بعضى خوبتر، ولى خداوند همه را به حساب خوبتر میگذارد، و پاداش خوبتر را به آنها میدهد، و این نهایت بزرگوارى است كه فى المثل شخصى چند نوع كالا براى فروش عرضه كند، عالى و خوب و متوسط، و خریدار همه را
به قیمت عالى بخرد!
ضمنا جمله و لنجزین الذین صبروا... خالى از اشاره به این نكته نیست كه صبر و استقامت و پایمردى در مسیر طاعت و مخصوصا پایبند بودن به عهد و پیمان از بهترین اعمال آدمى است .
در حدیثى از على (علیهالسلام ) در نهج البلاغه میخوانیم : الصبر من الایمان كالراءس من الجسد و لا خیر فى جسد لا راءس معه و لا فى ایمان لا صبر معه : (صبر و استقامت در برابر ایمان همچون سر است در برابر تن ، تن بى سر، فایده و دوام و بقائى ندارد همچنین ایمان بدون صبر و پایمردى ).
و به دنبال آن به صورت یك قانون كلى نتیجه اعمال صالح توام با ایمان را از هر كس و به هر صورت تحقق یابد، در این دنیا و جهان دیگر، بیان میكند، و مى گوید: هر كس عمل صالح انجام دهد در حالى كه مومن باشد، خواه مرد یا زن به او حیات پاكیزه میبخشیم ، و پاداش آنها را به بهترین اعمالى كه انجام میدادند خواهیم داد (من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما كانوا یعملون ).
و به این ترتیب معیار، تنها ایمان و اعمال صالح زائیده آن است و دیگر هیچ قید و شرطى نه از نظر سن و سال ، نه از نظر نژاد، نه از نظر جنسیت و نه از نظر پایه و رتبه اجتماعى در كار نیست .
و نتیجه این عمل صالح مولود ایمان در این جهان ، حیات طیبه است یعنى تحقق جامعه اى قرین با آرامش ، امنیت ، رفاه ، صلح ، محبت ، دوستى ، تعاون و مفاهیم سازنده انسانى خواهد بود، و از نابسامانیها و درد و رنجهائى كه بر اثر استكبار و ظلم و طغیان و هوا پرستى و انحصارطلبى به وجود مى آید و آسمان
زندگى را تیره و تار میسازد در امان است .
این از یكسو، و از سوى دیگر خدا آنها را بر طبق بهترین اعمالشان پاداش خواهد داد كه تفسیر آن در آیات قبل گذشت .
نكته ها :
1 - سرمایه هاى جاودانى
طبیعت زندگى این جهان مادى ، فنا و نابودى است ، محكمترین بناها، بادوامترین حكومتها، قویترین انسانها، و هر چیز كه از آن مستحكمتر نباشد، سرانجام كهنه و فرسوده و سپس نابود میشود، و همه بدون استثناء خلل پذیرند.
اما اگر بتوان این موجودات را به نحوى با ذات پاك خداوند پیوند داد و براى او و در راه او به كار انداخت ، رنگ جاودانگى به خود میگیرند، چرا كه ذات پاكش ابدى است و هر چیز نسبتى با او دارد رنگ ابدیت مییابد:
اعمال صالح ، ابدى هستند، شهیدان حیات جاویدان دارند، پیامبران و امامان و دانشمندان راستین ، و مجاهدان راه حق ، تاریخشان ، توام با ابدیت است ، چرا كه همه رنگ الهى دارند.
به همین دلیل ، آیات فوق به ما هشدار میدهد كه بیائید سرمایه هاى وجود خود را از فناپذیرى نجات بخشید، و در صندوق پس ‍ اندازى ذخیره كنید كه دست تطاول ایام به محتویاتش نمیرسد، و گذشت شب و روز آنرا به فنا و نیستى سوق نمیدهد.
بیائید و سرمایه هاى خود را براى خدا و در راه خلق خدا و جلب رضاى او به كار اندازید تا مصداق (عند الله ) گردد، و به مقتضاى (ما عند الله باق ) باقى و برقرار شود.
در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) میخوانیم : اذا مات ابن آدم انقطع امله الا عن ثلاث صدقة جاریه ، علم ینتفع به و ولد صالح یدعو له : (هنگامى كه فرزند آدم از دنیا میرود امید او از همه چیز بریده خواهد شد مگر از سه چیز: صدقات جاریه (آثار خیرى كه در خدمت مردم و در راه خدا در جریان است ) و علم و دانشى كه مردم از آن بهره میگیرند، و فرزند صالح كه براى او دعا میكند چرا كه همه اینها براى خدا و در راه او هستند و رنگ ابدیت دارند.
در نهج البلاغه میخوانیم : شتان ما بین عملین : عمل تذهب لذته و تبقى تبعته و عمل تذهب مئونته و یبقى اجره : (بسیار تفاوت دارد عملى كه لذتش از میان میرود و مسئولیتش باقى میماند، و عملى كه درد و رنجش میرود و اجرش باقى است .
2 - برابرى مرد و زن
بى شك ، زن و مرد تفاوتهائى از نظر جسم و روح دارند و به همین دلیل در احراز پستهاى اجتماعى متفاوتند و هر كارى از كسى ساخته است ، ولى هیچیك از اینها دلیل بر تفاوت شخصیت انسانى آنها، و یا تفاوت مقامشان در پیشگاه خدا نیست ، و از این نظر هر دو كاملا برابرند، و به همین دلیل معیارى كه بر شخصیت و مقام معنوى آنها حكومت میكند، یك معیار بیش نیست ، و آن ایمان است و عمل صالح و تقوى كه امكان دسترسى هر دو به آن یكسان است .
آیات فوق ، با صراحت این حقیقت را بیان كرده ، و دهان بیهوده گویانى را كه در گذشته یا حال در شخصیت انسانى زن ، شك و تردید داشتند، و یا براى او مقامى پائینتر از مقام انسانى مرد قائل بودند میبندد، و ضمنا منطق اسلام را
در این مساله مهم اجتماعى آشكار میسازد، و ثابت میكند كه بر خلاف پندار كوته فكران ، اسلام دین مردانه نیست ، به همان مقدار كه به مردان تعلق دارد به زنان نیز تعلق دارد.
این هر دو جنس در صورتى كه در مسیر اعمال صالح گام بردارند، گامى مثبت و سازنده كه از انگیزه هاى ایمانى مدد گیرد، هر دو به یكسان داراى حیات طیبه خواهند بود، و هر دو از اجر و پاداش مساوى در پیشگاه خدا بهره مند میشوند و موقعیت اجتماعى آنها نیز همانند خواهد بود مگر اینكه از نظر ایمان و عمل صالح بر دیگرى برترى یابد.
3 - ریشه هاى عمل صالح از ایمان سیراب میگردد
عمل صالح آنچنان مفهوم وسیع و گسترده اى دارد كه تمام فعالیتهاى مثبت و مفید و سازنده را در همه زمینه هاى علمى و فرهنگى و اقتصادى و سیاسى و نظامى و مانند آن شامل میشود.
از اختراع دانشمندى كه براى كمك به انسانها سالها زحمت كشیده گرفته ، تا مجاهدتهاى شهید جان بر كفى كه در صحنه مبارزه حق و باطل آخرین قطره هاى خون خود را نثار میكند، و از درد و رنجى كه مادر با ایمانى به هنگام آوردن نوزاد و سپس براى تربیت او متحمل میشود گرفته ، تا زحماتى كه دانشمندان براى نوشتن كتابهاى پر ارجشان میكشند، همه را فرا میگیرد.
از بزرگترین كارها همچون رسالت انبیا، تا كوچكترین برنامه ها همچون كنار زدن یك سنگ كوچك از وسط جاده ، همه در این مفهوم وسیع جمع است .
در اینجا این (سؤ ال ) پیش مى آید كه چرا این عمل صالح مقید به قید ایمان شده است در حالى كه انجام آن بدون ایمان نیز امكان دارد، و در مواردى دیده شده است .
(پاسخ ) این سوال یك نكته است و آن اینكه اگر انگیزه ایمان در كار نباشد غالبا عمل آلوده میشود و اگر آلوده نشود بسیار استثنائى است ، و اما اگر ریشه هاى درخت عمل صالح از آب توحید و ایمان به الله سیراب گردد، كمتر ممكن است آفاتى همچون عجب و ریا و تظاهر و خودبینى و تقلب و منتگذارى و امثال آن در آن راه یابد، و به همین دلیل قرآن مجید غالبا این دو را با هم پیوند میدهد چرا كه پیوندشان یك واقعیت عینى و ناگسستنى است .
لازم است در اینجا با ذكر یك مثال این مساله را روشنتر سازیم ، فرض كنید دو نفر هر كدام دست به ساختن بیمارستانى زده اند، یكى انگیزه الهى دارد و براى خدمت به خلق خدا این كار را كرده ، اما دیگرى هدفش تظاهر و رسیدن به یك موقعیت اجتماعى است .
ممكن است در یك نظر سطحى ما فكر كنیم بالاخره هر دو بیمارستان میسازند و مردم از عمل آنها یكسان استفاده خواهند كرد، درست است كه یكى پاداش الهى دارد و یكى ندارد، ولى عمل آنها ظاهرا با یكدیگر متفاوت نیست .
ولى همانگونه كه گفتیم این محصول یك مطالعه سطحى است ، اما اگر كمى بیشتر دقت كنیم خواهیم دید خود این دو عمل در جهات مختلف با یكدیگر متفاوتند، فى المثل نفر اول به سراغ محله اى از شهر میرود كه مستضعفان و نیازمندان در آن بیشترند، و گاه در یك محله گمنام كه در مسیر رفت و آمد نیست اقدام به این عمل میكند، ولى نفر دوم به سراغ نقطه اى میرود كه بیشتر در چشمها است هر چند در آنجا نیاز بسیار كمترى است .
نفر اول در انتخاب مصالح و كیفیت ساختمان آینده هاى دور را در نظر میگیرد، و آنچنان زیر بنا را میسازد كه صدها سال بماند، اما نفر دوم غالبا به سراغ این میرود كه ساختمان زودتر بر پا و افتتاح شود و جار و جنجال راه بیندازد، و نتیجه مورد نظرش را بگیرد.
نفر اول دنبال تحكیم باطن كار میرود و نفر دوم به زرق و برق ظاهر میچسبد، همچنین در انتخاب بخشهاى درمانى ، دكترها، پرستارها و سایر نیازمندیهاى این بیمارستان میان این دو، تفاوت بسیار است ، چرا كه همواره انگیزه هاى مختلف ، خود را در تمام مسیر عمل نشان میدهند و یا به تعبیر دیگر عمل را به رنگ خود در مى آورند.
4 - حیات طیبه چیست ؟
مفسران در معنى (حیات طیبه ) (زندگى پاكیزه ) تفسیرهاى متعددى آورده اند:
بعضى آنرا به معنى روزى حلال تفسیر كرده اند.
بعضى به قناعت و رضا دادن به نصیب .
بعضى به رزق روزانه .
بعضى به عبادت توام با روزى حلال .
و بعضى به توفیق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن .
ولى شاید نیاز به تذكر نداشته باشد كه حیات طیبه ، مفهومش آنچنان وسیع و گسترده است كه همه اینها و غیر اینها را در بر میگیرد، زندگى پاكیزه از هر نظر، پاكیزه از آلودگیها، ظلمها و خیانتها، عداوتها و دشمنیها، اسارتها و ذلتها و انواع نگرانیها و هر گونه چیزى كه آب زلال زندگى را در كام انسان ناگوار میسازد.
ولى با توجه به اینكه در دنبال آن ، سخن از جزاى الهى به نحو احسن به میان آمده استفاده میشود كه حیات طیبه مربوط به دنیا است و جزاى احسن مربوط به آخرت .
جالب اینكه در روایتى كه در نهج البلاغه از امیر مومنان على (علیهالسلام ) نقل شده میخوانیم :
و سئل عن قوله تعالى فلنحیینه حیاة طیبة فقال هى القناعة :
(از امام پرسیدند منظور از جمله فلنحیینه حیاة طیبه چیست ؟ فرمود: قناعت است ).
بدون شك مفهوم این تفسیر محدود ساختن حیات طیبه به قناعت نمیباشد، بلكه بیان مصداق است ولى مصداقى است بسیار روشن ، چرا كه اگر تمام دنیا را به انسان بدهند ولى روح قناعت را از او بگیرند همیشه در آزار و رنج و نگرانى بسر میبرد، و به عكس اگر انسان روح قناعت داشته باشد، و از حرص و آز و طمع بر كنار گردد، همیشه آسوده خاطر و خوش است .
همچنین در بعضى از روایات دیگر حیات طیبه به معنى رضا و خشنودى از آنچه خدا داده است تفسیر شده كه آنهم با قناعت قریب الافق است .
ولى هرگز نباید به این مفاهیم جنبه تخدیرى داد، بلكه هدف اصلى از بیان رضا و قناعت ، پایان دادن به حرص و آز و طمع و هوا پرستى است كه عامل تجاوزها و استثمارها و جنگها و خونریزیها، و گاه عامل ذلت و اسارت است .

نمونه

دوشنبه 18/10/1391 - 8:30
پسندیدم 0
UserName
x